جورج برنزِ بازیگر، زمانی گفته است «خوشبختی یعنی داشتن خانوادهای بزرگ که دوستت داشته باشند و به تو اهمیت بدهند، اما در شهر دیگری زندگی کنند.» گرچه بیان برنز بیتردید با شوخی همراه است، اما شاید خیلیها ته دلشان با او موافق باشند. در این عصرِ «جهانی شدن فرهنگ» دیگر بهندرت میتوان تفاوتهایی چشمگیر میان خانوادههای غربی و شرقی یافت. شاید دهکدهی جهانی چیزهای زیادی به ما بخشیده، یا از دیدگاهی دیگر، چیزهای زیادی از ما گرفته! «خانواده جهانپور»همانطور که از نامش پیداست، محصول جهان کنونی خودش است؛ آدمهایی امروزی با سبک زندگی مدرن که خواسته یا ناخواسته اعضای یک خانواده شدهاند و در این میان میکوشند جایگاه خود را در این دنیا بیابند. کاراکترهای نمایشنامه گویی آشنایان دور و نزدیک خودمان هستند؛ مردان و زنانی با خواستهها و نیازهای متفاوت در این آشفتهبازار زندگی