فرانسواز شوای، نویسنده ی فرانسوی این اثر، گرچه تحصیلات خود را در رشتهی فلسفه به پایان رساند، اما به عنوان منتقد جدی شهرسازی شناخته میشود. مهمترین آثار او علاوه بر کتاب حاضر که در سال ۱۹۶۵ نگاشته شده عبارتند از: برنامه ریزی شهری در قرن نوزدهم (1970)، احساس شهر(1972)، قاعده و الگو (1980) ، شهر عصر صنعت (1983) ، توسعه ی شهری و بحران شهروند (1985) ، فرهنگ لغات شهرسازی با همکاری پیر مرلن (1988) و رمز و راز میراث (1992). پیدایش شهر را به حدود ۵-۶ هزار سال پیش نسبت میدهند. زمانی که تنها قرن نوزدهم با آغاز انقلاب صنعتی و رشد سریع شهرها، توصیفات هراسانگیزی از بی نظمی شهرهای صنعتی و وضعیت رقت بار کارگران ارائه شد. در مقابل عده ای دیگر سخن از آرمانشهرهایی به میان آوردند که پیشرفت تکنولوژی زمینهساز پیدایش آنها خواهد بود. این آرمانشهرها بر اساس سه الگوی عمده شکل گرفتهاند. شوای از این دسته نظریات با عنوان پیش شهرسازی یاد میکند و در فصول جداگانهی کتاب به معرفی و نقد آرای متفکران منصوب به هر یک میپردازد. 1. پیش شهرسازی ترقیگرا در این فصل به نظریات آون (Owen)، فوریه (Fourrier)، کونسیدران (Considérant) ، کابه (Cabet)، پرودون (Proudhon)، ریچاردسن، ژان باپتیست گودین (Godin)، ژول ورن و هربرت جرج ولز پرداخته شده است. اساس این الگو فناوری و کارایی است. آنها به آینده ی شهر صنعتی خوشبین هستند. " به گمان اینان مسایل ناشی از رابطه ی انسان ها با جهان و بین خودشان را نوعی خرد گرایی، علم و فن می تواند حل کند. این اندیشه ی خوش بینانه روی به آینده دارد ومقهور عقیده ی ترقی است. انقلاب صنعتی پدیده ای تاریخی – کلیدی است که آینده ی بشریت را تضمین و سعادتش را تأمین خواهد کرد" (ص 12) ترقی گرایان شهر را مکانی برای برآوردن نیازهای انسان معرفی می کنند. سنت شهرسازی آنها بر پایه ی علم هندسه است. توجه به بهداشت دیگر مؤلفه ی شهری است. شهر ایده آل ترقی گرایان شهری پاک و زیبا با طبقه بندی های دقیق کاربردی است. لازم است نظمی نوین جایگزین نظم شهرهای قرون وسطایی شود تا با نیازهای انسان هماهنگی بیشتری داشته باشد. فضای محوری در این شهر " مسکن استاندارد" است. خانه هایی هم شکل در محلاتی کنفک و خودکفا که چندان رابطه ای با دیگر محله ها ندارند. نقد شوای بر این اندیشه سلطه ی نظام سیاسی بر تمامی فضاهای شهری است. برای تأمین بیشترین بازدهی لازم است که قدرت سیاسی تمام جنبه های شهر را پوشش دهد. این نگرش به شدت ابزاری است و حتی نسبت به انسان نیز رویکردی ابزاری دارد. 2. پیش شهرسازی فرهنگگرا در این فصل آراء پوژن (Pugin)، راسکین (Ruskine)و موریس(Moriss)بررسی می شود. پیش شهرسازی فرهنگ گرا در تقابل با پیش شهرسازی ترقی گرا اعتقادی به یک شکلی فضاهای شهری ندارد و برعکس از ایده ی تمایز و اشکال فضایی ناهمگون و بناهای متنوع دفاع می کند. اتفاق رأی بر این است که بی تقارنی در شهر نوعی نظم اندامواره پدید می آورد. " به گرد بناهای یادواره ای ادینبورگی خویش بگردید و بنگرید به آنچه که می تواند شمارا ارضا کند. هیچ چیز جز شبکه ی شطرنجی و بازهم شطرنجی، همیشه شطرنجی، برهوتی از شطرنجی ها. آنها به خانه های شما سیمای زندان می بخشند و در واقع زندان هم هستند. این شطرنجی ها زندان های جسم نیستند بلکه گورهای جان هستند." (ص159 ،نقل قولی از راسکین) برای اندیشمندان فرهنگ گرا " زیبایی شناسی" هم ارز بهداشت نزد ترقی گرایان است. هنر برترین تأئید یک فرهنگ است که در عین حال ریشه در سنت تاریخی دارد. در آرای این گروه از متفکران نوعی بازگشت به هنر قرون وسطایی دیده می شود. از دیدگاه سیاسی شهر فرهنگ گرا به شیوه ی دموکراتیک اداره می شود. از نظر اقتصادی این شهر کاملاض ضد صنعتی است. انتقاداتی که بر این نظریات وارد می شود تاریخی بودن بیش از حد و عدم هماهنگی با دستاوردهای خلاق زمان است. این الگو نیز مانند الگوی پیشین صرفاً نوعی مدینه ی فاضله را تداعی می کند که در واقعیت امکان دستابی به آن چندان مقدور نیست. 3. پیش شهرسازی بی الگو نظریه پردازان این الگو