معایب الرجال کتابی است که در سال ۱۳۱۲ قمری توسط بیبیخانم استرآبادی نوشته شده است. این کتاب به مدت صد سال به صورت چاپ نشده باقی مانده بود تا اینکه در سال ۱۳۷۱ خورشیدی به کوشش افسانه نجمآبادی و حسن جوادی، در دو ویرایش و چاپ جداگانه، در آمریکا منتشر شد. کتاب معایب الرجال با بخشی درباره زندگی شخصی بیبیخانم آغاز میشود. این کتاب شامل دو قسمت است. نویسنده در قسمت نخست با لحنی صریح و خشمگین به کتاب تأدیب النسوان پاسخ میدهد. بخش دوم که خطاب به زنان است شامل نصایح و هشدارهایی به زنان درباره روابطشان با مردان و به خصوص شوهرانشان است. چاپ اول تابستان ۱۳۷۱ سلسله انتشارات نگرش و نگارش زن تایپ: اما دلخانیان، افسانه نجمآبادی صفحهآرایی: ناهید زاهدی طرح روی جلد: صفورا رفیعیزاده چاپ Midland Press, Chicago, IL
در اواخر دوره ی سلطنت ناصرالدین شاه (حدود صد و بیست سال قبل) نویسنده ای مجهول، کتابی به نام "تأدیب النسوان" می نویسه و رذایل اخلاقی زنان و چیزهایی که باید رعایت کنن رو شرح میده. کتاب در یکی از مجالس زنانه، به سمع و نظر بی بی خانم استرآبادی می افته و چنان که قابل حدس زدنه، بی بی خانم رو شدیداً برآشفته میکنه و منتهی میشه به نوشتن این کتاب.
کتاب از سه بخش تشکیل شده: بخش اول، جوابیه ای کوتاه بر تأدیب النسوان. بخش دوم، معایب الرجال. و بخش سوم، ماجرای کوتاهی از زد و خورد خود نویسنده با شوهرش.
بخش دوم بسیار هنرمندانه نوشته شده. جدای از نثر قاجاری (سجع های ضعیف و بی جا و تکلف غیرضروری) شیوه ی روایت، شبیه یک داستانه که شخصیت مرد بی نام رو، از یه مجلس فسق به مجلس فسق دیگه دنبال میکنه و به این ترتیب، رفتار و معایبش رو به صورت زنده، با جزئیات صحنه و دیالوگ های واقعی، نشون میده.
اما مهم ترین خصوصیت این کتاب برای من، تصویر وحشتناکی بود که از ایران صد سال پیش ارائه می داد: جامعه ای رو به ویرانی، با آثار فقر و آلودگی (نویسنده چند بار در جواب تأدیب النسوان می گوید: بله، زن ها باید پاکیزه و... باشند، به شرطی که فقر این طور غالب نباشد و در هر گوشه که نگاه می کنی، کثافت نبینی و...) و فساد همه گیر، از جهل و تندخویی وحشیانه ی مردان گرفته، تا امردبازی و عرق خوری و عربده جویی و شیره کشی. نویسنده می گوید خانقاه دراویش (که در نظر ما می بایست محل رشدو نمو امثال مولاناها باشد) به شیره کش خانه تغییر کاربری داده و صوفیان به کاسبی تریاک مشغول شده اند. می گوید تنها فرق اهل ادب و معرفت با مردم عامی این است که عوام در عرق فروشی یهودی ها مست می کنند و فتنه راه می اندازند و خواص، در خانه ی فلان الدوله مشروب فرانسوی می خورند و عربده کشی می کنند. و بسیار چیزها که نمی توان اینجا بازگفت.
این تصویری بسیار قیمتی است. از دید یک زن که در غالب این رذایل مردانه شریک نبوده و تنها ناظر آن ها بوده و در نتیجه نهایت قبحشان را راحت تر درک می کرده و ابایی از نقل ریز جزئیات این افعال قبیحه نداشته، به خاطر کینه ای که کتاب تأدیب النسوان در او شعله ور کرده. قیمتی است، چون میراث ادبی ما همواره به دست مردانی نوشته شده که یا چون خود جزئی از این فساد بوده اند، تباهی وضعیت را درک نمی کرده اند، یا چون از ادبا و ظرفا بوده اند شرم داشته اند که از این امور صحبت کنند و اگر هم نصیحت نامه ای می نوشتند، تنها به نصایح کلی و سربسته اکتفا می کردند. در نتیجه بخش اعظمی از میراث ادبی ما، تصویر ناقص و مبهمی از ایران به دست می دهند. این کتاب و چند کتاب مشابه (از جمله به سوی اصفهان) برای تصحیح دید ما ضروری است.
