Jump to ratings and reviews
Rate this book

الأب، العشق والإبن

Rate this book
يعتبر كتاب "الأب، العشق والابن" لمؤلفه السيّد مهدي شجاعي من أجمل وأبلغ الكتب الرواية الدينية.

ينقل لنا سيرة الشهيد علي الاكبر (ع) وتدور أحداث القصة على لسان "عقاب" وهو اسم فرس علي الاكبر (ع)، يخاطب فيها أم علي الاكبر (ع) السيدة ليلى بنت ابي مرّه.

يتألف الكتاب من عشرة فصول تروي سيرة الشهيد من الولادة حتى الشهادة وكأن كل فصول حياته قد صُبغت بلون عاشوراء.

يروي الفصل الاول وصول الفرس "عقاب" لعلي الاكبر (ع) أما الثاني فيروي ميلاده وتشبهه برسول الله| وفي الثالث يروي ثباته مع أبيه الحسين (ع) وفي الرابع يتحدث عن دور الشهيد في السقاية وفي الخامس ينقل لنا توجه الاكبر لميدان المعركة وعلاقته بأبيه وفي السادس يحدثنا عن بسالته في ساحة المعركة وفي السابع يصور لنا عطش الاكبر وفي الثامن فيروي كيف رموه بالسهام وقطعوه ارباً ارباً وفي التاسع ارتقاءه الى الشهادة والختام مع الفصل العاشر ومصيبة عاشوراء.

يعتبر هذا الكتاب من أكثر الكتب الوجدانية والعاطفية التي تناولت حادثة عاشوراء.

76 pages, Paperback

16 people are currently reading
606 people want to read

About the author

سیدمهدی شجاعی

109 books332 followers
سیدمهدی شجاعی در شهریور ماه سال ۱۳۳۹ در تهران به دنیا آمد. در سال ۱۳۵۶ پس از اخذ دیپلم ریاضی، به دانشکده هنرهای دراماتیک وارد شد و در رشته ادبیات دراماتیک به ادامه تحصیل پرداخت. هم‌زمان، به دانشکده حقوق دانشگاه تهران رفت و پس از چند سال تحصیل در رشته علوم سیاسی، پیش از اخذ مدرک کارشناسی، آن‌را رها کرد و به‌طور جدی کار نوشتن را در قالب‌های مختلف ادبی ادامه داد.

حوالی سال‌های ۵۸ و ۵۹ یعنی حدود ۲۰ سالگی، اولین آثار او چه در مطبوعات و چه در قالب کتاب منتشر شدند.

حدود هشت سال مسؤولیت صفحه‌های فرهنگی و هنری روزنامه جمهوری اسلامی و سردبیری ماهنامه صحیفه را به عهده داشت. سال‌های متمادی مسؤولیت سردبیری مجله رشد جوان را برعهده داشت و هم‌زمان در سمت مدیر انتشارات برگ به انتشار حدود ۳۰۰ کتاب از نویسندگان و هنرمندان و محققان کشور همت
گماشت.

شجاعی سردبیر و مدیر مسوول ماهنامهٔ نیستان بود. که از سال ۱۳۷۴ تا ۱۳۷۷ منتشر شد. داستان کوتاهی که با عنوان «پارک دانشجو» در شمارهٔ ۱۲ مجلهٔ نیستان به چاپ رساند، مشکلات قانونی‌ای از سوی دانشگاه آزاد اسلامی برای وی و مجله‌اش بوجود آورد. همچنین پس از چاپ سلسله مطالبی طنز در نقد مکاتب فمنیستی، علی رغم شکایت دادستان وقت (اقای رازینی) و تبرئه ایشان، در اعتراض به شرایط موجود، خود از انتشار نیستان خودداری کرد.

مسؤولیت داوری چند دوره از جشنواره فیلم فجر، جشنواره تئاتر فجر، جشنواره بین‌المللی فیلم کودک و نوجوان و جشنواره مطبوعات از فعالیت‌های هنری و فرهنگی او طی سال‌های ۶۵ تا ۷۵ به‌شمار می‌روند.

اگرچه رشته تحصیلی‌اش ادبیات نمایشی بوده و چند نمایش‌نامه هم به دست چاپ سپرده، اما بیش‌تر بر روی داستان‌نویسی متمرکز شده و مجموعه‌هایی از داستان‌های کوتاه و بلند مانند «سانتاماریا» و «غیر قابل چاپ» را منتشر کرده است.

