اگر یک بار هم در عمرتان طعم عشق را چشیده باشید، حتماً با ما همنظرید که این احساس بسیاری از فرایندهای ذهنی را دستخوش تغییر میکند. انسان عاشق مثل یک انسان عادی به دنیا نگاه نمیکند؛ رنگها، بوها، طعمها، همهوهمه در نظرش متفاوتاند و او را به یاد معشوقش میاندازند. وقتی سروکلهی عشق در زندگی پیدا میشود، بهتکتک سلولهای بدن وارد میشود تا آدمیزاد را به چیزی غیر از آنچه همیشه بوده تبدیل کند. عاشق گاهی به حساسی برگ یک گل میشود، گاهی خشمش نسبت به بیوفایی معشوق، مثل صاعقه وجودش را خرد میکند و گاهی هم غم از دست دادن، مثل آتش میسوزاند و خاکسترش میکند.
baya hizli okunan bir kitap ama maalesef pek severek okuduğum sayılmaz hiç emapti kuramadım çok soğuk, duygusuz ve samimiyetsiz geldi bana. zamaninda nasıl bu kadar popüler olabildi bu kitap anlamış da değilim bu arada 😅