What do you think?


المرأة حقوقها وحجابها
This book is one of the many Islamic publications distributed by Ahlulbayt Organization throughout the world in different languages with the aim of conveying the message of Islam to the people of the world. You may read this book carefully and should you be interested to have further study on such publications you can contact us through www.shia.es Naturally, if we find you to be a keen and energetic reader we shall give you a deserving response in sending you some other publications of this Organization.
461 pages, Hardcover
First published January 1, 1974
About the author
Morteza Motahhari
603 books727 followersMorteza Motahhari (Persian: مرتضی مطهری) was an Iranian Twelver Shia scholar, philosopher, and lecturer. Motahhari is considered to have an important influence on the ideologies of the Islamic Republic, among others. He was a co-founder of Hosseiniye Ershad and the Combatant Clergy Association (Jāme'e-ye Rowhāniyat-e Mobārez). He was a disciple of Ruhollah Khomeini during the Shah's reign and formed the Council of the Islamic Revolution at Khomeini's request. He was chairman of the council at the time of his assassination.
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 30 of 80 reviews
September 21, 2021
+توی ذهنم خیلی حرف دارم ولی واقعا نمیدونم قراره چقدرش رو بنویسم.
احساس میکنم امروز بزرگتر کتاب دینی مدرسه رو پیدا کردم. همون نوع نگارش، همونقدر بیمنطق و پر از مغالطه.
به جای این که فقط نظرم رو بگم، بعضی قسمتهای کتاب رو عیناً مینویسم تا خودتون
قضاوت کنید.
_ «اسلام نظریات تحقیرآمیزی که نسبت به زن وجود داشته منسوخ کرده.»
_ «شرقی انسانیت را در گذشت و نیکی میبیند و غربی در به دست آوردن حقوق.» [آهنگ پس زمینه: ایشرقی غمگین!:)]
یه قسمت میگه که توی بعضی کتب مذهبی گفته شده که حوا از اعضاء طرف چپ آدم آفریده شده و برای همین زن رو پستتر از مرد میدونن ولی توی قرآن از این خبرها نیست و «علیهذا در اسلام نظریه تحقیرآمیزی نسبت به زن از لحاظ سرشت و طینت وجود ندارد.»
درست قبل از این پاراگراف، آیه اول سوره نساء آمده که ثابت بشه زن و مرد سرشت یکسان دارن. آیه: «همه شما را از یک پدر آفریدیم و جفت آن پدر را از جنس خود او قرار دادیم.»... قضاوت با خودتون.
-«قرآن در داستانهای خود توازن را حفظ کرده، قهرمانان داستانها را منحصر به مردان نکرده.» جلوتر چند تا مثال از قهرمانان زن میاد: «همسران آدم و ابراهیم» و «مادران موسی و عیسی»
یعنی حتی وقتی قراره توی یک کتاب بگن که اسلام خیلی به زن اهمیت میده و اینم نمونهش، اسم چند تا پیامبر مرد رو میارن و میگن ببینید، چند تا زن کنارشون بودن. حالا مهم نیست چقدر نقش داشتن، فقط بودن.
-«در ادوار اولیه فرضاً قانون و رسوم و عاداتی نبوده که زن و مرد را مقابل یکدیگر مسئول قرار دهد. خود طبیعت و احساسات طبیعی آنها، آنها را به وظائف و حقوقی مقید میکرده است و هرگز زندگی و آمیزش جنسی بدون قید و شرط نداشتهاند.»
توی این کتاب ننوشته که منبع این حرف کجاست. تا جایی هم که من شنیدم (و ازش مطمئن نیستم) قید و شرط تو کت اجدادمون نمیرفت. اگر تو این زمینه مطالعه داشتید، لطفاً بگید کدوم درسته؟
-«مرد جهانگیر و زن مردگیر آفریده شده است.» (!)
-« زن از توسل به خشونت درباره دیگران و خود پرهیز میکند و به همین دلیل خودکشی زنان کمتر از مردان است. (هیچ منبعی برای آمار نوشته نشده.) مردان در کیفیت خودکشی نیز از زنان خشنترند. مردان به تفنگ، دار، پرتاب کردن خود از روی ساختمان متوسل میشوند و زنان به قرص خوابآور و تریاک و امثال اینها. (ناخودآگاه یاد چند مورد خودسوزی افتادم.)...»
-«زن در علوم استدلالی و مسائل خشک عقلانی به پای مرد نمیرسد ولی در ادبیات، نقاشی و سایر مسائل که با ذوق و احساسات مربوط است دست کمی از مرد ندارد.» دقت کنید، از نظر آقای مطهری زن توی استدلال بده، توی ادبیات هم meh... به جهنم، بگیم اندازه مرد حالیشه.
-«عشق زن اگر از خودش آغاز شود، هم عشق شکست میخورد، هم شخصیت زن.»
توی قسمت علل چند همسری، یه مورد «عادت ماهیانه» ذکر شده: «بعضی دیگر بیماری ماهانه زنان و عدم آمادگی او را برای تمتع مرد در مدت بیماری، همچنین خستگی زن از فرزند زائیدن و میل او به کنارهگیری از زندگی زناشویی پ رسیدگی به غذا و پرورش فرزندان را منشاء تعدد زوجات دانستهاند.» جدا از این که تک تک کلمات این بند توهین آمیزه، بله، درست خوندید! «بیماری ماهانه زنان»! این تفکریه که نسبت به بدن زن وجود داره!
-«ازدواج برای مرد از جنبه مادی اهمیت دارد و برای زن از جنبههای معنوی و عاطفی.»
یک جا هم میگه دولت انگلستان به جای این که با تصویب چند همسری «تکلیف زنان مجرد» رو مشخص کنه، قانون «همجنسبازی» (!) رو تصویب کرد و «رقبایی از جنس مرد برای آنها به رسمیت شناخت.» :)))))))))))))))))
چیزهایی که خوندید بخش کوچکی از این کتاب چهارصد صفحهای بود. با وجود این که اعصاب خودم خرد شد، به هرکس که شرایطش رو داره پیشنهاد میکنم این کتاب رو بخونه تا ببینه چقدر انسان، چه زن و چه مرد، از نظر اینها حقیره.
احساس میکنم امروز بزرگتر کتاب دینی مدرسه رو پیدا کردم. همون نوع نگارش، همونقدر بیمنطق و پر از مغالطه.
به جای این که فقط نظرم رو بگم، بعضی قسمتهای کتاب رو عیناً مینویسم تا خودتون
قضاوت کنید.
_ «اسلام نظریات تحقیرآمیزی که نسبت به زن وجود داشته منسوخ کرده.»
_ «شرقی انسانیت را در گذشت و نیکی میبیند و غربی در به دست آوردن حقوق.» [آهنگ پس زمینه: ایشرقی غمگین!:)]
یه قسمت میگه که توی بعضی کتب مذهبی گفته شده که حوا از اعضاء طرف چپ آدم آفریده شده و برای همین زن رو پستتر از مرد میدونن ولی توی قرآن از این خبرها نیست و «علیهذا در اسلام نظریه تحقیرآمیزی نسبت به زن از لحاظ سرشت و طینت وجود ندارد.»
درست قبل از این پاراگراف، آیه اول سوره نساء آمده که ثابت بشه زن و مرد سرشت یکسان دارن. آیه: «همه شما را از یک پدر آفریدیم و جفت آن پدر را از جنس خود او قرار دادیم.»... قضاوت با خودتون.
-«قرآن در داستانهای خود توازن را حفظ کرده، قهرمانان داستانها را منحصر به مردان نکرده.» جلوتر چند تا مثال از قهرمانان زن میاد: «همسران آدم و ابراهیم» و «مادران موسی و عیسی»
یعنی حتی وقتی قراره توی یک کتاب بگن که اسلام خیلی به زن اهمیت میده و اینم نمونهش، اسم چند تا پیامبر مرد رو میارن و میگن ببینید، چند تا زن کنارشون بودن. حالا مهم نیست چقدر نقش داشتن، فقط بودن.
-«در ادوار اولیه فرضاً قانون و رسوم و عاداتی نبوده که زن و مرد را مقابل یکدیگر مسئول قرار دهد. خود طبیعت و احساسات طبیعی آنها، آنها را به وظائف و حقوقی مقید میکرده است و هرگز زندگی و آمیزش جنسی بدون قید و شرط نداشتهاند.»
توی این کتاب ننوشته که منبع این حرف کجاست. تا جایی هم که من شنیدم (و ازش مطمئن نیستم) قید و شرط تو کت اجدادمون نمیرفت. اگر تو این زمینه مطالعه داشتید، لطفاً بگید کدوم درسته؟
-«مرد جهانگیر و زن مردگیر آفریده شده است.» (!)
-« زن از توسل به خشونت درباره دیگران و خود پرهیز میکند و به همین دلیل خودکشی زنان کمتر از مردان است. (هیچ منبعی برای آمار نوشته نشده.) مردان در کیفیت خودکشی نیز از زنان خشنترند. مردان به تفنگ، دار، پرتاب کردن خود از روی ساختمان متوسل میشوند و زنان به قرص خوابآور و تریاک و امثال اینها. (ناخودآگاه یاد چند مورد خودسوزی افتادم.)...»
-«زن در علوم استدلالی و مسائل خشک عقلانی به پای مرد نمیرسد ولی در ادبیات، نقاشی و سایر مسائل که با ذوق و احساسات مربوط است دست کمی از مرد ندارد.» دقت کنید، از نظر آقای مطهری زن توی استدلال بده، توی ادبیات هم meh... به جهنم، بگیم اندازه مرد حالیشه.
-«عشق زن اگر از خودش آغاز شود، هم عشق شکست میخورد، هم شخصیت زن.»
توی قسمت علل چند همسری، یه مورد «عادت ماهیانه» ذکر شده: «بعضی دیگر بیماری ماهانه زنان و عدم آمادگی او را برای تمتع مرد در مدت بیماری، همچنین خستگی زن از فرزند زائیدن و میل او به کنارهگیری از زندگی زناشویی پ رسیدگی به غذا و پرورش فرزندان را منشاء تعدد زوجات دانستهاند.» جدا از این که تک تک کلمات این بند توهین آمیزه، بله، درست خوندید! «بیماری ماهانه زنان»! این تفکریه که نسبت به بدن زن وجود داره!
-«ازدواج برای مرد از جنبه مادی اهمیت دارد و برای زن از جنبههای معنوی و عاطفی.»
یک جا هم میگه دولت انگلستان به جای این که با تصویب چند همسری «تکلیف زنان مجرد» رو مشخص کنه، قانون «همجنسبازی» (!) رو تصویب کرد و «رقبایی از جنس مرد برای آنها به رسمیت شناخت.» :)))))))))))))))))
چیزهایی که خوندید بخش کوچکی از این کتاب چهارصد صفحهای بود. با وجود این که اعصاب خودم خرد شد، به هرکس که شرایطش رو داره پیشنهاد میکنم این کتاب رو بخونه تا ببینه چقدر انسان، چه زن و چه مرد، از نظر اینها حقیره.
