اتفاق موقعي ميافتد كه كلاغهاي دريايي قيجاههكشان از اقيانوس هند راه ميافتند و يكراست ميآيند بلوار ساعت و چشم داش قاركل مشنگ به يكي از آنها ميافتد.
خب اين اتفاقي نيست كه قشنگها به سادگي از آن بگذرند...
كلاغها حاضرند از همهچيز، همهچيز و همهچيز بگذرند اما از تغيير لهجه هرگز!