خیلی ضدمرد میشه اگه بگم مردها هنوز خیلی معایب دیگه دارن که بیبی خانم بهش اشاره نکرد؟ بهنظرم زود تموم شد! با اینهمه زبانِ بیپردهای داشت که کاملاً با مضمونِ کتاب جور در میاومد. خوبیِ کتاب هم مستند بودن معایبی بود که برمیشمرد یعنی رو هوا حرف نمیزد، مثال میزد، حکایت تعریف میکرد و چیزایی از این دست. و چیزی که ناراحتم کرد این بود که از اون دوران تا الان که بیشتر از صد سال هم گذشته خیلی از مسائل اجتماعی و بعضاً فرهنگی در ما باقیمونده، مسائلی که در واقع یهجور عقبموندگی محسوب میشن و رفع کردنشون میتونه جامعهی بهتری برامون بسازه.
اکنون همت برگماشتم که سخنانی موزون به پارسیزبانان از خوبی، در نرمی چون آب روان در برابر کتاب زشت این بدسرشت آدم تا مردان بدانند که هنوز در میان زنان کسانی چند با رتبت بلند نکونام و ارجمند میباشند که قوهی ناطقه مدد از ایشان برد
قضیه این هست که گویا توی دورهی ظلالله سلطان یه شیر پاک خوردهای برداشته و کتابی قلمانداز کرده در اینکه نشست و برخاست نسوان باید چطور باشه. بعد کتاب به تریش قبای بیبی خانوم برخورده و اومده یه ردیه در جواب اون کتاب نوشته به ضمیمهی مبلغ بسیاری توپ و تشرهای کلان تا حسابی برجک مردها رو بیاره پایین. پس گول ظاهر جملههای بالا رو نخورید که بیبی خانوم حسابی از خجالت مردها دراومده. یکی از مفرحترین متنهای تاریخی بود که تا حالا خونده بودم. نکتهی قابل توجه متن آزادی استفاده از کلمههایی هست که امروزهروز جز تابوهای زبانی ما شدند. بیبی خانوم اونقدر راحت از بعضی مسایل صحبت میکنه که فقط باید انگشت به دهن بمونی. فقط میتونم بگم با خوندن این متن حیرت میکنید همین :) کتاب رو از لینک زیری میتونید بگیرید http://www.ahaliemrooz.ir/?p=1423
برای درک بهتر این کتاب که جوابیه ای هست به "تادیب النسوان" بهتر اول یه خلاصه از این کتابچه بیارم.
الف) تادیب النسوان تادیب النسوان کلا 10 فصل داره که هرکدوم 4-3 صفحه هستن و بعضی از نسخه هاش شامل نقاشی های "آموزشی" هم میشه. خلاصه ی هر بخش به این صورته:
1- زن باید مطیع مطلق دستورات همسرش باشد. اطاعت از همسر وظیفه زن است. 2- زن باید شکیبا بوده و کلامی به مخالف همسر نگوید. 3- زن نمی باید از همسر خود شکاتی به زبان آورد حتی اگر صد دلیل موجه داشته باشد. 4- شرایط زندگی هر میزان که دشوار باشد، زن حق ترشرویی و عبوس بودن ندارد. 5- زن هرگز نباید تند راه برود. او باید سر خود را بالا بگیرد، موقر و متین قدم بردارد. 6- زن باید دوزانو سر سفره بنشیند، لبخند بزند و حرافی ننماید. 7- هیچ چیز زشت تر از مالیدن روغن حیوانی به دست و سر و صورت [به جای آرایش کردن] نیست. 8- زن باید همواره لباس تمیز بپوشد، بدون لکه ای چرک و چربی. 9- جایی برای حیا و خجالت در روی تخت خواب نیست. 10- صبح اول وقت، زن باید شوهر خود را بیدارنکرده ترک کند، خود را همچون ماه منیر و قرقاول بیاراید و با لبخند به نزد همسر بازگردد.
