The role of torture in recent Iranian politics is the subject of Ervand Abrahamian's important and disturbing book. Although Iran officially banned torture in the early twentieth century, Abrahamian provides documentation of its use under the Shahs and of the widespread utilization of torture and public confession under the Islamic Republican governments. His study is based on an extensive body of material, including Amnesty International reports, prison literature, and victims' accounts that together give the book a chilling immediacy.
According to human rights organizations, Iran has been at the forefront of countries using systematic physical torture in recent years, especially for political prisoners. Is the government's goal to ensure social discipline? To obtain information? Neither seem likely, because torture is kept secret and victims are brutalized until something other than information is a public confession and ideological recantation. For the victim, whose honor, reputation, and self-respect are destroyed, the act is a form of suicide.
In Iran a subject's "voluntary confession" reaches a huge audience via television. The accessibility of television and use of videotape have made such confessions a primary propaganda tool, says Abrahamian, and because torture is hidden from the public, the victim's confession appears to be self-motivated, increasing its value to the authorities.
Abrahamian compares Iran's public recantations to campaigns in Maoist China, Stalinist Russia, and the religious inquisitions of early modern Europe, citing the eerie resemblance in format, language, and imagery. Designed to win the hearts and minds of the masses, such public confessions―now enhanced by technology―continue as a means to legitimize those in power and to demonize "the enemy."
Ervand Abrahamian (B.A., M.A., Oxford University; Ph.D. Columbia University), an Armenian born in Iran and raised in England, is well qualified by education and experience to teach world and Middle East history. He has published Iran Between Two Revolutions, The Iranian Mojahedin, Khomeinism, Tortured Confessions, and Inventing the Axis of Evil. He teaches at the CUNY Graduate Center, and has taught at Princeton, New York University, and Oxford University. He is currently working on two books: one is The CIA Coup in Iran; and another, A History of Modern Iran, for Cambridge University Press.
یرواند آبراهامیان (متولد ۱۳۱۹ در تهران) تاریخنگار ارمنی ایرانی است. او در سال ۱۳۲۹ به بریتانیا مهاجرت نمود و به سال ۱۳۴۲ درجهٔ کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را از دانشگاه آکسفورد دریافت کرد. آبراهامیان پس از مهاجرت به آمریکا موفق به گرفتن دکترای خود، در سال ۱۳۴۸ از دانشگاه کلمبیا شد. وی در دانشگاههای پرینستون و آکسفورد به تدریس «تاریخ ایران» پرداخ] و هماکنون در کالج باروک دانشگاه شهر نیویورک (CUNY) به تدریس تاریخ جهان و خاورمیانه مشغول است. آبراهامیان در مقوله «تاریخ ایران معاصر»، از برجستهترین تاریخنگاران محسوب میشود.
کتاب حاضر به بررسی شکنجه در ایران مدرن می پردازد. جای افسوس بسیاری است که در ایران مدرن وضعیت زندانیان و شکنجه آن ها روز به روز به جای بهتر شدن و بهبود یافتن تیره تر شد.شکنجه محکومان در ایران از دوره ناصر الدین شاه اندک اندک کنار گذاشته شد و تقریبا می توان گفت در زمان رضا شاه به حد پایینی رسید و به چند مورد محدود از شکنجه زندانیان سیاسی خلاصه شد. در دوران اولیه حکومت محمدرضا شاه نیز اوضاع به همین منوال بود.اما با شروع جنگ چریکی مسلمانان و مارکسیست ها بر علیه حکومت پهلوی که به تدریج از سال 42 شروع شد و با شکل گیری دم و دستگاه امنیتی مخوف رژیم پهلوی موسوم به ساواک دوران تاریکی رقم خورد. برای اطلاع از همکاران چریک دستگیر شده، آدرس خانه های تیمی و محل اختفای سلاح های گروه های چریکی رژیم دست به شکنجه های گسترده می زد. زمان در این بین حیاتی بود. اطلاعات استخراجی از فرد دستگیر شده بعد از 24 ساعت و اطلاع همدستان وی بی ارزش بود. از این سو ساواک دردناک ترین و سخت ترین شکنجه ها را اعمال می کرد تا هر چه سریع تر زندانی را در هم بشکند. بعد ها رژیم پهلوی از شکنجه برای گرفتن اعترافات تلویزیونی استفاده کرد.این امر ماهیت شکنجه را بسیار بدتر کرد.با شکنجه برای اطلاعات، چون با گذشت زمان - اغلب ظرف بیست و چهار ساعت - اطلاعات بی استفاده می شود، قربانی میتواند دلخوشی به آینده داشته باشد. اما با شکنجه برای اظهار ندامت قربانی می تواند بی نهایت زیر فشار باقی بماند. غلامحسین ساعدی، براهنی و پرویز قلیچ خانی فوتبالیست معروف از کسانی بودند که زیر شکنجه های شدید جسمانی مجبور به اعترافات تلویزیونی شدند.سیر نزولی شکنجه ها و اعدام ها متاسفانه بعد از انقلاب به بدترین حد خود رسید.به گفته کتاب: همچنان که یکی از امامان جمعه استدلال می کند اسلام شلاق را بر زندان ترجیح می دهد.زیرا اولی از خلاف جلوگیری می نماید، ولی دومی مجرمان با جنایت های کوچک را به جنایتکاران اصلاح ناپذیر تبدیل می کند. همین روحانی در ادامه درباره ملعونین می افزاید : در حالی که زنان مرتد می باید آنقدر در زندان بمانند تا به دامان اسلام بازگردند، مردان مرتد باید فورا اعدام گردند.
