آیت الله محمد محمدى نیک معروف به ریشهرى (متولد آبان ۱۳۲۵ش) مجتهد و محدث شیعه، تاریخپژوه و متخصص علوم قرآنی و حدیثی است. میزان الحکمه معروفترین اثر علمی اوست و کتابهای متعدد دیگری نیز با تکیه بر احادیث شیعه نگاشته است. چند مجموعۀ بزرگ مانند دانشنامه امیرالمومنین، دانشنامه امام حسین و دانشنامه امام مهدی نیز زیر نظر او تألیف شده است. مشهورترین کتاب او در حوزه عرفان نیز کیمیای محبت نام دارد که به زبان های مختلفی ترجمه شده است
به نظر این کمترین شیخ رجبعلی خیاط از آخرین و آشکارترین پنجره های گشوده به جهان غیب در آغاز دوران مدرنیته بود
شگفتی او اینجا بود که نه عرفان نظری خوانده بود، نه علوم حوزوی، نه اهل ریاضت های دشوار بود و نه اهل اذکار و اوراد عجیب و غریب؛ نه در بند سحر بود و نه جفر؛ نه علوم جلیه، نه علوم خفیه، نه دعوی، نه دکان ... رجبعلی یک مسلمان ساده بود، اما انگار بر بال فرشتگان سوار بود و طبیعتِ این عالم چون موم در دستش
عمق معانیِ مطروحه در گفتار و رفتار او، نقطه تمایز او با کرامت بازها، دعانویس ها و مرتاضهای دروغین و راستین بود و اوج خرق عادات و توان کشف و شهود و تصرف او در عالم، فصل ممیزش با اهل کتاب و دفتر و خطابه و منبر. اهل مدرسه نبود ولی اهل معرفت بود؛ اهل ریاضت نبود ولی اهل عبادت بود
این جوان مرد خیاط تهرانی، در حقیقت تلنگری بود برای خواص و عوام جامعه خود؛ هشدار او برای خواص از جهتِ دعوی های بی عمل و ادعاها و علم های بی نتیجه بود و این معنی که «پس چه شد سرانجام آنهمه علم اندوزی و عبادت ورزی؟» و آموزه او برای ما مردم عوام دریدنِ حجابِ دشواریِ راهِ سیر و سلوک و عرفان و در یک کلام این سخن بود که: «همه می توانند به خدا برسند و راه دوستی با خدا در انحصار هیچ گروهی نیست»
امروز، در میان اینهمه قیل و قال و دعوی و دعواها بر اساس چیستی و چگونگی عرفان و سلوک، و اینهمه دکه و دکانی که مدعی تجویز نسخههای آرامش و معنویت هستند _البته اگر آقایان بگذارند_ خیلی چیزها میشود از این شخصیت معنوی و عرفان بی ادا و اطوارش فراگرفت
درباب خود کتاب کیمیای محبت که نخستین، جامع ترین و معتبرترین کتاب درباب این شخصیت عرفانی معاصر است نقدها ونظرهای مثبت و منفی فراوانی دارم که در جای خود خواهم نوشت، اما مهم ترین نکته در این باب این است که این کتاب را یک نویسنده عرفانی، یک علاقمند و طرفدار نظریههای عرفانی ننوشته است. از مهم ترین مشکلات بسیاری از متون عرفانی زیاده ازحد ذوقی بودن، بی منبع و مرجع بودن، و گاه مبالغه آمیز و دروغ آمیز بودن است. در این آثار گاه قول به مراتب از قائل و منبع برای مولف مهمتر بوده است؛ اما این کتاب را یک فرد علمی، حدیثی و رجالی ) محمدی ری شهری) نوشته و از این جهت می توان به مطالب آن اعتماد داشت
یک چیزهایی هست مثل نخ هایی که بادکنک پر از گاز هلیوم را به زمین وصل نگه می دارد. اگر این بادکنک پر از هلیوم مایی باشیم که در دوران مثلا مدرن همینطور نیمه معلقیم اگر چیزی به زمین سفت متصل نگاهمان داشته نسیم هایی است از جنس ایشان...