Read
July 14, 2016دوستانِ گرانقدر، متنی از این کتابِ بیخردی را که مهمترین بخش از این به اصطلاح چرت و پرت نامه، نیز میباشد را انتخاب کردم و در زیر برایتان مینویسم... دقت کنید که این بی وجدان هایِ بیشرف چگونه با بازی کردنِ با جملات، با شعورِ این ملتِ عرب پرست و بیسواد، بازی میکنند... خودتان ببینید <مطهری> عدمِ تساویِ حقوقِ زن و مرد در اسلام را چگونه برای این مردمِ ساده لوح و عرب پرست توجیه میکند
در صفحهٔ 153 نوشته: در مکتبِ اسلام، زن و مرد ھر دو انسانند و از حقوق متساوی بھره مندند، اما آن چه که از نظر اسلام مطرح است، این است که زن و مرد به دلیلِ اینکه یکی زن و دیگری مرد است و خلقت و طبیعت آن ھا یکسان نیست، در برخی حقوق و تکالیف و مجازات ھا دارایِ تفاوت ھستند. در دنیایِ غرب اکنون تلاش میشود که میانِ زن و مرد از لحاظ قوانین و مقررات و حقوق و وظایف، وضعِ واحد مشابهی به وجود آورند و تفاوت ھای غریزی و طبیعیِ زن و مرد را نادیده بگیرند. بنابراین، آن چه اکنون در کشورِ ما میانِ طرفداران حقوق اسلامی از یک طرف و طرفدارانِ سیستم غربی از طرفِ دیگر، مطرح است، مسالهٔ وحدت و تشابه نقشِ اجتماعی زن و مرد است نه تساویِ حقوق آن ھا. و کلمهٔ تساویِ حقوق، یک عنوانِ تزویرآمیز است که برایِ تساویِ نقش در جامعه گذاشته شده است
---------------------------------------------
عزیزانم، این اسلام، دینِ ضد انسانی و بیابانیِ این عرب پرستان، با نفی کردن و یا محدود کردنِ آزادی در جوامع به ویژه آزادیِ زنان، تاکنون لطمه هایِ زیادی به کلِ جامعه زده است. مذاھب تاکنون آثار مخرب و ویرانگرِ خود را در پهنهٔ جوامعِ انسانی نشان داده اند. دین و به تبعِ آن روحانیون و آخوندهایِ دینفروش و کثیف نیز با تمامِ آزادی ھای مطرح شده در موردِ زنان و غیره، سرِ دشمنی و خصومت دارند. برای نمونه، در اسلام ارثِ زن نصفِ ارث مرد است و طبیعی است که مردانِ سرمایه دار به دلیلِ منافعِ اقتصادیِ خویش، حافظ و بازتولیدکنندهٔ چنین قوانینی باشند. جدا از این که موافق و یا مخالفِ ارث باشیم اساساً این حکم، به تنهایی نابرابریِ زن و مرد را به نمایش میگذارد
نظامِ حقوقیِ اسلامِ این وحشی ها، نظامی غیرانسانی و تبعیض آمیز است که با ملاحظات و دیدگاه ھایِ کاملاً مردانه تنظیم شده اند. بنابراین، موھبتِ الهی در موردِ زنان، اسارتِ آن ھا در چھاردیواریِ خانه و کارشان نیز زاییدن و پخت و پز و بچه داری و شوهر داری میباشد
جالب است که خوراکِ این عرب پرستانِ بیشعور، رطوبتِ ناز و آلتِ تناسلیِ زنان است و بس.. ولی با همین زنان مشکل دارند
آن تازی بیابانی "علی بن ابی طالب" که ولی و امیرالمومنین این عرب پرستهایِ ابله و بیخرد است، در موردِ جنس زن میگوید : حجاب، چشم زن را از مردم باز میدارد. اگر میتوانید نگذارید زنان بیرون از خانه روند. زیرا سختگیری در حجاب برایشان بهتر است؛ و رفتن آنها بیرون از خانه همانند این است که شخصِ غیرمطمئنی را به خانه بیاورید. اگر میتوانید کاری کنید که زنانتان غیرِ شما را نشناسند
خوب عزیزانِ من... وقتی امام اول این بیشعورها فهم و شعورش نسبت به درکِ جنسِ زن به اندازهٔ یک زالو و یک شپش بوده است، چه انتظاری از خودِ این عرب پرستانِ نفهم و بیخرد دارید؟؟ دینی که زنان و دختران را به کنیزی و بهره کشیِ جنسی و سکس اجبار میکند، تکلیف تعلیماتِ کثیفش روشن است
امید است زنانِ سرزمینم با مطالعه و تحقیق و پژوهش، روز به روز آگاهتر شوند و حقوق از دست رفتهٔ خویش را با همت و شعور و خردشان، بدست آورند
---------------------------------------------
امیدوارم این ریویو برایِ شما دوستانِ هوشیار و خردگرا، مفید بوده باشه
<پیروز باشید و ایرانی>
در صفحهٔ 153 نوشته: در مکتبِ اسلام، زن و مرد ھر دو انسانند و از حقوق متساوی بھره مندند، اما آن چه که از نظر اسلام مطرح است، این است که زن و مرد به دلیلِ اینکه یکی زن و دیگری مرد است و خلقت و طبیعت آن ھا یکسان نیست، در برخی حقوق و تکالیف و مجازات ھا دارایِ تفاوت ھستند. در دنیایِ غرب اکنون تلاش میشود که میانِ زن و مرد از لحاظ قوانین و مقررات و حقوق و وظایف، وضعِ واحد مشابهی به وجود آورند و تفاوت ھای غریزی و طبیعیِ زن و مرد را نادیده بگیرند. بنابراین، آن چه اکنون در کشورِ ما میانِ طرفداران حقوق اسلامی از یک طرف و طرفدارانِ سیستم غربی از طرفِ دیگر، مطرح است، مسالهٔ وحدت و تشابه نقشِ اجتماعی زن و مرد است نه تساویِ حقوق آن ھا. و کلمهٔ تساویِ حقوق، یک عنوانِ تزویرآمیز است که برایِ تساویِ نقش در جامعه گذاشته شده است
---------------------------------------------
عزیزانم، این اسلام، دینِ ضد انسانی و بیابانیِ این عرب پرستان، با نفی کردن و یا محدود کردنِ آزادی در جوامع به ویژه آزادیِ زنان، تاکنون لطمه هایِ زیادی به کلِ جامعه زده است. مذاھب تاکنون آثار مخرب و ویرانگرِ خود را در پهنهٔ جوامعِ انسانی نشان داده اند. دین و به تبعِ آن روحانیون و آخوندهایِ دینفروش و کثیف نیز با تمامِ آزادی ھای مطرح شده در موردِ زنان و غیره، سرِ دشمنی و خصومت دارند. برای نمونه، در اسلام ارثِ زن نصفِ ارث مرد است و طبیعی است که مردانِ سرمایه دار به دلیلِ منافعِ اقتصادیِ خویش، حافظ و بازتولیدکنندهٔ چنین قوانینی باشند. جدا از این که موافق و یا مخالفِ ارث باشیم اساساً این حکم، به تنهایی نابرابریِ زن و مرد را به نمایش میگذارد
نظامِ حقوقیِ اسلامِ این وحشی ها، نظامی غیرانسانی و تبعیض آمیز است که با ملاحظات و دیدگاه ھایِ کاملاً مردانه تنظیم شده اند. بنابراین، موھبتِ الهی در موردِ زنان، اسارتِ آن ھا در چھاردیواریِ خانه و کارشان نیز زاییدن و پخت و پز و بچه داری و شوهر داری میباشد
جالب است که خوراکِ این عرب پرستانِ بیشعور، رطوبتِ ناز و آلتِ تناسلیِ زنان است و بس.. ولی با همین زنان مشکل دارند
آن تازی بیابانی "علی بن ابی طالب" که ولی و امیرالمومنین این عرب پرستهایِ ابله و بیخرد است، در موردِ جنس زن میگوید : حجاب، چشم زن را از مردم باز میدارد. اگر میتوانید نگذارید زنان بیرون از خانه روند. زیرا سختگیری در حجاب برایشان بهتر است؛ و رفتن آنها بیرون از خانه همانند این است که شخصِ غیرمطمئنی را به خانه بیاورید. اگر میتوانید کاری کنید که زنانتان غیرِ شما را نشناسند
خوب عزیزانِ من... وقتی امام اول این بیشعورها فهم و شعورش نسبت به درکِ جنسِ زن به اندازهٔ یک زالو و یک شپش بوده است، چه انتظاری از خودِ این عرب پرستانِ نفهم و بیخرد دارید؟؟ دینی که زنان و دختران را به کنیزی و بهره کشیِ جنسی و سکس اجبار میکند، تکلیف تعلیماتِ کثیفش روشن است
امید است زنانِ سرزمینم با مطالعه و تحقیق و پژوهش، روز به روز آگاهتر شوند و حقوق از دست رفتهٔ خویش را با همت و شعور و خردشان، بدست آورند
---------------------------------------------
امیدوارم این ریویو برایِ شما دوستانِ هوشیار و خردگرا، مفید بوده باشه
<پیروز باشید و ایرانی>
July 6, 2025
ریویو طولانی شد و ادامهش میره توی کامنت اول.
مقدمه
وقتی شروع به خوندنش کردم بعضیها بهم گفتن چرا خودتو حرص میدی و براشون عجیب بود که با میل خودم و نه اجبار دانشگاه دارم میخونمش. حقیقتش اینه که خستهم از اینکه بعضیها نفرتم به دین رو چیزی سوگیرانه و کورکورانه میبینن. من برای نفرتم دلیل دارم، و دلایل خیلی بزرگی دارم. بعضیها میگن بهخاطر تجربههای ناخوشایندم با حکومت ایرانه که همچین احساساتی دارم، ولی بههیچعنوان اینطور نیست، همهی حقیقت این نیست. دین اسلام، بهصورت عینی و نه ذهنی، بهصورت واقعی و نه فقط بهخاطر تجربههای من از جمهوری اسلامی، دینی وحشیانه و زنستیز و غیراخلاقیه و خستهم از اینکه این ادعا رو بدون پشتوانه بدونید... پس این از متون اسلامی، نوشتههای آخوندی، همون آخوندهایی که بهتون گفتن اسلام چیه و چی نیست. هر تصوری که از اسلام دارید نمیتونه از تفسیرهای آخوندهای شیعه جدا بشه. ببینم دیگه کسی به خودش این جسارت تهوعآمیز رو میده که بگه این اسلام واقعی نیست.
خلاصه، این ریویو بسیار طولانی و توهینآمیزه، هرچند به زنهای مسلمون پیشنهاد میکنم از دیدن ذات دینشون فرار نکنن و کثافت اسلام رو به مجریانش نسبت ندن. بخون و بعد بهم بگو ببینم خوشحالی مسلمون؟
و جهت اطلاع، این کتاب در دفاع از «قوانین» اسلامی نوشته شده. شاید گاهی به نظر برسه مطهری داره درباره زنان و مردان نظر شخصی میده، اما در واقع داره «قوانین اسلامی» رو توجیه میکنه. قوانینی که از قرآن و احادیث استخراج شدن، یعنی به زبانی «اسلام واقعی».
اول از همه: چی شد که این کتاب نوشته شد؟
در سال ۱۳۴۵ تب تعویض قوانین مدنی درمورد حقوق خانوادگی بالا گرفت. بالاخره در سال ۱۳۴۶ با تلاش کسانی مثل اشرف پهلوی بعضی از قوانین مربوط به زنان تغییر کردن؛ و فقط یک ذره، یک ذره به نفع زنان حرکت کردن.
مثلا چندزنی و صیغه و طلاق زیر نظر دادگاه قرار گرفت. اما متاسفانه هنوز هم قوانین زنستیزانهای داشت مثلا حق منع اشتغالِ زن برای مرد محفوظ بود.
اما اما اما
حتی با وجود اینکه امروزه اون قوانین قدم کوچیکیان، اون زمان قدمی بزرگ محسوب میشدن و آخوندهایی که چشم دیدن آزادی نسبی زن رو نداشتند صدای اعتراضشون رو بلند کردند، آخوندهایی مثل مطهری.
ابراهیم مهدوی کسی بود که اون زمان چهل ماده پیشنهادی خودش درباره حقوق خانوادگی رو در مجله زن روز چاپ کرد. اون میگفت رضایت زن در ازدواج مهمه و به سن کم دخترها در ازدواج، ولایت پدر و نگاه جنسی به زن (وقتی تنها معیار ازدواج دخترها توانایی ارضای مرد بوده) اعتراض کرد. متعاقباً مطهری در سلسله مقالاتی با چهل مادهی پیشنهادی مهدوی بحث و مخالفت کرد. :) اولین مقاله دوتاشون در شماره ۸۸ مجله زن روز چاپ شد.
خلاصه مطهری بعداً ۳۳ مقالهای رو که بهمرور در مجله زن روز چاپ کرده بود، در کتاب "نظام حقوق زن در اسلام" گردآوری کرد. این 33 مقاله شامل یازده تیتر میشن؛ یعنی یازده مسئله اسلامی که بهشون اعتراض شده (مثل ارث نابرابر، حق طلاق و...) و «رفع شبهه» مطهری. تیترها رو پایین مینویسم، چکیدهی استدلال مطهری و نظر خودم رو هم میذارم.
پیشگفتار
مطهری مینویسه که امروزه در سراسر جهان نهاد «خانواده» به مشکل خورده، در غرب بهخاطر این که غرب اساساً هیچ پایهی اخلاقی درست و بند و باری نداره و در شرق به این دلیل که داره از غرب پیروی میکنه. اینجا سه نکته میگه:
1. غرب خودش به انحطاط رسیده، پس نباید ازش پیروی کرد.
2. قانون اساسی مقدس ما مخالف با بعضی اصلاحات درخواستی مردمه.
3. عواطف مذهبی مردم نمیذاره قوانین رو تغییر بدیم، مثلاً فرض کنید به زن خدایی نکرده حق طلاق دادیم، اونم یه وقت پا شد طلاق گرفت بعداً بهخاطر احساسات مذهبیش خودش رو مستحق اعدام خواهد دونست.
خواستگاری و نامزدی
خب اولین انتقاد ابراهیم مهدوی به قوانین اسلامی این بود که در خواستگاری اساساً زن حالت کالایی داره که خواستگاری و خریداری میشه، و زن در فرایند «زن گرفتن» هیچگونه عاملیتی نداره. جواب مطهری به این ایراد، توسل به «غریزه» انسانهاست... تا انتهای کتاب بارها قراره به «غریزه» اکتفا کنه و هرچیزی رو که نمیتونه ثابت کنه، بندازه گردن غریزه انسان. به گفته مطهری، در طبیعت مرد مظهر طلب و عشق و تقاضاست و زن مظهر مطلوب و معشوق بودن. بله، از یک مرد انتظاری نمیره لنز مردانهی دیدگاهش رو از چشم برداره و ببینه که این دیدگاه تا چه حد زن رو به یک شی فاقد عاملیت و منفعل تقلیل میده. مطهری برای پیاز داغ ماجرا، بارها تکرار میکنه که این اوضاع فقط برای حفظ حیثیت و احترام زنه. راستش حرف مفت کنتور نمیندازه؛ منم میتونم هر غلطی دلم میخواد با مردها بکنم و هرجور دلم میخواد اونها رو به اشیای منفعل تقیلیل بدم و بعد بگم همهش برای حفط احترام و حیثیت خودتونه...
در ادامهی این بخش مطهری به ضعف استدلال رقیبش درباره قانون مدنی مربوط به هدایای نامزدی میپردازه که راستش بهنظرم بیربط و غیرمهم بود.
ازدواج موقت
مطهری به تعریف ازدواج دائم و ازدواج موقت و ذکر تفاوتهاشون میپردازه. راستش تعاریفی که از ازدواج موقت میده زیادی آرمانیه؛ مثلاً میگه این ازدواج بهخاطر اینه که آدمها واسه رفع نیاز به فحشا نیفتن و بدون اینکه مسئولیت یه زندگی کامل رو بپذیرن، نیاز جنسیشون رو برطرف کنن. اما نیاز جنسی کی؟ مگه نیاز جنسی زن رو به رسمیت میشناسن اصلاً؟ ضمیر پنهان در سرتاسر متن، «مرد» عه؛ و مرد ازدواج میکنه که نیاز جنسی خودش رو برآورده کنه. قاعدتاً در چنین شرایطی، زن نقش فاحشه رو داره که در ازای دریافت مهریه تن به ازدواج موقت و ارضای مرد میده. اما مطهری میگه:
من فکر میکردم بدیهیه که قانون باید زندگی مردم رو بهتر بکنه، و اگه نمیکنه و باعث سوءاستفاده و بدبختی شده قانون فاسدیه و باید عوض یا اصلاح بشه. مطهری خودش قبول داره که قانون ازدواج موقت سوءاستفادههای مردها رو به دنبال داشته اما گردن نمیگیره که قانون عوض بشه. حاضره مردها برای رفع نیاز جنسیشون از زنها بهعنوان ابزار جنسی و فاحشه استفاده کنن، اما دخترها و پسرها به صورت برابر و آزادانه با هم سر قرار نرن. و در پاسخ به این انتقاد که این نوعی کرایه کردنِ زنه، عصبی میشه و میگه اصلاً زن کرایهایِ واقعی اونه که توی غربه.
در ادامه بحث مختصری درباره حرمسرا میشه و مطهری دو عامل تشکیل حرمسرا رو اینها میدونه:
1. تقوا و عفاف زن. اگه زنها بیحیا باشن و خودشون رو در اختیار هر مردی قرار بدن، کسی زحمت ساختن حرمسرا رو نمیکشه. هرجور بهش فکر میکنم استدلال عجیبیه.
2. نبود عدالت اجتماعی. بله دغدغهی ما اینه که وقتی حرمسرا تشکیل میشه چندتا مرد بدبخت بیهمسر میمونن، نه احیاناً کرامت انسانی بر باد رفتهی زنها.
زن و استقلال اجتماعی
مطهری با آوردن روایتها و احادیثی میخواد ثابت کنه که زن استقلال اجتماعی داره (استقلال اجتماعی=حق تایید شوهری که براش انتخاب شده). هرچند که مثل نود درصد ادعاهای دیگر، این ادعا هم فقط جنبهی شعاری و غیرعملی داره. مردم با پشتوانهای به قدرتمندی دین و مذهب صدها ساله که دخترها رو به زور شوهر میدن، حتی گاهی قبل از به دنیا اومدنشون. استقلال نمنه؟ فاطمهی نُه ساله، نماد زنانگی در اسلام، چون سکوت کرد پس رضایت داد که مردی بیستوپنج ساله بهش تجاوز کنه. لطفاً چند بار این اعداد رو روی زبونتون مزهمزه کنید. فاطمه نُه سالش بود.
