Jump to ratings and reviews
Rate this book

گوهر یکدانه

Rate this book
مادر گوهر زنی صیغه‌ای بود و پدرش آنها را به حال خود گذاشته است. گوهر و مادرش با حمایت دایی روزگار را به سختی می‌گذرانند، تا آن که گوهر به سن ازدواج می‌رسد. گوهر قصد دارد با پسری ازدواج کند اما پدرش او را می‌یابد و زندگی به کلی تغییر می‌کند. پدر وضع مالی خوبی دارد و هر یک از اقوام سعی دارند گوهر را به عقد پسر خود درآورند. سرانجام گوهر به عقد پسرعموی خود درمی‌آید اما پس از مرگ پدر باز هم ورق زندگی او برمی‌گردد.
چاپ اول ۱۳۸۲
«همان‌طور که ایستاده و محو تماشایش شده بودم، یک آن احساس کردم که چشمانش در حال باز شدن است. نفسم بند آمد. نگاهش به یکباره هشیار شد. قلبم از حرکت باز ایستاد. برای یک دقیقه هر دو محو یکدیگر شدیم. من و پدرم هر دو زبانمان بند آمده بود فقط به یکدیگر خیره شده بودیم. اول پدرم دهانش را باز کرد تا چیزی بیان کند اما نتوانست. من شروع کردم. در حالی که تمام تنم از هیجان دیدن و صحبت کردن با او می‌لرزید و نگاهم به دستش بود که همچنان روی قلبش گذاشته بود، آرام و آهسته گفتم: می‌بخشید قربان، مزاحم شدم، مثل اینکه احوالتان چندان خوش نیست.»

577 pages, Paperback

First published April 1, 2003

22 people want to read

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
12 (36%)
4 stars
8 (24%)
3 stars
2 (6%)
2 stars
5 (15%)
1 star
6 (18%)
Displaying 1 - 2 of 2 reviews
Profile Image for Laleh.
118 reviews9 followers
January 27, 2020
کتاب عجیبی بود. پنجره ای به دنیایی که من هیچ تصوری ازش نداشتم. پنجره ای که منظره پشتش گاهی بسیار جالب و گاهی غیر قابل باور بود. متن روانی داشت، و امتیازی که من بهش دادم بیشتر به علت حرص خوردن از دست راوی داستان بود تا چیز دیگری!

ارزش یک بار خواندن را داشت، ولی کتابی نیست که به دیگران توصیه خواندنش را بکنم
Profile Image for Soma Ahmadi.
44 reviews3 followers
February 7, 2023
توصیف و تصویر سازیش عالی بود. کمی تو سبک رمان بامداد خمار.
Displaying 1 - 2 of 2 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.