Jump to ratings and reviews
Rate this book

خاموشان

Rate this book
کتاب «خاموشان» نوشته‌ی یوسف علیخانی، مجموعه‌ای است شامل ۳۲ داستان کوتاه که در سال ۱۴۰۴ توسط نشر آموت منتشر شده. فضای بیشتر داستان‌ها در روستای میلک، زادگاه نویسنده در الموت می‌گذرد و عناصر بومی، اسطوره‌ای و وهم‌آلود در آن‌ها پررنگ است. علیخانی در این کتاب، همان‌طور که در آثار قبلی‌اش هم دیده می‌شود، به سراغ شخصیت‌هایی رفته که یا دیگر در میان ما نیستند یا حضورشان در سکوت و سایه‌ها ادامه دارد. داستان‌ها کوتاه‌اند، اما هرکدام برشی مستقل از زندگی یا خاطره‌ای مبهم و روایت‌نشده است.
موضوع اصلی این داستان‌ها حضور پنهان انسان‌هایی است که خاموش شده‌اند؛ یعنی یا از دنیا رفته‌اند یا به دلایل مختلف از جریان زندگی کنار کشیده‌اند. این خاموشی همیشه با مرگ همراه نیست؛ گاهی به شکل فراموشی، فاصله گرفتن، یا حتی انزواست. روایت‌ها حول رابطه‌ی آدم‌ها با گذشته، با سنت‌ها، با طبیعت و با چیزی نادیدنی شکل می‌گیرند. باورهای محلی و قصه‌های عامیانه به شکلی غیرمستقیم در روایت‌ها حضور دارند و جهان داستانی کتاب را می‌سازند. یکی از ویژگی‌های این مجموعه استفاده از زبان بومی و واژگان محلی منطقه الموت است. نویسنده سعی کرده بدون توضیح‌های اضافی یا توجیه، زبان و تصویرهای خاص آن اقلیم را وارد متن کند. زنان در بسیاری از داستان‌ها نقش محوری دارند و گاهی راوی اصلی‌اند، گاهی حامل سنت‌ها، و در بعضی موارد قربانی محدودیت‌های فرهنگی و اجتماعی. علیخانی نگاه انتقادی یا مستقیم ندارد، اما ساختار داستان‌ها طوری طراحی شده که لایه‌هایی از تنهایی، فقدان، و تأثیر زمان را منتقل می‌کنند.
از نظر سبک، بیشتر داستان‌ها کوتاه و مینیمال هستند؛ گاهی فقط با چند پاراگراف یا چند صحنه ساخته می‌شوند و معمولا پایانی قطعی ندارند. لحن روایت در بسیاری از موارد به شعر نزدیک است، اما در قالب داستان باقی می‌ماند. تصویرهای تکرارشونده مثل مه، باد، سایه، و صداهایی که شنیده نمی‌شوند، در سراسر مجموعه دیده می‌شوند و فضایی یکدست اما متنوع ایجاد می‌کنند.

400 pages, Paperback

Published April 1, 2025

2 people want to read

About the author

یوسف علیخانی

14 books25 followers
Yousef Alikhani (Persian: یوسف علیخانی‎; born 1975) is an Iranian writer.

Alikhani was born in the Deilami-speaking village of Milak, Qazvīn Province. He studied Arabic literature at the University of Tehran.

Books:
Xamah, Aamout Publication, 2018. ISBN 978-600-384-032-4.
Biveh-koshi • Widow Killing, Aamout Publication, 2015. ISBN 978-600-6605-07-4.
Aroos-e’-Beed (Willow’s Bride), Aamout Publication, 2009. ISBN 978-600-91197-5-2.
Dragon Slayage, Aamout Publication, 2007. ISBN 978-600-91197-8-3.
Ghadam Bekheir was my Grandmother, Aamout Publication, 2003. ISBN 978-600-91197-9-0.

