Jump to ratings and reviews
Rate this book

از دیکتاتوری به دموکراسی

Rate this book

First published January 1, 1993

1 person is currently reading
46 people want to read

About the author

Gene Sharp

81 books271 followers
Gene Sharp was an American political scientist. He was the founder of the Albert Einstein Institution, a non-profit organization dedicated to advancing the study of nonviolent action, and professor of political science at the University of Massachusetts Dartmouth. He was known for his extensive writings on nonviolent struggle, which have influenced numerous anti-government resistance movements around the world.
Sharp received the 2008 Int’l Peace Abbey Courage of Conscience Award for his lifelong commitment to the defense of freedom, democracy, and the reduction of political violence through scholarly analysis of the power of nonviolent action. Unofficial sources have claimed that Sharp was nominated for the Nobel Peace Prize in 2015, and had previously been nominated three times, in 2009, 2012 and 2013. Sharp was widely considered the favorite for the 2012 award. In 2011, he was awarded the El-Hibri Peace Education Prize. In 2012, he was a recipient of the Right Livelihood Award for "developing and articulating the core principles and strategies of nonviolent resistance and supporting their practical implementation in conflict areas around the world".

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
9 (31%)
4 stars
10 (34%)
3 stars
7 (24%)
2 stars
2 (6%)
1 star
1 (3%)
Displaying 1 - 5 of 5 reviews
Profile Image for کافه ادبیات.
306 reviews114 followers
October 22, 2022
کتاب بیشتر شبیه دستورالعمل رسیدن به دموکراسی از طریق جنبش های مدنی و عبور از دیکتاتوری است.نسخه صوتی فارسی شده کتاب در اینترنت موجود هست.اگر علاقمند هستید کتاب خوبیست.البته کاش نویسنده تحلیل بهتری ارائه میکرد.
Profile Image for ThunderBird.
10 reviews4 followers
Want to read
November 30, 2017
هدف این کتاب از دیکتاتوری تا دموکراسی جین شارپ اینه که روش هایی رو ارائه بده که ضمن تقابل با حکومت، بخش مدنی و مبارز (که ما باشیم) کمترین ضربه رو متحمل بشه.
آقای شارپ پس از سالها مطالعه در مورد دیکتاتوریها و ملاقات با افرادی از کشورهای تحت سلطه دیکتاتوری مثل پاناما، تبت، لهستان، شیلی، برمه و ... این سوال در ذهنش جرقه زد که چطور میشه جلوی به وجود اومدن دیکتاتوری‌ها رو گرفت یا ادامه حیات اونا رو مختل کرد؟ که قطعا سوال امروز ما هم هست.
نه ایشون و نه ماها هرگز این تصور رو نداریم که مبارزه با دیکتاتوری‌ها تلاشی ساده و کم هزینه است. بنابراین به دور از عقل نیست دنبال روش هایی باشیم که در عین دارا بودن قدرت و تاثیر گذاری، کمترین صدمات رو متوجه ما بکنه.
در ضمن نباید این تصور هم بشه با رفتن دیکتاتور به یکباره همه مشکلات حل میشن. در واقع ما باید خودمون رو برای اون دوران گذار هم آماده بکنیم.
در ابتدا باید دید واقع بینانه ای نسبت به دیکتاتوری‌ها پیدا کنیم. در طول تاریخ دیکتاتوری‌های زیادی سقوط کردند، حتی اونایی که ظاهری شکست ناپذیر و دارای بیشترین نیروی محافظ بودن هم در مقابل حرکات هماهنگ سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مردم تسلیم شدن. برای نمونه از 1980 ، دیکتاتوری‌ها در کشورهای استونی، لاتویا، لیتوانی، آلمان شرقی، لهستان، چک اسلواکی، اسلوونی و... در برابر جنبش های مردمی میدان رو خالی کردن.