مسئله ولایت پدر: طبق قوانین اسلامی، زن باکره برای ازدواج نیاز به اجازه ولی (پدر یا جد پدری) داره. مسئله باکرگیه نه سن و بلوغ؛ بیوهی پانزده ساله میتونه با ارادهی خودش ازدواج کنه ولی زن سی سالهی تحصیلکرده و دنیادیده نیاز به اجازه پدر داره. در فقه اسلامی فقط از بین رفتن باکرگی باعث میشه زن به بلوغ و رشد برسه. توجیه مطهری:
ترجمه: زن عقلش نمیرسد.
اسلام و تجدد زندگی
از زمانی که زندگی بشر دستخوش تغییر و تجدد شد، آموزههای اسلام به دلیل انطباقناپذیری با دنیای جدید زیر سوال میرفت. بعضی آخوندها برای افزایش مقبولیت اسلام، ادعای انطباقپذیری اسلام رو میکنن. نویسندهی رقیب مطهری، یعنی مهدوی، میگه اسلام بهجز اعتقادات و عبادات یک سری قوانین اجتماعی هم داره که مال دوران اعراب جاهل بودن و امروزه باید منسوخ بشن چون دین به عقیده و عبادت مربوطه نه زندگی مردم. مطهری بهشدت بهش برخورده، آیاتی از قرآن رو اسم میبره که ثابت میکنن اسلام واقعا دینی اجتماعیه. مطهری درست میگه. اسلام واقعاً دینی اجتماعیه -و زورگو. منتقدان نباید اسلام رو مبرا کنند و باید دقیقاً انگشت اتهام به سمتش ببرند و نشون بدن قوانین زورگویانه که به همه مردم تحمیل شده چه منطقش رو قبول داشته باشند چه نه، از اسلام ریشه گرفته.
مطهری مردم رو به سه دسته جامد، جاهل و مسلمان تقسیم میکنه؛ همونطور که همیشه در تمام دستهبندیها دو سر زیادهروِ یک طیف رو اسم میبرن و خودشون رو معتدل و درست میدونن.
1. جامد: از نظر شخص جامد هر چیز نو، فاسده و فقط باید با کهنه خو گرفت و مثلاً دوش و لامپ نباید استفاده کرد.
2. جاهل: از نظر شخص جاهل هر چیز تازهای نتیجهی تمدن و دانشه و باید به نام تجدد از همهی چیزهای جدیدِ غرب تقلید کرد.
3. قرآن: طبق معمول حالت اعتدال داره.
علل انطباقپذیری اسلام از نظر مطهری:
1. توجه به روح و معنی و بیتفاوتی نسبت به قالب و شکل: مثلاً اسلام نگفته فقط با فلان ابزار کشاورزی کنید، فقط درباره کشاورزی نظر داده.
2. قانون ثابت برای احتیاج ثابت و قانون متغیر برای احتیاج متغیر: مثلا اسلام میگه نیاز ثابتی هست که در برابر دشمن نیرو تهیه کنی، اما نیاز متغیر اینه که ابزارمون اسبه یا تانک. مطهری ازش به این نتیجه میرسه که درسته اسلام نگفته با قاشق غذا بخور یا فلان لباس رو بپوش، ولی چون گفته مرعوب بیگانه نشو دیگه خودتون باید عقلتون برسه که به تقلید از غرب با قاشق و چنگال غذا نخورید=))
3. مسئله اهم و مهم: اسلام گفته مصلحت مهمتر رو انتخاب کنید.
4. قوانینی که حق وتو دارند: بعضی قوانین مثل قاعده لاضرر به سراسر فقه حکومت میکنن.
چیزی که واضحه اینه که این ادعاها یا در حد حرف و ادعا میمونه، یا مصلحت ما مردم از نظر خودمون خیلی فرق داره با مصلحتمون از نظر آخوند عقبمانده.
فلسفه خاص اسلام درباره حقوق خانوادگی/مقام انسانی زن از نظر قرآن
مطهری فرق بین «تساوی حقوق» و «تشابه حقوق» رو بیان میکنه. معتقده زن و مرد در اسلام حقوق کاملاً مساوی دارند، اما حقوقشون مشابه نیست. مثلاً زن و مرد حق ارث دارن، حقوقشون مساویه، اما چون حق ارث زن نصف مرده حقوقشون متشابه نیست. اما روی چه حسابی؟ مطهری میخواد به کمک قرآن جایگاه زن در اسلام رو توجیه کنه.، اما مدام با توسل به بقیه ادیان ابراهیمی و اینکه اونها چقدر بدترند میخواد اسلام رو سفیدشویی کنه. مثلاً میگه که توی بقیه ادیان میگفتن زن رو از دنده آدم آفریدیم، پس اگه قرآن میگه زن رو از جنس آدم آفریدیم خیلی مترقیه و جایگاه والایی به زن داده. اما به واقع این آیات (سوره نسا، روم، آل عمران) فقط ثابت میکنن که قرآن رو یه مرد نوشته. از دیدگاه مردانه؛ دیدگاهی که زن رو فقط در ارتباط با اون و از زاویهدید اون تعریف میکنه. زن در دین فرع بر مرده، برای آسایش مرد از جنس مرد آفریده شده. مخاطب آیات هم مردانه - «از جنس خود شما برای شما همسر آفرید». زن در متون دینی هیچگونه عاملیت و استقلال شخصیتی نداره.
مطهری در ادامه، برای تحقیر باقی ادیان که زن رو پست و شیطانی میدونستند، میگه در قرآن اصلاً اینطور نیست و از زنهای صالح زیادی اسم برده شده؛ مثلاً «همسر» آدم و ابراهیم، «مادر» موسی و عیسی، «همسر» فرعون... تنها زنی که اسمش در قرآن آمده، «مریم» عه؛ که اونم فقط «مادر» عیسیست.
زن در قرآن زائدهای کنار مردهاست. اونها رو فقط در ارتباط با مردها و از زاویهدید اونها تعریف میکنه. بدون اینکه مردی در داستان یه زن حاضر باشه، اون صدا و داستان و زاویهدید خودش رو نداره. خوب و بد بودن زنها در قرآن با توجه به اینکه چقدر به مرد داستان سود میرسونن و باهاش موافقن مشخص میشه. در قرآن، زن هیچ عاملیتی نداره مگر اینکه توسط دنیای مردانه بهش دیکته بشه، و جز کنار یه مرد هویت مستقل خودش رو نداره.
مطهری بعد از گفتن اینها در چندین صفحه اروپا رو دیس میکنه که حوصلهی نوشتن دربارهش رو ندارم.
مبانی طبیعی حقوق خانوادگی
مطهری میگه:
به این صورت میخواد ثابت کنه استعدادهای زن و مرد متفاوته پس حقوق و تکالیفشون هم فرق داره. البته همهی اینها در بافت «خانواده»ست نه «اجتماع». از نظر مطهری، زندگی اجتماعی قراردادیه و چون هیچکس ذاتاً رئیس و مرئوس نیست، همهی افراد توی اجتماع دارای حقوق طبیعی و مساوی هستن. اما میگه اجتماع خانوادگی از اجتماع مدنی جداست. اجتماع خانوادگی و زندگیِ منزلیِ زن و مرد بهعنوان جفت، چیزی غریزی و ذاتیه. بهخاطر همین حقوق و تکالیف غیرمتشابه بین زن و مرد طبیعی و ذاتیه و هردو جایگاه مشخصشون رو دارن.
البته من سوال برام پیش میاد، اگه مردم توی اجتماعِ قراردادی حقوق مساوی دارن، چرا زنها توی اجتماع هم جایگاه فرودستی دارن و حقِ برخی پستها و شغلها و حضور در برخی موقعیتها رو ندارن/نداشتن؟ آیا زن فقط در اجتماع خانوادگی حضور داره و فقط اونجا باید به حقوق و تکالیفش پرداخت؟
در کل این بخش، مقدمهایه برای بخش بعدی که تفاوتهای زن و مرد رو با تکیه به «ذات» و «غریزه»، توجیه کنه.
تفاوتهای زن و مرد
نظر مطهری تازگی نداره - از دو هزار و پانصد سال پیش و زمان افلاطون، مردها درباره زنها نظر میدادند. کل این فصل منو یاد پاراگراف طعنهآمیز ویرجینیا وولف در کتاب «اتاقی از آن خود» میاندازه. در بخشی از کتاب راوی میبینه که بسیار کتابها درباره زنان به قلم مردان هستند ولی کتابی درباره مردان به قلم زنان وجود نداره. وولف طنزآمیز فکر میکنه:
تفاوتهای زنان و مردان، فهرستشده توسط مطهری (پاراگرافها رو خلاصه کردم)
1. جسمی: مردان بزرگتر و قویترند اما زنها مقاومت بیشتری در برابر بیماری دارند.
2. روانی: مردان جنبوجوشی و زنان آرامند. زنان احساسیتر و بیثباتترند و بیشتر به خانواده علاقه دارند، در عقل و استدلال به پای مرد نمیرسند اما در ادبیات و نقاشی و اینجور مسائل احساسی دست کمی از مردان ندارند. رقیقالقلب و اهل گریه و غشاند.
3. احساسات: مرد میخواهد شخص زن را تصاحب کند و زن میخواهد قلب مرد را تصرف کند. شهوت مرد ابتدایی و تهاجمی است و شهوت زن انفعالی و تحریکی.
برای من واضحه که تفاوتهای زن و مرد در حد مبالغهشدهای به ذات نسبت داده شده و بسیاری از این موارد حاصل تربیت اجتماعی و سرکوب رفتارهای زنان طی قرنها بوده. اگر زنان قدرت فکر و اندیشه نداشتند، بهخاطر این بود که اجازهی فکر و تحصیل نداشتند. احساساتی بودن به زنان نسبت داده شده و هیچ تعریف و مصداق دقیقی نداره. نمیدونم چطور متجاوزگری و خشونتمحوری مرد رو مصداقی از سریعالهیجان بودن در نظر نمیگیرن؟ بعضیهاش هم که صرفاً کلیشهست، مثل پرحرف بودن زن. تعریفی هم که از شهوت زن شده تعریف مردانه و از دیدگاه مردانهست، حتی امروزه زنی که عاملیت جنسی داره و با رضایت و انتخاب خودش سکس میکنه هرزه نامیده میشه، در واقع انفعال زنان در سکس حاصل دیدگاه مردانهی جامعه به فعالیت جنسی زنهاست و نه «ذات». زنستیزترین و هوموفوبترین افراد «دخول» رو فعالیت و «مورد دخول واقع شدن» رو انفعال میدونن. برای رسوندن منظورم از این کلمات جنسیتزده استفاده کردم، وگرنه از دیدگاه من کاری که دو نفر با هر جنسیت و آناتومی توی تخت خوابشون انجام میدن اسمش «سکس کردن»ـه.
در ادامه یک سری جملهی واتساپی برای توضیح تفاوتهای زن و مرد فهرست میشه. جالبه که مطهری این جملهها رو از روی نوشتههای یک «پروفسور ریک» برداشته که یک یهودی مهاجر به آمریکاست، روانکاوه ولی اصلاً سابقهی خوبی نداره و به دلیل درمان بدون مدرک دادگاهی هم شده. از نظر آخوند، غربی و یهودی مظهر افول و جهالته ولی وقتی یکی رو پیدا کنن که ذرهای با افکارشون موافقه، چنان توی بوق و کُرنا میکنن انگار غربیها جمیعاً دارن به اسلام ایمان میآرن. فارغ از اینکه طرف اصلاً توی غرب هم پذیرفتهست یا نه.
در نهایت، حتی اگر به هر دلیلی اکثر زنان یک جور و اکثر مردان یک جور دیگه باشن، نباید قوانینی طبق همون ساختارها و کلیشههای دینی و مردسالارانهی پیشین به زندگی همه تحمیل کرد و به این ساختارها استحکام و قوت بیشتری بخشید.
مهر و نفقه
به محض این که یک زن از حقوق نابرابر و غیرعادلانه شکایت میکنه، مردها بهجای اینکه تشخیص بدن مقصر واقعی کیه، سریع میخوان از قافله جا نمونن: پس مهریه و نفقه و سربازی چی؟ در حالی که منبع سرکوب، یه چیزه. ساختارهای دینی و مردسالانه و متحجر جامعهی ما که با پشتوانهای به قدرتمندی اسلام و قرآن در قوانین ما جا گرفتهان. همون قرآنی که زنان رو بیارزشتر از مردان میدونه دستور مهریه و نفقه رو صادر کرده. و اولین ایرادی که میشه بهشون گرفت این نیست که مردها سختشون شده! اینه که این رسوم با تکیه به باور بیارزشتر بودن زن پیدا شدن و ستون فقراتی که قوانین مهر و نفقه رو پابرجا گذاشته، زنستیزیه.
مطهری معتقده که قبلاً مرد برای زن گرفتن مبلغی به پدر زن میپرداخت و زن رو از پدرش خریداری میکرد، اما چون امروزه این مبلغ به خود زن پرداخت میشه اصلاً جنبهی تحقیرآمیزی نداره. چون طبق «فطرت» عشق از مرد شروع میشه و زن صرفاً پاسخگوئه، این پیشکشی به زن داده میشه تا ارزش زن بالاتر بره (؟).
و حالا درباره نفقه: زن به اسلام استقلال اقتصادی داده اما از اون طرف زن به خاطر «بیماری ماهانه»!!!!!!!!! و بارداری و زایمان و پرستاری کودک ضعیفتر و ظریفتر از اونه که بیرون خونه کار کنه برای همین مرد باید نفقهش رو بپردازه. من نمیفهمم چرا مطهری این مسئله رو که زن مسلمان بر خلاف زن غربی تا قرن 19 استقلال اقتصادی داره رو مدام توی صورتمون میکوبه وقتی در واقع زن پولی نداره که بخواد مال خودش باشه؟! به فرض هم که این طور باشه این قوانین برای زن امروز که دیگه کار شاق بدنی انجام نمیده معتبر نیستند. و در نهایت به نظر من برخورد درست با زنان اینه که بابت نابرابریهای فیزیکیشون مزایای بیشتری در محیط کار داشته باشن، مثلا مرخصی زایمان طولانیتر و مرخصی پریود داشته باشن. نه که کلا در محیطهای کاری به رسمیت شناخته نشن. علاوه بر اون، مبلغ نفقه طبق «شان»!!! زنهای متفاوت فرق داره. و باز هم علاوه بر اون، نفقه به زنی که همسرش رو تمکین عام و خاص نمیکنه، تعلق نمیگیره. واقعاً معاملهای شبیه فاحشهگریه - هرشب زیرخواب من باش و حتی اگه دلت نخواست بهت تجاوز میکنم، در مسکن و شغل و خروج از خانه ازم اطاعت کن، وگرنه خبری از گردن گرفتن هزینههای ضروری زندگیت نیست.
ارث زنان
مطهری این نیاز رو احساس میکنه که برای توجیه هر قانون ناعادلانه، قوانین ناعادلانهتری رو فهرست کنه که شاید در مقایسه با اونها، اسلام بهتر جلوه کنه. اما قوانین ارث قدیمیترِ غرب و اعراب و ایرانیان باستان کاملاً به بحث نامربوطند و منتقدان خودشونو دارند. به هر حال، تنها توجیه مطهری برای قوانین ناعادلانه ارث، اینه که زنها از اون طرف مهریه و نفقه میگیرند پس ارث رو نصف باید ببرند که تعادلی برقرار بشه. مقدمهی استدلال پذیرفته نشده و به همین ترتیب نتیجهش نمیتونه مقبول واقع بشه.
