"چشم های قهوه ای تو" مجموعه ی بیست جمله ی عاشقانه است که در شب های کشیک در اورژانس بیمارستان هر زمان که وقت خوش بوده و کاغذ فراهم، به شوریدگی و شیدایی نوشته شده اند. از آن شب ها که خفته ی سر بر کنار جانان گذاشته، خبر ندارد چه درازند در چشم پاسبانان بیدار! کوچک و شیرین، نور چشم روزهایی آن همه تلخ! حاصل بی تناسب کشمکش میان رنج و عشق و چرا که نه؟ اصلا این به همه ی آن ها در!