طبیعی است که با این قرایت از اسلام و اعتقاد به این که تنبیهات بدنی نه تنها مضر بلکه مفید است و می تواند انسان های بهتری بسازد، سیر عظیمی از شکنجه ها و اعدام ها و هم چنین اعترافات تلویزیونی در راه بود.پس از شکنجه های فراوان از زندانی خواسته می شد در جلوی دوربین به نفی گذشته خود بپردازد و به دامان اسلام بازگردد و طلب مغفرت و بخشش کند.مسلم است که این اعترافات که در اثر شکنجه است هیچ ارزشی ندارند از این رو حکومت از آن ها تعهد می گرفت که در مورد تجربیات زندان خود هیچ نگویند و طوری مطالب را در جلوی دوربین بیان کنند که گویی خودشان به این نتایج رسیده اند و از خواب غفلت بیدار شده اند.
به عقیده لاجوردی جمهوری اسلامی زندان را به مرکز بازپروری و دانشگاه عقیدتی تبدیل کرده، جایی که زندانی به مطالعه اسلام، عبرت گرفتن از خطاها، و پس دادن کفاره، پیش از بازگشت به جامعه مشغول خواهد بود.خلاصه زندان و مجازات جسمانی قادر خواهد بود انسان منحرف را به انسانی شایسته تبدیل کند.او با غرور از این هم فراتر رفته و حمهوری اسلامی را اولین حکومتی معرفی می کند که زندان ها را به دانشگاه تبدیل کرده است.
اما در این میان نکته ای هست. دو نوع نگاه به مسأله ی شکنجه و خشونت وجود دارد: 1 - عده ای که اصولا مخالف خشونت هستند - که معنای محصل آن یعنی تنها مجازات زندان و جزای نفدی و ... را می پذیرند و 2- عده ای که ذاتا مشکلی با خشونت ندارند و دغدغه ی آن نسبت جرم و مجازات است. برای دسته ی اول صرف اینکه مثلا اعدامی رخ دهد کافی است که آن حکومت را محکوم کنند - و در اصل این مخالفت مهم نیست آن فرد قاقچاقچی موارد مخدر، قاتل زنجیره ای، متجاوز به عنف، یا یک زندانی سیاسی یا مذهبی باشد. اما برای دسته ی دوم همواره در کنار اعداد و ارقام و احکام مجازات ها، چیستی جرم های رخ داده هم مهم است. من اساسا از دسته ی دوم هستم. اما این کتاب اغلب از نظرگاه نخست نگاشته شده است. به این معنا که ما تنها با شرایط و مجازات ها و احکام روبرو می شویم و اگر جرمی هم مطرح شود عموما جرم های کلی - مثل مخالفت با نظام و ... - است. البته درست است که این جرم در بسیاری موارد جرم اعلامی از سوی حکومت است اما مورخ باید جرم های انضمامی مجرمین از دید حاکمیت را بیاید و بیان کند. جدای از این امور باید از مترجم کتاب سپاسگذار بود بابت پاورقی ها مفصل و کمک کننده - خصوصا برای منی که در مورد تاریخ اطلاعی ندارم.
خلاصه آنکه به گمان من خواندن این کتاب برای ما یعنی کسانی که در ایران امروز زندگی می کنیم ضروری است...