مقدمه
وقتی شروع به خوندنش کردم بعضیها بهم گفتن چرا خودتو حرص میدی و براشون عجیب بود که با میل خودم و نه اجبار دانشگاه دارم میخونمش. حقیقتش اینه که خستهم از اینکه بعضیها نفرتم به دین رو چیزی سوگیرانه و کورکورانه میبینن. من برای نفرتم دلیل دارم، و دلایل خیلی بزرگی دارم. بعضیها میگن بهخاطر تجربههای ناخوشایندم با حکومت ایرانه که همچین احساساتی دارم، ولی بههیچعنوان اینطور نیست، همهی حقیقت این نیست. دین اسلام، بهصورت عینی و نه ذهنی، بهصورت واقعی و نه فقط بهخاطر تجربههای من از جمهوری اسلامی، دینی وحشیانه و زنستیز و غیراخلاقیه و خستهم از اینکه این ادعا رو بدون پشتوانه بدونید... پس این از متون اسلامی، نوشتههای آخوندی، همون آخوندهایی که بهتون گفتن اسلام چیه و چی نیست. هر تصوری که از اسلام دارید نمیتونه از تفسیرهای آخوندهای شیعه جدا بشه. ببینم دیگه کسی به خودش این جسارت تهوعآمیز رو میده که بگه این اسلام واقعی نیست.
خلاصه، این ریویو بسیار طولانی و توهینآمیزه، هرچند به زنهای مسلمون پیشنهاد میکنم از دیدن ذات دینشون فرار نکنن و کثافت اسلام رو به مجریانش نسبت ندن. بخون و بعد بهم بگو ببینم خوشحالی مسلمون؟
و جهت اطلاع، این کتاب در دفاع از «قوانین» اسلامی نوشته شده. شاید گاهی به نظر برسه مطهری داره درباره زنان و مردان نظر شخصی میده، اما در واقع داره «قوانین اسلامی» رو توجیه میکنه. قوانینی که از قرآن و احادیث استخراج شدن، یعنی به زبانی «اسلام واقعی».
اول از همه: چی شد که این کتاب نوشته شد؟
در سال ۱۳۴۵ تب تعویض قوانین مدنی درمورد حقوق خانوادگی بالا گرفت. بالاخره در سال ۱۳۴۶ با تلاش کسانی مثل اشرف پهلوی بعضی از قوانین مربوط به زنان تغییر کردن؛ و فقط یک ذره، یک ذره به نفع زنان حرکت کردن.
مثلا چندزنی و صیغه و طلاق زیر نظر دادگاه قرار گرفت. اما متاسفانه هنوز هم قوانین زنستیزانهای داشت مثلا حق منع اشتغالِ زن برای مرد محفوظ بود.
اما اما اما
حتی با وجود اینکه امروزه اون قوانین قدم کوچیکیان، اون زمان قدمی بزرگ محسوب میشدن و آخوندهایی که چشم دیدن آزادی نسبی زن رو نداشتند صدای اعتراضشون رو بلند کردند، آخوندهایی مثل مطهری.
ابراهیم مهدوی کسی بود که اون زمان چهل ماده پیشنهادی خودش درباره حقوق خانوادگی رو در مجله زن روز چاپ کرد. اون میگفت رضایت زن در ازدواج مهمه و به سن کم دخترها در ازدواج، ولایت پدر و نگاه جنسی به زن (وقتی تنها معیار ازدواج دخترها توانایی ارضای مرد بوده) اعتراض کرد. متعاقباً مطهری در سلسله مقالاتی با چهل مادهی پیشنهادی مهدوی بحث و مخالفت کرد. :) اولین مقاله دوتاشون در شماره ۸۸ مجله زن روز چاپ شد.
خلاصه مطهری بعداً ۳۳ مقالهای رو که بهمرور در مجله زن روز چاپ کرده بود، در کتاب "نظام حقوق زن در اسلام" گردآوری کرد. این 33 مقاله شامل یازده تیتر میشن؛ یعنی یازده مسئله اسلامی که بهشون اعتراض شده (مثل ارث نابرابر، حق طلاق و...) و «رفع شبهه» مطهری. تیترها رو پایین مینویسم، چکیدهی استدلال مطهری و نظر خودم رو هم میذارم.
پیشگفتار
مطهری مینویسه که امروزه در سراسر جهان نهاد «خانواده» به مشکل خورده، در غرب بهخاطر این که غرب اساساً هیچ پایهی اخلاقی درست و بند و باری نداره و در شرق به این دلیل که داره از غرب پیروی میکنه. اینجا سه نکته میگه:
1. غرب خودش به انحطاط رسیده، پس نباید ازش پیروی کرد.
2. قانون اساسی مقدس ما مخالف با بعضی اصلاحات درخواستی مردمه.
3. عواطف مذهبی مردم نمیذاره قوانین رو تغییر بدیم، مثلاً فرض کنید به زن خدایی نکرده حق طلاق دادیم، اونم یه وقت پا شد طلاق گرفت بعداً بهخاطر احساسات مذهبیش خودش رو مستحق اعدام خواهد دونست.
خواستگاری و نامزدی
خب اولین انتقاد ابراهیم مهدوی به قوانین اسلامی این بود که در خواستگاری اساساً زن حالت کالایی داره که خواستگاری و خریداری میشه، و زن در فرایند «زن گرفتن» هیچگونه عاملیتی نداره. جواب مطهری به این ایراد، توسل به «غریزه» انسانهاست... تا انتهای کتاب بارها قراره به «غریزه» اکتفا کنه و هرچیزی رو که نمیتونه ثابت کنه، بندازه گردن غریزه انسان. به گفته مطهری، در طبیعت مرد مظهر طلب و عشق و تقاضاست و زن مظهر مطلوب و معشوق بودن. بله، از یک مرد انتظاری نمیره لنز مردانهی دیدگاهش رو از چشم برداره و ببینه که این دیدگاه تا چه حد زن رو به یک شی فاقد عاملیت و منفعل تقلیل میده. مطهری برای پیاز داغ ماجرا، بارها تکرار میکنه که این اوضاع فقط برای حفظ حیثیت و احترام زنه. راستش حرف مفت کنتور نمیندازه؛ منم میتونم هر غلطی دلم میخواد با مردها بکنم و هرجور دلم میخواد اونها رو به اشیای منفعل تقیلیل بدم و بعد بگم همهش برای حفط احترام و حیثیت خودتونه...
در ادامهی این بخش مطهری به ضعف استدلال رقیبش درباره قانون مدنی مربوط به هدایای نامزدی میپردازه که راستش بهنظرم بیربط و غیرمهم بود.
ازدواج موقت
مطهری به تعریف ازدواج دائم و ازدواج موقت و ذکر تفاوتهاشون میپردازه. راستش تعاریفی که از ازدواج موقت میده زیادی آرمانیه؛ مثلاً میگه این ازدواج بهخاطر اینه که آدمها واسه رفع نیاز به فحشا نیفتن و بدون اینکه مسئولیت یه زندگی کامل رو بپذیرن، نیاز جنسیشون رو برطرف کنن. اما نیاز جنسی کی؟ مگه نیاز جنسی زن رو به رسمیت میشناسن اصلاً؟ ضمیر پنهان در سرتاسر متن، «مرد» عه؛ و مرد ازدواج میکنه که نیاز جنسی خودش رو برآورده کنه. قاعدتاً در چنین شرایطی، زن نقش فاحشه رو داره که در ازای دریافت مهریه تن به ازدواج موقت و ارضای مرد میده. اما مطهری میگه:
"اینکه مردم ما به نام این قانون سوءاستفادههایی کرده و میکنند، ربطی به قانون ندارد"
من فکر میکردم بدیهیه که قانون باید زندگی مردم رو بهتر بکنه، و اگه نمیکنه و باعث سوءاستفاده و بدبختی شده قانون فاسدیه و باید عوض یا اصلاح بشه. مطهری خودش قبول داره که قانون ازدواج موقت سوءاستفادههای مردها رو به دنبال داشته اما گردن نمیگیره که قانون عوض بشه. حاضره مردها برای رفع نیاز جنسیشون از زنها بهعنوان ابزار جنسی و فاحشه استفاده کنن، اما دخترها و پسرها به صورت برابر و آزادانه با هم سر قرار نرن. و در پاسخ به این انتقاد که این نوعی کرایه کردنِ زنه، عصبی میشه و میگه اصلاً زن کرایهایِ واقعی اونه که توی غربه.
در ادامه بحث مختصری درباره حرمسرا میشه و مطهری دو عامل تشکیل حرمسرا رو اینها میدونه:
1. تقوا و عفاف زن. اگه زنها بیحیا باشن و خودشون رو در اختیار هر مردی قرار بدن، کسی زحمت ساختن حرمسرا رو نمیکشه. هرجور بهش فکر میکنم استدلال عجیبیه.
2. نبود عدالت اجتماعی. بله دغدغهی ما اینه که وقتی حرمسرا تشکیل میشه چندتا مرد بدبخت بیهمسر میمونن، نه احیاناً کرامت انسانی بر باد رفتهی زنها.
دهها و صدها زنانی که در حرمسراها به سر میبردهاند در واقع حق طبیعی یک عده [مرد] محروم و بیچاره بودهاند که تا آخر عمر مجرد زیستهاند.
زن و استقلال اجتماعی
مطهری با آوردن روایتها و احادیثی میخواد ثابت کنه که زن استقلال اجتماعی داره (استقلال اجتماعی=حق تایید شوهری که براش انتخاب شده). هرچند که مثل نود درصد ادعاهای دیگر، این ادعا هم فقط جنبهی شعاری و غیرعملی داره. مردم با پشتوانهای به قدرتمندی دین و مذهب صدها ساله که دخترها رو به زور شوهر میدن، حتی گاهی قبل از به دنیا اومدنشون. استقلال نمنه؟ فاطمهی نُه ساله، نماد زنانگی در اسلام، چون سکوت کرد پس رضایت داد که مردی بیستوپنج ساله بهش تجاوز کنه. لطفاً چند بار این اعداد رو روی زبونتون مزهمزه کنید. فاطمه نُه سالش بود.
مسئله ولایت پدر: طبق قوانین اسلامی، زن باکره برای ازدواج نیاز به اجازه ولی (پدر یا جد پدری) داره. مسئله باکرگیه نه سن و بلوغ؛ بیوهی پانزده ساله میتونه با ارادهی خودش ازدواج کنه ولی زن سی سالهی تحصیلکرده و دنیادیده نیاز به اجازه پدر داره. در فقه اسلامی فقط از بین رفتن باکرگی باعث میشه زن به بلوغ و رشد برسه. توجیه مطهری:
زن مادامی که دوشیزه است و هنوز صابون مردان به جامهاش نخورده است، زمزمههای محبت مردان را به سهولت باور میکند. [...] لازم است دخترِ مردناآزموده، با پدرش که از احساسات مردان بهتر آگاه است و پدران جز در شرایط استثنایی برای دختران خیر و سعادت میخواهند مشورت کند و لزوماً موافقت او را جلب کند.
ترجمه: زن عقلش نمیرسد.
اسلام و تجدد زندگی
از زمانی که زندگی بشر دستخوش تغییر و تجدد شد، آموزههای اسلام به دلیل انطباقناپذیری با دنیای جدید زیر سوال میرفت. بعضی آخوندها برای افزایش مقبولیت اسلام، ادعای انطباقپذیری اسلام رو میکنن. نویسندهی رقیب مطهری، یعنی مهدوی، میگه اسلام بهجز اعتقادات و عبادات یک سری قوانین اجتماعی هم داره که مال دوران اعراب جاهل بودن و امروزه باید منسوخ بشن چون دین به عقیده و عبادت مربوطه نه زندگی مردم. مطهری بهشدت بهش برخورده، آیاتی از قرآن رو اسم میبره که ثابت میکنن اسلام واقعا دینی اجتماعیه. مطهری درست میگه. اسلام واقعاً دینی اجتماعیه -و زورگو. منتقدان نباید اسلام رو مبرا کنند و باید دقیقاً انگشت اتهام به سمتش ببرند و نشون بدن قوانین زورگویانه که به همه مردم تحمیل شده چه منطقش رو قبول داشته باشند چه نه، از اسلام ریشه گرفته.
مطهری مردم رو به سه دسته جامد، جاهل و مسلمان تقسیم میکنه؛ همونطور که همیشه در تمام دستهبندیها دو سر زیادهروِ یک طیف رو اسم میبرن و خودشون رو معتدل و درست میدونن.
1. جامد: از نظر شخص جامد هر چیز نو، فاسده و فقط باید با کهنه خو گرفت و مثلاً دوش و لامپ نباید استفاده کرد.
2. جاهل: از نظر شخص جاهل هر چیز تازهای نتیجهی تمدن و دانشه و باید به نام تجدد از همهی چیزهای جدیدِ غرب تقلید کرد.
3. قرآن: طبق معمول حالت اعتدال داره.
علل انطباقپذیری اسلام از نظر مطهری:
1. توجه به روح و معنی و بیتفاوتی نسبت به قالب و شکل: مثلاً اسلام نگفته فقط با فلان ابزار کشاورزی کنید، فقط درباره کشاورزی نظر داده.
2. قانون ثابت برای احتیاج ثابت و قانون متغیر برای احتیاج متغیر: مثلا اسلام میگه نیاز ثابتی هست که در برابر دشمن نیرو تهیه کنی، اما نیاز متغیر اینه که ابزارمون اسبه یا تانک. مطهری ازش به این نتیجه میرسه که درسته اسلام نگفته با قاشق غذا بخور یا فلان لباس رو بپوش، ولی چون گفته مرعوب بیگانه نشو دیگه خودتون باید عقلتون برسه که به تقلید از غرب با قاشق و چنگال غذا نخورید=))
3. مسئله اهم و مهم: اسلام گفته مصلحت مهمتر رو انتخاب کنید.
4. قوانینی که حق وتو دارند: بعضی قوانین مثل قاعده لاضرر به سراسر فقه حکومت میکنن.
چیزی که واضحه اینه که این ادعاها یا در حد حرف و ادعا میمونه، یا مصلحت ما مردم از نظر خودمون خیلی فرق داره با مصلحتمون از نظر آخوند عقبمانده.