خب حالا که ما با یک دیکتاتوری فاشیست مذهبی طرفیم، چیکار میتونیم بکنیم؟ به خصوص در شرایطی که عده ای از مردم از روی ناامیدی به وضعیت فرمانبرداری منفعلانه عقب نشینی کردن؟
معمولا اولین راه حل هایی که به ذهن من و شما میرسه قابل استفاده نیستن. مردمی که تحت خشونت دیکتاتوری زندگی کردن، تنها "خشونت" رو راه حل پایان دادن به دیکتاتوری ها میدونن.
اگه خشونت رو به عنوان راه حل انتخاب کنیم، این رو هم باید بدونیم که پا به میدانی گذاشتیم که دیکتاتورها توش برتری دارند و خودشون رو برای این مورد در مقیاس فوق‌العاده ای مجهز کردن. اگر گروهای چریکی هم برای مبارزه ایجاد بشن یا اصلا توان مقابله ندارن و زیر چکمه ها له میشن، یا در صورت دستیابی به پیروزی به عنوان مقابله به مثل نسبت به بازمندگان رژیم سابق، مستبدتر از اونا اقدام خواهند کرد. بنابراین باید به فکر راه حل دیگه ای باشیم. راه حل هایی که به ذهن میرسن کدوم ها هستن؟
"کودتا" به عنوان یک راه حل، هیچ تغییری در عدم توزیع نامناسب قدرت بین مردم و اقلیت حاکم و نیروی نظامی ایجاد نمی‌کنه نمونش "حافظ اسد" که با کودتا علیه دیکتاتور قبلی به قدرت رسید، یا اقای النده در شیلی که با کودتا برکنارشد ولی پینوشه حکومتی به مراتب بدتر رو ایجاد کرد. مرداد 1332 رو هم که نیاز به گفتنش نیست ...
گروه های جدید که با کودتا قدرت رو به دست میگیرند، غالبا جاه طلب‌تر و ظالم‌تر از دیکتاتور ساقط شده هستن. اصولا ذات نیروهای نظامی اینه که خودشون رو پاسخگو به مردم نمیدونن و در مشت قشر مدنی جا نمیگیرن.
راه حل بعدی، چشم امید داشتن به صندوق های رای هستش. حکومت های دیکتاتوری برای حفظ ظاهر دموکراتیک انتخاباتی رو برگزار میکنن، اما این رای گیری ها، چیزی جز همه پرسی های بسته ای نیستن که تنها به منظور انتخاب بین یکی از اشخاص دستچین شده توسط دیکتاتوربرگزار میشن. اصولا دیکتاتورها مغز خر نخوردن تا به انتخاباتی مجوز اجرا بدن که اونا رو از تختشون به زیر بکشه. اکثریت ماهایی که از وجود دیکتاتوری رنج میبریم، اعتماد بنفس مبارزه رو از دست دادیم، خودمون رو در مقابل این قدرت های سرکوبگر ضعیف و ناچیز میشمریم، بنابراین طبیعی هستش که چشم امید به یک نیروی خارجی داشته باشیم که بیاد و مارو نجات بده. سناریوی دلچسبی بنظر میاد ولی باگ زیاد داره. غالبا کشورهای خارجی بخاطر مناسبات سیاسی و اقتصادی با دوات های دیکتاتوری تا جاییکه به نفعشونه مدارا میکنن (مثل اتحادیه اروپا که به دنبال بازارهای اقتصادی ایران بود) یا حتی ممکنه بعضی از قدرت های خارجی از دیکتاتور داخلی حمایت هم بکنن (مثل مزدوران سپاهی ما در سوریه) . از طرفی باید انگیزه های مداخله های نظامی رو هم بررسی کنیم. غالبا این دخالت ها به منظور چیره شدن بر اقتصاد و سیاست و منابع اون کشور انجام میشه. رجوع کنید به ضرب المثل "هیچ گربه ای برای رضای خدا موش نمیگیره". در ضمن تصور خرابی های ناشی از جنگ از تصور من و شما خارجه. اونموقع چیزی نمیمونه که بخوایم بسازیمش.
بنابراین، بیراه نیست که بگیم کلید رهایی از دیکتاتوری در اتحاد مردمی و استفاده از روش های خشونت پرهیزه.
نکته‌ای که باید بهش دقت بکنیم اینه که قدرت رژیم تمامیت خواه با سحر و جادو و این‌چیزا نیست. منابع قدرتی وجود دارن که اون‌هارو تا این حد گستاخ میکنه و بهشون نیرو و جسارت میده.
