Jump to ratings and reviews
Rate this book

سفر دوزخی شاهزاده دشت‌های شرقی

Rate this book
«ما بودیم که آدم و حوّا را فریفتیم تا سیب دانش را بخورند. ما وسوسه‌ی نجات‌بخش و نفرین ابدی‌شان بوده‌ایم. ما بودیم که بر شانه‌های ضحّاک سر کشیدیم و در زجر طلسمش لولیدیم و مغز او را خورده‌ایم. ما بودیم که بر سر مدوسا روییدیم و قربانیانش را سنگ کردیم و بر سر بریده‌اش رقصیده‌ایم.
ما دو تا زنجیر بودیم که شاهزاده ما را خورد. از وقتی ما را خورد همراهش بودیم. مراقبش بودیم. عذابش بودیم تا وقتی مرد.
ما همیشه همراهش بودیم وقتی از پی معشوقه‌اش آواره‌ی شهرها و بیابان‌ها شد. ما همراهش بودیم وقتی از دشت‌ آهن‌قراضه‌ها گذر می‌کرد، وقتی به مصاف دیوان می‌رفت، وقتی به دام اژدها می‌افتاد، وقتی هیولای ریزان را دید، وقتی به برج تاج رسید، و نیز آن وقت که خوابید.
شاهزاده‌ی قصّه‌ نمرده، زنده است و خواب می‌بیند، شاید کابوس، شاید بیدار است. ما رسته بودیم، پس در گوش‌هایش خزیدیم. گرسنه بودیم پس مغزش را خوردیم. خسته بودیم، پس خوابیدیم، سنگ شدیم، سنگین شده‌ایم. ما تمام قصّه‌اش را می‌دانیم.
اگر در پی او هستی ما را بخوان تا خوان به خوان افسانه‌ی سفر دوزخی شاهزاده‌ی دشت‌های شرقی را بدانی.»

379 pages, Paperback

Published April 1, 2025

2 people are currently reading
11 people want to read

About the author

بهزاد قدیمی

12 books87 followers
پرسه زنی در دشت های شرقی شقایق های وحشی

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
7 (63%)
4 stars
3 (27%)
3 stars
0 (0%)
2 stars
0 (0%)
1 star
1 (9%)
Displaying 1 - 7 of 7 reviews
Profile Image for النا رهبری.
Author 2 books20 followers
November 3, 2025
خب من شانس اینو داشتم که شاهزاده ی دشت‌های شرقی رو پیش از چاپ بخونم و باید بگم از غلظتِ غرابت و تاریکیش شگفت زده خواهید شد✨
Profile Image for فرزانه پیشرو.
11 reviews1 follower
October 7, 2025
رمانی زیبا و شاعرانه و به سیاق قصه های پریان، در تخیل افسارگسیخته. اگر از شکستن قواعد فانتزی خوشتان می آید، اگر آزادی دیوانه وار رئالیسم جادویی شما را نمی هراساند، اگر زیبایی آونگ کلمات برای هیپنوتیزم کردن شما کافیست، این کتاب برای شماست.