اعترافات شکنجه شدگان برگی دیگر از دفتر افتخار آمیز آثار آبراهامیان است ، کتابی که به تاریخچه شکنجه و خشونت در دستگاه قضایی ایران پیش و پس از انقلاب می پردازد . آنچه این کتاب با مستندات از آن سخن می گوید شدیدا تکان دهنده است . وضعیت زندان ها ، تفتیش عقاید و روش های غیر انسانی برای کسب اعتراف از مجرمین سیاسی و دگر اندیشان . به زعم من حیرت انگیز ترین قسمت کتاب نه شیوه های شکنجه و نه آمار کشته شدگان است بلکه تحلیلیست که نویسنده در قسمت های پایانی کتاب با استفاده از آن سعی کرده تا از علت واقعی کشتار سال 67 پرده بردارد . علتی که که به نظر جناب آبراهامیان ریشه در نبوغ آیت الله خمینی داشت.
آبراهامیان، آبروی پژوهش برای ایرانیان است. مقایسه شود با کار آیت الله مدرسی طباطبایی: مکتب در فرآیند تکامل که نمونهی بیحیثیتیِ است در جانبداری و فحاشی و لعنِ دگر اندیشان. هر دو در خارج اند. هر دو در دانشگاه ، جزو هیئت علمی اند (دومی،عضو هیئت امنا و نهاد های مهم چند دانشگاه بسیار اسم و رسم دار جهان غرب است ) اما این کجا و آن کجا.
«کسی که گذشته تحت تسلطش باشد، آینده را در دست دارد، آن که زمان حال در اختیارش است، گذشته را مهار می کند.» ۱۹۸۴-#جورج_اورول نقل قول فوق، بخش آغازین کتابی است با نام #اعترافات_شکنجه_شدگان از پروفسور #یرواند_آبراهامیان مورخ ایرانی که در دانشگاه های آمریکایی، تاریخ ایران را تدریس می کند... کتاب نگاهی دقیق بر عملکرد حاکمیت در درون زندان طی دوران حکومت پهلوی ها و جمهوری اسلامی داشته که شامل پنج فصل مجزا در دوران #رضاشاه، #محمدرضا_شاه، #جمهوری_اسلامی، اعترافات توده ای ها و اعدامهای جمعی سال ۶۷ می باشد... وی استفاده از شکنجه را در دول معاصر اغلب در آمریکای لاتین بر مبنای کسب اطلاعات، ایجاد رعب و وحشت و محکومیت افراد دانسته و توبه های عقیدتی را در ایران به آن افزوده است، آن را با برنامه «شستشوی مغزی» چین مائوییستی و انقلاب فرهنگی آن، «محاکمات نمایشی مسکو» و «محاکمات سلانسکی» در دوره استالین و اوایل اروپای معاصر از قرن سیزدهم تا هفدهم مقایسه کرده، اما نتیجه می گیرد که به محض ارتباطِ اعترافات با شکنجه، طلسم آن شکسته شده و پس از آن اعترافات به همان اندازه که برای مقامات خطر تخریبی دارد، برای هدف های مورد نظر هم مخرب می شوند... اولین دسته از زندانیان قصر دوران رضاشاه #جعفر_پیشه_وری، #اردشیر_آوانسیان و #یوسف_افتخاری از اعضای حزب کمونیست بودند، اما پس از آن در آبان ۱۳۱۷ به محض خاتمه محاکمات نمایشی در مسکو، محاکمات گروه موسوم به ۵۳ نفر و عضو برجسته آن دکتر #تقی_ارانی که پرآتیه ترین روشنفکر نسل خود بود، آغاز شد و به زندانی شدن آنان منجر گردید... سقوط رضاشاه، به دوران فترت بدل شد تا حزب توده بلافاصله در ۱۳۲۰ و جبهه ملی در ۱۳۲۸ تأسیس و سیاستمدار پرجذبه ای چون #محمد_مصدق قدرت بگیرد، اما سوء قصد #ناصر_فخرآرایی در بهمن ۱۳۲۸ به شاه جوان منجر به انحلال حزب توده و دستگیری های گسترده آن گردید که فرار بزرگ ده تن از رهبران در ۲۴ آذر ۱۳۲۹ نکته بارز آن بود... کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ آغاز شکنجه ها در زندان را سبب گردید و در این بین یازده تن از جمله #وارطان_هوانسیان زیر شکنجه جان باختند، این نوع رفتار شروعی بود بر نگارش ندامت نامه ها در زندان، اعترافات #پرویز_نیکخواه، #پرویز_قلیچ_خانی، #غلامحسین_ساعدی، #رضا_براهنی و دیگران از آن جمله بود... اما تغییر کلی وضعیت کشور پس از حادثه سیاهکل در بهمن ۱۳۴۹ و حمله گروه کوچک مارکسیستی به پاسگاه ژاندارمری واقع در لاهیجان به وقوع پیوست که به نقطه عطفی در تاریخ ایران بدل گردید که طی آن جرقه مبارزات چریکی زده شده و جوانان مارکسیست و مسلمان بسیاری را در به دست گرفتن اسلحه و مبارزه با حاکمیت تشویق کرد، این اتفاقات طی ۶ سال آینده و در تقابل ساواک با چریک ها، مسبب کشته شدن حدود ۷۰۰ نفر از آنان گردید... با دستور رهبر انقلاب و در نخستین روز حاکمیت رژیم جدید، دادگاه های انقلاب برای مجازات شخصیت های برجسته رژیم پیشین احیاء و قوانین شرع که در دوران رضاشاه از احکام دادگاهی حذف شده