نویسندهٔ کتابِ حاضر اقتصاد ایران را از منظر متغیرهای کلان شش دههٔ اخیر (۱۴۰۰-۱۳۴-) تاریخنگاری کرده، برنامههای توسعهٔ اجراشده در این دوره را واکاوی و ارزیابی نموده و ماهیت آنها و نحوهٔ ریلگذاریشان و علل موفقیت یا ناکامیشان را توضیح داده است. همچنین، با بررسی روند متغیرهایی مثل رشد، نقدینگی، تورم و نرخ ارز، تا حد قابل ملاحظهای علل افتوخیز یا بیثباتی و پرشهای آنها را بررسی کرده است. مؤلف بر آن بوده که موضوعات و بحثها مبتنی بر نظریات پایهٔ اقتصادی باشد، و به همین دلیل در همهٔ فصول نشان داده است که ضعفهای نظری و علمی برنامهها و سیاستهای اجراشده از نواقص جنبههای دیگر آنها کمتر نیست. به باور وی، مسائل و مشکلات کشور ارتباط چندانی به دیدگاه مکاتب اقتصادی و حتی مجادلات میان تفکرات چپ و راست ندارد. این کتاب برای علاقهمندان توسعهٔ اقتصادی، برنامهریزی و دانشجویان رشتهٔ اقتصاد و بازرگانی مفید است.
میشه اقتصاد خواندههای ایرانی که تو رسانههای تصویری مختلف برو بیایی دارند رو به سه گروه عمده تقسیم کرد:
گروه اول کسانی هستند که قیمت گذاری دستوری رو عامل بدبختی اقتصاد میدونند. طرفدار اقتصاد آزاد هستند، با آزادسازی قیمتها موافقند و از هر گونه سرکوب قیمتی انتقاد میکنند. معتقدند بازار با عرضه و تقاضا باید قیمتها به ویژه قیمت ارز رو تعیین کنه و هرگونه دخالت دولت در اقتصاد رو به شدت محکوم میکنند. افراد شاخص این ایده افرادی مثل برادران نیلی و موسی غنی نژاد و علی سرزعیم و .... هستند.
گروه دوم کسانی هستند که فریاد مرگ بر نیئولیبرالیسم سر میدند و معتقدند دولتهای مختلف سیاستهای نئولیبرالیسمی رو اجرا کردند و این باعث بدبختی اقتصاد مردم ما شده. طرفدار دخالت دولت در اقتصاد هستند و علی رغم اینکه از نظر سیاسی نزدیک و منتفع از حاکمیت هستند، سیاستهای اقتصادی دولت مهندس موسوی رو موفقیت آمیز میدونند. افراد شاخص و پر سروصدای این گروه هم شامل یاسر جبرائیلی و اقتصادخواندههایی که تو صداسیما حضور دارند و .... هستند.
گروه سوم کسانی هستند که خیلی درگیر نئولیبرالیسم و ایسم های گوناگون نیستند. معتقدند دولتهای پس از جنگ، همه به نحوی و اشکال گوناگون، سیاستهای تعدیلی رو اجرا کردند. معتقدند اجرای این سیاستها ربطی به اقتصاد آزاد و لیبرالیسم نداره. کجا لیبرالیسم گفته همینطوری بی در و پیکر قیمت ها رو آزاد کنید؟ اینان معتقدند سیاستی که بعد از جنگ توسط دولتهای مختلف اجرا شد، رها سازی بی قاعده قیمت ها در مقاطع مختلف بوده. از دهه هفتاد و در دولت هاشمی شروع و توسط دول مختلف ادامه پیدا کرده. از سیاست های اقتصادی دولت جنگ به نیکی یاد میکنند و مخالف نرخ بهره بالا و آزادسازی و شوک درمانی هستند. افراد شاخص این گروه شامل فرشاد مومنی و راغفر و .... هستند. یه کتابی چند سال پیش از فرشاد مومنی خوندم به نام "اقتصاد سیاسی توسعه در ایران امروز" ؛ تو این کتاب مومنی از طرح هدفمندسازی یارانه ها در دولت احمدی نژاد به عنوان طرح تعدیل2 نام میبره. او معتقده و میگه با اسامی نباید بازی کرد. این سیاستها ادامه همون سیاستهای تعدیلی دولت هاشمی هستند.
همه این حرفها رو زدم که بگم آقای عباس شاکری نویسنده این کتاب رو میشه در گروه سوم این تقسیم بندی قرار داد. آقای شاکری معتقدند ما در دولتهای پس از جنگ سیاستهای تعدیلی رو اجرا کردیم.ما بازار عمیق ارزی نداریم. رهاسازی قیمت ارز در این شرایط درست نیست. نرخ بهره بالایی که برخی ازش حمایت میکنند رو باهاش مخالفه و اساسا با این نظر پر تکرار که افزایش نقدینگی باعث افزایش نرخ ارز میشه کاملا مخالفه و میگه قضیه بر عکسه و افزایش نرخ ارز باعث افزایش نقدینگی میشه. با همین فرمون، شاکری با استفاده از کلی نمودار و آمار، عملکرد اقتصادی دولتها از دهه چهل تا دولت رئیسی رو تجزیه و تحلیل میکنه.
