محمدرضا سرشار مشهور به رضا رهگذر، در سال ۱۳۳۲ به دنیا آمد. او در سال ۱۳۵۴، در رشته مهندسی صنایع دانشگاه علم و صنعت پذیرفته شد. اولین کتاب سرشار (رهگذر) با مضمونی سیاسی هرچند در قالب داستانی برای کودکان در سال ۱۳۵۵ منتشر شد. او در سال ۱۳۵۷ به دلیل فعالیتهای سیاسی ضد رژیم شاه دستگیر و زندانی شد ولی پس از چندی، همراه با دیگر زندانیان سیاسی آزاد شد. سرشار در طول سی سال انقلاب اسلامی تلاش زیادی برای ارتقاء سطح فرهنگی کشور انجام داد و موفق به انتشار ۱۳۳ کتاب تالیفی، پژوهشی، ترجمه و گردآوری و دریافت ۳۱ جایزهٔ کشوری گردید. جربه سردبیری دو هفتهنامه «سوره نوجوانان»، ماهنامه «ادبیات داستانی»، ماهنامه «سروش نوجوان»، گاهنامه تخصصی «قلمرو»، فصلنامه «اصحاب قلم» و دبیری گروه ادب و هنر دو روزنامه کیهان و جوان، سرشار را به یکی از چهرههای سرشناس عرصه روزنامهنگاری تبدیل کرده است. چهرهای که در این عرصه، دو بار به عنوان رتبه اول جشنواره مطبوعات و یکبار در جشنواره مطبوعات کودک و نوجوان انتخاب شده است. مکمل همین تجربه، عضویت وی در دو دوره هیئت منصفه مطبوعات میباشد. سرشار چند سال سابقه تدریس در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران را در کارنامه خود دارد و در سال ۱۳۷۳، نشریه بینالمللی «Who is who» او را به عنوان یکی از مشاهیر ایران معرفی نموده است.
این رمان در واقع برگردانی است از اثر ساتم الغزاده که نشر نیلوفر هم نسخه دیگری از آن را منتشر کرده است، در این نسخه محمدرضا سرشار آن را برای نوجوانان بازنویسی کرده است. این ریویو را درباره نسخه نشر نیلوفر نوشتم که اینجا هم بازنشر میکنم.
فردوسی از نزدیک
زندگینامهها یكی از راههای شناخت افراد و مقاطع تاریخی است. با زندگینامهها میتوان به زندگی افراد سرك كشید و زندگی آنها را از پنجره آن زندگینامه به تماشا نشست. زندگینامه نوشتن شاید در نگاه اول كار دشواری به نظر نرسد، ولی اگر واقعبین باشیم و به عمق قصه زندگی یك شخصیت مهم تاریخی سفر كنیم متوجه اهمیت و سختی نوشتن از شخصیتهای تاریخی میشویم. به همین خاطر است كه هركسی سراغ نوشتن از شخصیتهای مهم تاریخی در قالب زندگینامه نمیرود. این در حالی است كه در دنیا چهرههای برجسته برای معرفی شخصیتهای مهم تاریخی دست به قلم میشوند و آثاری میآفرینند كه از آن طریق میتوان نمایی از زندگی افراد را به تماشا نشست. حال اینكه در میان ما ایرانیها، زندگینامه افراد و شخصیتهای برجسته تاریخ خیلی جدی گرفته نمیشود و به رشته تحریریه در نمیآید؛ برای نمونه كتاب «ملت عشق» اثر نویسنده اهل تركیه یكی از آن كارهایی است كه هرچند از نظر استناد و مبنای تاریخی قابل تشكیك است، ولی در همین ایرانِ ما، اثری پرفروش و پرمراجعه بود كه بسیاری را با گوشههایی از زندگی «شمس» آشنا كرد. شاید بد نباشد كه اهل علم و معرفت همت جدیتری در نوشتن از بزرگان فرهنگ و علم بگذارند تا هم نسل آینده با مفاخر فرهنگی ما آشنا شوند و هم آنها از زاویه تاریك و نمور تاریخ بیرون بیایند و دیده شوند. تذكرهای از دیار تاجیكستان ساتم اُلُغزاده، نویسنده اهل تاجیكستان كه عضو فرهنگستان علوم این كشور نیز بوده، از زمره نامهای مطرح در ادبیات تاجیكستان است. سرودن شعر برای رودکی و همچنین نوشتن نمایشنامه از جمله كارهایی است كه او به آنها اشتغال داشته است. تاریخ درامنویسی در تاجیكستان با نام ساتم الغزاده، غنی عبدا...