از دیگر آثار هنری سید مهدی شجاعی، قطعه‌های ادبی اوست که در قالب چند کتاب به بازار نشر روانه شده‌اند.

فیلم‌نامه‌های «بدوک»، «دیروز بارانی» و «پدر» کارهای سینمایی مشترک او با مجید مجیدی هستند و فیلم‌نامه «چشم خفاش» و «قلعه دبا» کارهای سینمایی مشترک او با بهزاد بهزادپور. از دیگر فیلم‌نامه‌های سیدمهدی شجاعی، می‌توان به «کمین» و «آخرین آبادی» اشاره کرد که توسط کانون پرورش فکری کودکان ساخته شده‌اند.

هم‌چنین کتاب‌های «کشتی پهلو گرفته»، «پدر، عشق و پسر»، «آفتاب در حجاب»، «از دیار حبیب»، «شکوای سبز»، «خدا کند تو بیایی» و «دست دعا، چشم امید» حاصل تجربه‌های او در زمینه ادبیات مذهبی هستند.

به صورت جدی و مستمر نیز به ادبیات کودک و نوجوان اشتغل دارد.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
565 (45%)
4 stars
372 (29%)
3 stars
202 (16%)
2 stars
67 (5%)
1 star
42 (3%)
Displaying 1 - 30 of 177 reviews
Profile Image for Fateme.
66 reviews48 followers
September 18, 2018
دنیا پس از تو نباشد ،بعد از تو خاک بر سر دنیا
Profile Image for sAmAnE.
1,369 reviews153 followers
August 2, 2024
عجیب بود رابطه میان این پدر و پسر. من گمان نمی‌کنم در تمام عالم، میان یک پدر و پسر، این همه تعلق، این همه عشق، این همه انس و این همه ارادت حاکم باشد. من همیشه مبهوت این رابطه‌ام. گاهی احساس می‌کردم که رابطه‌ی حسین با علی‌اکبر فقط رابطه‌ی یک پدر و پسر نیست؛ رابطه‌ی یک باغبان با زیباترین گل آفرینش است، رابطه‌ی عاشق و معشوق است، رابطه‌ی دو انیس و همدل جدایی‌ناپذیر است. احساس می‌کردم رابطه‌ی علی‌اکبر با حسین، فقط رابطه‌ی یک پسر با پدر نیست؛ رابطه‌ی مأموم و امام است، رابطه‌ی مردید و مراد است، رابطه‌ی عاشق و معشوق است، رابطه‌ی محبّ و محبوب است و اگر کفر نبود می‌گفتم رابطه‌ی عابد و معبود است.
#پدر_عشق_و_پسر
#سید_مهدی_شجاعی
📝کتاب در مورد رابطه‌ی عاطفی امام حسین علیه السلام و حضرت علی اکبراز زبان اسب حضرت علی اکبر بیان شده که بی‌نهایت زیبا و فوق العاده بود❤️
📝 کتاب مردان و رجزهایشان شامل رجزهای شهیدان کربلا در روز عاشوراست که توسط سید مهدی شجاعی جمع آوری و ترجمه شده است. علاوه بر متن و ترجمه ی رجزها، توضیحات و شرح حال مختصری هم درباره ی صاحبان رجزها آمده است
Profile Image for فاطمه.
15 reviews11 followers
December 26, 2008
این کتاب را روبروی شش گوشه ارباب خواندم. نشستم و برایشان روضه خواندم و گریستیم.
Profile Image for Zahra Rhm.
131 reviews95 followers
October 10, 2016
بسیار مفید جهت افزایش محبت و معرفت به اهل بیت. نحوه روایت هم بسیار دلنشین و تاثیرگذار .