لازم هست اقتصاد بدونیم؟ قطعا اگر از اقتصادی چیزی بدونید بهتره و با توجه به عقاید اقتصادی که دارید، حالا چه اقتصاد آزاد چه دولتی و یا هر ایسم و میسم دیگه، بهتر میتونید قضاوت کنید و اگر چیز زیادی از اقتصاد نمیدونید ولی اهل سرچ کردن حین مطالعه هستید، میشه کتاب رو خوند و به جلو پیش رفت. ولی اگر نه از اقتصاد چیزی میدونید و نه اهل سرچ کردن حین مطالعه هستید، این کتاب برای شما نیست و احتمال زیاد گیر میکنید. به یکی از دوستان،حین مطالعه گفتم، برای آشنایی بیشتر با فضای کتاب چند تا از مصاحبه های فرشاد مومنی رو سرچ کن و بخون. با خوندن اونها، دستت میاد کتاب چی میخواد بگه. این توصیه رو میتونم به همه داشته باشم.
جداول و آمارها که از منابع رسمی و بانک مرکزی استخراج شده بود ولی گاهی نویسنده به سخنان افرادی استناد داده بود که خیلی مستدل و مستند نبودند. جایی میگه در دهه هفتاد آقای فلانی گفته که طبق مطالعات ما، مصرف بنزین به شرح زیر میباشد. نویسنده هیچ اطلاعاتی از اون مطالعه مد نظر نمیده .از این موارد در کتاب بود. همچنین آقای شاکری کتاب رو با دل پری نوشته.دل پر از دست گروه اول. به هر حال تو این حوزهها وقتی دلت پر باشه ممکنه گاهی به صحرای کربلا بزنی و حرفهای غیردقیق داشته باشی.
در مورد محتوای مطالب ارائه شده نمیتونم نظر مشخصی بدم،واسه همین نمرهای هم نمیدم. دانش اقتصادی پایینی دارم ولی به عنوان یک شکل روایت از تاریخ اقتصادی، خوندن و دونستن روایتهای مختلف رو دوست دارم و سعی میکنم نسبت به راویان گوناگون با توجه به هر آبشخور فکری که دارند، پذیرا باشم.
بالاخره این کتاب هم اضافه شد. شروع خوب کتاب مرزکشی دکتر شاکری با جریان لیبرال و جریان موسوم به ضدنئولیبرالهای ایرانی است که با یک بحث نظری کوتاه و کلاسیک در حد کفایت همراه میشود. نویسنده از الگویی میگوید که از برنامه توسعه اول و دهه هفتاد شروع میشود در دولت نهم و دهم شعله ور تر شده و در دولت دوازدهم و سیزدهم و همچنان تا تاریخ کنونی تشدید پیدا کرده و جولان میدهد. در این میان تجربه های خوب دهه چهل و شصت و اشتباهات اواخر پهلوی را هم در فصول اول بررسی مینماید. نکته خوب کتاب بررسی اولیهی نکات اقتصادی است که در ادامه قصد دارد از آن بهره ببرد و به همین دلیل این کتاب را برای مخاطب عام هم مناسب میکند. یکی از ایرادات کتاب (که البته میتوان گفت نیست) یک بند مشخص است که در همه فصول به کرات نویسنده تکرار میکند یا به عبارتی فریاد میزند، از صدایی که در میان صداهای دوگانه دولت خصوصی دولتی و دغدغه های آماتورگونه گم میشود و اکنون که نتیجه تقریبا به بار نشسته است چارهای جز فریاد آن نمییابد. به هرحال در کلاف سردرگم اقتصاد کلان امروز، این کتاب زبان آکادمیک دیگری دارد و برای بررسی انتقادی اقتصاد معاصر ما لازم است. در جایی که نقدینگی تک صدای مشکلات قلمداد میشود و عزیزان مکررا همه چیز را در توبره آن میریزند، بررسی تاریخ نگار گونهای در ابعاد دیگر واقعا لازم است. در جایی که خود تحریم روی سر ملت ریخته است بعد بدتر از آن این است که تا یک تغییر کوچک در اقتصاد رخ داد، دیگ تحریم برای عزیزان سوءاستفاده گر آماده است تا همه چیز را در خودش بریزد، شنیدن این سخنان لازم است. در پایان، نکات دیگری نیز وجود دارد که در این مقال نمیگنجد (یک چند وقتی بود میخواستم ازش استفاده کنم).
پ.ن: کاش کتابها رو کتابداران زودتر اضافه کنن یک سری نکات بلافاصله بعد پایان کتاب بود الان واقعا یادم نمونده بگم به همین دلیل همینجا ایست میکنم.