سوسیالیست ها و آنارشیست ها هستند. مارکس، انگلس، کروپتکین (Kropotkine)، بوخارین (bukharine) و پرئوبراژانسکی (Préobrajensky) مهمترین ویژگی نظریه های این گروه نقد شهر صنعتی است بی آنکه الگویی برای شهر آینده ارائه شود یا بازگشتی به الگوهای تاریخی صورت گیرد. شکل آتی شهر بسته به استقرار جامعه ی بی طبقه است. در چنین جامعه ای می توان از "روستا-شهر" سخن گفت که صرفاً یک آمایش فضایی نیست بلکه لازمه ی آن عدم توازن جمعیت و نابرابری فرهنگی و اقتصادی است. سه فصل نخست کتاب به معرفی و نقل قول نظریات اندیشمندان پیش شهرسازی اختصاص یافته است. در سه فصل آتی، نویسنده به بررسی نظریات شهرسازی می پردازد. آنچه ایندو را از یکدیگر جدا می سازد خصلت غیر سیاسی شهرسازی است. شهرسازی بیشتر عملی است هرچند هنوز می توان رگه هایی از تخیل پیش شهرسازی را در آن دید. به عبارتی شهرسازی کوششی است برای تلفیق تخیلات ارمانشهرگرایانه با واقعیات شهر در عصر تکنولوژی. همانند الگوهای پیش شهرسازی، الگوهای شهرسازی نیز به سه مدل کلی تقسیم شده است. در ادامه به ذکر این الگوها و ارائه ی نکات اصلی مورد اشاره ی نظریه پردازان مطرح آنان در کتاب شهرسازی فرانسواز شوای می پردازیم. 1. شهرسازی ترقی گرا در این فصل نظریات تونی گارنیه (Garnier)، ژرژ بنوا-لوی (George Benoit –Lévi)، والتر گروپیوس (Walter Gropius)، لو کوربوزیه (Le Corbusier) و استروملین (Stromline)، بررسی شده است. این الگو حاصل تحول در الگوی پیش شهرسازی ترقی گراست و انگاره ی اصلی آن " نوگرایی" است که در دو زمینه ی عملی صنعت و هنر پیشرو قابل مشاهده است. الگوی ترقی گرا نتیجه ی تلفیق فناوری و هنر است که از یک سو به کارایی هرچه بیشتر برای برآوردن نیازهای انسان با کمک تکنولوژی جهان صنعتی می اندیشد و از سوی دیگر به زیبایی شناسی استوا...
Françoise Choay was a French architectural and urban historian and theorist. Since 1973, she has been a professor at the University of Paris. She has also been a visiting professor at numerous universities in the United States, Belgium and Italy. She was awarded the Grand Prix national du Livre d'architecture in 1981 and 2007.
Bastante interesante. En las 100 primeras páginas, plantea un esquema útil para entender las inclinaciones ideológicas del urbanismo distinguiendo dos vertientes dominantes, la progresista y la culturalista, enfrentadas pero también coincidentes en muchos aspectos. Apoya la reflexión en un recorrido histórico que ayuda a entender la evolución de las inquietudes y a situar a figuras de referencia. El repaso llega hasta mediados de los 60, momento en que se publicó el libro, cuando además se estaba dando un giro clave en el modo de entender la ciudad (Mumford, Jacobs, Lynch, etc.).
Añade 400 páginas, también interesantes, compilando citas de decenas de pensadores de la ciudad, desde finales del siglo XIX hasta la época en la que se realizó el trabajo.
Libro valioso, que halla puntos de diálogo y de continuidad con Teorías e historias de la ciudad contemporánea (Carlos García Vázquez, 2016).
ler isto e darte conta de que a maneira na que habitas, circulas, camiñas a cidade e a maneira na que mesmamente creas os teus vinculos nela é verdadeiramente escalofriante. a cidade é realmente nosa?
Un glossaire succinct des "courants" d'urbanisme ( Dans la limite du spectre Culturaliste et Progressiste), classé par ordre chronologique, tout en mettant l'accent sur les courants philosophiques et de pensée qui régissaient la réalité urbaine à chaque époque.
C'est un livre très intéressant, qui comporte beaucoup d'informations, une lecture n'est pas suffisante pour donner un avis, il me faut une deuxième lecture.