غم به من چیره شد و تیره جهان در نظرم
خیز و کن یاری ام ای چشم و چراغم پسرم

تا صدای تو شنیدم ز رخم رنگ پرید
خبرم داد صدایت که چه آمد به سرم

چشم خود وا کن اگر لب به سخن وا نکنی
مکن از موی پریشان خود آشفته ترم

بسکه غم هست به دل جای غمت دیگر نیست
می نهم داغ جگر سوز تو را بر جگرم

پیش دشمن مپسند این همه من گریه کنم
داغت آخر کشدم لیک بدان من پدرم

چشمه ی چشم مرا اشک فشان خیز و ببین
لب خشکیده مگر تر کنی از چشم ترم

منکه خود خضر رهم بر سر تو پیر شدم
چون نهادم لب خود بر لب تو ای پسرم

خصم لبخند زند من کف افسوس به هم
بین دل ریش و از این بیش مزن نیشترم

گه سرت، گاه رخت، گاه لبت می بوسم
دلم آرام نگیرد، چه کنم من پدرم

علی انسانی
Profile Image for سیده فاطمه مطهری.
381 reviews132 followers
July 24, 2016
عالی عالی عالی
چقدر با این کتاب اشک ریختم ....
من آنجا ایستاده بودم. پدر به علی اکبر گفت:«پیش رویم، مقابل چشمانم راه برو!»

و او راه رفت. چه می گویم؟ راه نرفت. ماه را دیده ای که در آسمان چگونه راه می رود؟ چطور بگویم؟ طاووس خیلی کم دارد.

اصلاً گمان کن که سرو، پای راه رفتن داشته باشد! نه، پای راه رفتن نه، قصد خرامیدن داشته باشد.
Profile Image for Hesam.
164 reviews18 followers
December 4, 2011
به اصطلاح عامیانه باید بگم به نظرم کتابهای سید مهدی شجاعی نظر کرده ست
هر کدومش یه روضه ی زنده ست
پدر ، عشق و پسر ...
فاینما تولو فثم وجه الله ...
Profile Image for Motahare Ghaderi.
168 reviews72 followers
September 28, 2017
دوباره خوانیِ این کتاب تموم شد.
نمی گم کتاب بی عیب و نقصیه اما، یه چیزایی فقط کارِ دله! فقط کارِ دل!
-
-
-
هر بار وقتی کتابو میخونی دلت می گیره اما هیچ بخشش به اندازه ی پایانش منو نمی سوزونه،نمی دونم چرا
:
"من بار سفر بسته ام و این چند روز را در فراق سوارم بی عمر زیسته ام.خبرِ حسین را باید از سجاد پرسید.من خودم دیدم که او علی رغم بیماری،یال خیمه را کنار زده بود و از پشت پرده ی لرزان اشک،به تماشای عاشورا نشسته بود"
Profile Image for fateme.sadat.
42 reviews
October 25, 2017
گوش دادن به این کتاب با صدای دلنشین نویسنده در این روز(شهادت حضرت رقیه) بیش از تصور حال دلم رو زیر و رو کرد ... این روایت متفاوت عاشورا از زبان اسب حضرت علی اکبر و شرح دلبستگی های پدر و پسر واقعا فوق العاده بود .
Profile Image for Batul.
169 reviews83 followers
May 14, 2014
خیلی نثر این کتاب رو دوست داشتم. دیدن ماجرای امام حسین (ع) و حضرت علی اکبر از یک زاویه دیگر واقعا لذت بخش بود.
Profile Image for Niyousha.
626 reviews73 followers
July 28, 2025
در راستای درگیریم با بی معنایی زندگی تو این روزها، برنامه سپنج رو از یوتیوب دیدم. قسمت دومش صحبت با نویسنده این کتاب بود. کنجکاو شدم که کتاباشو بخونم. اینو از فیدی پلاس خوندم. قلم نویسنده خیلی عالی بود. در حدی که بهش حسودیم میشد. ولی یکی دوتا جای کتاب یه ذره آف بود.