منابع قدرت رو برای این حکومت ها میتونیم به صورت زیر لیست کنیم:
الف)مشروعیت
ب) منابع انسانی
ج) مهارت و دانش
د)فاکتورهای غیرعینی
ه)منابع مادی
ز) جریمه ها و کیفرها
بنابراین یک دیکتاتور بقای قدرتش رو در گرو موارد زیر میدونه :
الف) وجود افرادی که باور دارن که این حکومت واقعا قانونیه
ب) وجود افراد و گروه‌هایی که شش دانگ ازش حمایت میکنن و در خدمت اهدافشن
ج) وجود پاچه‌خواران متخصص در برخی از امور برای تسهیل اهداف مثل همین بسیجی‌های سایبری
ه) وجود دین یا ایدئولوژی‌ای که به اونها مشروعیت فراتر از تصور بده
ز) دسترسی به منابع مفت و رایگان مانند نفت و گاز و معادن و و به‌کارگیری ابزار در حبس کردن معترضان
با این توضیحات، شما چه نتیجه ای میگیرید؟
قبول دارید که گارانتی وجود این منابع تا زمانی معتبره که رژیم فرمانبرداری، اطاعت و همیاری مردم رو در مشتش داشته باشه؟
پس اگه با وجود تمامی سرکوب ها بتونیم برای مدت زمان کافی دیکتاتور رو از منابع قدرتش جدا بکنیم، کمترین نتیجه‌اش، دستپاچگی و عدم اتحاد در دیکتاتوری خواهد بود.
مورد دیگه ای که به ما کمک میکنه در این مسیر، وجود مراکز و موسسات مستقل و غیر دولتیه. اساسا مشخصه یک نظام دمکرات تعدد همین موسساته. اگر این موسسات وجود نداشته باشن یا توسط دیکتاتور به تسخیر در اومده باشن، مردم تا حد زیادی ناتوان میشن. اگر بتونیم آزادی نسبی برای این موسسات ایجاد کنیم در سایه این اتفاق مردم میتونن متحد بشن و جهت‌گیری مناسبی برای فشار به دیکتاتور رو پیدا کنن.
نمونه ای تاریخی برای حرفی که زده شد در انقلاب مجارستان 1957 دیده میشه، اون موقع شوراهای زیادی به وجود اومدن و با پیوستن به همدیگه تونستن یک قدرت سایه رو در کنار دیکتاتور ایجاد کنن و موفق بشن.
در ادامه لیستی از نقاط ضعف همه دیکتاتوری ها به عنوان محل‌هایی که میشه ازش ضربه وارد کرد، آورده شده.
1. افرادی که در خدمت رژیم هستن، با توجه به مقتضیات زمان کارایی لازم رو از دست بدن
2. افراد با پست های پایین برای جلوگیری از نارضایتی مافوق، از دادن دیتای صحیح خودداری کنن
3. ایدئولوژی که رژیم ازش تغذیه میکنه، بعد از گذشت سالها، دیگه اون تاثیر و نفوذ خودش رو در مردم نداشته باشه
4. تضاد ها و رقابت های سیاسی بین جریان های قدرت، تمرکز و اتحاد رو از دیکتاتوری سلب کنه
5. قشر روشنفکر و دانشجو دیگه فشارها و محدودیت‌ها رو تاب نیاره
6. عدم اعتماد و شکی در مردم به خاطر ناکارامدی حکومت ایجاد بشه
7. اختلافات منطقه ای، طبقاتی، فرهنگی و.....
این لیست بسیار طولانی تر ازین حرفاست. اگه بتونیم تمام این نقاط ضعف رو به خوبی شناسایی بکنیم.
با استفاده از روش خشونت پرهیز، به جای حمله به نقاط قوت، نقاط ضعف رو نشونه می‌گیریم. دیدیم که اگه بخواهیم مبارزه رو در زمینه های نظامی انتخاب کنیم، خودمون رو در وضعیت نامناسبی قرار دادیم. چون دیکتاتور به راحتی میتونه نیروی های سرکوبگر بیشتری رو فراخوانی بکنه و همیشه دست بالا رو داشته باشه. مبارزات خشونت پرهیز بسیار گسترده هستن و از این جهت بسیار پیچیده تر از باقی مبارزات محسوب میشن. بنابراین اگه بخوایم در مقابل دیکتاتوری موثر واقع بشیم، نیازمند اینیم که برنامه‌ریزی دقیقی داشته باشیم و تا جاییکه میشه خودمون رو آماده کنیم. این نوع مبارزه طلبی جنگ افزارهای روانی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و... رو به خوبی به‌کار میگیره و تو زمینی بازی میکنه که دیکتاتور براش آماده نشده. نکته مثبت این تکنیک ها اینه که میتونن پراکنده باشن و در عین حال روی موضوع واحدی تمرکز کنن. در نتیجه پیدا کردن "آدرس" مرکز مبارزات برای رژیم فوق العاده سخت میشه و احتمال بروز خطا در واکنش های رژیم وحشتناک بالا میره. حدود 200 روش اصلی از اقدامات خشونت پرهیز شناسایی شده اما مطمئنا شما هم میتونید یک روش موثر دیگه رو ارائه بدید.
