حوالی زیرزمین دربارۀ آدم های زیرزمینی است. دربارۀ غیررسمی ها و بی مجوزها، رانده شدگان و پناه یافتگان، مجازات شدگان و نجات یافتگان، مردگان و زندگان، دربارۀ دورانداختنی هاست و نگه داشتنی ها. ترس ها و رؤیاها. زیرزمین امکانی است برای ناممکن های روی زمین.
تنوع فرمها رو دوست داشتم. داستانها رو اصلا دوست نداشتم اما جستارها و باقی چیزها عالی بودن. بخش مربوط به هوش مصنوعی هم به نظرم خیلی نامربوط بود و نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم.
شلوغی صفحهآرایی یکم دسترسی به بخشها رو مخدوش میکرد، اما زیبا بود و مشکلی باهاش نداشتم.
مقاله علی معظمی خیلی جالب بود، بحثش درباره امر اخلاقی کانت و نقدهایی که بهش وارد بود و تمثیل زیرزمین به عنوان جایی که پنهان بودنش منجر به قدرت میشه. انگشتری که نادیدنی میکنه و از همین طریق قدرت میبخشه و بعد بسط دادن این ایده به پنهانکاری دولتها برای توجیه رفتارهای غیراخلاقیشون. یاد ارباب حلقهها هم افتادم با خوندنش.
همچنین روایت اول مجله که درباره نوجوانی کسی بود که خاطره تعرض داشته؛ و البته بسیار دردناک بود. به نظرم نوشتن چنین سطوری خیلی جسارت میخواست.
بهترین چیز مجله اینه که در وقتهای بیحوصلگی هم میتونی بازش کنی و یک نوشته رو ازش بخونی و باز بذاری برای فرصت بعدی.
بعد از چهار سال شماره جدید مجله حوالی منتشر شد حوالی زیرزمین شماره گذار مجله بود، گذار از یک مجله شیرین و صمیمی به یک مجله جدیتر که میخواد حرفهای مهمتری بزنه. مجله داره دوران بلوغش رو طی میکنه، تو هم میتونی اون صمیمت شمارههای قبل رو توش حس کنی، هم حرفهای مهمترشو که هیچکدوم کامل نیستن. امیدوارم تو شمارههای بعدی این دوران گذار به خوبی طی بشه و نوشتههای پختهتری تو مجله ببینیم
نوشتههایی که دوست داشتم: ✅ کهف کنعان از م. ح. مددی ( بهترین نوشته مجله، تا حالا این سطح از خودافشاگری و راحتی نویسنده رو با خواننده رو تو هیچ نوشته فارسی ندیده بودم) ✅ به دنبال تاریکی از محمدجواد شاکرآرانی ✅ بینام، بیبدن از دیوآن ربیعی ✅ نردبان یعقوب از ساناز اسدی ✅ با ح شروع میشد از حبیب دانشور عزیز