"عاشقی در خانه معشوقش را زد معشوق پرسید نان می خواهی؟ گفت: نه گفت: آب می خواهی ؟ گفت:نه گفت: پس چه می خواهی؟ گفت: من تو را می خواهم . رفقا!باید صاحب خانه رو دوست داشت نه آش و پلوی او را و به قول سعدی: "گر از دوست چشمت بر احسان اوست تو در بند خویشی نه در بند دوست "
خاطره اي از شيخ رجبعلي خياط در محلات جنوب شهر تهران كوچه اي است به نام كوچه سياهان در جنوب قبرستان فردوسي، سرقبرآقا. در آنجا پيرمرد خياطي زندگي مي كرد به نام شيخ رجب ولي عمامه به سر نداشت. اين شخص در گوشه و كنار شهر مريدان بسيار از هر طبقه اي داشت. سواد و تحصيلات او منحصر به خواندن بعضي كتب فارسي و كتب ادعيه بود ولي سخن داني بسيار بليغ بود. آيات قرآني مربوط به وعده و وعيد را به خوبي از حفظ داشت و به خوبي ترجمه مي كرد كه اگر كسي اطلاع از سواد او نداشت گمان مي كرد مرد مطلع دانشمندي است. نماز مغرب و عشا را به حالت جماعت ادا مي كرد و خود امامت مي كرد. نماز را با آهنگ و با صداي بلند مي خواند. بعد از نماز مغرب و عشاء هم بعضي ادعيه را مي خواند و يا از كتاب طاقديس يكي دو صفحه مي خواند. اولين دفعه اي كه او را ملاقات كردم (حدود سال 1329 ه.ش.) در سخنراني خود اين آيه «ان الله اشتري من المومنين انفسهم» را معني و تفسير مي كرد. من افزودم: «بان لهم الجنه». نگاهي به من كرد. گفت: «شما به خدا چه مي فروشيد و خدا در قبال آن چه مي دهد؟ نفس هاي آدمي زادگان كه خود مي فرمايد: «نفحت فيه من روحي» داده مي شود. در مقابل اگر بهشت گرفته شود، شما مغبون هستيد و خداوند كسي را گول نمي زند كه متاع خوب را بگيرد و مبلغ كمي در قبال آن بدهد.» و در اين باره شرح مفصل بليغي گفت كه هيچ گمان نمي كردم آدم بي سوادي چنين بلاغتي داشته باشد. داستان هایی از پنجاه سال، به قلم سید معزالدین مهدوی، چاپ اول، وحید، تهران، 1348. صفحه 242.
سلام رجب علی خیاط ساخته مکتب عشق الهی است. ایشون به لطف حق به سرچشمه هستی متصل شد و در این کتاب گزیده هایی از زندگی ایشون رو میتونیم مطالعه کنیم. سیره عملی رجب علی خیاط بسیار آموزنده و گاهی بسیار سادست. باید عاشق بود و ازین کتاب استفاده کرد. بسیار حال خوبی داره و سرشار از انزژی مثبت هست این کتاب. اگر بدنبال انسانی که به منبع عشق متصل بوده میگردید این آدم یکی از هموناست.
کتاب خوبیه خوب هم نوشته شده ولی باید حواسمون باشه از روش برای خودمون یا دیگران نسخه نپیچیم اینکه بعضی مستحبات برای بعضی ها واجبه یا بعضی مباحات براشون حروم میشه به خاطر جایگاهیه که فرد به دست میاره ما آدم های معمولی همون طور که آیت الله بهجت می فرماین اول باید واجب و حراممون رو رعایت کنیم
به واسطهي معتمدي از پسرش (كه عينك سازي داشت سر خيابون بزرگمهر و الان خيلي وقته كه در گذشته)شنيديم كه چيزاي من در آوردي بسياري به رشيخ رجبعلي نسبت داده