بسیاری از علاقهمندان به فلسفه در ایران که با فضای مجازی بیگانه نیستند نام دانشنامه فلسفه استنفورد را شنیدهاند و چه بسا از این مجموعه کم نظیر بهره هم برده باشند. این دانشنامه حاصل طرحی است که اجرای آن در سال ۱۹۹۵ در دانشگاه استنفورد آغاز شد و همچنان ادامه دارد. این مجموعه از مدخلهای مناسبی برای ورود به گسترههای متنوع فلسفی برخوردار است و کسی که میخواهد برای اولین بار با مسأله یا مبحثی در فلسفه آشنا شود، یکی از گزینههای راهگشایی که پیش رو دارد این است که ابتدا به سراغ مدخل یا مدخلهای مربوط به آن در این دانشنامه برود.
نگارش، تدوین و انتشار مدخلهای دانشنامه فلسفه استنفورد به سرپرستی «دکتر ادوارد. ن. زالتا» افزون بر اینکه پیوندی فراگیر میان فضای دانشگاهی و عرصه عمومی برقرار کرده، ویژگیهای درخور توجه دیگری هم دارد و آن اینکه این دانشنامه به ویژه به کار دانشجویان و محققانی میآید که میخواهند در زمینهای خاص پژوهش کنند.
ترجمه و انتشار تدریجی این دانشنامه به زبان فارسی و فراهم کردن امکان مواجهه شمار هرچه بیشتری از خوانندگان علاقهمند با آن از جمله اهدافی بوده که چه بسا مورد نظر بانیان این طرح بوده لذا «انتشارات ققنوس» با همکاری گروهی از مترجمان به سرپرستی «دکترمسعودعلیا» و با کسب اجازه از گردانندگان دانشنامه فلسفه استنفورد (SEP) اقدام به ترجمه و انتشار این دانشنامه مینماید و امیدوار است چاپ این مجموعه استمرار پیدا کند.
Stephen Houlgate (PhD University of Cambridge) is Professor of Philosophy at the University of Warwick.
Houlgate's "interpretation of Hegel's logic and his philosophy more generally continues to be guided by his claim that speculative thought develops immanently and without systematic presuppositions." He "thus contest[s] Heidegger's assertion that Hegel thinks ‘in accordance with a predetermined idea of being’ (an assertion endorsed by Derrida and Deleuze, amongst others)."
کتاب شرحی است مختصر که خواننده را با کلیات دیدگاه هگل نسبت به هنر و مراحل و صور آن آشنا می کند. نویسنده ابتدا درک هگل از هنر به مثابه "بیانگری آزادی روح" رو توضیح می ده؛ سپس مراحل پیشاهنر ( زردشتی، هندی، مصری، یهودی، عرفان شرقی اسلامی، و هنر متکی به ظرافت )، هنر کلاسیک، هنر رمانتیک و در نهایت پایان هنر و هنر مدرن رو از نظر هگل بیان می کنه و در پایان جایگاه صور مختلف هنری یعنی معماری، مجسمه سازی، نقاشی، موسیقی و شعر ( حماسی، غنایی و نمایشی ) رو از نظر هگل مشخص می کنه
آنچه بصیرت بخش است نفس دیدگاه هگل به هنر به مثابه بیان آزادی است - که البته در هگل چنین وظیفه ای فقط وظیفه ی هنر نیست، اصولا همه ی معرفت بشری در پروژه ایده آلیسم در نهایت برای کشف آزادی و خودتعین بخشی است. تفاوت هنر تنها در استفاده ی آن از مدیوم های جسمانی است - حجم، صوت، رنگ و ... . نکته ی محوری آن است که بیانگری نزد هگل به معنای نمادپردازی نیست؛ آزادی خود در هنر تبلور می یابد. محوری شدن آزادی روح به معنای پس زدن فرمالیسم نزد هگل است؛ برای هگل محتوای هنر در اصیل بودن آن تأثیر قاطع دارد
تقریبا سوای این رویکرد اصلی که تمام کتاب در واقع مصداق یابی و بسط آن است، مطلب بنیادی دیگری در کتاب نیست. ما همه جا با ادعاهای هگل در مورد این یا آن چیز روبروییم. دعاوی ای که خصلت تحویل گرشان بعضا آزاردهنده است - اینکه هگل دائم در تلاش است با ذات بخشیدن به این یا آن چیز آن را در جایی خاص در روند حرکت روح قرار دهد. دائم با واقعیت های بریده بریده روبروئیم، با تحمیل این یا آن چیز به این یا آن هنر یا دوره. البته اگر مثال های هگل را دارای نقشی صرفا تنبیهی و آموزشی بدانیم و نه روایتی تاریخی و تبیینی فلسفی از ذات امور و سیر تطور آنها، می توانیم به شدت از مثال های بصیرت بخش او بهره بریم
روایت هولگیت از سخنان هگل در کل روایتی است منظم و روان. اما متاسفانه دقت فلسفی ندارد. یعنی وقتی نیاز است مفهومی توضیح داده شود، به اشاره ای کوتاه اکتفا می شود حتی در مواردی که آن مفهوم مفهومی محوری است - مثلا مفهوم "آشتی" در هنر رومانتیک مسیحی. خلاصه آنکه اگر در پی زاویه ی نگاه جالب هگل نسبت به هنر هستید این کتاب مختصر و خواندنی است اما اگر ذهن پرسشگرتان در پی چراها و چگونگی ها است، کتاب آزارتان می دهد
آدم در حین خوندن این مدخل های استنفورد باید حواسش باشه اینا کتاب نیستن. اینا در واقع مقاله های مقدماتی هستند که توی یه سایت قرار گرفتند و قرار هم نبوده بهشون به چشم کتاب نگاه شه و انتظاراتی که از یه کتاب داریم و ازشون داشته باشیم. اینا صرفا یه سری اطلاعات مقدماتی به آدم می دن و بیشتر کمک شون کتاب شناسی کاملیه که انتهاشون دارن. واسه همین به نظرم اگه با این دید بهشون نگاه کنیم خیلی هم مناسب و خوبن گاها.
علاقهمندان به فلسفه در ایران که با فضای مجازی بیگانه نیستند نام دانشنامه فلسفه استنفورد را شنیدهاند و چه بسا از این مجموعه کم نظیر بهره هم برده باشند. این دانشنامه حاصل طرحی است که اجرای آن در سال ١٩٩٥ در دانشگاه استنفورد آغاز شد و همچنان ادامه دارد. این مجموعه از مدخلهای مناسبی برای ورود به گسترههای متنوع فلسفی برخوردار است و کسی که میخواهد برای اولین بار با مسأله یا مبحثی در فلسفه آشنا شود، یکی از گزینههای راهگشایی که پیش رو دارد این است که ابتدا به سراغ مدخل یا مدخلهای مربوط به آن در این دانشنامه برود.
نگارش، تدوین و انتشار مدخلهای دانشنامه فلسفه استنفورد به سرپرستی دکتر ادوارد. ن. زالتا افزون بر اینکه پیوندی فراگیر میان فضای دانشگاهی و عرصه عمومی برقرار کرده، ویژگیهای درخور توجه دیگری هم دارد و آن اینکه این دانشنامه به ویژه به کار دانشجویان و محققانی میآید که میخواهند در زمینهای خاص پژوهش کنند.