یوسف علیخانی (متولد اول فروردین ۱۳۵۴ در روستای میلک الموت) نویسنده معاصر ایرانی است.
علیخانی پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی در روستای زادگاهش به قزوین رفت و پس از اتمام دوره متوسطه برای ادامه تحصیل راهی تهران شد. وی سال ۱۳۷۷ از رشته زبان و ادبیات عرب دانشکده ادبیات دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد.
از یوسف علیخانی جدا از چند کتاب پژوهشی، سه مجموعه داستان به نام‌های قدم‌بخیر مادربزرگ من بود، اژدهاکشان و عروس بید و همچنین و رمان خاما و بیوه‌کشی منتشر شده‌است.
وی در حال حاضر با پژوهش و نوشتن، و مدیریت نشر آموت گذران زندگی می‌کند.

رمان:
خاما، چاپ اول: بهار ۱۳۹۶، چاپ پانزدهم: پاییز ۱۳۹۸ (نشر آموت)
بیوه‌کشی، چاپ اول: بهار ۱۳۹۴، چاپ سیزدهم: پاییز ۱۳۹۸ (نشر آموت)

- مجموعه داستان:
عروس بید، چاپ اول: ۱۳۸۸، چاپ هفتم: ۱۳۹۸ ، (نشر آموت)
اژدهاکشان، چاپ اول: ۱۳۸۶، چاپ هفتم: ۱۳۹۸ ،(نشر آموت)
قدم‌بخیر مادربزرگ من بود، چاپ اول: ۱۳۸۲، چاپ هفتم: ۱۳۹۸ ، (نشر آموت)

- سایر آثار:
معجون عشق، گفتگو با نویسندگان عامه‌پسند (نشر آموت)، ۱۳۸۹
داستان زندگی حسن صباح، به دنبال خداوند الموت، (نشر ققنوس)]، ۱۳۸۶
داستان زندگی صائب تبریزی، انتشارات مدرسه، ۱۳۸۶/ چاپ سوم ۱۳۹۲
داستان زندگی ابن بطوطه، انتشارات مدرسه، ۱۳۸۳/ چاپ سوم ۱۳۹۱
عزیز و نگار - بازخوانی یک عشقنامه، (نشر ققنوس)، چاپ اول ۱۳۸۱. چاپ دوم ۱۳۸۵، چاپ سوم ۱۳۹۲، چاپ چهارم: ۱۳۹۳
نسل سوم داستان‌نویسی امروز ایران - گفتگو با نویسندگان نسل سوم، نشر مرکز، ۱۳۸۰
بازنویسی قصه‌های تذکرة الاولیا: نشر کتاب پارسه، ۱۳۹۰
به دنبال ناصر خسرو: داستان زندگی حکیم و شاعر قبادیانی، نشر ققنوس (زیر چاپ)
قصه‌های پرهیزکاران: (گردآوری قصه‌های مراغیان رودبار و الموت), (زیر چاپ)
قصه‌های مردم الموت: (الموت پایین و الموت بالا) به همراه افشین نادری، ۱۳۹۶

- در عرصه تصویری:
ساخت فیلم مستند عَلَم ۱۳۹۱
ساخت فیلم مستند نوروزبَل ۱۳۸۷
ساخت فیلم مستند عزیز و نگار ۱۳۸۵

- جایزه‌ها:
نامزد نهایی جایزه قلم زرین سال برای رمان بیوه‌کشی
عروس بید نامزد نهایی جایزهٔ مهرگان ادب
برنده دهمین دوره جایزه کتاب سال حبیب غنی‌پور برای نوشتن مجموعه داستان عروس بید
نامزد دوازدهمین دوره جایزه کتاب فصل برای نوشتن مجموعه داستان عروس بید
شایسته تقدیر در نخستین جایزه ادبی جلال آل‌احمد و نامزد نهایی هشتمین دوره جایزه هوشنگ گلشیری برای نوشتن مجموعه داستان اژدهاکشان
نامزد بیست و دومین دوره جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران و برنده جایزه ویژه شانزدهمین جشنواره روستا برای نوشتن مجموعه داستان قدم‌بخیر مادربزرگ من بود
برنده جایزه بهترین فیلم هفتمین جشنواره منطقه‌ای سینمای جوان ایران برای ساخت فیلم مستند عزیز و نگار

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
3 (42%)
4 stars
3 (42%)
3 stars
0 (0%)
2 stars
0 (0%)
1 star
1 (14%)
Displaying 1 of 1 review
Profile Image for Mohammad bandezadegan.
109 reviews4 followers
November 21, 2025
متن پشت جلد

