سعی میکنم محرم هر سال کتابی در مورد حسین علیه السلام بخونم ولی این کتاب انتخاب اشتباهی برای من بود و مقصر هم خودم بودم که بدون هیچ تحقیقی خریدمش.کتاب برای نوجوانان نوشته شده و پنج ماه آخر زندگی حسین علیه السلام رو در برمیگیره.آنطور که در مقدمه آمده فرزندان آقای زیدآبادی از پدرشون درخواست میکنند که یک کتاب با توجه با منابع اصیل تاریخی و روان در مورد ماجرای کربلا بنویسند و پدر هم خواسته فرزندان رو اجابت میکنه و حاصل کار میشه این کتاب که مناسب نوجوانان و به طور کلی کسانی است که هیچ چیزی در مورد کربلا و امام حسین نخوانده باشند.در صورتی که شما مطلبی در این حوزه خوانده باشید و با توجه به اینکه کتاب تاریخی است و نه تفسیر و تحلیل، این کتاب هیچ آورده ای برای مخاطب نداره و جامعه هدفش شما نیستید.به همین دلیل نمره ای نمیدم و فقط این نکته رو اینجا متذکر شدم که بدونید مخاطب این کتاب چه کسانی هستند..
علی رغم عنوان بسیار با مسمی، نثر بسیار خواندنی و روان و دقت در بیان روایت به دور از حشو و غلو اما کتاب هیچ نکته جدیدی ندارد. هر چند نویسنده خود در مقدمه تأکید کرده آن را به سفارش فرزندانش و صرفا از باب آشنایی نسل جدید به صورت مختصر و مفید نوشته و از همین رو منابع را نیز حذف کرده است، با این حال جای خالی یک تحلیل ولو چند صفحه ای در این کتاب احساس می شود. کتاب را به محض چاپ و به عنوان کتاب کردی نوروزی تهیه کردم و اربعین سال ۱۴۰۴ شمسی به پایان رساندم. دو صفحه پایانی آن بسیار مرا متأثر کرد. شاید لازم باشد تا مدت ها درباره این واقعه نوشته نشود و با گذر سالیان دراز اثری فراهم آورده شود که شرف مناسبی برای بیان آن باشد.
داستانی ساده و روان از زندگی امام حسین علیه السلام کاملا عادی تعریف شده بود و شاخ و برگ های عجیب غریب بهش داده نشده بود و چون داستان ساده بیان شده بود تصور کردنش راحت تر و تصویری که ازش توی ذهنم داشتم طبیعی تر از تصاویری بود که در مجالس ازش میساختم