، شمسی قیام، فیضا... عنصاری و دیگر نویسندگان شناخته شده، آغاز و تا دهه ۱۹۸۰ میلادی پیوسته رشد كرده است. او شیفته فرهنگ و تمدن ایرانی بود و در سالهای پایانی عمرش به دیده احترام در آثارش از سوی ایرانیان نگاه میشد. این ادیب فرزانه سال 1997 در 85 سالگی چشم از جهان فرو بست. از او رمانی با عنوان «فردوسی» بهجای مانده كه در آن گوشههایی از زندگی حكیم توس را بازگو كرده است. رمانی كه سختیها و دشواریهای خلق شاهنامه را در كنار مرور زندگی شخصی ابوالقاسم فردوسی برای خواننده روایت كرده است. این رمان سال 1990 در دوشنبه پایتخت تاجیكستان به خط فارسی منتشر شده و نویسندهاش به خاطر این كتاب در همان سال برنده جایزه دولتی رودكی شد. علاوه بر این، كتاب فوق در سال 1375 به عنوان كتاب جهانی سال جمهوری اسلامی ایران شناخته شد. «داستان زندگی فردوسی؛ بزرگترین حماسهسرای جهان» عنوان بازنویسی شده رمان «فردوسی» الغزاده است. رمانی كه نویسنده در آن كوشش كرده تا وارد جهان خالق شاهنامه شود. شاهنامهای كه بسیاری آن را بزرگترین داستان حماسی منظوم جهان میدانند در این اثر برشها و مقاطعی از خلق آن برای خواننده بازگو شده است. محمدرضا مرعشیپور این اثر را بازنویسی كرده تا برای مخاطب راحتتر فهم شود. «گویش تاجیكی گرچه در چارچوب زبان فارسی میگنجد، اما با فارسی رایج امروز، چه در واژگان و چه در نحو، تفاوتهای زیادی دارد؛ بنابراین لازم بود كه رمان بازنویسی شود تا خواننده ایرانی بتواند از آن بهره برگیرد.» روایتی از زندگی حكیم توس و فاطمهبانو، همسر فردوسی، و فرزندان آنها در حاشیه دفترستان فردوسی را در این كتاب شاهدیم. روایتی كه با چاشنی زبان فاخر و پخته فارسی به كام خواننده مینشیند و او را در لحظاتی مهمان محضر فردوسی میكند. نویسنده با زبان و لحنی خاص، به روایت ماجراهای كمتر شنیده شده زندگی حكیم توس پرداخته و ما را از زاویهای بسیار نزدیك، با چالشهای او در مواجهه با حاكمان و سلاطین، آشنا میكند. در این رمان، نویسنده گزارشی از حیات اجتماعی و فرهنگی فردوسی، شاعر بزرگ ایران و درگیریهای او در خلق این نامه شاهان را بازگو كرده است. در واقع آنچه در این كتاب آمده، بخشی از رخدادهای واقعی است كه در زندگی استاد فرزانه توس رخ نموده است. در این داستان، با فرهنگ و تمدن ایرانی و سیمای بیش از هزار سال تاریخ و سرگذشت مردم ایران آشنا میشویم. نویسنده تلاش كرده در كنار روایت زندگی فردوسی، بخشهایی از شاهنامه را نیز بازگو كند و با قصهپردازی ماجرای سرایش این اثر بزرگ زبان فارسی را بازگو كند. او تلاش میكند با نشان دادن درونمایه شاهنامه و درگیریهای درونی فردوسی حین سرودن اشعار شاهنامه خواننده را در لحظات خلق این اثر بزرگ زبان فارسی كنار او قرار دهد و او را در تجربه آفرینش این اثر شریك كند. اثری كه تنه به بزرگترین آثار حماسی جهان میزند. اقبال عمومی به سرودههای شاهنامه و نقل دهان به دهان آن در كوی و برزن نشان میدهد این اثر در زمان خود از سوی مردم مورد پذیرش قرار گرفته بود و مخالفان آن كسانی بودند كه در شاهنامه مورد طعن و نفرین حكیم توس بودهاند. با توجه