«خاموشان» قصهٔ آدم‌هایی‌ست که بوده‌اند، اما دیگر نیستند؛ شاید هم هنوز در سایه‌ها، در زمزمه‌های باد، در چشمان بستهٔ خواب‌زدگان، زنده‌اند.
این داستان‌ها از دلِ زندگی‌های خاموش‌شده برآمده‌اند؛ قصه‌هایی که گاهی به نجوایی در باد، گاهی به سایه‌ای لرزان پشت پنجره، و گاهی به ردِ پایی در مه می‌مانند.
مرگ در این قصه‌ها پایان نیست؛ حضوری است گرم و نزدیک، آن‌چنان که انگار در کنارمان نفس می‌کشد. شاید خاموش شده باشند، اما هنوز شنیده می‌شوند، هنوز دیده می‌شوند، هنوز در تاریکیِ شب، درست پیش از آن‌که پلک‌ها بسته شوند، از گوشهٔ چشم پیدا هستند

و اما: دنیای پساخاموشان، دنیایی دیگر خواهد بود؛ دنیایی پر از عشق و اسطوره، نفرت و افسانه و رودها و سفالینه‌ها و غارها و البته استخوان‌های قصه‌گوی آدم‌ها.
==============

داستان دوم خرتو
داستان خرتو داستان پدربزرگها و مادر بزرگهای مهربان و دلسوز و دل پاکی که از این خصلت خوبشان سوء استفاده میشود غریبه‌ها یا افرادی که به نمایندگی از شوراها یا هر مکانی که وظیفه شان حفظ و مراقبت از آبادی و درختان است به بهانه های مختلف درختان را قطع میکنند. با قطع درختان صدای پرندگان نیز قطع میشود و پرندگان بی‌لانه می‌شوند و می‌روند. ساکنان قدیمی نگران درختان و صدای پرندگان هستند اما غریبه ها به فکر منفعت شخصی. ریشه درختان میتواند ریشه خودما انسانها باشد ریشه خوبی ها، مهربانی ها ، سنت ها، شعرهای محلی کلمه‌ها که با قطع شدنشان، آنها هم مجبور به ترک میلک می‌شوند. آنها به دنبال شاخه هایی میگردند که روی آنها بنشینند و بخوانند اما دیگر شاخه ای نمانده است. تنها صدای گذشتگانِ خاموش که با یکدیگر از روزی که درخت تودار قطع شد صحبت می‌کنند و حتی پس از مرگ هم نگران آن لانه پرندگان ، صدای شبانه‌شان ووو هستند.
==========
داستان سوم خوناوه‌ی آرداله در مرس اجدادی
یک داستانِ کاملاً تصویری که بهتر است بگویم تصویری ناراحت کننده از سه نسل متفاوت است. از نگاه، نگرش و حتی احترام.
پدربزرگ و مادربزرگ‌هایی که در فضای بسته‌ی روستا متولد و بزرگ شده، بسیار به سنت‌ها و عقاید و باورهای پدرانشان پایبند هستند. عشق‌شان بسیار عمیق و ماندگار است حتی بعد از مرگ نیز به یکدیگر پایبند هستند. آنها فرزند زمانه خودشان بوده‌اند و پذیرش استفاده از ابزارهای امروزی برای آنها دشوار است.
دوم، فرزندان آنها که آنها نیز اغلب در همان جایی که پدرانشان متولد شده اند، بدنیا آمده و بزرگ شده اند اما آنها به دلایل متعدد به شهر رفته و شهر نشین شده‌اند. آنها در یک دوگانگی مانده‌اند و احساس بلاتکلیفی دارند هم به سنت‌ها پایبند هستند و هم به نوعی از آنها خسته شده اند. گاهی پدرانشان را سرزنش می‌کنند و حتی گاهی کارهای بسیار عجیب و غریبی از آنها سر می‌زند که موجب رنجش می‌شوند.آنها مطیعِ فرزندانشان هستند.
فرزندانِ فرزندانشان که در محیطی کاملاً متفاوتی بدنیا آمده و رشد کرده‌اند، دیدگاه آنها به پدرانشان و سنت‌ها و گویش و حتی محل زندگی آنها بسیار متفاوت است چیزی که برای پدر و مادر خودشان و حتی پدربزرگ و مادربزرگشان عادی‌ست با حیرت نگاه می‌کنند و یک تضاد جالب بین‌شان دیده می‌شود. اجداد هم همین دیدگاه را نسبت به آنها دارند.
و در نهایت اجدادمان تنها و چشم انتظار، تا کسی از در بیاید و احولشان را بپرسد. اجدادمان می‌تواند نمادی از فرهنگ و شعر و موسیقی و کلمات و سنت‌های خوب ما باشند که در حال کمرنگ شدن هستند.
=======