فلسفه خاص اسلام درباره حقوق خانوادگی/مقام انسانی زن از نظر قرآن
مطهری فرق بین «تساوی حقوق» و «تشابه حقوق» رو بیان میکنه. معتقده زن و مرد در اسلام حقوق کاملاً مساوی دارند، اما حقوقشون مشابه نیست. مثلاً زن و مرد حق ارث دارن، حقوقشون مساویه، اما چون حق ارث زن نصف مرده حقوقشون متشابه نیست. اما روی چه حسابی؟ مطهری میخواد به کمک قرآن جایگاه زن در اسلام رو توجیه کنه.، اما مدام با توسل به بقیه ادیان ابراهیمی و اینکه اونها چقدر بدترند میخواد اسلام رو سفیدشویی کنه. مثلاً میگه که توی بقیه ادیان میگفتن زن رو از دنده آدم آفریدیم، پس اگه قرآن میگه زن رو از جنس آدم آفریدیم خیلی مترقیه و جایگاه والایی به زن داده. اما به واقع این آیات (سوره نسا، روم، آل عمران) فقط ثابت میکنن که قرآن رو یه مرد نوشته. از دیدگاه مردانه؛ دیدگاهی که زن رو فقط در ارتباط با اون و از زاویهدید اون تعریف میکنه. زن در دین فرع بر مرده، برای آسایش مرد از جنس مرد آفریده شده. مخاطب آیات هم مردانه - «از جنس خود شما برای شما همسر آفرید». زن در متون دینی هیچگونه عاملیت و استقلال شخصیتی نداره.
مطهری در ادامه، برای تحقیر باقی ادیان که زن رو پست و شیطانی میدونستند، میگه در قرآن اصلاً اینطور نیست و از زنهای صالح زیادی اسم برده شده؛ مثلاً «همسر» آدم و ابراهیم، «مادر» موسی و عیسی، «همسر» فرعون... تنها زنی که اسمش در قرآن آمده، «مریم» عه؛ که اونم فقط «مادر» عیسیست.
زن در قرآن زائدهای کنار مردهاست. اونها رو فقط در ارتباط با مردها و از زاویهدید اونها تعریف میکنه. بدون اینکه مردی در داستان یه زن حاضر باشه، اون صدا و داستان و زاویهدید خودش رو نداره. خوب و بد بودن زنها در قرآن با توجه به اینکه چقدر به مرد داستان سود میرسونن و باهاش موافقن مشخص میشه. در قرآن، زن هیچ عاملیتی نداره مگر اینکه توسط دنیای مردانه بهش دیکته بشه، و جز کنار یه مرد هویت مستقل خودش رو نداره.
مطهری بعد از گفتن اینها در چندین صفحه اروپا رو دیس میکنه که حوصلهی نوشتن دربارهش رو ندارم.
مبانی طبیعی حقوق خانوادگی
مطهری میگه:
هر استعداد طبیعی مبنای یک حق طبیعی است... مثلاً فرزند انسان حق درس خواندن دارد، اما بچه گوسفند چنین حقی ندارد. چرا؟ برای اینکه استعداد درس خواندن و دانا شدن، در فرزند انسان هست، اما در گوسفند نیست.
به این صورت میخواد ثابت کنه استعدادهای زن و مرد متفاوته پس حقوق و تکالیفشون هم فرق داره. البته همهی اینها در بافت «خانواده»ست نه «اجتماع». از نظر مطهری، زندگی اجتماعی قراردادیه و چون هیچکس ذاتاً رئیس و مرئوس نیست، همهی افراد توی اجتماع دارای حقوق طبیعی و مساوی هستن. اما میگه اجتماع خانوادگی از اجتماع مدنی جداست. اجتماع خانوادگی و زندگیِ منزلیِ زن و مرد بهعنوان جفت، چیزی غریزی و ذاتیه. بهخاطر همین حقوق و تکالیف غیرمتشابه بین زن و مرد طبیعی و ذاتیه و هردو جایگاه مشخصشون رو دارن.
البته من سوال برام پیش میاد، اگه مردم توی اجتماعِ قراردادی حقوق مساوی دارن، چرا زنها توی اجتماع هم جایگاه فرودستی دارن و حقِ برخی پستها و شغلها و حضور در برخی موقعیتها رو ندارن/نداشتن؟ آیا زن فقط در اجتماع خانوادگی حضور داره و فقط اونجا باید به حقوق و تکالیفش پرداخت؟
در کل این بخش، مقدمهایه برای بخش بعدی که تفاوتهای زن و مرد رو با تکیه به «ذات» و «غریزه»، توجیه کنه.
تفاوتهای زن و مرد
نظر مطهری تازگی نداره - از دو هزار و پانصد سال پیش و زمان افلاطون، مردها درباره زنها نظر میدادند. کل این فصل منو یاد پاراگراف طعنهآمیز ویرجینیا وولف در کتاب «اتاقی از آن خود» میاندازه. در بخشی از کتاب راوی میبینه که بسیار کتابها درباره زنان به قلم مردان هستند ولی کتابی درباره مردان به قلم زنان وجود نداره. وولف طنزآمیز فکر میکنه:
حقیقتی که حیرت انگیز بود و توضیحش مشکل، این بود که جنسیت- یعنی زنان- باید گفت که رساله نویسان مطرح را نیز جذب میکرد، همین طور رمان نویسان مشهور را، مردان جوانی که تحصیلات دانشگاهی دارند؛ مردانی که تحصیلات دانشگاهی ندارند؛ مردانی را که هیچ صلاحیتی ندارند؛ جز این که زن نیستند. بعضی از این کتابها، ظاهرا سطحی و بیمحتوا بودند؛ اما از طرفی بسیاری از آنها نیز ظاهری جدی و پر محتوا، اخلاقی و پندآموز داشتند. تنها خواندن این عناوین به معلمان و کشیشان بسیاری اشاره میکرد که در کرسیهای درس و جایگاه خطابه پرچانگی را از حد معمول یک ساعت سخنرانی درباره یک موضوع خاص میگذراندند. پدیده عجیبی بود؛ و ظاهرا- به حرف میم رسیدیم- پدیدهای منحصر به جنسیت مذکر. زنان در باره مردان کتاب نمینویسند.
تفاوتهای زنان و مردان، فهرستشده توسط مطهری (پاراگرافها رو خلاصه کردم)
1. جسمی: مردان بزرگتر و قویترند اما زنها مقاومت بیشتری در برابر بیماری دارند.
2. روانی: مردان جنبوجوشی و زنان آرامند. زنان احساسیتر و بیثباتترند و بیشتر به خانواده علاقه دارند، در عقل و استدلال به پای مرد نمیرسند اما در ادبیات و نقاشی و اینجور مسائل احساسی دست کمی از مردان ندارند. رقیقالقلب و اهل گریه و غشاند.
3. احساسات: مرد میخواهد شخص زن را تصاحب کند و زن میخواهد قلب مرد را تصرف کند. شهوت مرد ابتدایی و تهاجمی است و شهوت زن انفعالی و تحریکی.
برای من واضحه که تفاوتهای زن و مرد در حد مبالغهشدهای به ذات نسبت داده شده و بسیاری از این موارد حاصل تربیت اجتماعی و سرکوب رفتارهای زنان طی قرنها بوده. اگر زنان قدرت فکر و اندیشه نداشتند، بهخاطر این بود که اجازهی فکر و تحصیل نداشتند. احساساتی بودن به زنان نسبت داده شده و هیچ تعریف و مصداق دقیقی نداره. نمیدونم چطور متجاوزگری و خشونتمحوری مرد رو مصداقی از سریعالهیجان بودن در نظر نمیگیرن؟ بعضیهاش هم که صرفاً کلیشهست، مثل پرحرف بودن زن. تعریفی هم که از شهوت زن شده تعریف مردانه و از دیدگاه مردانهست، حتی امروزه زنی که عاملیت جنسی داره و با رضایت و انتخاب خودش سکس میکنه هرزه نامیده میشه، در واقع انفعال زنان در سکس حاصل دیدگاه مردانهی جامعه به فعالیت جنسی زنهاست و نه «ذات». زنستیزترین و هوموفوبترین افراد «دخول» رو فعالیت و «مورد دخول واقع شدن» رو انفعال میدونن. برای رسوندن منظورم از این کلمات جنسیتزده استفاده کردم، وگرنه از دیدگاه من کاری که دو نفر با هر جنسیت و آناتومی توی تخت خوابشون انجام میدن اسمش «سکس کردن»ـه.
در ادامه یک سری جملهی واتساپی برای توضیح تفاوتهای زن و مرد فهرست میشه. جالبه که مطهری این جملهها رو از روی نوشتههای یک «پروفسور ریک» برداشته که یک یهودی مهاجر به آمریکاست، روانکاوه ولی اصلاً سابقهی خوبی نداره و به دلیل درمان بدون مدرک دادگاهی هم شده. از نظر آخوند، غربی و یهودی مظهر افول و جهالته ولی وقتی یکی رو پیدا کنن که ذرهای با افکارشون موافقه، چنان توی بوق و کُرنا میکنن انگار غربیها جمیعاً دارن به اسلام ایمان میآرن. فارغ از اینکه طرف اصلاً توی غرب هم پذیرفتهست یا نه.
خوشبختی از نظر مردها بدست آوردن مقام و شخصیتی قابل احترام در میان اجتماع است. خوشبختی برای یک زن یعنی بدست آوردن قلب یک مرد و نگاهداری او برای تمام عمر.
اگر مردی در تمام زندگیاش با چندین معشوقه به سر برده باشد به نظر زنان دیگر مردی جالب توجه میآید. مردها از زنی که بیشتر از یک مرد در زندگیاش وجود داشته باشد بدشان میآید.
مرد جهانگیر و زن مردگیر آفریده شده است.
در نهایت، حتی اگر به هر دلیلی اکثر زنان یک جور و اکثر مردان یک جور دیگه باشن، نباید قوانینی طبق همون ساختارها و کلیشههای دینی و مردسالارانهی پیشین به زندگی همه تحمیل کرد و به این ساختارها استحکام و قوت بیشتری بخشید.
مهر و نفقه
به محض این که یک زن از حقوق نابرابر و غیرعادلانه شکایت میکنه، مردها بهجای اینکه تشخیص بدن مقصر واقعی کیه، سریع میخوان از قافله جا نمونن: پس مهریه و نفقه و سربازی چی؟ در حالی که منبع سرکوب، یه چیزه. ساختارهای دینی و مردسالانه و متحجر جامعهی ما که با پشتوانهای به قدرتمندی اسلام و قرآن در قوانین ما جا گرفتهان. همون قرآنی که زنان رو بیارزشتر از مردان میدونه دستور مهریه و نفقه رو صادر کرده. و اولین ایرادی که میشه بهشون گرفت این نیست که مردها سختشون شده! اینه که این رسوم با تکیه به باور بیارزشتر بودن زن پیدا شدن و ستون فقراتی که قوانین مهر و نفقه رو پابرجا گذاشته، زنستیزیه.
مطهری معتقده که قبلاً مرد برای زن گرفتن مبلغی به پدر زن میپرداخت و زن رو از پدرش خریداری میکرد، اما چون امروزه این مبلغ به خود زن پرداخت میشه اصلاً جنبهی تحقیرآمیزی نداره. چون طبق «فطرت» عشق از مرد شروع میشه و زن صرفاً پاسخگوئه، این پیشکشی به زن داده میشه تا ارزش زن بالاتر بره (؟).
زن همیشه مرد را میساخته و مرد اجتماع را، آنگاه که حیا و عفاف و خودداری زن از میان برود و زن بخواهد در نقش مرد حاضر شود، اول به زن مهر باطله میخورد و بعد مرد مردانگی خود را فراموش میکند و سپس اجتماع منهدم میشود.
و حالا درباره نفقه: زن به اسلام استقلال اقتصادی داده اما از اون طرف زن به خاطر «بیماری ماهانه»!!!!!!!!! و بارداری و زایمان و پرستاری کودک ضعیفتر و ظریفتر از اونه که بیرون خونه کار کنه برای همین مرد باید نفقهش رو بپردازه. من نمیفهمم چرا مطهری این مسئله رو که زن مسلمان بر خلاف زن غربی تا قرن 19 استقلال اقتصادی داره رو مدام توی صورتمون میکوبه وقتی در واقع زن پولی نداره که بخواد مال خودش باشه؟! به فرض هم که این طور باشه این قوانین برای زن امروز که دیگه کار شاق بدنی انجام نمیده معتبر نیستند. و در نهایت به نظر من برخورد درست با زنان اینه که بابت نابرابریهای فیزیکیشون مزایای بیشتری در محیط کار داشته باشن، مثلا مرخصی زایمان طولانیتر و مرخصی پریود داشته باشن. نه که کلا در محیطهای کاری به رسمیت شناخته نشن. علاوه بر اون، مبلغ نفقه طبق «شان»!!! زنهای متفاوت فرق داره. و باز هم علاوه بر اون، نفقه به زنی که همسرش رو تمکین عام و خاص نمیکنه، تعلق نمیگیره. واقعاً معاملهای شبیه فاحشهگریه - هرشب زیرخواب من باش و حتی اگه دلت نخواست بهت تجاوز میکنم، در مسکن و شغل و خروج از خانه ازم اطاعت کن، وگرنه خبری از گردن گرفتن هزینههای ضروری زندگیت نیست.
ارث زنان
مطهری این نیاز رو احساس میکنه که برای توجیه هر قانون ناعادلانه، قوانین ناعادلانهتری رو فهرست کنه که شاید در مقایسه با اونها، اسلام بهتر جلوه کنه. اما قوانین ارث قدیمیترِ غرب و اعراب و ایرانیان باستان کاملاً به بحث نامربوطند و منتقدان خودشونو دارند. به هر حال، تنها توجیه مطهری برای قوانین ناعادلانه ارث، اینه که زنها از اون طرف مهریه و نفقه میگیرند پس ارث رو نصف باید ببرند که تعادلی برقرار بشه. مقدمهی استدلال پذیرفته نشده و به همین ترتیب نتیجهش نمیتونه مقبول واقع بشه.
May 14, 2017
نوشتن همچين كتابى بدون طرف گيرى جنس مرد آن هم از زبان يك روحانى مسلمان به شدت منو خوشحال كرد. مطهرى از معدود روحانيون متجددى بوده كه هيچ چيزى را صرف به اين خاطر كه قران به آن اشاره كرده رد نكرده بلكه براى آن سند و مدرك آورده، گرچه هنوز برخى از مسائل براى من بى جواب مانده اما پاسخ خيلى سوال ها را از اين كتاب و از اين نويسنده متفكر و بى هدف گرفته ام.
September 20, 2022
نخوندم. فقط بخاطر این ایام، فقط بخاطر قتل مهسا امینی رفتم تبادل کتاب چندتا کتاب گرفتم... آتش زدم... همینطوری
ببخشید درخت ها، ببخشید حامی های محیط زیست، ولی مطمئنم خاکستر این کتاب ها مفیدتر از نگه داشتنشونه
پ.ن: ترسیدم خاکشون هم کنم یه نفر پیدا شه بخونه اینا رو
ببخشید درخت ها، ببخشید حامی های محیط زیست، ولی مطمئنم خاکستر این کتاب ها مفیدتر از نگه داشتنشونه
پ.ن: ترسیدم خاکشون هم کنم یه نفر پیدا شه بخونه اینا رو
August 21, 2016
یک کتاب فوق العاده و به روز. شخص پرست نیستم و به برخی از کتابهای شهید مطهری انتقادات جدی دارم اما این کتابش واقعا خواندنی هست و هر چند دو سه مورد استدلال نابجا در کتاب نزدیک به 500 صفحه ای داره اما در کلیت متن و موضوعات بسیار خوب نگاشته شده و همه جوانب سنجیده شده
معرفی این کتاب رو در وبلاگم منتشر کردم
http://safaeinejad.ir/1395/06/15
معرفی این کتاب رو در وبلاگم منتشر کردم
http://safaeinejad.ir/1395/06/15
November 24, 2020
بنظرم هر خانمی با هر عقیدهای یکبار این کتابو باید بخونه..! آرمانشهری تصور شده برای زنان که هیچ کجای عالم ندیدیم :))
July 15, 2011
امروز كتاب نظام حقوق زن در اسلام رو تموم كردم. خيلي خوشم اومد. شايد خيلي از معضلات تو ذهنمو برام روشن كرد.