خوندن تادیب النسوان واقعا هدر دادن وقت بود. با اینکه می دونستم قراره درباره چی باشه، اما فکر میکردم دارم یه بخشی از تاریخ فرهنگی کشور رُ میخونم و حداقل چیزی که گیرم میاد یه درک از تفکر مردسالار گذشته ست. چیزی که دستمو گرفت اما یه پمفلت خالی از عقل و سرشار از خودبزرگبینیِ اینستاگرام اینفلوئنسری بود که زیادی به اینه فرانت کَمِرا نزدیک شده و بزرگ دیده شدن سَر خودش رُ به حساب حجم خارق العاده مغزش گذاشته. متن انگلیسی و توضیحات بیشتر رُ می تونید از کتاب The Education of Women and The Vices of Men نوشته حسن جوادی و ویلِم فلور بخونید. کتاب تادیب الرجال انتشارات ندای تاریخ هم هست که سانسور داره.
حالا برسیم به ب) معایب الرجال برای دسترسی به متن اصلی و نسخه دست نویس این کتاب بهترین منبع، کتابخانه آنلاین دانشگاه هاروارد هست که با بهترین کیفیت و خیلی یوزرفرندلی به شما اجازه تجربه بی منت بخشی از تاریخ و فرهنگ کشورمونو میده. دقیقا برعکس تمام متولیان تاریخ در داخل کشور. نمیخوام مطالب خود کتاب رُ اینجا تکرار کنم و فقط تجربه شخصیم از خوندن کتاب میپردازم. ساختار کلی هر بخش از کتاب خیلی به قابوس نامه شبیه بود. به این ترتیب که هر بخش معایب الرجال مثل هر باب قابوسنامه عمدتاً شامل نظر شخصی و نصایح نویسنده ، به نثر سهل الفهم برای عوام اما سرشار از آرایه های ادبی و آهنگین هست، نوشته شده که در صورت لزوم به ابیاتی از خود نویسنده یا شعرای دیگر مزین و هر از چندگاهی حکایتی هم نقل میشه. تفاوت بی بی خانم و عنصرالمعالی در اینه که بی بی خانم دامنه به مرتب وسیعتری از الفاظ رکیک در آستین داره که در صورت لزوم به آسین مردان مخاطب انتقال میده. و تفاوت دیگه طنزه. بی بی خانم بیش از 10 مرتبه طی این 50-40 صفحه منو به قهقه واداشت که اکثرشون هم طنزآمیز بودن و هم تلنگری به شخصیت مردانه م. اخیراً متوجه شدم خانم های اهل کتاب و قلم می تونن به مودبانه ترین وجه ممکن ناسزاهایی بسازن که اصلا قابل مقابله به مثل نیست و فقط باید با لبخند شکستو قبول کنم. در کنار همه اینها، متن کتاب هم از نظر کلمات و اصطلاحات ادبی و روزمره سالهای همدوره با سلطنت ناصرالدین شاه قاجار غنی هست و هم از نظر نقش کردن بخشی از زندگی مردم طبقه متوسط و فرودست، به خصوص احوالات زنان در این دوره. یه نکته فرعی (و طولانی) هم درباره مردها باید اشاره کنم و اون وفور و پذیرفته بودن نسبی روابط همجنسخواهانه مردان در این دوره است. مصطفی عابدینی فر مینویسه: "معایب الرجال به سبب اشارات صریح و مکررش به مناسبات همجنسانه میان دستکم مردان جامعۀ استرآبادی، برای خوانندۀ امروز بیگانه مینماید. از این نظر، معایب الرجال یادآور گذشتهای نه چندان دور در جامعۀ ایرانی است که در آن، سامان جنسیتی جامعه آشکارا، اگرچه رفته رفته، درحال گذر از آمیزه ای خاص از مناسبات دگرجنسگرایانه و همجنسگرایانه به سوی سامانی دگرجنسگراهنجار بود." به علاوه افسانه نجم آبادی استاد دانشگاه هاروارد و مُصحح معایب الرجال در کتاب خودش "زنان سبیل دار و مردان بی ریش" می نویسه: "دگردیسی یادشده در نظم جنسیتی در ایران چندان با فرایند تجددگرایی ایرانی در هم تنیده بود که به موجب دلنگرانی فزایندۀ ایرانیان از نگاه قضاوتگر فرنگیان به مناسبات جنسی و جنسیتی در ایران، بهنجارسازی دگرجنسگرا مبنای (heteronormalization) میل و روابط جنسی و اجتماعیکردن دگرجنسگراهنجارین (heterosocialization ) فضای عمومی، شرطهای لازم تحقق