1 review
November 4, 2025
کتاب بسیار وزین با نثر و قلم زیبا و توصیف عالی،بسیار خرسندم که اعلام کنم
حتما این کتاب عالی را از دست ندهید
1 review
November 3, 2025
من آقای قدیمی رو به عنوان استاد خودم می دونم و بیشتر آثار چاپ شده ایشون رو خوندم و لذت بردم. تجربه خوندن این کتاب مثل حل کردن پازل یا معمایی بود که هیچ hint یا میان بری برای ساه تر حل کردنش وجود نداشت و من از درگیر شدن و حل این معما یا پازل بسیار لذت می بردم. این جو معمایی تقریبا تا صفحه های دویست حاکم بود تا جایی که داستان به اوج خودش می رسه (که اسپویل نمی کنم) و یه اتفاق غیرمنتظره می افته. ولی متاسفانه بعد از اون تمام چیزهایی که باعث می شد داستان رو دوست داشته باشم دود شد و رفت هوا. شخصیت اصلی که یک زن قابل باور بود و نقش فعالی داشت تبدیل شک به یک عاشق منفعل که فقط از دیگران می پرسید شاهزاده من کجاست. معماهایی که خودم باید بهشون فکر می کردم و ارتباط بین اجزاش رو کشف می کردم خیلی ساده جوابش فاش می‌شد و بدترین نکته ای که باعث شد دیگه نخوام ادامه رو بخونم اضافه شدن اکشن به داستان بود. من تصمیم های استاد قدیمی رو زیر سوال نمی برم ولی اگه من واقعا بخوام از اکشن لذت ببرم می رم پای گیم. چرا باید کتاب رو ترجیح بدم؟
البته همه چیز هم کامل خراب نشد و اون حال و هوای شاعرانه همچنان بعد از اون نقطه توی داستان هست ولی منی که دنبال کشف نکات داستان بودم کمی تو ذوقم خورد.
در نهایت اگه کارهای قدیمی استاد قدیمی رو دوست داشتید بهتون پیشنهاد می کنم که این کتاب رو از دست ندید چرا که همه نقاط قوت کارهای قبلی رو به اضافه موارد مثبت جدید داره.
1 review
November 3, 2025
بنده که آثار دیگر این نویسنده خوش قلم را خوانده بودم، بسیار آشنایی داشتم با قلم ایشون، اما این داستان برایم متفاوت‌ بود،

جملات کوتاه، شاعرانه، تماثیل اساطیری که به خوبی جای پای اساطیر مشهور همچون؛ اسب تک شاخ، ساحران، مرغ آمین، دیوها، خدایان فصل‌ها و بسیاری اساطیر دیگر، را به شکلی جذاب و قصه‌گونه بازنویسی کرده بودند.

در نگاه اول نثر داستان کمی برایم از این قصه به آن قصه می‌پرید و گنگ شده بود، اما رفته رفته متوجه ساختار محکم این ریسمان افسانه‌وار شدم و دریافتم که قلم وزن و مبنای درستی دارد و متنی شاعرانه است که این در ادبیات ایران مخصوصا ادبیات گمانه‌زن بدیع بود، چه بخواهید چه نخواهید نثر داستان همچون کشتی شما را به دل اقیانوس افسانه‌ها می‌کشاند و شما را در امواج خیال به هیجان می‌آورد.

روایت داستان نوعی از روایت‌های "داستان در داستان" است، در سبک رئالیسم جادویی که خوش دست و یکپارچه درآمده، کلمه بازی داستان بسیار لطیف و جذاب است، و نویسنده به خوبی توانسته با بازی با کلمات یک روایت منسجم درآورد.

داستان مرز واقعیت و خیال را محو می‌کند، انگار واقعیت خیال را روایت می‌کند و خیال واقعیت را،

حقیقتا اگر بخوام نظر شخصی‌تری بدم، با روایت داستان بسیار حال کردم، هرچند عاری از مشکلات نبود ولی این نقطه ضعف نیست، همینکه توانست من را تا آخر داستان نگه دارد خیلی خوب است.

🔸خلاصه داستان
داستان در مورد آذرنوش است، و شاهزاده دشت‌های شرقی عاشق و دلباخته آذرنوش،

شاهزاده دشت‌های شرقی به مثل قهرمانی سوار بر اسب سفید، برای پیدا کردن معشوقش به دل رویاها و خطراتشان می‌زند، او با هیولاها می‌جنگد، با دیوها ستیز می‌کند، از میان جهنم‌ و بهشت می‌گذرد تا معشوقش را بیابد، و آذرنوش نیز به دنبال شاهزاده مسیر دشواری را پشت سر می‌گذارد.

داستان سفر این دو دلداده که میان واقعیت و رویا در نوسان است، به موازات هم پیش می‌رود، آنها نشانه‌هایی مختلف از یکدیگر می‌گیرند و تعلیق داستان با این نشانه‌ها گره می‌خورد و مخاطب را وادار می‌کند داستان را دنبال کند.

🔹داستان به طور کلی صرفا یک فانتزی عاشقانه نیست، بلکه سفری برای کاوش در اساطیر و افسانه‌هاست،

خودشناسی در داستان حرف اول را می‌زند و داستان به مفاهیم عمیقی همچون امیدواری ناامیدی، صبر و تلاش می‌پردازد.