کتاب مذهبی میخونیم یادمون نره به روح پاک پیروز نهاوندی رضی الله عنه درود بفرستیم.
Profile Image for Hamed.
4 reviews24 followers
March 7, 2017
من مانده ام که این چه سری است و چه سحری است که خدا نهاده است در کلام #سیدمهدی_شجاعی...! که اگر "همای رحمتِ" شهریار، تذکره عبورش باشد از صراط، با این "عشق نامه" ها می شود صراط را با پروازی شیرین به سخره گرفت آن همه صعوبتش که از آن برایمان تعریف کرده اند. پروازی که بالهایش را عطا کرده است الوتر الموتور ... ظاهرا اسمش را گذارده اند کتاب، ور نه لهوفی است از جنس عشق به توان بی نهایت... عشق نامه ای به تمام معنا... کافی است وصف حالتان این گونه بوده باشد که: من غم و مهر حسین با شیر از مادر گرفتم ... ، آن گاه نمی توانید دیگر از اول صفحه دومِ " پدر ، عشق و پسر" کلماتش را مشاهده کنید بس که پرده اشک، حجاب می شود بین چشمتان و کتاب پیش روی تان... همه چیز اینجا بکر است، مخصوصا زاویه نگاه نویسنده و روایتگری اش ( از زبان اسب حضرت علی اکبر )؛ و خدا می داند که چه غوغایی بر پاست در فضای آتشینی که ترسیم می کند حال و هوای مرکب و راکبین طول عمرش را... و هم اکنون که مدتهاست از خواندن کتاب فارغ شده ای و می خواهی چند سطر بنویسی از آن .... نمی شود انگار... همان فضای شورانگیزی که سیدمهدی شجاعی روایتش می کند غالب می شود که نگذارد...

جای دیگری هم گفته بودم این مطلب را که:
همین قدر بسنده می کنم که این کتاب، آری همین کتاب باعث شد که از خدا بخواهم که اگر پسر دیگری به من عطا کند نامش را #علی_اکبر بگذارم. چه می شود گفت اضافه تر وقتی قلم را یارای مقابله با این همه شور و احساس نیست... و هم اکنون که علی اکبری دارم بس شیرین، کأنه این ثمره "عشق نامه"ی سید مهدی شجاعی است که هر روز جلوی چشمانم رژه می رود...

@motevaseliyan اینستاگرام
Profile Image for Hanie.
67 reviews21 followers
September 28, 2017
من سعي ميكنم هرسال نزديك عاشورا اين كتاب را براي بار چندم بخوانم .
نوع ديد كتاب كاملا بي نظير است. تعريف وقايع اول تا نهم محرم رو به شيوه اي جديد ارائه مي دهد . تعريف وقايع از زبان اسب علي اكبر به مادرش ليلا!
فضاسازي و توصيفات بسيار به جا و خوب بود.
و اينكه در فصل آخر پس از تعريف كشته شدن علي اكبر ، اين اسب تاب تعريف روز عاشورا را نمي آورد ...

*هرچند بار كه ميخونم ، باز هم احساس تكراري بودن نميكنم و بعضي قسمت ها منو به گريه مي اندازن.

"دشمن درست محاسبه كرده بود. در بيابان برهوت، در كوير لم يزرع كه خورشيد به خاك چسبيده است، كه از آسمان حرارت مي بارد و از زمين آتش مي جوشد، تشنگي آبديده ترين فولادها را هم ذوب مي كند. عطش، سخت ترين اراده هارا هم به سستي مي كشد. نياز، آهنين ترين ايمان هارا هم نرم مي كند. اما يك چيز را فقط دشمن نفهمده بود و آن اينكه جنس اين ايمانها، جنس اين عزمها و اراده ها با جنس همه ي ايمانها و عزمها و اراده ها متفاوت بود."
Profile Image for Gypsy.
433 reviews712 followers
October 3, 2015
خیلی دلم می‌خواس پنج بدم! خیلی دلم می‌خواس بگم عالیه، بی‌عیبه، محشره و و و! دلم عشق وافری پیدا کرد نسبت به علی‌اکبر، امام حسین، حضرت ابوالفضل، حضرت زینب و.. من افتادم وسط داستان. اونم جایی که سکینه تو بغل پدرش گریه می‌کرد. جایی که من فهمیدم پدر بودن ینی چی. پدر کیه. چیه. آغوش پدر ینی چی که این‌قد می‌گن. من می‌تونستم زار زار گریه کنم. ولی عقلم، عقل ِ نادونم، نمی‌ذاره. عقل ِ نادونم می‌گه این‌کتاب به‌عنوان داستانی احساسی و حسّی عالی بود و اگرم یه‌پارناسی بودم، حتماً به‌همین بسنده می‌کردم که روم تأثیر گذاش و احساساتمو برانگیخت. ولی نه، من نمی‌تونم صرفاً حس‌گرا باشم. شاید عیب از منه که از زیبایی محض لذّت نمی‌برم. شاید عیب منه که دارم می‌گم این‌داستان به‌لحاظ ادبی- خصوصاً نثرش- واقعاً خوب بود و خلّاقیّت در جای جایش موج می‌زد. امّا تکنیکی نبود. امّا کم بود. امّا داستان پُر از حفره‌های خالی بود که منو دیوونه می‌کرد. که هنوز داستان ادامه داره. که چرا نویسنده این‌قد مختصر به‌این ایده پرداخته. که چرا نویسنده نثر قدرتمند و اطّلاعات موثّقشو به‌حدّ اعلا استفاده نکرده که یک‌رمّان تکان‌دهنده در بیاد. که فک کنی عاشورا همین‌جاست. که فک کنی عاشورا همین لحظه‌س. که یکی مث من با دین و ایمان خیلی متوسّط و خیلی هم لغزنده مشعوف و مجذوب و مسحور بشه. چرا؟ من متأسفم واقعاً که نمی‌تونم به‌این کتاب پنج یا حتّی چار بدم. ولی می‌ذارمش تو مورد علاقه‌هام.
Profile Image for Amir Hosein  PKZ.
59 reviews16 followers
August 28, 2020
این پنج ستاره را ندید بگیرید. ارزش کتاب که نه، بلکه ارزش اشک هایی این کتاب مسبب جاری شدنش بوده به اندازه تمام ستاره های آسمان است. اما این ها هم به کنار، ارزش این عشقِ میان پدر و پسر را کسی جز خود خدا نمی داند.
این روضه ی مکتوب را در این روزها که خونِ گرم عاشورا درونش جریان دارد، بخوانید و بگریید.

