سندی مومنی نویسنده و منتقد شیرازی پیش از این دو مجموعه داستان «اگر زنبق بر مرده باشد» و «کولی با شکلات تلخ» را منتشر کرده. او در زمینه نقد دوره سه جلدی «جامعه متن و خشونت» (تحلیل بازنمایی خشونت در ۹ رمان و ۶ مجموعه داستان معاصر ایرانی) و «پیوندهای ناامن» (تحلیل محتوای خشونت علیه زنان در رمان سنگ صبور) را در کارنامه خود دارد. *** حاشیه امن، داستان توهم امنیت در رابطهای است که عامل تقویتش ترس است. روایت انباشت آسیبهای خانواده و رنجهای ذاتی آن و نمایش مضحک موفقیت در جامعه. حاشیه امن، بنبستهای ذهنی «نورا صحت» را بعد از دوازده سال به نمایش در میآورد و وادارش میکند به تک تک دویوارها، ضربه وارد کند. در این داستان گفتگو محمور که در شش جلسه تراپی پیش میرود شاهد ناکامی علم روانشناسی نیز هستیم. میان حجم انبوهی از خودویرانگری نورا، او تمایل دارد با تحمل رنجی فراگیر، رابطهای را تمام کند که مدتها پیش تمام شده و تنها دستاورد زندگیاش بوده. چاپ ۱۴۰۳
گاهی امنیت فقط یک توهم است؛ چیزی که از ترس از دستدادنش، چشم هایمان را بر حقیقت میبندیم. «حاشیه امن» یک رمان کوتاه، گفتوگو محور و عمیق است که به رابطهی سمی و به نوعی فرسایشی نورا و مردی متأهل میپردازد.
«به نظرم باید از دستمال کاغذی شروع کنم. قبلش باید بگویم دستمال کاغذی خوش عطری که هفته پیش از شما گرفتم واقعاً خوب بود. در این دوازده سال یک سری چیزها بود که من هیچوقت نمیخریدم. قراردادی نانوشته بین من و کاوه بود و خرید یک سری چیزها را به او واگذار کرده بود؛ دستمال کاغذی هم یکی از آن چیزها بود. وقتی توی فروشگاهها میچرخیدم، اصلاً سمت قفسهی دستمال کاغذی نمیرفتم. نادیدهاش میگرفتم. یک جور نادیده گرفتن همراه با آسودگی؛ قرار نبود من دستمال کاغذی بخرم، پس اصلاً دستمال کاغذی نمیدیدم. اگر هم مجبور بودم برای خرید چیزی که نزدیک قفسهی دستمال کاغذیها بود بروم، باز هم توجهی به قیمتها و تنوع شان نمیکردم. و حالا دیگر آن حس راحتی احمقانه نیست.»
ملاقات با نویسندهی نازنین این کتاب هم تجربهای دلچسب و به یادماندنی بود.❤️