بود، مجددا جایگزین علوم قضایی گردید، مجموعه اعدام شدگان این دوره را می توان حدود ۸۰۰ تن اعلام کرد که #امیرعباس_هویدا، #تقی_شهرام، #محسن_فاضل، #محمدرضا_سعادتی و ... از برجسته ترین آنها بودند... کوشش مجاهدین برای سرنگونی حکومت در خرداد ۱۳۶۰، موجی از سرکوب هایی را برانگیخت که در تاریخ ایران بی سابقه بوده و طی چند ماه حدود ۲۷۰۰ تن اعدام شدند... طبق نظر حاکمیت، آنهایی که به سکولاریسم و کثرت گرایی سیاسی گرایش داشتند، لیبرال محسوب شده و لیبرال ها در ذات وابسته به غرب بودند، اعترافات #طاهر_احمدزاده و #صادق_قطبزاده نمونه بارز سرکوب لیبرال ها بوده و اخذ اعترافات از ارتشبد #حسین_فردوست و حجت الاسلام #سید_مهدی_هاشمی سرکوب سلطنت طلبان و روحانیون مخالف را نشان میداد... به راستی که تاریخ همواره با طنز خود کوشش می کند خواب رفتگان را بیدار سازد... مطالعه و خواندن این کتاب را که در پانویس های آن نیز اطلاعات جامعی قرار گرفته، جزو بایدهای خودتان قرار دهید...
اسم این کتاب بخش کوچکی از مقالات را توضیح می دهد و خلاصه که اسم خوبی واسه اثری شگفت انگیز نیست. متاسفانه عنوان "روانشناسی زندان و زندانی در تاریخ معاصر ایران" می تواند نام بهتری برای این کتاب باشد. آبراهامیان با تاثیر از نظریات فوکو درباره ی شکنجه که معتقد است «دورانش به سر رسیده» آغاز می کند و اندک اندک با نشان دادن ابداعات وحشتناک سه دوره ی حکومتی در ایران، تحلیل خودش را از شکنجه و زنده ماندنش ارائه می دهد. معماری زندان ها و تفاوت هرکدام با دیگری. یک بخش از کتاب است و تحلیل روانی بر پایه ی اتفاقاتی که برای زندانی ها افتاد و اعترافات علنی شان، بخش دیگر. پیشرفت شکنجه های بدنی و استفاده و عدم استفاده از تعزیب در هر دوره ای بخش دیگر. تحلیل دلایل رخ دادن انقلاب 57 از گذر زندان ها و زندانی ها یک بخش و... خلاصه کتاب جامع و دقیق و ارزشمندی ست. مثل بیشتر کتاب های آبراهامیان، این کتاب هم مسائل بسیاری را برای من روشن کرد. مسائلی که اگر بخواهیم با یک بُعد خاص بهشان فکر کنیم، گمراه می شویم و از دیدن تمام واقعیت و حقیقت محروم. با خواندن این کتاب تاثیر کمون ها و جوامع داخل زندان در انقلاب 57 مشخص می شود. فرهنگی که از زمان احداث زندان فلک الفلاک در دوره ی رضا شاه متولد شد، در هر دوره با تغییر سیستم پیشرفت کرد و قبل از 57 به تکاملی عجیب و غریب رسید. مسئله ی «نجاست» به عنوان مثال، داخل زندان های قبل از انقلاب مطرح شد و همین مسئله اتفاقات بسیاری را در ادامه رقم زد. و این فقط یکی از مسائل ریز و نکته بینی های دقیق آبراهامیان در اعترافات شکنجه شدگان است. فوکو معتقد است بدترین نوع شکنجه و به طور کلی مجازات، اعتراف است؛ چراکه مجرم محبور می شود تمام زندگی گذشته اش را زیر پا بگذارد و عملن شخصیت خود را به شکل وارونه ای برای همگان ترسیم کند. و آبراهامیان در "اعترافات شکنجه شدگان" این جمله را به عنوان یک سر فصل مهم و دقیق در نظر گرفته است: «برای اثبات گناه مجرمان، چه سندی بهتر از اعتراف مستقیم خودشان» و از قبل همین جمله به نبوغ سیستم در استفاده از اعترافات علنی می پردازد. این جمله قوانین شریعت را زیر سوال نمی برد، بلکه به کلی نادیده می گیرد. مطالعه ی فصل آخر کتاب که مربوط به دوره ی حال حاضر است، برای من مدت زیادی زمان برد. چراکه حقیقتن دردناک و تکان دهنده است و ارتباطش با شرایط کنونی مثل روز روشن. متاسفانه پیشرفت مغز بشری به هوشمندانه اجرا شدن شکنجه و مجازات کمک بسیاری کرده است. روش های روان شناختی، شکنجه را نه یک مجازات معمولی و کوتاه مدت که آثارش بالاخره از بین خواهد رفت، بلکه تبدیل به معادلات و تصاویری کرده است که سال ها و سال ها و سال ها در ذهن افراد می نشیند و به واقع: تا پایان عمر رهایشان نخواهد کرد. این کتاب غم انگیزترین اثر آبراهامیان هم هست ضمنن! برای مطالعه به شدت و اکیدن توصیه می شود. همین طور خواندن هم زمان یا نکته برداری از "مراقبت تنبیه" میشل فوکو و خصوصن بخش زندان هایش، کمک خوان خوبی است. همین طور دیدن مستندهایی (تصویری) که با همین نام در یوتیوب قرار دارند، می تواند کمک خوان بسیار خوبی باشد.