8 محرم الحرام 1442
7 شهریور 1399
Profile Image for امیرمحمد حیدری.
Author 1 book73 followers
May 7, 2022
روضه‌ای که تبدیل به‌یک کتاب شده. نثری ضعیف، عدم انسجام موضوعی، پردازش به غمِ صرف.
Profile Image for Zari.Books.
245 reviews20 followers
June 3, 2024
جمله ای که سرتاسر کتاب تو ذهنم می رفت و می اومد:
"باچشم خود دیدم که جانم می رود🥲" بود
Profile Image for Atieh .
131 reviews11 followers
July 25, 2023
این کتاب رو شب هشتم محرم چند سال پیش خوندم
من حقیقتا اصلا نمیتونم کتابهای اقای شجاعی رو تموم کنم چون خودشون یه روضه کاملن
حتی هنوز آفتاب در حجاب رو کامل تموم نکردم
شب هشتم همیشه برای من خاص ترین شب دهه اول محرم بود و تقریبا خاطرات و روضه های این سه شب اخر از بچگی بیشتر از بقیه دهه محرم تو ذهنمه مخصوصا شب هشتم
بچه که بودیم وقتی دسته عزاداری از جلو خونه امون رد میشد خیلی خوب یادمه شب ۸ ام بود و شعرای اون شب رو میخوندن
روز تاسوعا و عاشورا وقتی میرفتیم اون هیئت ( نسبتا) کوچیک خونگی همه اش دوست داشتیم سریع بدوییم و بریم و تو پذیرایی کمک کنیم
اوایل فقط بهمون اجازه میدادن نون قندی تعارف کنیم و بعد که بزرگ تر شدیم چایی دادن دستمون
اون روضه که جمع شد
ولی خاطرات بچگی وقتی محرم تو زمستون بود و برف میومد و هوا سرررد بود و ما پرتقال خونی میخوردیم هموز تو ذهنم هست

ایکاش مثل قبل بود ... من مثل بچگی بودم و همه چیز مثل اونموقع ها بود
Profile Image for MohammadReza Eslami.
82 reviews25 followers
September 17, 2018
دیشب مسافر بودم و نتونستم هیچ مراسمی برم ، به همین خاطر تو راه شروع کردم به خوندن دوباره این روایت عاشقانه .

بنظرم روایت کردن واقعه از زبان اسب پیامبر که اونقدر عمر کرده تا در میدان کربلا مرکب حضرت علی اکبر، شبیه ترین شخص به پیامبر باشه، برای لیلا ، مادر حضرت، با اون عواطف و احساسات به خوبی گفته و پخته شده فکر و طرح خلاقانه ای از مهدی شجاعی بوده که به این کتاب شیرینی و جذابیت خاصی داده .

اسب آخرین رسالت عمر 100 ساله و پربرکتش رو و دلیل زنده موندنش بعد از حمل کردن سوار محبوبش به وسط خیل دشمن رو ، تعریف این واقعه برای لیلا میدونه .