حرفاي آقاي مطهري هرچند منطقيه و با فكر كار داره ولي به دل هم مي شينه چون آدم حس نمي كنه اون مي خواد به زور چيزي رو كه عقيده داره به خوردت بده، بلكه با هزارتا مثال و منبع حتي غربي، داره تمام تلاششو مي كنه كه به ذهن لجوج مخاطب ثابت كنه حرفايي كه مي زنه واقعا و منطقا درسته. پيشنهاد اكيد مي كنم اين كتابشونو بخونين. هرچند تقريبا با كل تفكرات من مخالفت كرده بود ولي واقعا چيزاي زيادي ياد گرفتم. از جمله اينكه مثلا من لزومي نداره به عنوان يه زن نگران اين باشم كه اگه بعد سالها تلاش و زحمت و فداكاري من توي خونه شوهر، يدفعه اون طلاقم بده، بگم حالا چي كار كنم كه هيچ چيزي ندارم و فرضا همه مال و اموالم و حقوقم رو هم تو خونه اون هدر دادم و الان همه چيز مال اونه. چون ميگه هرچند خدا يه همچين حقي (حق طلاق) به مرد داده ولي از طرفي به زن هم از اون اول گفته كه هيچ لزومي نداره اموال و حقوقت رو در خونه شوهر استفاده كني، به جاش براي خودت خرج كن و مال و ثروت پس انداز كن كه در يه همچين حالتي بدبخت نشي و به قانون خدا اعتراض نكني. يعني ميگه اسلام نگفته از خود گذشتگي كن، جوونيتو با كار زياد تو خونه شوهرت هدر بده، مال و ثروتتو با پول اون قاطي كن، بعد بگو خدايا اون چرا منو ولم كرد و رفت سراغ يه زن ديگه! اگه احتمال ميدي كه بي وفا باشه، نه تو خونه ش كار كن نه پولاتو با پولاش قاطي كن چون مجبور نيستي و برات واجب نيست. ولي اگه اين كارارو مي كني، بدون كه بخاطر عشقت داري اين كارارو انجام ميدي و دستور اسلام نيست. مثل خيلي جاهاي ديگه كه آدم بخاطر آدمايي كه دوستشون داره خيلي كارا مي كنه ولي بعدها با ناسپاسي اونها مواجه مي شه.
حالا مي فهمم چرا روز شهادت آقاي مطهري روز معلمه، چون خيلي خوب و سر صبر سعي مي كنه روش درست و همه جانبه فكر كردن رو ياد بده و واسه همين آدم خوشش مي آد چون حس مي كني با فكر خودت به نتايج اين استدلالاش مي رسي. حالا فكر كنين اين كه كتابشه، ديگه خودش چطوري بوده!!
حرفاي آقاي مطهري هرچند منطقيه و با فكر كار داره ولي به دل هم مي شينه چون آدم حس نمي كنه اون مي خواد به زور چيزي رو كه عقيده داره به خوردت بده، بلكه با هزارتا مثال و منبع حتي غربي، داره تمام تلاششو مي كنه كه به ذهن لجوج مخاطب ثابت كنه حرفايي كه مي زنه واقعا و منطقا درسته. پيشنهاد اكيد مي كنم اين كتابشونو بخونين. هرچند تقريبا با كل تفكرات من مخالفت كرده بود ولي واقعا چيزاي زيادي ياد گرفتم. از جمله اينكه مثلا من لزومي نداره به عنوان يه زن نگران اين باشم كه اگه بعد سالها تلاش و زحمت و فداكاري من توي خونه شوهر، يدفعه اون طلاقم بده، بگم حالا چي كار كنم كه هيچ چيزي ندارم و فرضا همه مال و اموالم و حقوقم رو هم تو خونه اون هدر دادم و الان همه چيز مال اونه. چون ميگه هرچند خدا يه همچين حقي (حق طلاق) به مرد داده ولي از طرفي به زن هم از اون اول گفته كه هيچ لزومي نداره اموال و حقوقت رو در خونه شوهر استفاده كني، به جاش براي خودت خرج كن و مال و ثروت پس انداز كن كه در يه همچين حالتي بدبخت نشي و به قانون خدا اعتراض نكني. يعني ميگه اسلام نگفته از خود گذشتگي كن، جوونيتو با كار زياد تو خونه شوهرت هدر بده، مال و ثروتتو با پول اون قاطي كن، بعد بگو خدايا اون چرا منو ولم كرد و رفت سراغ يه زن ديگه! اگه احتمال ميدي كه بي وفا باشه، نه تو خونه ش كار كن نه پولاتو با پولاش قاطي كن چون مجبور نيستي و برات واجب نيست. ولي اگه اين كارارو مي كني، بدون كه بخاطر عشقت داري اين كارارو انجام ميدي و دستور اسلام نيست. مثل خيلي جاهاي ديگه كه آدم بخاطر آدمايي كه دوستشون داره خيلي كارا مي كنه ولي بعدها با ناسپاسي اونها مواجه مي شه.
حالا مي فهمم چرا روز شهادت آقاي مطهري روز معلمه، چون خيلي خوب و سر صبر سعي مي كنه روش درست و همه جانبه فكر كردن رو ياد بده و واسه همين آدم خوشش مي آد چون حس مي كني با فكر خودت به نتايج اين استدلالاش مي رسي. حالا فكر كنين اين كه كتابشه، ديگه خودش چطوري بوده!!
January 13, 2017
كتاب أقل ما يقال عنه أنه رائع، واضح، متسلسل ويكاد ان يكون شاملا..
يناقش الشهيد مطهري موضوع المساواة في الحقوق بين المرأة والرجل في الإسلام وفق قاعدة ذهبية قد تكون هي المرة الأولى التي أقرأها بهذه الادبيات والتوضيحات الراقية، منطلقا من قاعدة أثبتها ووضحها وتوسع فيها وهي: "ان الإسلام يقر المساواة في الإنسانية بين الرجل والمرأة ولكنه لا يقر تشابه الحقوق فيما بينهم" ذلك ان هناك حقوق مشتركة بينهما وحقوق خاصة بالرجل وحقوق خاصة بالمرأة "فالكم غير الكيف والتساوي غير التشابه والتماثل فالإسلام لم يمنح الرجل والمرأة حقوقا من نوع واحد ولون واحد لكنه لم يفضل أحدهما على الآخر"
نقرأ كثيرا ونسمع كثيرا أن الإسلام أكرم وأنصف المرأة ورفع قدرها ومكانتها، نقرأها كثيرا كشعارات لا يصدقها حتى بعض أبناء الإسلام انفسهم او لنقل لا يعرفون جوانب تحققها، لكن الشهيد مطهري قدمها كحقائق واضحة بعيدا عن الشعارات الحماسية ووفق واقعية شديدة لطالما تفاجئت من دقتها وقوتها ومتانة التعبير عنها.
يقدم الشهيد مطهري رؤية وسطية لحدود المرأة وحجابها وحريتها رافضا النموذج الغربي الاباحي كما يرفض النموذج المتشدد الذي يحول بين المرأة وممارستها للنشاطات المختلفة .. وموضحا الحكمة من كل ما وضعه الإسلام كأدب وقاعدة ونظام خارج وداخل الحياة الاسرية باعتبارها وضعا خاصا له قوانينه الخاصة
الزواج الدائم والمنقطع
الحجاب
الطلاق
الاستقلال الاجتماعي
الاستقلال الاقتصادي
معنى "اسلام وفق مقتضيات العصر"
عواطف المرأة والرجل
تركيبتهما النفسية
والعديد من العناوين
يطرقها الشهيد مطهري مستشهدا بالكثير من العلماء الغربيين واليونانيين والاسلاميين ليثبت ان الحكمة ضالة المؤمن يأخذها اينما وجدها.
الكتاب في غاية الاهمية والروعة والجمال وليست لي مآخذة عليه سوى انه وضح سلبيات وضع المرأة في المجتمع الغربي وقسوته عليها وكيفية استغلالها البشع الذي يعترف به مفكروهم ومن فمهم ادانهم لكن.. تبقى هناك جوانب ايجابية عندهم تقدمت بها المرأة حين أحسنت استثمار العلم والحرية هناك لتكون قائدة ومنجزة في مجتمعها اذ من الجيد البدء بالاعتراف ب"حسن استثمارهن لامكانات مجتمعهن" ففي ذلك توضيح شديد البيان كيف ان الانسان هو قائد نفسه والقادر على الانجاز وفق اي ظروف وكل ظرف .. ففي مجتمعنا نساء رغم حالة التأخر العربي والاسلامي تقدمن وهناك نساء في الغرب رغم حالة التردي السلوكي والاباحي تمكن من المحافظة على جمال أرواحهن بعيدا عن التحلل وانجزن.
يناقش الشهيد مطهري موضوع المساواة في الحقوق بين المرأة والرجل في الإسلام وفق قاعدة ذهبية قد تكون هي المرة الأولى التي أقرأها بهذه الادبيات والتوضيحات الراقية، منطلقا من قاعدة أثبتها ووضحها وتوسع فيها وهي: "ان الإسلام يقر المساواة في الإنسانية بين الرجل والمرأة ولكنه لا يقر تشابه الحقوق فيما بينهم" ذلك ان هناك حقوق مشتركة بينهما وحقوق خاصة بالرجل وحقوق خاصة بالمرأة "فالكم غير الكيف والتساوي غير التشابه والتماثل فالإسلام لم يمنح الرجل والمرأة حقوقا من نوع واحد ولون واحد لكنه لم يفضل أحدهما على الآخر"
نقرأ كثيرا ونسمع كثيرا أن الإسلام أكرم وأنصف المرأة ورفع قدرها ومكانتها، نقرأها كثيرا كشعارات لا يصدقها حتى بعض أبناء الإسلام انفسهم او لنقل لا يعرفون جوانب تحققها، لكن الشهيد مطهري قدمها كحقائق واضحة بعيدا عن الشعارات الحماسية ووفق واقعية شديدة لطالما تفاجئت من دقتها وقوتها ومتانة التعبير عنها.
يقدم الشهيد مطهري رؤية وسطية لحدود المرأة وحجابها وحريتها رافضا النموذج الغربي الاباحي كما يرفض النموذج المتشدد الذي يحول بين المرأة وممارستها للنشاطات المختلفة .. وموضحا الحكمة من كل ما وضعه الإسلام كأدب وقاعدة ونظام خارج وداخل الحياة الاسرية باعتبارها وضعا خاصا له قوانينه الخاصة
الزواج الدائم والمنقطع
الحجاب
الطلاق
الاستقلال الاجتماعي
الاستقلال الاقتصادي
معنى "اسلام وفق مقتضيات العصر"
عواطف المرأة والرجل
تركيبتهما النفسية
والعديد من العناوين
يطرقها الشهيد مطهري مستشهدا بالكثير من العلماء الغربيين واليونانيين والاسلاميين ليثبت ان الحكمة ضالة المؤمن يأخذها اينما وجدها.
الكتاب في غاية الاهمية والروعة والجمال وليست لي مآخذة عليه سوى انه وضح سلبيات وضع المرأة في المجتمع الغربي وقسوته عليها وكيفية استغلالها البشع الذي يعترف به مفكروهم ومن فمهم ادانهم لكن.. تبقى هناك جوانب ايجابية عندهم تقدمت بها المرأة حين أحسنت استثمار العلم والحرية هناك لتكون قائدة ومنجزة في مجتمعها اذ من الجيد البدء بالاعتراف ب"حسن استثمارهن لامكانات مجتمعهن" ففي ذلك توضيح شديد البيان كيف ان الانسان هو قائد نفسه والقادر على الانجاز وفق اي ظروف وكل ظرف .. ففي مجتمعنا نساء رغم حالة التأخر العربي والاسلامي تقدمن وهناك نساء في الغرب رغم حالة التردي السلوكي والاباحي تمكن من المحافظة على جمال أرواحهن بعيدا عن التحلل وانجزن.
Read
June 26, 2009به نظر من هرکس که بخواهد کوچکترین گامی در جهت حقوق زنان بردارد باید این کتاب را بخواند و با طرز تفکر دکتر مطهری و پیروان عقاید ایشان آشنا شود تا بتواند با دیدی بازتر به نقد و بررسی مسائل مربوطه بپردازد
July 8, 2014
این کتاب را باید همه مطالعه کنند. کنابی است بسیار منطقی و مستدل و البته عامه فهم. این کتاب را به همه کسانی که میخواهند در مورد مسائل مربوط به زن و خانواده به درستی فکر کنند توصیه میکنم. البته مهمتر اینکه کسانیکه تازه ازدواج کرده اند باید برای آگاهی از حقوق زن به طور کلی، آن را با دقت بیشتر مطالعه کنند.
January 18, 2022
عن نفسي استمتع بقراءة كتب مطهري، في هذا الكتاب قسم إلى ١١ فصل ولكنها فصول تحمل الكثير.
تحدث فيها عن تاريخ الشيء ووجهة نظر المجتمع أو من ناحية فلسفية وماذا قالوا عنه في إيران.
هناك الكثير من الكلام في هذا الكتاب.
تحدث فيها عن تاريخ الشيء ووجهة نظر المجتمع أو من ناحية فلسفية وماذا قالوا عنه في إيران.
هناك الكثير من الكلام في هذا الكتاب.
August 31, 2021
Impact
Woman and Her Rights establishes in the Muslim reader a sense of pride in the shariah, and in the non-Muslim, it delivers the shariah as a logical potential antidote to many societal issues surrounding women’s rights, devoid of any western bias. After finishing the book, I felt no trace of apology or appeasement in my understanding of women’s rights and Islam, only the need to better understand the shari’ah and the fundamental natures of man and woman.
The reader learns that the shariah unashamedly cares for the human being based on their physical, mental, and spiritual needs - needs the human being themselves may fail to recognise or shy away from discussing. This is all achieved in a way that strengthens the larger society. By applying some logic and abandoning cultural baggage, we can see why these laws should be implemented to promote justice and equity in society.
The book turns long held notions of polygamy, dower and mut’ah on their heads. As an example, my understanding of polygamy changed from being the right of the man to meet his and his society’s potential needs to also being the right of the women to meet her needs in certain societal conditions. Supposing that the man seeks to act with justice and please Allah, polygamy can often times become a burden for a man- an opportunity he may be wise to turn down.
