از اینکه وقتی پدر زنده بود کتابهایش را تمام و کمال نخواندم تا ابد شرمنده خواهم بود. امیدوارم بتواند روزی از آن بالا من را به خاطر این بی مهریهای نابخشودنی ببخشد.
این دومین کتابی بود که از پدر خواندم. نه برای اینکه به اندازهٔ او شیفتهٔ فوتبال هستم. بیشتر برای اینکه به پدرم و خاطراتش و احساسات و تفکراتش نزدیکتر شوم. کتابش را خواندم چون میدانستم از نثر همیشه زیبایش لذتی خواهم برد وصفناپذیر.
عاشق بخشهایی شدم که از خودش میگفت. از خودش و پدربزرگ و عموهایم. از خاطراتی که نوجوانیاش را ترسیم میکرد. عاشق بخشهایی شدم که به درون ذهن فوتبالیها میرفت و از زندگی میگفت. از مردم و آن روزها. و البته عاشق آن سالهایی که من هم به خاطر میآورم و لحظات را با او شریک شدهام. از جام جهانی ۱۹۹۸ به بعد.
چه فوتبالی دو آتشه باشید چه نه، این کتاب را دوست خواهید داشت چون صفحاتش پر است از بابا، از مردم، از تاریخ، از سیاست، از اطلاعات، از احساسات. سرتاسر این کتاب پر است از عشق و امید به آینده، و به قول بابا زندگی…زندگی…زندگی…