تو کتاب از همه بیشتر به ارتباط و عاطفه بین امام حسین و پسرشون پرداخته و شرط به شهادت رسیدن حضرت علی اکبر رو ابتدا دل کردن امام از اوشون دونسته ...
Profile Image for کوثر باقری.
16 reviews
August 26, 2020
پدر، عشق، پسر
این کتاب، روایت داستانی سوزناک، از واقعه کربلاست. داستانی عاشقانه بین یک پدر و پسر.
داستان عشق حضرت علی اکبر به پدرشان امام حسین (ع) ، از زبان عقاب، اسبی روایت می شود که از جوانی و در نبرد ها همراه پیامبر بوده است، و در ادامه حضرت علی(ع) و امام حسن را نیز همراهی می کرده است، و در واقعه کربلا هم اسب حضرت علی اکبر بوده است.
نویسنده این کتاب، سید مهدی شجاعی، با قلم قوی و احساسی شان، تمامی عواطف خواننده را درگیر این داستان زیبا و عمیق می کنند.
این کتاب، آنقدر توصیفات و احساسات پررنگ و قوی ای دارد، که به راحتی هر خواننده ای می تواند خودش در داستان زندگی کند.

من در تمامی لحظاتی که لیلا برای مظلومیت و شهادت علی اکبر اشک می ریخت، با احساس غمش غمگین شدم، با تمام حماسه های علی اکبر، احساس غرور کردم و با تمام عشق بین پدر و پسر، طپش قلبم تند شد.
طرز نگارش و تشبیه های به کار گرفته شده در متن، جذابیت این داستان تاریخی را چند برابر کرده بود.
من تا به حال از این زاویه به کربلا نگاه نکرده بودم، و تازه با خواندن این کتاب، متوجه شدم که چقدر عاشق خدا بودند، که از خانواده و عزیزانشان گذشتند، تا به خدا برسند.
این داستان، روایتی کوتاه و مختصر، از حماسه و حزن و عشق و عرفان است.
حماسه کربلا، عشق بین پدر و پسر، و عشق بین خدا و بنده حقیقی اش.
این کتاب، به قدری من را به خود جذب کرد، که اصلا نمی توانستم آن را زمین بگذارم، و بعد از اتمامش مشتاقانه می خواستم که دوباره از اول شروع به خواندن کنم.
چقدر خوب است که در این محرم، که مجبوریم، به جای هیئت، در خانه بمانیم، با خواندن کتاب هایی از این قبیل،سعی کنیم تا بخش کوچکی از داستان عمیق کربلا را احساس و زندگی کنیم.
Profile Image for majede.
97 reviews30 followers
June 29, 2013
توی کوله بارسفر کربلام تنها یک چیز بود که بیشتر از اونی که فکر میکردم به کارم اومد...و اون هم این کتاب بود!
نویسنده تونسته از جادوی کلمات برای ذکر مصیبت در این کتاب استفاده کنه
کاری میکنه که شما با عمق محبت سید الشهدا نسبت به پسر بزرگوارش به سادگی خواندن یک داستان آشنا میشید
هرکدوم از فصل ها دقیقا از جای مناسبی شروع میشن و در جای مناسبی هم به پایان میرسن
یک جوری که مکث بین دو فصل زمان خوبی برای تامل کردن ایجاد میکنه...
Profile Image for R_Kaveh.
83 reviews28 followers
October 26, 2019
این دوباره‌خوانی بعد از سه سال نیاز بود.
بعضا فکر می‌کنم چقدر سخت می‌شود بعد از اربعین همه‌چیز را فراموش کرد و به زندگی روزمره برگشت. امثال این نوشته‌ها برای روح این روزهای آدمی لازم است.
Profile Image for Zahra.
55 reviews4 followers
August 19, 2021
انگار که با خوندن داستان، روضه مصور رو میبینینی....با خوندنش اشک میریزی و غرق در عشق و غم میشی...خیلی زیبا بیان کرده از زبان یه حیوان معصوم که اسب وفادار این خاندان بوده ، داستان عشق بین حضرت علی اکبر و آقا امام حسین علیه السلام رو که تلفیقی از عشق پدر و پسر، مولا و پیرو و مرید و مراد واقعی است. و در نهایت فدا شدن در راه عشق حقیقی که با نهایت اشتیاق همراه بوده.