Similarly, throughout the book, cultural baggage and bias towards aspects of women’s rights in Islam are picked apart by logical arguments. Shaheed Mutahhari (r) is a master of this process. I found dower and mut’ah were also well explained as logical solutions to long standing societal issues.
The problem with brushing these laws under the carpet is that when men and women exercise their rights to take these options, they are carried out with unpleasant cultural connotations and a false understanding of human nature, jeopardising their true potential to deliver justice to a society.
Members of our communities have been avoiding real discussion of these issues, even within Muslim circles, in an effort to repackage Islam to be more palatable to the morally deficient societies they are living in or institutions they are governed by. This is the entirely wrong approach, one that will result in nothing being left of Islam but its name. After reading this book, I will discuss these topics more openly and logically than I may have previously done in an effort to unveil some of the beauty that Shaheed Mutahhari (r) has elaborated on here.
The book benefits from being written not so long ago, as many of the ideologies and movements of the 70’s that Mutahhari was addressing are still present and thriving. I was particularly impressed by how the author cleaves apart the topic of feminism by discussing how feminists seeking the uniformity of rights rather than equality, blankets over all the traits that make women, thus rendering this another movement that oppresses the female and suppresses femininity.
Muslims are left with a firmer disposition in knowing that what Islam offers is far greater than feminism for the physical, mental, and spiritual health of women. The west has exploited women for too long and our silence has allowed various twisted ideologies to manipulate some of our own Muslim sisters into regurgitating the same slogans of slavery.
It’s time for the Muslims to proudly wrest back control of the discourse on women’s rights. After all, a large portion of those who initially flocked to Islam in Medina were women. In its purest form, this religion supports and protects the woman unlike any other system or ideology, albeit in a way non-conventional in the modern western space.
Rather than trying hard to promote a fake equality that further exploits women, I closed this book with a feeling that the differences between man and woman and how we fit together is a true masterpiece of Allah’s creation. This in turn helped me recognise what makes women incredible and further elevated their stature in my eyes. It also clarified my duties towards them, and the proposal of Shaheed Mutahhari certainly feels in line with nature and God’s will based on observation of the natural order, logical reasoning, and natural inclination.
Stand-out topics and themes
• The natural differences of man and woman permeate many aspects of their being
• Snapshots of women’s rights through history and the capitalist influence on contemporary feminism
• Islamic philosophy as the superior solution to women’s rights issues
• The shari’ah in its totality, when applied correctly, is a perfect solution for the women of all societies
• The forwards movement of time is not automatically progress
Writing style
I liked how Mutahhari spends nearly half of the book setting the grounds for the discussion and establishing the Muslim world view for the reader. There are so many false assumptions about Islamic rights held by the west and other proponents of its own supposed superiority in upholding women’s rights.
For this reason, the Shaheed takes the stance of resistance by pointing out inconsistencies in the logic of prominent contemporary philosophers and historians, and he does not hold back from correcting them by presenting the Islamic arguments. This allows the Muslim reader to carve out a space amongst contemporary discourse surrounding these issues to firmly establish the Islamic outlook and principles.
The non-Muslim is also made to consider Islam as a serious contender for societal solutions to women’s rights issues. This resistive language is as critical now as it was when it the book was authored for enlivening the hearts of Muslims who have been battered through colonisation and imperialism for centuries into internalising false notions of inferiority, and subsequently regurgitated apologetic discourses of their faith.
After picking apart illogical assumptions, bringing to light the Islamic world view, and exploring the nature of man and woman, he then gets into the more specific women’s rights like dower, mut’ah and polygamy. These topics are broken down in a structured manner, and are easy to refer to later on via the index in my edition.
Scholars like Murtadha Mutahhari (r) are definitely a rarity. I was impacted by both his precise language and weighty arguments it delivered. I will definitely be familiarising myself with more of Shaheed’s work, insha’Allah. I’ll also be finding out more about his life.
Suggestions
I’ll be honest, I've not read a book by the major ulama' that I didn't think was spectacular. Here, I'll give some tips to the reader to enhance what you pull from this work.
The discourse on the behavioural dispositions of men and women can be fleshed out a little more by looking up a few studies or some data. The arguments proposed make sense logically, but it’d be nice to go that step further. Wherever Shaheed Mutahhari does this in the book always serves to enrich his arguments. Perhaps the Shaheed has done so in other books so it would be tedious to do the same here, but more likely it's just outside the scope of this type of book.
I suggest reading around the subject to gather more figures and hunting the books and articles that Mutahhari briefly refers to in this work.
Similarly, we should do our own research to into the historical trajectory of women’s rights and some modern assumptions of previous societies’ attitudes to women to flesh out the concept in our minds and contextualize the topic of Islamic women's rights in contemporary discourse.
Mutahhari mentions the works of historians work like Will Durant to back up his points, so these works may prove to be a good starting point for some further reading. I always want to know more about human history!
There have been some developments in the discourse surrounding women’s rights since Shaheed Mutahhari wrote this work. The feminist movements have become more radical and further intertwined with the lgbt and other movements, which are not fully addressed in the book. That is not to say the book is outdated or no longer useful - the content is all still very relevant. To get the most out of the book, I would advise to try and think how the concepts and arguments in the book can be applied to the current societal landscape.
Fruit picking
Get a copy
Buy a copy: https://www.hujjatbookshop.co.uk/woma...
Electronic- Free: https://www.al-islam.org/rights-women...
Unrelated
I’ve been trying to retain more information from the books I read, so I’m switching from my old Goodreads whatever-I-feel style of reviewing to a new system for some of the works that I found most impactful, or more deserving of a thorough anaylsis. Time constraints are the reason it took so long for me to finish this book :’( so I’m trying to save some time by condensing these book reviews into a few key points which are easy to scan over.
Hopefully the reviews will both be useful to you, and I should be able to remember the book content at a quick glance. Any suggestions and improvements, please let me know!
Woman and Her Rights establishes in the Muslim reader a sense of pride in the shariah, and in the non-Muslim, it delivers the shariah as a logical potential antidote to many societal issues surrounding women’s rights, devoid of any western bias. After finishing the book, I felt no trace of apology or appeasement in my understanding of women’s rights and Islam, only the need to better understand the shari’ah and the fundamental natures of man and woman.
The reader learns that the shariah unashamedly cares for the human being based on their physical, mental, and spiritual needs - needs the human being themselves may fail to recognise or shy away from discussing. This is all achieved in a way that strengthens the larger society. By applying some logic and abandoning cultural baggage, we can see why these laws should be implemented to promote justice and equity in society.
The book turns long held notions of polygamy, dower and mut’ah on their heads. As an example, my understanding of polygamy changed from being the right of the man to meet his and his society’s potential needs to also being the right of the women to meet her needs in certain societal conditions. Supposing that the man seeks to act with justice and please Allah, polygamy can often times become a burden for a man- an opportunity he may be wise to turn down.
Similarly, throughout the book, cultural baggage and bias towards aspects of women’s rights in Islam are picked apart by logical arguments. Shaheed Mutahhari (r) is a master of this process. I found dower and mut’ah were also well explained as logical solutions to long standing societal issues.
The problem with brushing these laws under the carpet is that when men and women exercise their rights to take these options, they are carried out with unpleasant cultural connotations and a false understanding of human nature, jeopardising their true potential to deliver justice to a society.
Members of our communities have been avoiding real discussion of these issues, even within Muslim circles, in an effort to repackage Islam to be more palatable to the morally deficient societies they are living in or institutions they are governed by. This is the entirely wrong approach, one that will result in nothing being left of Islam but its name. After reading this book, I will discuss these topics more openly and logically than I may have previously done in an effort to unveil some of the beauty that Shaheed Mutahhari (r) has elaborated on here.
The book benefits from being written not so long ago, as many of the ideologies and movements of the 70’s that Mutahhari was addressing are still present and thriving. I was particularly impressed by how the author cleaves apart the topic of feminism by discussing how feminists seeking the uniformity of rights rather than equality, blankets over all the traits that make women, thus rendering this another movement that oppresses the female and suppresses femininity.
Muslims are left with a firmer disposition in knowing that what Islam offers is far greater than feminism for the physical, mental, and spiritual health of women. The west has exploited women for too long and our silence has allowed various twisted ideologies to manipulate some of our own Muslim sisters into regurgitating the same slogans of slavery.
It’s time for the Muslims to proudly wrest back control of the discourse on women’s rights. After all, a large portion of those who initially flocked to Islam in Medina were women. In its purest form, this religion supports and protects the woman unlike any other system or ideology, albeit in a way non-conventional in the modern western space.
Rather than trying hard to promote a fake equality that further exploits women, I closed this book with a feeling that the differences between man and woman and how we fit together is a true masterpiece of Allah’s creation. This in turn helped me recognise what makes women incredible and further elevated their stature in my eyes. It also clarified my duties towards them, and the proposal of Shaheed Mutahhari certainly feels in line with nature and God’s will based on observation of the natural order, logical reasoning, and natural inclination.
Stand-out topics and themes
• The natural differences of man and woman permeate many aspects of their being
• Snapshots of women’s rights through history and the capitalist influence on contemporary feminism
• Islamic philosophy as the superior solution to women’s rights issues
• The shari’ah in its totality, when applied correctly, is a perfect solution for the women of all societies
• The forwards movement of time is not automatically progress
Writing style
I liked how Mutahhari spends nearly half of the book setting the grounds for the discussion and establishing the Muslim world view for the reader. There are so many false assumptions about Islamic rights held by the west and other proponents of its own supposed superiority in upholding women’s rights.
For this reason, the Shaheed takes the stance of resistance by pointing out inconsistencies in the logic of prominent contemporary philosophers and historians, and he does not hold back from correcting them by presenting the Islamic arguments. This allows the Muslim reader to carve out a space amongst contemporary discourse surrounding these issues to firmly establish the Islamic outlook and principles.
The non-Muslim is also made to consider Islam as a serious contender for societal solutions to women’s rights issues. This resistive language is as critical now as it was when it the book was authored for enlivening the hearts of Muslims who have been battered through colonisation and imperialism for centuries into internalising false notions of inferiority, and subsequently regurgitated apologetic discourses of their faith.
After picking apart illogical assumptions, bringing to light the Islamic world view, and exploring the nature of man and woman, he then gets into the more specific women’s rights like dower, mut’ah and polygamy. These topics are broken down in a structured manner, and are easy to refer to later on via the index in my edition.
Scholars like Murtadha Mutahhari (r) are definitely a rarity. I was impacted by both his precise language and weighty arguments it delivered. I will definitely be familiarising myself with more of Shaheed’s work, insha’Allah. I’ll also be finding out more about his life.
Suggestions
I’ll be honest, I've not read a book by the major ulama' that I didn't think was spectacular. Here, I'll give some tips to the reader to enhance what you pull from this work.
The discourse on the behavioural dispositions of men and women can be fleshed out a little more by looking up a few studies or some data. The arguments proposed make sense logically, but it’d be nice to go that step further. Wherever Shaheed Mutahhari does this in the book always serves to enrich his arguments. Perhaps the Shaheed has done so in other books so it would be tedious to do the same here, but more likely it's just outside the scope of this type of book.
I suggest reading around the subject to gather more figures and hunting the books and articles that Mutahhari briefly refers to in this work.
Similarly, we should do our own research to into the historical trajectory of women’s rights and some modern assumptions of previous societies’ attitudes to women to flesh out the concept in our minds and contextualize the topic of Islamic women's rights in contemporary discourse.
Mutahhari mentions the works of historians work like Will Durant to back up his points, so these works may prove to be a good starting point for some further reading. I always want to know more about human history!
There have been some developments in the discourse surrounding women’s rights since Shaheed Mutahhari wrote this work. The feminist movements have become more radical and further intertwined with the lgbt and other movements, which are not fully addressed in the book. That is not to say the book is outdated or no longer useful - the content is all still very relevant. To get the most out of the book, I would advise to try and think how the concepts and arguments in the book can be applied to the current societal landscape.
Fruit picking
“His fear of loneliness, his reticence and his pursuit of money have made him unable to listen to his internal voice. His inability to rule himself is his incentive to conquer the world. That is why the European spreads confusion and chaos wherever he goes”. (page 88)
“Man is indebted to woman and to her chastity and charming modesty for his many achievements of art and feats of bravery. The credit for the building of many a personality and the developing of many a genius goes to her. Woman has built man and man has built the society”. (page 125)
Get a copy
Buy a copy: https://www.hujjatbookshop.co.uk/woma...
Electronic- Free: https://www.al-islam.org/rights-women...
Unrelated
I’ve been trying to retain more information from the books I read, so I’m switching from my old Goodreads whatever-I-feel style of reviewing to a new system for some of the works that I found most impactful, or more deserving of a thorough anaylsis. Time constraints are the reason it took so long for me to finish this book :’( so I’m trying to save some time by condensing these book reviews into a few key points which are easy to scan over.
Hopefully the reviews will both be useful to you, and I should be able to remember the book content at a quick glance. Any suggestions and improvements, please let me know!
April 21, 2023
فوق العاده ...
تعجب از این همه دانش و آگاهی علامه شهید مطهری...
البته کتاب را باید بدون سونگری و حب و بغض خواند...
جواب ابهام هایی که به بعضی مطالب کتاب گرفته می شود به وفور بایک جستجوی ساده در وب قابل دسترس هست...
تعجب از این همه دانش و آگاهی علامه شهید مطهری...
البته کتاب را باید بدون سونگری و حب و بغض خواند...
جواب ابهام هایی که به بعضی مطالب کتاب گرفته می شود به وفور بایک جستجوی ساده در وب قابل دسترس هست...
April 22, 2014
حدود سال 79 در سیر مطالعات مجموعه آثار شهید مطهری خواندمش. مثل بسیاری از آثار این استاد بزرگ فوق العاده و به روز بود
January 2, 2015
خیلی خوب بود. بسیار از این کتاب آموختم.
September 6, 2023
الكتاب كان في البداية ردود في الجرائد على احد مهاجمي الاسلام بخصوص قضايا المرأة والذي يرى ان الاسلام ظلم المرأة ويراها اقل قيمة من الرجل لكن بعدها توقف المعادي للاسلام واكمل الشهيد مرتضى مطهري التكلم عن حقوق المرأة وفلسفة الاسلام في قضايا كثيرة للمرأة الكتاب حاوي على ردود لاراء الكتاب الاجانب وردود على مناصري النسوية بطريقة مفحمة فحتى لو كنتِ نسوية فالبنهاية سيغير تفكيرك هذا الكتاب ،الشهيد مرتضى مطهري ارانا كمية اهتمام الاسلام بالمرأة الى درجة حقيقي عندما اقرأ فلسفة الاسلام انبهر بعلو المكانة والقداسة التي وضعها الاسلام للمرأة وانه على العكس مما يروجون له الغرب من ان الاسلام قلل قيمة المرأة وظلمها وان المنهج الغربي بخصوص المرأة افضل و يعلي قيمتها الا ان قاري الكتاب سوف يلتفت الى ان حقوق المرأة في الغرب اخذوها من المسلمين أتفاجأت !!! نعم اخذوها من المسلمين من مسلمين الاندلس والا فكلنا يعرف ان المرأة في العصور الوسطى في نظام الكنيسة كانت حتى ارث لا ترث وكانت نظرتهم للمرأة انها اصل الشرور وقد كانت الكنيسة قد لعبت دوراً مهماً في ترسيخ فكرة دونية المرأة عند المجتمع الأوروبي ، لتبدو أنها صورة الشيطان في الأرض ! ، وذلك من خلال حكاية الكتاب المقدّس المعروفة ( نزول الإنسان الأول ) ، عندما تسببت حوّاء في طرد الرجل ٱدم من الجنّة وحرمانه من نعيمها ، كما يعدّها رجال الكنيسة ، مصدر جميع علل وكوارث العالم !
