Jump to ratings and reviews
Rate this book

جلوه دلدار، ترجمه جامع الأسرار و منبع الأنوار

Rate this book
سال نشر:آذر 1381

این کتاب ترجمه ای است از یکی از مهمترین آثار سید حیدر آملی - متفکر شیعی قرن هشتمی و متبحر در مباحث عرفان نظری - به نام جامع الأسرار و منبع الأنوار. اصل این کتاب پیش از این با تصحیح و مقدمه ی هانری کربن و عثمان یحیی چاپ شده و همین چاپ مبنای این ترجمه قرار گرفته است.

سید حیدر در این کتاب در پی پرداختن به توحید و فروعات بحث آن است. اما در حاشیه ی این بحث در پی آن است که نشان دهد تصوف حقیقی و تشیع حقیقی یک چیز بیش نیستند. به بیان دیگر این کتاب بازنویسی مطالب سنت ابن عربی است با نظر به آموزه های شیعه ی دوازده امامی.


در پایان ذکر این نکته خالی از فایده نیست که از این کتاب ترجمه ی دیگری نیز توسط محمد رضا جوزی وجود دارد.

847 pages, Hardcover

First published January 1, 2002

2 people are currently reading
40 people want to read

About the author

سید حیدر آملی

1 book2 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
3 (50%)
4 stars
1 (16%)
3 stars
0 (0%)
2 stars
1 (16%)
1 star
1 (16%)
Displaying 1 of 1 review
Profile Image for Mohammad Ali Shamekhi.
1,096 reviews312 followers
January 19, 2015
من این کتاب را جز بخش « در شاهد آوردن حقیقت توحید از کلام خدا و کلام پیامبران و اولیا » خوانده ام - یعنی از بیش از هشتصد صفحه ی کتاب، هفتصد صفحه ی آن را.

اذعان می کنم که اولا و بالذات و با میل شخصی این کتاب را نخواندم؛ متن امتحان درس عرفان نظری شهرام پازوکی بود و من که از اول ترم عامدانه احتراز کرده بودم از خواندنش، این آخر در حالتی از اجبار - البته از نوع سستش - شروع به خواندن کردم.

ترجمه ترجمه ی خوبی نیست ؛ مهمترین مشکلات یکی چاپ نادرست - مثلا اشتباهات چاپی - و دیگری فارسی نبودن عبارات است.

این کتاب، دچار اطناب ممل و ایجاز مخل به طور همزمان است. روده درازی در آن فراوان به چشم می خورد - احتمالا مثل همه ی کتاب هایی از این سنخ. با خواندن این کتاب من با اصرار بیشتری به این نظر همیشگیم بازگشتم که ما باید کتب فرهنگی تاریخ خودمان را به صورت خلاصه هم چاپ کنیم - کاری که غربی ها هم با عنوان نسخه ی خلاصه شده و هم تحت عنوان اساسیات ( اسنشیالز ) با کتاب ها و بزرگان خود می کنند. ما در حوزه ی ادبیات این سنت را جا انداخته ایم اما در حوزه ی فلسفه و عرفان هنوز بسیار ناقصیم - مثلا در مورد چاپ کردن بخش های اساسی فتوحات مکیه ی محیی الدین یا اسفار ملاصدرا و ... . این کتاب از آنهایی است که به نظر من به طور قاطع نیازمند یک چاپ خلاصه شده است . دلیل این ادعا آن است که از یک سو نکات جالبی در آن یافت می شود و از سوی دیگر خواندن همه ی آن طاقت فرسا است .

کتاب، عموما کتاب قابل فهمی است؛ جز بخش هایی از اصل سوم کتاب ، که در باب شریعت و طریقت و حقیقت و علوم کسبی و ارثی است. به طور مثال در بحث از ولایت مقید و مطلق - نزاع سید حیدر و ابن عربی - یا بحث از رحمانیت ابهامات و تناقضات متعدد به چشم می خورند.

آنچه در این کتاب برای من "کشف" شد، نقش محوری پدیدار کتاب مقدس - و در کنار آن روایات نبوی و ولوی - در شکل گیری عرفان نظری بود . با سروکار داشتن با عبارات کتاب مقدس به نظرم خیلی طبیعی است که عرفان نظری سربرآورد - در واقع عرفان نظری حاصل جدی گرفتن زبان کتاب مقدس است. این موضوع مثلا باعث می شود در نزاع سید حیدر و محیی الدین در باب خاتم ولایت مطلقه من حس کنم طرف محیی الدین ایستاده ام و عیسی را خاتم ولایت مطلقه می شمارم. عارف نظرورز از کتاب مقدس آغاز و جهان را بازسازی می کند؛ عناصر این جهان نه عناصر حسی یا عقلی بلکه پدیدارهایی هستند که زنده بودن خود را مدیون کتاب مقدس اند . گویی پازلی در هم ریخته پیش روی عارف است و او با تلاش در پی ارائه ی تصویر کلی است.

نکته ای هم برای اهل فلسفه: در این کتاب می توانید متفکری را مشاهده کنید یا نمایلات به شدت اصالت وجودی؛ مثلا برهان صدیقین به صراحت در این کتاب آمده است. توجه کنید که هنوز دو قرن مانده تا آمدن ملاصدرا.

نکته ی جالب دیگر: سید حیدر در این کتاب به کرات از منابع دیگر نقل قول می آورد اما جالب آن است که همواره می گوید چه کسی در کجا این حرف را گفته . این را مبنا بگیرید برای بعدترها و مقایسه کنید مثلا با ملاصدرا که بدون ذکر نویسنده حرف ها را نقل می کند.

در پایان باز هم باید شکایت کنم از حرف های سید حیدر که در موارد زیادی عملا به جفنگ گویی کشیده می شد! آیات به کوچکترین وجه شباهتی به عنوان مؤید ذکر می شد و این آزاردهنده بود. البته باز از سوی دیگر تأکید می کنم که بسیاری از مواقع دیگر مطرح شدن یک آیه گشاینده ی یک افق تازه در نگاه به آن آیه - و اصولا کلیت کتاب مقدس - می شد - مثلا در آن حال و هوای تأویلی، دیگر شأن نزول اهمیت محوری ندارد و آیه اصلا در بند شأن نزول نمی ماند.
Displaying 1 of 1 review

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.