به قول منتقدان "داستان خوب، داستانی‌ است که بعد از اتمام خواندن آن، در ذهن باقی می‌ماند و همچنان احساسات و تخیل آن را در ما زنده نگه می‌دارد."

که این رمان به خوبی از پس این نقش برآمده و همین کافیست تا بگوییم داستان خوب و قوی است.
نویسنده به خوبی قادر بوده ذهن مخاطب را به بازی بگیرد و به او نشان دهد که همان اساطیر کلیشه‌ای اگر در دست قلم یک داستان‌نویس قوی باشند چقدر می‌توانند جذاب و شگفت روایت شوند.

اگر به دنبال یک داستان فانتزی، رئالیسم جادویی، عاشقانه با روایتی شاعرانه و به یادماندنی هستید مطمئن باشید از خواندن این اثر تالیفی پشیمان نخواهید شد.

این داستان رو به تمام عاشقان ژانر فانتری،، رئالیسم جادویی، پیشنهاد میکنم.
ممنون از زحمات نویسنده عزیز، و خسته نباشید عرض میکنم خدمت ایشون، منتظر رمان بعدی ایشون هستیم.
Profile Image for Amir Sepahram.
Author 5 books10 followers
November 2, 2025
خواندن این رمان برام تجربهٔ جالبی بود. نثر بهزاد قدیمی را می‌شناسم و می‌توانم امضایش را تشخیص بدهم و این کار هم محیط آشنایی بود برایم. با این حال، از یک دیدگاه به‌کلی متفاوت بود. یک چیزی بود بین «بند دیوان» و «شومنامهٔ تبر نقره‌ای» و کارهای دیگرش. گرچه خیلی از شخصیت‌های داستان‌های قبلی نویسنده هم اینجا حضور دارند و به‌خوبی در بافت رمان جا افتاده‌اند، ولی اگر آثار قبلیش را هم نخوانده باشی، هیچ مشکلی در درک داستان پیش نمی‌آید و به‌راحتی می‌توانی با فضا و شخصیت‌ها ارتباط بگیری. هم این تنیدگی داستانی و هم به لحاظ ساختار روایی، روایت طوری پیش می‌رود که انگار خودِ روایت دربارهٔ روایت شدن است. یک ‌جور «قصه در قصه»که مدام بین لایه‌های مختلف جا‌به‌جا می‌شود و هر قصه‌ای را موجودی به روشی می‌گوید. یک جور فرشبافی است.
گفتم فرشبافی؛ یک جمله از بخش دیدار با فرشباف برایم خیلی ماندگار شد: «دوست دارم با او همبستر شوم از شدت غیرتی که روی کاری این همه عبث دارد،» که به نظرم عصارهٔ اسطورهٔ سیزیف است؛ آن میلِ عجیب به ادامه دادن کاری که می‌دانی عبث است، اما باز هم نمی‌توانی رهایش کنی.
رمان تعابیر به‌یادماندنی و واژه‌بازی اصلاً کم ندارد. نویسنده نثر آهنگین و شعرگونه را خوب بلد است و ارادتش به سعدی کاملاً آشکار است. گرچه صحنه‌های جذاب زیادی دارد، ولی برای من دیدار آذرنوش و شاهزاده در تئاتر یکی از لحظه‌های درخشان داستان است؛ هم از نظر تصویرسازی، هم از نظر بار احساسی. بخش نبرد دیوان و فرشتگان هم یک حال‌و‌هوای خاص دارد که مرا یاد داستان «نبرد» از رابرت شکلی انداخت.
از حجم تخیل در داستان هم حرفی نمی‌زنم که خود داستانی است.

در کل، یکی از قوی‌ترین کارهای گمانه‌زن فارسی است که خونده‌ام.
این کتاب را باید دست کم دو بار خواند.
1 review
November 5, 2025
I do think Behzad Ghadimi is one of the Best writers in Fantasy. He is always full of brilliant ideas. :)
Displaying 1 - 7 of 7 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.