پروژۀ تجددگرایی به شمار آمد. این فرایندهای درهم تنیده، که در فضای فکری و فرهنگی ایران اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم به کوششهایی برای زدودن گرایشها و اعمال همجنسخواهانه از مخیلۀ فرهنگی ایرانیان انجامید و ��زجمله موجب نسیانی تاریخی دربارۀ پاره ای هویتهای اجتماعی همچون اَمَرد و امردنُما شد، با پیدایی جنبش زنان در ایران مقارن و تا حدی درآمیخته بود. حتی پیشتر و از اوایل نیمۀ دوم قرن نوزدهم، در اندیشه های نقا��انۀ تجددگرایانی چون میرزافتحعلی آخوندزاده و بعدها میرزاآقاخان کرمانی دربارۀ حجاب و تفکیک جنسی، ”کدورت“ و ”افسردگی زنان“ از جمله به تمایالت همجنسخواهانه مردان مربوط دانسته شده بود" و با این نقل قول از نجم آبادی میرم سراغ ج) چاپ ها تصحیح های مختلف این کتاب: دو تا تصحیح از این کتاب پیدا کردم. یکی که از سایت طاقچه به قیمت 20 هزار تومان و 21 هزار تومان گرانتر از ارزش واقعیش قابل خریداریه. این نسخه فقط یه کپی-پیست سانسور شده از تصحیح نجم آبادیه و بس. دوم، تصحیح افسانه نجم آبادی که یه تحقیق جامع در تاریخ ادبیات رُ به عنوان مقدمه داره که به مراتب از مقدمه و توضیحات کتاب ویلم فلور و حسن جوادی بهتر و دقیق تره. کنکاشی که نجم آبادی برای شناخت بهتر ریشه های بی بی خانم انجام میده هم خوانش متن معایب الرجال رُ پرلایه و عمیق تر می کنه و هم کمک میکنه به همذاتپنداری با زن قجری. این تحقیق نجم آبادی در باره بی بی خانم خودش شایسته تبدیل شدن یه کتاب جداگانه ست. حرف آخر: حداکثر با هزینه برابر با سه ساعت وقت گذاشتن و خوندن این کتاب میتونید یه سفر در زمان داشته باشید و کلی هم بخندید و ببینم که بعد از این 130 و اندی سال همه چی عوض شده و هیچی عوض نشده.
متن کتاب روان، کشش داستانی خوبی داره هم چنین شیوه ی روایت داستان جالبه و مخاطب رو همراه خودش میبره. در چند مجلس نویسنده به مشکلات اجتماعی و ... مردان در دوره قاجار میپردازه.
مهم ترین نکته ی این اثر توصیفی بودن اون هست. بخصوص در روایتی که از مردان ارایه میدهد. همه ی این ها باعث شده کتاب منبع مناسبی برای فهم شرایط اجتماعی و زندگی روزمره ی مردم در دوره قاجار باشه. (دور از روایت درباری و تاریخ نویسان)
اما در مورد تجربه ی شخصی ام از خوندن این کتاب و نکاتی که توجهم رو جلب کرد: سقوط اخلاقی، فقر، بی سوادی و مشکلات اجتماعی واقعا شوکه کننده بود، دیگه هر وقت نوستالژی گذشته داشته باشم یاد این کتاب می افتم. اما مهم ترین چیزی که در این کتاب چشمم را گرفت، فهم و سواد نویسنده و ازین ها بیشتر و مهم تر روشن بینی اش بود.
در زمانه ای که مردانگی و مرد بودن در زور گفتن و ... بوده و زن بودن در خانه نشستن و تو سری خوردن و بدتر این که همه به اسم اسلام و دین توجیه میشده چقدر خوب نویسنده از قران و سیره پیامبر مثال اورده که این طور نیست و اتفاقا برعکس. اما میبینیم همین خانم تحصیل کرده و با سواد و روشن آن روزها هم جاهایی در جهل عمومی دوران خودش هست. مثلا آنجا که از سلطان صحبت کرده و رفتارش با زنان
به امروز فکر میکنم و این که چقدر از عقاید و باورهای اعتقادی و اجتماعی و رفتاریمان حاصل زمان و مکان و جهلمان است؟ آینده چطور به ما نگاه خواهد کرد؟
پ ن: البته کتاب کمی روایت های غیراخلاقی و زبان رکیک دارد ک مناسب موضوع کتاب است. شاید خواندنش برای هرکسی مناسب نباشد. خود من این کتاب ر ب همسرم و سایر خانم های دور و برم و حتی خیلی از دوستانم پیشنهاد نکردم.
