«مردگان عمارت بیستوپنجم» اثر سیامک گلشیری، رمانی در ژانر وحشت و معمایی است که در سال ۱۴۰۴ توسط نشر چشمه منتشر شد. این رمان با فضایی وهمآلود، روایتی پرکشش و نثری موجز، تجربهای متفاوت از ادبیات معاصر ایران را برای مخاطبان خود رقم میزند. در مرکز داستان، مردی تنها قرار دارد که پس از مرگ همسرش، در چنگ افسردگی و دلمردگی گرفتار شده است. تنهایی و اندوه، او را در آستانه فروپاشی روانی قرار میدهد تا اینکه آشنایی با زنی مرموز مسیر زندگیاش را تغییر میدهد. زن، او را به عمارت قدیمی و اسرارآمیزی در خیابان بیستوپنجم میکشاند؛ مکانی که انگار به جهانی دیگر تعلق دارد. مرد در این خانه با رازهایی از گذشته و نفرینی که نسلهای پیشینش را هم درگیر کرده مواجه میشود؛ نفرینی که در نهایت او را به موجودی نیمهانسان، نیمهوحشی بدل میسازد. عطش خون، زخمهای قدیمی و بوی مرگ، از او موجودی میسازد که هر لحظه ممکن است کنترل خود را از دست بدهد. «عمارت بیستوپنجم»، در این روایت، نه فقط یک مکان بلکه خود شخصیتی زنده است. این عمارت با اتاقهایی پر از گذشته، درهایی که به خاطرات میرسند و صداهایی که هر شب از طبقه بالا شنیده میشود، فضای داستان را به سطحی استعاری ارتقا میدهد. در این خانه، گذشته همچون روحی سرگردان پرسه میزند و هیچ مرزی میان واقعیت و کابوس باقی نمیماند. سبک نوشتار گلشیری در این رمان، همچون دیگر آثارش، ساده، صمیمی و خالی از تزئینات زبانی است. او با پرهیز از قید و صفتهای زاید، تمرکز را بر صحنهپردازی و دیالوگ قرار میدهد و بهجای توصیف مستقیم، فضاسازی روانی ایجاد میکند. این سبک نگارش، خواننده را به درون جهان داستان میکشد و تجربهای شخصی و ملموس برای او میسازد. اما آنچه این رمان را فراتر از یک اثر وحشت صرف قرار میدهد، مضامین درونی آن است. «مردگان عمارت بیستوپنجم» کاوشی در ناخودآگاه فردی و جمعی است؛ سفر به تاریکی غرایز سرکوبشده، خاطرات خفته و کشاکش ابدی میان میل و قانون. در این رمان، انسان در مرز میان انسانیت و هیولا بودن ایستاده است؛ جایی که عشق، اندوه، خشم و ترس در هم میآمیزند. این رمان را میتوان ادامه مسیری دانست که گلشیری در آثار دیگرش نیز پیموده است؛ بهویژه در مجموعه رمانهای «خونآشام» که مخاطب نوجوان را هدف گرفته بود، و حالا با «مردگان عمارت بیستوپنجم»، خواننده بزرگسال را نیز به دنیای سایهها و کابوسها میبرد. او در آثارش همواره کوشیده تصویری صادقانه از پیچیدگیهای روانشناختی انسان معاصر ارائه دهد، و این رمان نیز گواهی بر آن است. چاپ ۱۴۰۴
سیامک گلشیری در بیستودوم مردادماه سال ۱۳۴۷ در اصفهان متولد شد. تحصیلاتش را تا سطح کارشناسی ارشد زبان و ادبیات آلمانی ادامه داده. فعالیت ادبیاش را به طور جدی از سال ۱۳۷۱ آغاز کرد. سیامک، پسر احمد گلشیری، مترجم و برادرزاده هوشنگ گلشیری، داستاننویس فقید است.
من از سال 1393 همه نمایشگاه های کتاب تهران رو رفتم (به غیر از دو سال 98 و 99 که بخاطر کرونا برگزار نشد) و همیشه هم از چند ماه قبلش شروع میکنم به تهیه لیست برای خرید...ا و اصولا خیلی وسواس دارم واسه انتخاب کتاب همینه که کتابهایی که برام هدیه میخرند رو هیچوقت نمیخونم... چون انتخاب خودم نبوده... ا حالا بگذریم اینو میخواستم بگم که این کتاب "مردگان عمارت بیست و پنجم" کتابی بود که توی لیست خرید من نبود اما چون وقتی که من توی نمایشگاه بودم، آقای گلشیری (نویسنده کتاب) هم توی غرفه نشر چشمه بودند، من هم جوگیر شدم و کتاب رو خریدم
اما واقعاً نپسندیدم نفهمیدم اصلا کتاب رو... نه اینکه مثلا نثرش پیچیده باشه... نه، اصلا نفهمیدم هدف این کتاب چی بود؟ هدف ژانر وحشت بود؟ من که وحشت نکردم فانتزی بود؟؟ فکر نکنم نمادین بود؟ ممکنه اما در هر صورت هر چی بود، منو که اصلا جذب نکرد نمیدونم حالا... شاید هم من نفهیمدم شاید هم اصلا کتاب بدی رو به عنوان اولین کتاب از "سیامک گلشیری" انتخاب کردم
ولی از یه طرف خوشحالم... اینکه از این کتاب (که انتخاب خودم نبوده) خوشم نیومد، نشون میده که مکانیزم انتخاب کتابهام و وسواسی که دارم، داره بطور کلی درست جواب میده
دو ستاره دادم فقط به احترام امضای شخص نویسنده روی صفحه اول کتابم... اگرنه به نظرم حق کتاب همون یک ستاره بود
به عنوان اولین کاری که از سیامک گلشیری و اولین رمان خونآشامی که خواندم به شدت بد و بیخود بود . این همه کش آوردن رو متوجه نمیشم. ای کاش حداقل هدفی از این کش آوردن داشت. فقط صرف اینکه بفهمی شخصیت اصلی به چه طرز کصشعری خون آشام شد! . شکست اصلی من اونجا بود که این کتاب رو دیشب در فروشگاه جا گذاشتم و مجبور شدم برا تمام کردنش نسخه طاقچه رو بخوانم که واقعا ضرر بزرگی بود . با همین پول میشد یه رمان بهتر خرید .