به اینكه احتمالا منابع تاریخی درباره روزگار و زندگی فردوسی در دست نیست به همین خاطر روایتها تا حدودی فاقد پیوستگی است ولی بهطور كلی خواننده تصویری یكپارچه را دریافت میكند كه آن نیز به خاطر شخصیت محوری فردوسی در تمام روایتهاست. در این رمان نویسنده كوشش كرده كه اشعار را متناسب با موقعیتهای داستانی به كار ببرد و از آنها برای معرفی شاعر بهره ببرد. در واقع نشان داده شده كه شعر چطور به عنوان زبان گویای زمانه درونیات جوامع را بر صفحه تاریخ ماندگار میكند: «در این گیر و دار جرقهای در ذهن شاعر درخشید و به اجرایش همت گماشت. بیدرنگ كسی را در پی علی دیلمی خوشنویس فرستاد. پسینهنگام روز دیگر، خوشنویس در دفترستان حاضر شد. شاعر چند برگ كاغذ و دو شیشه دوات مشكی و سرخ پیش او گذاشت و چند صفحه از دستنوشتههای خود را به علی دیلمی نشان داد و از او خواست كه با قلمهای تراشیده خویش، آنها را هرچه تغزتر رونویسی كند. برعنوانها و برخی بیتها نیز انگشت گذاشت كه باید با رنگ سرخ نوشتشان. سر لوحه یكی از منظومههای دستنویس شاعر «اندرزنامه نوشتن بهرام گور به كارگزاران خود» و دیگری «نامه نوشتن نوشروان به كارداران درباره دادگستری» بود... در این منظومهها انوشیروان و بهرام گور كارگزاران را به خدا ترسی و دادگری فرامیخوانند و میفرمایند بههیچ روی نباید از مردم، فراتر از آنچه مقرر شده است، باج و خراج بستانند و حتی میبایست به تنگدستان و بینوایان از خزانه كمك برسانند و وام رعیتهایی را كه از پس پرداخت آن برنمیآیند، از همان منبع بپردازند. «بكوشید تا رنجها كم كنید/ دل غمگنان شاد و خرم كنید». فردوسی در یكی از منظومههایش آورده بود كه انوشیروان آنانی را كه بر خراجگزاران بیدادگری و ستم روا میدارند، هر مقام و مرتبهای كه باشند، از زنده به دار كشیدن و میانشان را با اره تیز بریدن میترساند و میگوید: «به بیدادگری مر مرا مهر نیست/ پلنگ و جفاپیشه مردم یكیست». ابوابراهیم میخواند و به سطرهای سرخ كه میرسید، درنگ میكرد و به مهران نشانشان میداد؛ همان بیتهایی را كه شاعر خواسته بود توجه حاكم را به معنایشان جلب كند.»
شب گرفتن ماه شب گرفتن ماه، رمان تاریخی با رویکرد روایت ماجراهای کمتر شنیده شده از زندگی فردوسی حکیم است. در بخش های مختلف این کتاب، با چالش های فردوسی با حکام و سلاطین زمان، حیات اجتماعی و فرهنگی فردوسی، شاعر بزرگ ایران، بخشی از رخدادهای واقعی و خانوادگی زندگی حکیم فردوسی و امثال اینها مواجه می شویم که احتمالا در کمتر کتابی آنها را شنیده اید. همچنین در خلال کتاب، با فرهنگ و تمدن ایرانی و سیمای بیش از هزارسال تاریخ و سرگذشت مردم ایران آشنا می شویم. این مساله از آن جهت اهمیت دارد که نویسنده در کارنامه ادبی خود بارها این را ثابت کرده که از بین روایتهای متنوع، روایتهای مستند تر و منطقی تر را به روایت های مشهورتر ولی احساسی ترجیح میدهد. پر بیراه نیست اگر بگوییم نوجوان امروز ایرانی، از شاهنامه چیزی بیشتر از نام و سراینده و قرن آن را نمی شناسد. اسم رستم و افراسیاب و تنی چند از پهلوانان را هم به سبب کثرت استفاده دیگران می داند وگرنه شاید اگر از او بپرسید داستان آرش کمانگیر را شنیده یا نه، آن را از داستان های شاهنامه به شمار بیاورد ( در حالی که این