این کتاب که پژوهشی بسیار برجسته و کمنظیر است، هم دست به خوانش و تفسیری خاص و متفاوت از آرای لکان میزند و هم سعی میکند از دریچهی لکان به مفاهیم مختلف نظرگاه فروید پرداخته و بسیاری از نظریههای فروید را مستقل از خوانش لکانی بازیابی و بازبینی کند. با اینهمه، «مرگ و میل» نشان میدهد که چگونه سه مسئلهی اصلی کار لکان یعنی امر واقعی، امر نمادین و امر خیالی، در خوانشی تازه به شدت در فهم و مواجههی ما با اصل رانهی مرگ اثرگذارند و ایدهی بازگشت به فرویدی که لکان مطرح میکند از این منظر بیشتر و بهتر فهم میشود. چاپ ۱۴۰۳
کتاب به فارسی با ترجمه ی بسیار خوب علی رستمیان توسط نشر بیدگل منتشر شده. کتاب درباره ی نظریه روانکاوی ست. نویسنده در این کتاب بر تعریف فرویدی رانه ی مرگ ،و بازتعریف یا بازنگری ژاک لکان از این مفهوم، متمرکز میشود.
Excellent read. Boothby analyzes Lacan's take on: -The relationship of the imaginary, symbolic, and real realms. -Narcissistic drives and the fundamental alienation of the ego -Oedipal crisis as the subject's entry into the world of signification -The drive to destruction that takes us "beyond the pleasure principle": not towards death but towards dissolution of rigid ego structures. Just when the author gets way too abstract and theoretical, talking about the interpretation of castration anxiety in the Oedipal drama, he grounds it back in reality. Page 156 makes a brilliant illustration using the memoirs of none other than Helen Keller, whose broken doll only caused her to cry after she had acquired an understanding of symbolism.
این اثر کوششی است در بازخوانی روانکاوانه رانه مرگ، با چرخشی بازگشتی به متون بنیادین فروید و تحلیلی بر مدولاتورهای نظریه لکان. ثاناتوس، نهاد بنیادین و ذاتی در روان انسان، به منزله نیرویی فرارونده که در تقابل دیالکتیکی با رانه زندگی، اروس، عمل میکند، معرفی میگردد و در نهاییترین سطح، به بازگشت به وضعیت غیرارگانیک، به نوعی خلا وجودی پیشارگانیک، تمایل دارد. مولف نخست، به بازنمایی و نظریهپردازی در باب رانه مرگ میپردازد، و نشان میدهد که چگونه این رانه، نه تنها در روانکاوی سنتی فرویدی، بلکه در خوانشهای نوین لکانی، به مثابه وجهی تکاندهنده و انقلابی ظاهر میشود. در ادامه، متن با فراتر رفتن از اصل لذت فرویدی، بر بازاندیشی در خصوص اروس و ظرفیتهای ژوئیسانس سوژه متمرکز میشود، و سپس به تحلیل نظری لکان میپردازد، جایی که رانه مرگ در سه ساحت نمود مییابد، خیالی، نمادین و واقعی. در نهایت، اثر با متافیزیکزدایی و همزمان بازمتافیزیکی کردن رانه مرگ، به حوزه فلسفی میرسد، خوانشی چهارصدایی از فلاسفه، هگل، که مرگ را نقطه عزیمت خودآگاهی دیالکتیکی میبیند، شوپنهاور، که آن را در قلمرو امر والا و فراتر از تمایلات فردی مینشاند، نیچه، که مرگ را با دیونسوس پیوند میزند و هایدگر، که مرگ را در پرسپکتیو برونرفت از نااصیل بودن دازاین و تحقق هستی اصیل مینگرد.
چند نقل قول از کتاب:
"به همین دلیل است که لکان میتواند بگوید: فروید زندگی را به پرسش می گیرد، نه برای اینکه بگوید هیچ معنایی ندارد، برای اینکه بگوید که تنها یک معنا دارد که در آن میل متحمل مرگ است."
"وقتی که به کنه این زندگی راه می بریم در پس گذر مشقت بار به وجود چیزی نمی یابیم جز زندگی که همبسته شده با مرگ، دیالکتیک فرویدی ما را به اینجا رهنمون میکند."
غرقه در بیهودگی و بی تفاوتی با دلشغولی به امور بیهوده و بی ارزش خود را در خیالی محبوس کرده ایم، هیچ چیز نمی تواند زندگی مان را به جنبش در آورد حتی عمیق و بنیادین ترین لذت هایمان صرفا به منظور اتلاف وقت است .این کتاب به گونه ای روشنگر می تواند پاسخی به چرایی سرگردانی ما و حیات هماره متلاطم ما در بر داشته یاشد.
This is an absolute must, if one is to understand the cause of events leading to, the death drive in Freud, and Lacan's re-elaboration. This will also clear much of the Lacanian edifice. To read alongside Dall'Aglio's "A Lacanian Neuropsychoanalysis".