متن کتاب اونقدر زیبا و روون هست، که به نظر من هم بزرگسالان از خوندنش لذت میبرن، هم برای کودکان دلنشین و قابل فهم و درک هست. ای کاش برای تک تک شخصیتهای کربلا، کتابهای مشابهی وجود داشت.
حجم کتاب کم هست و خیلی راحت تو یکی، دو ساعت تمومش میکنید. پس اصلا تعلل نکنید برای تهیه و خوندنش.
Profile Image for Zahra.
111 reviews6 followers
September 21, 2019
مبهوت و متحیر با خود مویه می‌کرد:
«چگونه تو را کشتند؟ با چه جراتی؟ با چه شهامتی؟ با چه قساوتی؟ چه چیز این قوم را در مقابل خداوند جری ساخت؟ کدام شمشیر پرده‌ی حیا�� این قبیله را درید؟ چگونه توانستند دست به این کار عظیم بیازند؟ قتل تو که آخر کار آسانی نیست. مثل قتل انبیاست. قتل آل‌الله است. چگونه توانستند برای همیشه با خوشی وداع کنند؟ برکت را از سرزمین‌شان برانند؟ آرامش را حتی از فرزندان و نوادگانشان بستانند و الی‌الابد با گریه و غم و اندوه بیامیزند؟»
Profile Image for Azin.
378 reviews12 followers
September 21, 2018
اين كتاب از زبان اسب پيامبر روايت ميشه كه توفيق اينو داشته به مدت ١١٠ سال از كودكي پيامبر، اسب ايشان، حضرت علي، امام حسن و امام حسين باشه
در آخر امام حسين كه ذوالجناح رو داشتن اين اسبو به علي اكبر ميبخشن.
بعد از واقعه ي كربلا اين اسب به شرح و توصيف رابطه ي بين امام حسين و علي اكبر و ماجراهاي قيام عاشورا براي ليلا مادر علي اكبر مي پردازه.
زيبا بود...
Profile Image for Mahtab Aramesh.
234 reviews7 followers
September 5, 2019
خوب نبود عالی بود اصلا نمیتونم بگم این چن صفحه چی بود ... فقط باید خوندش و فهمید ، البته اگر بفهمیم ...😔
Profile Image for Nastaran.
257 reviews88 followers
October 23, 2015
اهل خیام که فهمیدند علی‌اکبر، پروانه رفتن گرفته است، ناگهان درهم شکستند و فرو ریختند.کاش می‌بودی لیلا! اما... اما نه... چه خوب شد که نبودی لیلا! تو کجا زَهره‌ی به میدان فرستادن پسر داشتی؟ پسر... چه می‌گویم علی‌اکبر! انگار کن تمام جوان‌های عالم را در یک جوان متجلی کرده باشند. انگار کن زیبایی و عطر تمامی گل‌ها را به یک گل بخشیده باشند. انگار کن تمامی سروهای عالم را به تمامی لاله‌های جهان پیوند زده باشند. انگار کن خدا در یک قامت، قیامت کرده باشد. چه خوب شد که نبودی لیلا در این لحظات جان‌سوز وداع.
Profile Image for Ghasem Safaeinejad.
194 reviews23 followers
September 18, 2018
قلم سیدمهدی شجاعی که نیاز به تعریف ندارد. یک اثر داستانی خوش ساخت با یک ایده اولیه بسیار دلنشین. داستان در مورد حضرت علی اکبر علیه السلام است و راوی داستان، اسب ایشان است که حوادثی که بر علی اکبر از ورود به کربلا تا شهادت گذشت را برای لیلا، مادر علی اکبر، نقل می‌کند. آرایه‌های ادبی در کنار نقل مستند، اثر خوش ترکیب و دلنشینی را به مخاطب ارائه کرده است
Profile Image for سید مرتضی میر.
57 reviews25 followers
February 7, 2015
چقدر گريستم در مطالعه اين كتاب حقا كه روضه اي جانسوز است.انشاالله هر سال دهه اول محرم خواهم خواندش و خواهم گريست ياحسين يا علي اكبر
( و با گوشهاي خودم از ميان گريهايش شنيدم كه:دنيا پس از تو نباشد.بعد از تو خاك بر سر دنيا)
Displaying 1 - 30 of 177 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.