این کتاب یک متن قاجاری است که در یک دورۀ جمعخوانی خواندم و پاسخی است که کتاب دیگری که در آن زمان نوشته شده و در آن کارهایی که باید زنان بکنند را گفته است و در واقع تربیت زنان بوده به اسم «تادیب النسوان». از نظر فرمی ویژگی خاصی ندارد و شبیه متنهای همان زمان است وشاید برای خوانندۀ امروزی کمی سخت و از نظر لغوی و نوشتار جالب باشد اما نهایتاً شبیه متنهای نوشتاری همان زمان است. اما ویژگی مهمتر حرفی است که دارد میزند. برخلاف همیشه که متنهایی شبیه این به دست ما نمیرسد این متن به لطف نجمآبادی به دست ما رسیده که البته فایب درستوحسابی ازش در جایی نیست و امیدواریم یک جایی آستین بالا بزند و یک فایل مرتب ازش بیرون بدهد. در جواب اینکه مردی گفته زنان چطور باشد این زن هم قلم به دست گرفته و بدیهای مردان را گفته. خیلی بانمک و تخس است و این ویژگیاش کتاب را برای خود من جذابتر میکند. تعارفی ندارد و خیلی راحت چیزهایی که به زنان نسبت داده شده را حالا به مردان برمیگرداند. زنانی که «تادیب النسوان» را خواندند تقریباً بیاستثنا جَری شده بودند و اتفاقاً «معایبالرجال» هم همین ویژگی را برای آقایان خواهد داشت. کتاب پر از تکهپرانی و شوخیهایی است که ما اغلب در جمعهای خودمانی میکنیم اما یک وقت بلند نمیگوییم که به کسی برنمیخورد اما این بار یکی یکهو بلند شده و اینها را هوار کرده. یکی از ناراحتیها هم این است که تقریباً از آن زمان تا الان هیچ تفاوت محسوسی اتفاق نیفتاده و مردان همان گهی هستند که بودند و جامعه هنوز با همان چیزهایی دستوپنجه نرم میکند که در آن زمان در کتاب آورده شده است. در بخش آخر قصهای از نویسنده را میخوانیم که نکتههای جالبی از شکل زندگی آن زمان به ما میدهد و تفاوتهای ریزی که با زمانۀ ما هست.
کتاب فوق العاده است. نباید در دسته کتب فمینیستی قرار بگیرد. هر دفاعی از حقوق زنان را نباید برچسب فمینیستی زد. متن اثر طنزآلود است اما محتوای آن نقد شرابخواری و قماربازی و افعال زشتی که مردان بیش از زنان به آن مبتلا هستند. ای کاش به جای آنکه چنین اثری در آمریکا چاپ بشود - آن هم دو مرتبه با دو تصحیح مختلف - در ایران چاپ می شد و مورد نقد و بررسی عالمانه قرار می گرفت. پاراگراف آغازین کتاب را می آورم تا هم اثبات مدعای فمینیستی نبودن اثر باشد هم ایجاد اشتیاق مطالعه برای کسانی که هنوز کتاب را نخوانده اند:
سلام من بخواتینهای آراسته و دوشیزهکان نوخواسته. بدانید و آگاه باشید نصیحت پذیرید و پند گیرید تا در دنیا و آخرت رستگار شوید. خداوند تبارک و تعالی شما زنان را برای مردان آفریده که تا کشت و زرع ایشان باشید و نسل زیاد کنید و گرنه کار دیگری از شماها بعمل نخواهد آمد. حال پیش خود تصور نمائید عقل دوراندیشی داری که کارهای عمده از پیش بری یا قوت و زوری در خود دیده، که با خصمان برابری کنی و یا آنقدر کفایت داری که از کسب بازوی خود کفیل خرج شخصی شوی و یا آنکه یک اربعین بیمانع قاعده زنان بدرگاه حق جلٌ و علی عبادتی نمایی پس عاجزه و ناقصه همه چیز هستی و باید مطیع امر شوی خود باشی و هرگز بدون اجازه شوی از خانه بیرون نروی و پیرایه خود به مرد بیگانه نشان ندهی و بروی شوهر همیشه خندان باشی و هرگز از او چیزی نخواهی اگر از گرسنگی بمیری. هر لباسی که بخرد بپوشی بدور نیندازی و قهر نکنی. در شوخی و ملاعبت جری باشی در جنگ و نزاع خامشی گزینی. شر شوی را بهکس نگویی. در پی خرابی و رسوایی او نباشی. دروغ و دغل مکر و حیل را پیشه خود نکنی. مال شوی را بدون اجازه او به کسی ندهی اگر از خود مالی داری از او مضایقه ننمایی.