A supremely vital work surveying the prison system, and the use of torture, corporal punishment, and capital punishment in modern Iran from the Qajar Dynasty through the Islamic Republic of Iran (into the 90's when the book was published).
As the author clearly shows, Khomeini's Islamic Republic has been vastly more brutal than the Shah's regime ever was. Under Khomeini, the number of prisoners vastly increased, torture and corporal punishment became much more prevalent, and executions became commonplace, including many performed in public which had rarely occurred during the Pahlavi dynasty. There is also no parallel during those monarchical years to the horror of the 1988 mass executions.
Finally, the book offers fascinating insight into the Islamic Republic's Orwellian use of imprisonment and torture to obtain public recantations (that were often aired on public television). Having endured tremendous suffering, leading political prisoners were prepared to endorse the Islamic Republic and reject the ideologies they had once held so fervently.
A penetrating journey into the dark and sadistic nature of the Islamic Republic of Iran.
Important study documenting the way the Iranian government uses forced confessions to neutralize opposition figures. I experienced this. It is notable how persistent this practice is and how apparently it is effective enough to be persuasive enough for at least a portion of the population to be continually used. Why people cannot see through these staged confessions is a reason behind the persistence of authoritarian regimes.
برخی از اطلاعاتی که در سالهای بعد از چاپ کتاب منتشر شدهاند، نشان میدهند که برخی جزئیات و همینطور آمارهای کلی کتاب اشکالاتی دارند. به مصائب اتنیکها و اقلیتهای مذهبی ایران به هیچ وجه پرداخته نشده است. کتاب بسیار خواندنی است
This book traces the history of prisons and prison literature in Iran from the time of the monarchy through the coming of the Islamic Republic, ending with massacres of prisoners in the late 1980s. It is well-written, although it is largely based on memoirs written many years after the fact, which casts some doubt on its accuracy. It is a grim topic, but the author handles it well.
Abrahamian provides important insight into the first years of the Islamic Republic, which are much more brutal than the times of Reza Shah and Mohammad Reza Shah's years of monarchial rule. The question of democracy and human rights, as well as the principles of Islam are nullified by the Khomeini regime.
The contrast between the acts of torture during monarchial rule and Islamic rule are evident in the huge shifts of political and ideological stances by prominent figures of the opposition.
Abrahamian also shows the role of the Tudeh communist party since its inception, and the sufferings it went through post-1983. One cannot imagine the things going through the minds of young communists as they see their leaders, hailed as heroes for surviving more than twenty years in the Shah's prisons, praising the Islamic Republic in their public recantations and denouncing the principles that they once fought for, due to a few months of torture under the Islamic Regime.
Abrahamian does a brilliant job in bringing to light the dark Iranian prisons and the minds of those perished.
One addition to previous comments: this is one of very few publications available in English which provide information about he very large Iranian left of Shah and the first years of the Islamic Republic.