داستان چهارم پشتین گوله
اگر بخوام‌کوتاه در یک جمله بگم صدای خاموش زنان
زن‌ها و مادرانی که در گذشته هیچ حقی نداشته‌اند و مورد ظلم و ستم واقع می‌شدند، شاید گمان کنید که بیشینه‌اش به سالها و قرن‌ها پیش بر می‌گردد اما اینطوری نیست. چندین سال پیش از پدربزرگم که آمده بود و منم همراهش بودم شنیدم که یکی از اهالی اون روستا یک زنی را به قیمتی از خانواده‌اش خریده و آورده که به او خدمت کند و کارهایش را انجام دهد. فکر که سهله، گمانش هم بسیار دردناکه! یک جمله در داستان آمده که وقتی به زن‌ها نگاه کردند آنها انگار زبان نداشتند و با حرکت صورت تایید می‌کردند. زیر سایه‌ مردها می‌ترسد لب به سخن بگشایند و حرف بزنند. اما دیگر زنان هستند که به کمکشان می‌آیند. در نظر بگیرید همگی مرده‌اند غیر از یییْ که او را رها نمی‌کنند. او در تاریکی‌ و سیاهی خود است و خودش آگاه است که چه خبر است، می‌دونه که نور باید بتابد اما ممانعت می‌کند و به نوعی از خودش در مقابل تغییر ایستادگی نشان می‌دهد. بقول خود یَیَیْ دنیا تِسکه.
================
داستان پنجم پشتاپشت
این داستان ار چند جهت بسیار دردناک بود
باز هم صدای خاموش زنان و دخترانی که زیر جریان مردسالاری حتی اجازه تصمیم گیری و اظهار نظر راجع به فکر و اندیشه‌های خود ندارند، همواره بزرگتر که پدر باشد تصمیم می‌گیره، که برای او چی خوبه، این خیلی تاسف انگیزه اما واقعیت هست و بهتره بپذیریم که همچین جریان‌هایی بوده، و فکر هم نکنیم برای گذشته‌ است، نه ! ازین خبرا نیست! بیشتر جوامع کوچک و اغلب روستایی که از نعمت آموزش و آگاهی بهره‌مند نبودند همچین اتفاق‌های افتاده است. شاید در مورد گذشته بگویم که چقدر خوب بوده و وو، نه ازین خبرا نیست! اتفاقا معتقدم گذشته در اثر کم سوادی یا بیسوادی و اعتقاد کورکورانه به بسیاری از باورها و سنت‌ها و عقاید که بهتره بگویم بیشترشان خرافاتی بیش نبودند، بسیار سخت‌تر بوده، و به قیمت جان یک انسان هم تمام می‌شد و احتمالاً هیچکس هم حرفی نمی‌زد و بعنوان یک اتفاق خوب تلقی می‌شد. دردناک دردناک دردناک ...
از دستِ بزن مردها و احساس بی‌ارزشی و تحقیر کردن زنان و دختران، کسی باشه که کارهایشان را انجام دهد تا ...!
این پاراگراف 👈🏻«اگر این دخترانه برود، علایق خانه را چطوری دست تنها بچرخانم؟»
گاهی از مرد بودن خودم حالم بهم می‌خورد! معمولاً پسر ازدواج می‌کند و می‌رود پیِ زندگیش و دختر است که می‌ماند و رنج و سختی را برای خود می‌خرد و احتمالاً ته دلش می‌گوید پدر است و هزار حرف می‌شنود و دم نمی‌زند در خود می‌ریزد، و آخر هم دختر است که قربانی می‌شود!
=====
ویرایش اول آذر سال ۰۴
Displaying 1 of 1 review

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.