اما ای خواهران دینیِ من در صورتی این نصیحتها را بجا بیاورید که شوهر مؤمن و صالح پیرامون معصیت نگردد و با زن خوشسلوکی و مهربانی نماید تکلیف مالایطاق نفرماید. بهانهجوئی و ایرادگیری پیشه خود نکند. سفاکی بیباکی را شعار خود نداند. لجباز و رفیقباز، از خانه فراری نباشد. زن دوست نه اِمردباز باشد و یا آنکه چون مردان بیغیرت بدون جهت زن طلاق دهد. اگر بدین صفات متٌصف نشد البته البته هر چه زودتر بهتر در خلاصی خود سعی نمایی که هرچه زود خلاص شوی دیر است تا جوانی و پیر نشده گرفتار بنات و بنین نگشته خود را مستخلص نما.
معایب الرجال( بی بی خانم استر آبادی) (ویراستار :افسانه نجم آبادی ۱۳۷۱) مادر بی بی خانم استر آبادی در دربار قاجار خدمتگذار همسر شاه بود و بی بی خانم در دربار پرورش یافت. زنی. باسواد و جسور که در عمر خود بانی اندیشه هایی تجدد طلبانه بویژه برای زنان شد. او در حالی که ۲۲ سال داشت عاشق موسی خان از مهاجران قره باغ شد، مردی که از او ۴ سال کوچکترین بود و با وجود عشق بسیار هر دو ،خانواده مخالف وصلت بود .بعد از وصلت با چهار صلوات نقد و ۴۰۰ تومان نسیه به شرط عندالقدره و عند الاستطاعه برگزار میشود.حاصل این ازدواج ۶ فرزند است، اگر چه موسی خان تحمل چنین زنی جسور و روشن ذهنی را نمی کند و با خدمه وصلت مینماید. بی بی خانم در ۱۲۸۵ش اولین مدرسه دخترانه را باز میکند و با منبر رفتن شیخ فضل الله که “باید بر مملکتی گریست که در آن دختران به مدرسه میروند” در آن بسته می شود. بی بی خانم بعد از به توپ بستن مجلس اجازه می یابد مدرسه اش را باز کند بشرطی که پذیرای کودکان ۶-۴ساله باشد. کتاب “معایب الرجال”اولین رساله فمینیستی زنان است که بی بی خانم در رد کتاب “تادیب النسوان” نوشت، کتابی که نویسنده آن نامعلوم است. در “تادیب النسوان” از زنان خواسته میشود که خوش پوش باشند، موقع غذا ساکت و در گوشه سفره بنشینند، عطر بزنند، از شوهر خود چیزی نخواهند و غر نزنند و در بست در اختیار آنان باشند. بی بی خانم با روش واژگونه به آن خواسته ها پاسخ میدهد، مثلا وجود کودکان آرام نشستن زن در سر سفره را ناممکن میکند یا فقر امکان خوش لباسی و عطر زدن را ناممکن. بی بی خانم همه کلیشه های منتسب به زن را به رفتار مردان نسبت میدهد و ا�� آنها میخواهد بجای تادیب نسوان خود را تربیت کنند.او از زنان میخواهد که همه خواسته ها از زنان را در صورت مومن و صالح بودن شوهر عملی کنند وگرنه هر چه زودتر طلاق بگیرند. زبان طنز و عریان گوی کتاب یکی از ویژگی های آن است . در جواب سعدی که میگوید” زن نو کن ای خواجه هر بهار. که تقویم پارینه ناید به کار “ میگوید اصلا می فهمی چه میگویی و به سر زنان چه خواهد آمد؟ بعد از چند سال همه مردان در حال تعویض زنان خود با هم خواهند بود. او در مقابل کشف حجاب که خواهان پرده برداری از بدن زن است معتقد است که زنان باید به جامعه بیایند و آموزش ببیند و از زن سنتی به زن نوگرا بدل شوند.از نظر او زن سنتی مستبد است و زن نوگرا مشروطه خواه. کتاب به تفصیل به فساد مردان از جمله امرد بازی، مصرف مواد و مشروبات و رابطه با فواحش میپردازد و آنها را عامل آزار زنان می داند و مردان را به تربیت خود و حذف آن عادات دعوت می کند.
