«آن سوی سیاهی» کتابی نوشته پیر سولاژ نقاش شناخته شده فرانسوی است. این اثر در دسته ادبیات زیبایی شناسی، با موضوع هنرهای تجسمی و نقاشی قرار می گیرد. کتاب «آن سوی سیاهی» مجموعه ای از اندیشه ها و عادات حرفه ای پیر سولاژ است که در قالب های گوناگون ارائه شده اند. این کتاب اثری است که با استفاده از گفت و گوها و یادداشت های مختلف به توصیف نمایی از زندگی، اندیشهها و هنر پیر سولاژ، که از شناخته شدهترین نقاشان سبک اکسپرسیونیسم انتزاعی است میپردازد. این کتاب شامل مجموعهای از نوشتههای شخصی سولاژ، گفتوگوهای او با روزنامهنگاران و منتقدان هنری و سخنرانیهایی است که در مجامع هنری انجام داده و دیدگاههای او درباره هنر و فلسفه خلاقیت را روشن میکند. سولاژ در این کتاب بر نظرگاه خود درباره آثاری که بهویژه از سال ۱۹۷۹ به بعد خلق کرده و به مجموعه «فراسیاهی»،معروف هستند پرداخته است. مصاحبه ها و سخنرانی هایی که از او در این کتاب گردآوری شده به شیوه نقاشی او با استفاده از رنگ سیاه بهعنوان ابزاری برای خلق نور تمرکز دارد. در «آن سوی سیاهی» بر این موضوع تاکید شده که چگونه سولاژ در مجموعه «فراسیاهی» بافت، عمق و انعکاسهای نور را به نمایش میگذارد و از رنگ سیاه بهعنوان عنصری زنده و پویا برای خلق آثارش استفاده می کند. سخنانی که از او در این کتاب چاپ شده نشان دهنده ذهنی نوآور سولاژ دارد که مرزهای فرم و رنگ را به چالش کشیده است. سخنرانی هایی که از سولاژ در «آن سوی سیاهی» به چاپ رسیده نشان می دهد که چگونه این هنرمند فرانسوی که بهعنوان «نقاش سیاهی و نور» شناخته میشود، با خلق آثاری با رنگ سیاه و ویژگیهای منحصربهفرد، جایگاه ویژه ای در هنر مدرن به دست آورده است.
سولاژ با نور نقاشی میکند. بومهای سیاهش سیاه نیستند بلکه رنگ سیاه بهانهای است برای نمایش نوری که به سطح سیاه میتابد. برخورد نور و سطح سیاهِ تصویر، رنگهای متفاوتی میسازند که به عمق خطوط، متساوی نبودن پهنای آنها، میزان مات و براق بودنشان و فاصله و محل ایستادن بیننده بستگی دارد. نقاشیهایش را فراسیاهی نامیده که نشانی از سرزمین دیگر است سرزمینی فراتر رنگ سیاه. نقاشیهای او انتزاعی ست که ارجاع به واقعیت بیرونی ندارد. نقاشیهای او زبان نیست، نشانه نیست، دلالت به چیزی خارج از خود ندارد. عنوان ندارد. هیچ معنایی از آن نشئت نگرفته و هیچ معنایی مادیت آن را نمیبلعد. " بومی که به هیچ چیز دلالت ندارد مرا به من برمیگرداند. و با چیزها را رمزگشایی نکردن و معنا را از آن خود نساختن، از من میخواهد خود را همچون معنا شکل دهد"