داستان و این شخصیت در شاهنامه نیامده اند!) . از همین رو لزوم تولید آثاری با محتواهای مربوط به شاهنامه، این سرمایه ارزشمند زبان و فرهنگفارسی و ایرانی، مخصوصا بری رده سنی نوجوان، وجود دارد و پرداختن به آن از هر زاویه و با هر رویکردی قابل تحسین است. آنچه در بازنویسی این کتاب هم به وضوح دیده میشود همین است. تلاش برای پیوند و آشتی نوجوان با زندگی شاعر بزرگ حماسه سرای ایران . اما بد نیست به این مساله اشاره شود که زبان و بیان کتاب، اگرچه به فارسی رایج ما برگردانده شده و اگرچه برای نوجوانانه شدن این قلم همت قتبل توجهی صورت گرفته است، اما برای مخاطب عام نوجوان سخت خوان و دیرفهم است. در مقابل برای نوجوانی که اهل مطالعات ادبی و متن خوانی کلاسیک فارسی باشد بسیار خوشخوان و دلچسب خواهد بود. به همین دلیل کوچک، و برای جلوگیری از دلزدگی نوجوان نسبت به مطالعه شرح زندگی بزرگان فرهنگ و ادب فارسی، بهتر است جز برای گروه دوم، آن را به سایر نوجوانان ارائه نکنیم. هرچند با بالاتر رفتن سن نوجوان و از حوالی 17 سالگی، این تقسیم بندی دیگرنیاز نیست و برای همه مناسب خواهد بود . اگر بین نزدیکان خود دوست شاهنامه دوست و فردوسی خوانی دارید هم این کتاب یک گزینه خاص و مناسب برای معرفی یا هدیه به اوست، چرا که اولا کمتر منبع و رمانی به این موضوع پرداخته و زندگی خود فردوسی همواره در هاله ای از ابهام برای شاهنامه خوانان قرار داشته است. دوم هم اینکه معمولا فقط بخش هایی از زندگی فردوسی که به خود شاهنامه ارتباط دارد در منابع و کتاب های مرتبط تکرار شده اند، مثل داستان امتناع فردوسی از پذیرفتن هدیه ناچیز نقدی سلطان محمود و طعنه زدنش به او، یا امتناع خانواده فردوسی از پذیرفتن هدیه چشمگیری که سلطان محمود پس از مرگ فردوسی آن را به پاس سرودن شاهنامه میخواست به ورثه تقدیم کند. اصل اثر به زبان تاجیک نوشته شده است و به قلم نویسنده مشهور تاجیکستانی، ساتم الوغ زاده. نویسنده ای که در کارنامه پربارش پژوهشهای ارزشمند و پرمایهای درباره زندگی و شرححال و زیست اجتماعی بزرگان فرهنگ ایرانی مثل ناصر خسرو، ابن سینا، رودکی و ... به چشم میخورد. اگرچه پیش تر محمدرضا مرعشی پور به همت نشر نیلوفر، این کتاب را با عنوان داستان زندگی فردوسی به فارسی ترجمه کرده بود اما محمدرضا سرشار ( رضا رهگذر )، این اثر را با نگاهی مناسب تر برای نوجوان ایرانی به زبان فارسی رایج ما برگردانده و آن را در حدود 100 صفحه نسبت به نسخه نشر نیلوفر کوتاهتر هم کرده است واز انتشارات سوره مهر روانه بازارش کرده است. خود این رمان سال 75 با عنوان کتاب خارجی برگزیده سال جمهوری اسلامی ایران معرفی شد و وزارت فرهنگ و ارشاد به نویسنده آن هم لوح تقدیر اعطا کرد و هم 50 سکه بهار آزادی . گویش تاجیکی اگرچه در چهارچوب زبان فارسی قرار می گیرد اما با فارسی رایج امروز چه در واژگان و چه در نحو تفاوت زیادی دارد و به همین علت این رمان برای انتشار در ایران و در اختیار مخاطب ایرانی قرار گرفتن، نیاز به بازنویسی داشته است .
شب گرفتن ماه در دسته کتاب های نقره ای انتشارات سوره مهر به حساب می آید. کتاب های نقره ای سوره مهر، به آن دسته از کتاب ها گفته می شود که به دلیل استقبال مخاطبان از چاپ چهارم فراتر رفته اند.