بیبی خانم استرآبادی آدم تیزبینی بوده. از یک طرف تسلط خوبی روی نثر دوره خودش داشته و از طرف دیگرحاصل مشاهدات خودش و گفتوگوهای «خاله زنکی» جمعهای زنانه درک و تصویر درستی از جامعه مردانه زمان خودش داشته. آدم خوش سرزبانی که طنز بران و گزندهش بیش از صد سال پیش، جلوتر از اکثر نمونههای طنز همین امروز قرار میگیرد. نکاتی که بیبی خانم استرآبادی توی کتاب بهشان اشاره میکند، چه وقتی در پاره اول به تربیت نسوان واکنش نشان میدهد، چه وقتی در پاره دوم با نظر به آداب ناصری قصهای ماهرانه تعریف میکند از مرد موردی و نمونهی دوران خود و حسابی حیرت زدهمان میکند چه در پاره آخر و تعریف بخشی از سرگذشت خود، به شکلی تاسفآور هنوز هم در جامعه قابل مشاهده و پا بر جا باقی ماندهاند.
بیبی خانم چندجا ماهرانه در تاختن به تادیب النسوان و در تاختن به مردان یادآور میشود بنا به گفته همین جماعت مرد، وظیفه تربیت به دوش همان مردان بوده و اصلا اگر عیبی میبینید توی زنها، عیب خودتان است. نکته جالب توجه دیگر در متن کتاب برای من اشاره چند باره نویسنده به تفاوتها و گوناگونی آدمهاست؛ اینکه نمیتوان از همه یک توقع داشت و همه را یک جور دید. جرقههایی که در آستانه انقلاب مشروطه نشان میدهد فضای فکر آدمها حتی در حداقلیترین شکل خود به سوی پذیرش چندصدایی میرفته. استرآبادی روی مرزی از ایهام و ابهام حتی آموزههای دینی را به نقد میگیرد.
این کتاب شاید نمونه بینظیر و بسیار ارزشمندی باشد از سبقهی تفکرات و فعالیتهای برابریخواهانه و تلاش رهایی از انقیاد توسط زنان ایرانی، مبارزهای که به پررنگترین شکل توی همان محافل زنانه و «خاله زنک»ها دوام و گسترش داشته. جایی که رجال در ظاهر مذمت میکردند و در باطن از آن میهراسیدند.
کتاب با پیش در آمدی از افسانه نجمآبادی منتشر شده. اطلاعات خوبی از فضای آن وقتها به دست میدهد و ارزشمندیهای مختلف کتاب را بر میشمارد. مهمتر از آن در بخش آخر این پیشدرآمد وقتی از تلاشها برای تعریف «زن نو» و تقابل آن با «زن سنتی» میگوید، تلاشی برای زدودن فضاهای تک جنسیتی و ایجاد فضای دو جنسی در جامعه و فراهم آوردن زمینه حضور پررنگتر زنان در اجتماع، متوجه میشویم همین تعاریف تازه چه دردسرهای زیادی برای زنان ساخته، تا چه اندازه بر پایه مردسالاری پیش رفته و توانزایی برای زنان در یک قسمت چگونه به سرکوب و تضعیف آنان در قسمتی دیگر منجر شده.
با جمع خوندیم و تجربهی خوبی بود. بعضی بخشهاش رو کاملاً درک میکردم و باهاش همدل بودم، بعضی جاها هم زاویه داشتم ولی میتونستم بفهمم از چه بافت و زمانی میاد. جالبه که با وجود قدمتش، میشه ساعت ها درباره نگاه بی بی خانم بحث کرد و سرنخ های جالبی میده.