یادم نمیره که دو جلد اینو وسط درس سر کلاس ورق زدمو خوندم🤣
دوران عجیب سختو تنهایی داشتم و کتابایی که دستم میرسید بیشتر سردرگمم میکرد، این یکی ازون کتابا بود. رو یه لب شتی راه میره، باور نکردنی غیرقابل باوره😂 چون اون زمان به خودم باور نداشتم نمیفهمیدم مشکل از من نیست که حال نکردم یا بیشتر درک نکردم چون خیلی خارج از ادراکم بود، یه دنیای دیگه بود و خب ادم چیزایی که بتونه بفهمه و بشناسه رو میفهمه دیگه… یادمه که به زور گریه کردم چون بقیه رو دیده بودم که با این کتابه اشکها ریختن و نمیتونسم بگم اینم نفهمیدم.
حالا تداعی اون روزا برام جالبه و عجیب
در کل بگم که این یه داستان بدنویس و بد ادبیاته که روایت طولانی و سرهم شده و فانتزیای داره، یه پسر خیلی پولداره خوشگل پرفکت که عاشق یه دختر بیچاره( امااا باسوادو فلانوفلون،سختی کشیده و اینا) درواقع ایدهآل عرف از دو جهت که در اتفاقات غیر طبیعی به سر میبرن و همه چی هم در نهایت به خوبی و خوشی تموم میشه.
یه فیلم هندیه کتابیه