الكتاب ناقش عدة قضايا منها
١ المهرو طلب اليد
٢ زواج المتعة
٣ الزواج
٤ الطلاق
٥ تعدد الزوجات
٦ الارث
٧ الاستقلال الاجتماعي للمرأة
٨ مكانة المرأة في القران
٩ )فوارق المرأة والرجل
بالتأكيد يستحق القرائة
عظمة على عظمة ♥️♥️
الكتاب ناقش عدة قضايا منها
١ المهرو طلب اليد
٢ زواج المتعة
٣ الزواج
٤ الطلاق
٥ تعدد الزوجات
٦ الارث
٧ الاستقلال الاجتماعي للمرأة
٨ مكانة المرأة في القران
٩ )فوارق المرأة والرجل
بالتأكيد يستحق القرائة
عظمة على عظمة ♥️♥️
Read
January 25, 2021کتاب خوبی بود که از خوندنش خوشحالم.
February 23, 2022
كتاب يتحدث عن المرأة في الاسلام في فكر الشهيد مطهري الفيلسوف الاسلامي الغني عن التعريف.
كتاب يثبت كم ان الاسلام انتشل المرأة من ظلمات الجاهلية القديمة و الجاهلية الحديثة الى العدالة الاسلامية
كتاب يثبت كم ان الاسلام انتشل المرأة من ظلمات الجاهلية القديمة و الجاهلية الحديثة الى العدالة الاسلامية
May 20, 2017
#حقوق_المرأة_في_النظام_الأسلامي
للكاتب / #مرتضى_المطهري
كتاب مفيد جداً جداً ، من أفضل ماقرأت لحد الآن
جعلني أفهم ديننا الأسلامي بشكل عميق و ممتاز ، يجيب على الاسئلة بطريقة علمية ، اجتماعية فكرية فلسفية و نفسية من دون أي تحيز ، رغم انه قديم ولكنه كتب بصيغة عصرية تناسب جميع الأجيال مع الاستدلال بالإحصائيات و البحوث و الشواهد على كل نقطة جاءت فيه ،
"يقنع من يظن أنه لن يقتنع" وهذه مهارة يحتاجها كاتب العصر الحديث ، لأن الجيل الجديد ، جيل عنيد و متشبثه بأفكار قد تبدو منطقية ولكنها مغلوطه و سطحية جداً!
ديننا الأسلامي يتجاوز " الأنا" في بعض الأحيان في سبيل أن تحيا الأسرة و المجتمع ولكي تسود العدالة جميع أركان الحياة ، لم تكن يوماً " الأنا" هي أساس العدل ، الأيثار والتضحية هي ماتجعل المجتمعات تسمو ، هذا ماعلمني أياه مرتضى مطهري :)
أنصح به الجميع ، و النساء خصوصاً لمن يعتقدنا أن ديننا الحنيف جعلنا مضطهدات و فضل الرجل علينا بدرجات ، سوف يعيد فهمك لذاتك الأسلامية بطريقة أكثر قوة و صلابة و إيمان ..
الكتاب كان توصية من والدي من مكتبته ، ولقد علمت الآن أنه أصدر بعنوان آخر " نظام حقوق المرأة في الأسلام " لمن يرغب بإقتناءه.
للكاتب / #مرتضى_المطهري
كتاب مفيد جداً جداً ، من أفضل ماقرأت لحد الآن
جعلني أفهم ديننا الأسلامي بشكل عميق و ممتاز ، يجيب على الاسئلة بطريقة علمية ، اجتماعية فكرية فلسفية و نفسية من دون أي تحيز ، رغم انه قديم ولكنه كتب بصيغة عصرية تناسب جميع الأجيال مع الاستدلال بالإحصائيات و البحوث و الشواهد على كل نقطة جاءت فيه ،
"يقنع من يظن أنه لن يقتنع" وهذه مهارة يحتاجها كاتب العصر الحديث ، لأن الجيل الجديد ، جيل عنيد و متشبثه بأفكار قد تبدو منطقية ولكنها مغلوطه و سطحية جداً!
ديننا الأسلامي يتجاوز " الأنا" في بعض الأحيان في سبيل أن تحيا الأسرة و المجتمع ولكي تسود العدالة جميع أركان الحياة ، لم تكن يوماً " الأنا" هي أساس العدل ، الأيثار والتضحية هي ماتجعل المجتمعات تسمو ، هذا ماعلمني أياه مرتضى مطهري :)
أنصح به الجميع ، و النساء خصوصاً لمن يعتقدنا أن ديننا الحنيف جعلنا مضطهدات و فضل الرجل علينا بدرجات ، سوف يعيد فهمك لذاتك الأسلامية بطريقة أكثر قوة و صلابة و إيمان ..
الكتاب كان توصية من والدي من مكتبته ، ولقد علمت الآن أنه أصدر بعنوان آخر " نظام حقوق المرأة في الأسلام " لمن يرغب بإقتناءه.
April 3, 2017
این کتاب بیشتر به نظر من صرفا بر اساس حرف های دیگران نوشته شده تا استدلال و منطق
یعنی حیلی از قسمت های کتاب بجای اینکه استدلال درستی از یک موضوع و بحث فراخور اون بده استناد کرده به حرف فلان محقق یا مصاخبه با فلان زن در اروپا و آمریکا! و همین کافیه که این کتاب رو برای من بی معنی کنه....
بیشتر به نظرم استاد مطهری بجای سعی در تعریف درستی از حقوق زن در اسلام سعی کرده تا مساعل این حوزه رو قابل قبول جلوه بده و یکجوری بازی کلمات میکنه تا ذهن خواننده رو دستکاری کنه و تحت تاثیر قرار بده.
با این حال به نظرم خوندن این کتاب برای کسانی که به مبحث فمینیسم علاقه مندن میتونه خوب باشه چون یکی از کتابهایی که به عنوان مرجع( طبق چیزایی که من فهمیدم) شناخته میشه. اما برای رد بسیاری از مباحثش دلایل منطقی واقعی ارائه شده
یعنی حیلی از قسمت های کتاب بجای اینکه استدلال درستی از یک موضوع و بحث فراخور اون بده استناد کرده به حرف فلان محقق یا مصاخبه با فلان زن در اروپا و آمریکا! و همین کافیه که این کتاب رو برای من بی معنی کنه....
بیشتر به نظرم استاد مطهری بجای سعی در تعریف درستی از حقوق زن در اسلام سعی کرده تا مساعل این حوزه رو قابل قبول جلوه بده و یکجوری بازی کلمات میکنه تا ذهن خواننده رو دستکاری کنه و تحت تاثیر قرار بده.
با این حال به نظرم خوندن این کتاب برای کسانی که به مبحث فمینیسم علاقه مندن میتونه خوب باشه چون یکی از کتابهایی که به عنوان مرجع( طبق چیزایی که من فهمیدم) شناخته میشه. اما برای رد بسیاری از مباحثش دلایل منطقی واقعی ارائه شده
October 18, 2022
هوالحق
فکر نمیکنم کتابی به این جامعیت در باب حقوق زنان از نظر اسلام داشته باشیم .
اگه کتابی جدید با استفاده از نظریات شهید مطهری به اضافه مسائل جدید امروز نوشته بشه ، عالی میشه .
فکر نمیکنم کتابی به این جامعیت در باب حقوق زنان از نظر اسلام داشته باشیم .
اگه کتابی جدید با استفاده از نظریات شهید مطهری به اضافه مسائل جدید امروز نوشته بشه ، عالی میشه .
August 2, 2020
هرچقدر از کامل بودن پاسخ های این شهید بزرگوار در زمان خودش بگویم کم گفته ام .
اصلی ترین و مهم ترین قسمت کتاب از دید بنده آنجاست که شهید اشاره می کنند به اینکه حقوق مساوی اسم زیبا و جذابی است که بر روی حقوق مشابه گذاشته اند!
تشابه حقوق چه بسا ظلم بزرگی در حق زنان باشد که با زیرکی نام آن را حقوق مساوی گذاشته اند.
زن و مرد هم با هم تفاوت هایی زیادی دارند که فقط ظاهری نیست !
این تفاوت شامل هورمون های متفاوت که اثرات متفاوتی دارند هم می شود.
این تفاوت باعث می شود وظایف و استعدادهای متفاوتی داشته باشند ...
خلاصه این کتاب رو از دست ندهید.
December 5, 2020
خوندن این کتاب با وجود این همه سالی که از چاپش میگذره بسیار مفیدِ
فقط چندتا نکته
اول اینکه کسی تا کل کتاب رو نخونده باشه با اشاره به یک پاراگراف ممکنه حتی خلاف منظور نویسنده رو برسونه
دوم اینکه جالبه برخی هرگونه تفاوت بین زن و مرد رو حتی از نظر جسمانی انکار می کنند چیزی که حتی یک کودک هم تمییز میده
سوم راجع به کامنتی که یکی از دوستان گذاشته و حدیثی از امیرالمومنین نقل کردند،خوب و لازمه به آدرس حدیث، و اینکه این حدیث کجا، در حضور چه اشخاصی در چه واقعه ای روایت شده و کی این حدیث رو نقل کرده توجه بشه و فکر میکنم بعد از فهمیدن این مسائل چیزی بنظرمون غیرمنطقی نمیاد
فقط چندتا نکته
اول اینکه کسی تا کل کتاب رو نخونده باشه با اشاره به یک پاراگراف ممکنه حتی خلاف منظور نویسنده رو برسونه
دوم اینکه جالبه برخی هرگونه تفاوت بین زن و مرد رو حتی از نظر جسمانی انکار می کنند چیزی که حتی یک کودک هم تمییز میده
سوم راجع به کامنتی که یکی از دوستان گذاشته و حدیثی از امیرالمومنین نقل کردند،خوب و لازمه به آدرس حدیث، و اینکه این حدیث کجا، در حضور چه اشخاصی در چه واقعه ای روایت شده و کی این حدیث رو نقل کرده توجه بشه و فکر میکنم بعد از فهمیدن این مسائل چیزی بنظرمون غیرمنطقی نمیاد
May 5, 2013
كتاب مهم لفعم نظرة الإسلام إلى المرأة ومواضع اختلافها مع الرجل من حيث الطبيعة التكوينية والنفسية, و يعرض الكاتب بعض من تاريخ العلاقة بين هذين الطرفين عبر تاريخ الأمم والحضارات وعاداتهم (الشرقية والغربية), ويحاول أن يشرح فلسفة الإسلام والغاية من كثير من الأحكام الإسلامية التي تحكم العلاقة بين الرجل والمرأة.
Read
November 17, 2008توجیه زورکی قانون مسخره تعدد زوجات
April 16, 2017
یکی از بهترین کتابهایی که در مورد زنان خوانده ام! گویی کتاب تازه چاپ شده است و جواب شبهات و سوالات مطرح شده در جامعه را میدهد...
September 11, 2017
در کل کتاب خوبی بود و به خیلی از سوالاتم جواب داد.
ولی به نظر من به همه ی مباحث به یک اندازه اهمیت داده نشده بود، و قسمتی که اصلا من را قانع نکرد، بخش ازدواج موقت بود.
شهید مطهری در صفحه ۴۰۰ در پاراگرافی تحت عنوان "بررسی صحیح" میگویند: «بررسی صحیح اینگونه مسائل منوط به این است که از طرفی علل و موجبات ایجاد کننده ی آنها را در نظر بگیریم و ببینیم عواقب وخیم بی اعتنایی به آنها چیست. از طرف دیگری به مفاسد و معایبی که از خود این مسائل ناشی میشود بیفکنیم؛ آنگاه یک محاسبه ی کلی روی مجموع آثار و نتایجی که از دو طرف مسئله پیدا میشود به عمل آوریم.»
هر چند این بررسی صحیح به طور کامل و جامعی درباره ی موضوع تعدد زوجات انجام شده ولی در باب ازدواج موقت مرحله ی دوم این بررسی یعنی معایب و مفاسد به خصوص در بعد فردی انجام نشده است.
همچنین بهتر بود فصلی هم در رابطه با دیه ی زن و مرد در این کتاب گنجانده میشد، زیرا این موضوع هم جای بحث فراوانی دارد.
ولی به نظر من به همه ی مباحث به یک اندازه اهمیت داده نشده بود، و قسمتی که اصلا من را قانع نکرد، بخش ازدواج موقت بود.
شهید مطهری در صفحه ۴۰۰ در پاراگرافی تحت عنوان "بررسی صحیح" میگویند: «بررسی صحیح اینگونه مسائل منوط به این است که از طرفی علل و موجبات ایجاد کننده ی آنها را در نظر بگیریم و ببینیم عواقب وخیم بی اعتنایی به آنها چیست. از طرف دیگری به مفاسد و معایبی که از خود این مسائل ناشی میشود بیفکنیم؛ آنگاه یک محاسبه ی کلی روی مجموع آثار و نتایجی که از دو طرف مسئله پیدا میشود به عمل آوریم.»
هر چند این بررسی صحیح به طور کامل و جامعی درباره ی موضوع تعدد زوجات انجام شده ولی در باب ازدواج موقت مرحله ی دوم این بررسی یعنی معایب و مفاسد به خصوص در بعد فردی انجام نشده است.
همچنین بهتر بود فصلی هم در رابطه با دیه ی زن و مرد در این کتاب گنجانده میشد، زیرا این موضوع هم جای بحث فراوانی دارد.
October 21, 2013
کتابی که نثرش روون و قابل درکه. یه مباحثی رو هم توضیح داده که نسل ما و همین اینترنت و خیلی ها توش شبهه میاندازن و واسشون سواله.
البته شاید جاهایی از کتاب باشه که احساس کنید واقعا قانع نشدین، نمی دونم ..:-؟ ولی در کل خیلی مفیده به نظرم واسه هرکسی که واقعا واسش مهمه سوالاش جواب داده بشه
البته شاید جاهایی از کتاب باشه که احساس کنید واقعا قانع نشدین، نمی دونم ..:-؟ ولی در کل خیلی مفیده به نظرم واسه هرکسی که واقعا واسش مهمه سوالاش جواب داده بشه
December 6, 2014
يحاول الكاتب عرض تبريرات منطقية لنظام حقوق المرأة في الإسلام ، كتاب عميق ولطيف
Displaying 1 - 30 of 80 reviews




























