Jump to ratings and reviews
Rate this book

اسفار پریشانی

Rate this book
از کوچه صدای ضجه ی زنی می آمد. زنی که مدام بلند و کشدار می گفت: «دست هایم. بچه هایم. دست هایم. بچه هایم.» نمی توانستم بفهمم مقصودش از تکرار اینها چه بود. ربط دست ها به بچه ها چه بود. کتابچه روی سینه ام وامانده بود. روی کاناپه خوابم برده بود. خواب دو تا ماهی را دیده بودم که توی گودال آب روشنی می چرخیدند. خم شدم توی آب را تماشا کنم نمی دانم یا بنوشم. آب را چنگ کردم. نزدیک صورتم که رساندم آب توی دستم به چرکابه ای متعفن تبدیل شد. هراسان کاسه ی دو دست را از هم وا کردم. چرکابه ریخت توی گودال. ماهی ها نبودند. دوتا هزارپا توی گندابه می لولیدند و بدن یکیدگر را می جویدند...

160 pages, Paperback

Published January 1, 2023

Loading...
Loading...

About the author

نسترن مکارمی

4 books1 follower

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
0 (0%)
4 stars
1 (20%)
3 stars
0 (0%)
2 stars
0 (0%)
1 star
4 (80%)
Displaying 1 - 4 of 4 reviews
Profile Image for Behzad.
684 reviews135 followers
August 5, 2025
1. نکتۀ برجستۀ رمانهای نسترن مکارمی این است که برکنار نیست از اینجا و اکنون. این رمان در بحبوحۀ نوعی بیماری گسترده - که ملهم از کروناست احتمالاً- و نوعی اعتراض گسترده به بی آبی - که بسیار یادآور امروز است - شکل میگیرد و پیش می رود..
2. رمان طی روایتی موازی راه پیدا میکند به وبا و قحطی در گذشته های این سرزمین و این روایت موازی کلید اصلی ماجراهای رمان می شود.
3. شخصاً دوست داشتم بیشتر از امروز و اکنون زیر و زبر شده بخوانم در رمان؛ اما خب همین قدر هم کافی بود، زیرا اصلاً راحت نمیشود مشابهش را در رمان امروز فارسی پیدا کرد.
4. نویسنده جایی شرح داده که رمان را به چند ناشر سپرده و همه گفته اند که امکان چاپ ندارد و او هم دیگر قید چاپ رسمی و «ارشادی» را زده و رفته سراغ چاپ مستقل آن.
5. باید یک فهرست درست کنم به نام «خوب های مهجور» - البته واقعاً مهجور -و این کتاب را در صدرش قرار دهم.
5 reviews
Read
July 7, 2026
یکی از نقدهای قابل طرح درباره اسفار پریشانی، نحوه بازنمایی زنان و دختران در بخش‌هایی از روایت است. در موارد متعددی، شخصیت‌های زن نه به‌عنوان افرادی دارای عاملیت، استقلال فکری و پیچیدگی انسانی، بلکه از خلال مجموعه‌ای از کلیشه‌های جنسیتی معرفی می‌شوند.
در صفحه ۲۵ این کتاب زن با عبارت «زن نیمه‌دیوانه» توصیف می‌شود. چنین توصیفی، آگاهانه یا ناآگاهانه، در امتداد سنتی قرار می‌گیرد که زنان را بیش از مردان با بی‌ثباتی روانی، احساسات کنترل‌نشده و فقدان عقلانیت پیوند می‌دهد.آنچه که سنت های پوچ قدیمی می‌گفتند زن(ناقص‌العقل)است را در این کتاب مشاهده می‌کنیم.
در صفحه۳۱، کنش اجتماعی یک زن به‌عنوان اقدامی «هیجان‌زده» معرفی می‌شود. این نوع نگاه می‌تواند مشارکت اجتماعی زنان را نه حاصل آگاهی و تصمیم‌گیری، بلکه نتیجه احساسات لحظه‌ای و واکنش‌های عاطفی جلوه دهد؛ برداشتی که سابقه‌ای طولانی در نادیده گرفتن نقش زنان در عرصه عمومی دارد.
در توصیف دیگری، موهای قرمز یک زن با تصویر «جادوگرها» پیوند می‌خورد. این تشبیه یادآور سنت تاریخی بدنام‌سازی زنانی است که از هنجارهای رایج فاصله می‌گرفتند و به همین دلیل با برچسب‌هایی چون جادوگر، اغواگر یا خطرناک معرفی می‌شدند.
شخصیت سارا که یک دختر نوجوان است بارها با لحنی تحقیرآمیز مواجه می‌شود. عبارت «سر و کله زدن با یک نوجوان کار بیهوده‌ای است» ارزش گفت‌وگو با او را از پیش نفی می‌کند و جمله «کله‌اش باد دارد» نیز مشارکت اجتماعی او را به خامی، غرور یا ناپختگی فرو می‌کاهد.
در بخش‌های مختلف کتاب، زنان با واژگانی چون «عجوزه» خطاب می‌شوند؛ واژه‌ای که صرفاً توصیفی نیست بلکه بار تحقیرآمیز و جنسیتی دارد و برای بی‌اعتبار کردن زنان، به‌ویژه زنان سالخورده، به کار می‌رود.
از سوی دیگر عبارتی مانند «شب‌های این ویران‌سرا بدون مرد نباشد» حامل این پیش‌فرض است که حضور مرد برای کامل شدن جهان یا معنا یافتن زندگی ضروری است. چنین نگرشی ناخواسته زنان را در موقعیتی وابسته و همچنان ثانویه قرار می‌دهد.
حتی در توصیف دختر نوجوان معترض نیز از ترکیب‌هایی مانند «جسور و سرکش» استفاده می‌شود. اگرچه جسارت می‌تواند ویژگی مثبتی باشد، اما قرار گرفتن آن در کنار «سرکشی» این احتمال را ایجاد می‌کند که استقلال و اعتراض یک دختر نه به‌عنوان حق طبیعی او، بلکه به‌عنوان نوعی ناهنجاری یا نافرمانی دیده شود.حتی فکر می‌کنم نویسنده باز هم ترازو مثبت را بالاتر از منفی نبرده و نیازی به واژه سرکش نبوده.
نمونه قابل تأمل دیگر، صحنه‌ای است که راوی مرد از اهدای خون صرف‌نظر می‌کند تا زنی را معطل نگذارد. در ساختار این روایت، زن به شکلی ضمنی در ممانعت برای انجام یک عمل خیرخواهانه قرار می‌گیرد؛ الگویی که در بسیاری از روایت‌های سنتی، زنان را عامل انحراف مردان از وظایف مهم‌تر نشان می‌دهد.
و در جایی از کتاب مشهاده می‌کنیم که دلیل شکستن دوباره توبه و آلوده شدن راوی مرد به گناه با دیدن پری معشوقه اوست.
4 reviews
June 29, 2026
به نظر از روی کتاب اسفار کاتبان کپی شده بود و ایده ها و شخصیت ها اینقدر دزدی بودنشان افشا است که حتی رشته های تحصیلی شخصیت ها عینا همان است. حداقل اول کتاب از جناب خسروی نام می بردید.
4 reviews
June 29, 2026
پیرنگ ضعیف. ابهامات زیاد. ریتم کند و یکنواخت و اصلا خوب نوشته نشده کپی خیلی ضعیف از کتابی دیگر است.
Displaying 1 - 4 of 4 reviews