دوستانِ گرانقدر، <جان کیکس> نویسندهٔ این کتاب، عنوان کتابش را "به سوی بدی" برگزیده است و به طور کلی اقدامات ناخوشایند و بدی را که از برخی از به اصطلاح انسانها سر میزند را ناشی از باورهای اشتباه و عادتهای زشت و مشکلاتِ شخصیتی برخی از این به اصطلاح انسانها میداند و راه های چیرگی بر آنها را تا حدودی در کتابش ارائه داده است و به نظرم بیشتر نظراتش از سخنانِ فیلسوفانه و خردمندانهٔ <برتراند راسل> بزرگوار، ریشه گرفته است
در زیر چکیده ای از نظراتِ <جان کیکس> را برایِ شما خردگرایانِ گرامی، مینویسم
--------------------------------------------
عزیزانم، کیکس گرایش به ویرانگری و انگیزه برایِ نابودی در انسانها را یک ویژگیِ اجتناب ناپذیر و ناگزیر از وجود و سرشتِ انسانی میداند و معتقد است که زندگی انسانها در برابرِ رویدادهایِ پیش بینی نشده آسیب پذیر است و گسترهٔ بزرگ و بسیار پیچیده ای، بیرون از درک و شعورِ انسانها میباشد
کیکس میگوید: ما باید از انگیزهٔ ویرانگری در درونِ خویش آگاه باشیم و از آن نگهبانی و مراقبت کنیم.. ما میتوانیم آگاه شویم و با اندیشیدن و خردگرایی، گفتار و کردار خویش را دگرگون نماییم... برایِ رسیدن به این موضوع و جایگاه، دانش و خرد است که میتواند یاری رسانِ انسانها باشد
کیکس معتقد است که باید با <خویِ بازتابی> سازگار شویم و ترس ها و انگیزهٔ ویرانگری و خویِ بد را نباید به فراموشی بسپاریم و یا آنها را به جایگاه و مکانِ تاریکِ مغز انتقال دهیم. آنها را باید در فضایِ روشنِ مغز، نگاه داریم و از راه خردورزی آنها را منظم کرده و ساماندهی کنیم
یکی از مهمترین کارهایِ <خوی بازتابی> افزودنِ مهار بر خویِ بد ما میباشد.. این مهار سبب میشود تا از آن دسته از شکستهایی که نمیتوانیم از آنها بگریزیم، با خردورزی و آمادگیِ خویش، با این گونه از مسائل سازگار شویم
اگر انسانها به سویِ خردگرایی گرایش پیدا نموده و خرد را راهنما قرار دهند، آنگاه با از دست دادنِ باورهایِ دینی و مذهبی، هیچگونه آسیبی به آنها وارد نمیشود... کیکس معتقد است که چشمداشت ها و مسائلِ غیرواقعی همچون باورهای دینی و مذهبی، بیشتر از چشمداشت ها و مسائل راستین و یا واقعی، ناامید کننده هستند و این ناامیدی ها بسیار برای انسانها آسیب رسان میباشد... این آسیب ها برای انسانهایی که آسیب پذیری
خود را شناخته اند و از باورهایِ موهوم و اشتباه فاصله گرفته اند، بسیار کمتر است
کیکس میگوید: انسانِ طبیعتگرا و خردگرا که از باورهایِ دینی فاصله گرفته است، همچون دلاوری است که میداند در برابرِ بدی ها آسیب پذیر نمیباشد، لذا در پیِ انجامِ کارهایِ ارزشمند در زندگی است
انسانِ طبیعت گرا، باید تا جایی که امکان دارد واقعیتهایِ بنیادی از این جهان هستی را در مغزش نگاه داشته و از موهومات دوری کند
بهترین حالتِ آرمانی این است که انسان از خود میپرسد که چرا انسان باید به روشِ اخلاقی زندگی کند!؟ و در پاسخ به این نتیجه برسد که : زندگیِ اخلاقی داشتن، بهترین راهِ زندگی کردن است
طبیعت گرا و خردگرا، میداند که در جهان هستی، هیچ تضمینِ عقلانی برایِ داوریِ خداوند و یا رستاخیز و اینگونه مسائل دینی، وجود ندارد و میداند که در این جهان گستره ای از سودشخصی و خواسته های اخلاقی، با یکدیگر همپوشانی داشته و آن چیزی که خرد انسانی آن را خوب تشخیص میدهد و اخلاق نیک میداند، برایِ انسانها چاره ساز است
-----------------------------------------
دوستانِ خردگرایِ من و فرزندانِ سرزمینم، بارها گفته ام بازهم میگویم که هیچ موجودِ موهوم و ناپیدایی، نمیتواند موجودِ پیدا و آشکاری را راهنمایی کند... پس با خردورزی، شعورِ انسانی را پرورش دهید تا بر خویِ بد پیروز شده و زندگی انسانی داشته باشید
امیدوارم این ریویو مفید بوده باشه
<پیروز باشید و ایرانی>