سه دسته اصلی اقدامات خشونت پرهیز رو این زیر ببینید:
اعتراضات و ترغیب کردن ها ( 54 روش)
عدم همکاری ها ( 103 روش )
تهاجم ( 41 روش)
مثلا اگر اکثر اعتراضات به حکومت بابت مشکلات اقتصادیه، عدم همکاری یا اعتصاب میتونه ری اکشن خوبی باشه. یا در زمینه دیگه به جای اینکه اعتصاب بکنن، با کندکاری، آهسته کاری و حتی با اشتباهات عمدی اون خدمتی که حکومت بهش نیاز داره رو به راحتی تو کف دست حاکم قرار ندن. یا ممکنه گروهی برای اعتراض به پروپگاندای مذهبی در سیستم آموزشی، خودشون به بچه‌ها تدریس کنن و اعتراضشونو این مدلی برسونن. یا اینکه با انجام یه سری اقدامات بار روانی و مالی رو برای سیستم بالا ببرن.
اگه تعداد قابل توجهی از این تکنیک ها با دقت انتخاب بشن و به صورت پایدار توسط مردم به اجرا دربیان، هر حکومت نامشروعی رو با مشکل مواجه میکنن. این عدم همکاری ها و مبارزه طلبی‌ها میتونه شرایط رو به حدی حاد بکنه که رهبر حریف حتی کنترل ظاهری بر اوضاع رو هم از کف بده.
این روند میتونه تا جایی ادامه پیدا بکنه که دیکتاتور حامیان اصلی خودش رو هم از دست بده و با یه تلنگر از بوم بیفته پایین.
کالبد مبارزه خشونت پرهیز تا اینجا معرفی شد ولی این برنامه ریزی دقیق و طراحی اسمارت استراتژیه که این اقدامات رو موفق میکنه. باید بهتون بگم اگه فکر و برنامه پشت این مبارزه طلبی‌ها نباشه خیلی زود به خشونت کشیده و از مسیر منحرف میشه. اینجاست که دیکتاتور اونو یه لقمه چپش میکنه.
منظور اینه نباید نتیجه این اقدامات رو بدیم به دست شانس، چون نتایج چیزی جز فاجعه نمیتونن باشن در اون صورت.
نکته ای که هست اینه که برنامه ریزی استراتژیک احتمال اینکه منابع بسیج شده (به خصوص ما که منابعمون اندکه و خودمون و حامیانمون در خطریم) به موثرترین وجه به کار گرفته بشن رو، افزایش میده.
برای بارهزارم تاکید میکنم هدف فقط براندازی دیکتاتور نیست، بلکه جایگزینی اون با سیستمی دموکراتیکه. ما نمیخوایم دیکتاتور بعدی با پوشش جدید کت و شلواری نوع دیگه ازمون سواری بگیره. اگه بد عمل بکنیم بذر حاکم مستبد بعدی رو ریختیم رو زمین هایی که از دست حاکم فعلی پس گرفتیم. پس نتیجه این بی برنامگی‌ها چیزی جز هدر دادن وقت و انرژی طرف و تمرکز روی مسائل حاشیه ای نیست.
استراتژیست ها باید با توجه به زمان و مرحله مبارزه، موثرترین تکنیک های این نوع مبارزه طلبی ها رو پیدا و تحلیلش کنن و مردم رو آگاه کنن.
اینکه این مبارزات جایی جواب نداده دلیلش کوتاهی برای طرح" نقشه راه" و سایر عوامل بوده.
خب تا اینجا این همه صحبت از اهمیت استراتژی شده، آقای شارپ بیکار نبوده بشینه دقیقا اون برنامه ای که بدرد امروز ما میخوره رو بنویسه ولی اینکه چطوری از پس اینکار بر بیایم رو توضیح داده.
طراحی نقشه راه نیازمند دید عمیق به شرایط روزه.
برای اینکه بتونید استراتژی مناسب رو طرح بکنید باید بتونید به صورت کاملا واضح مسیر رو تو ذهنتون مجسم کنید و به سوالای زیر جواب بدید:
(عمیقا بهشون فکر کنید، ببینید میتونید با جزییات بهش جواب بدید؟)
• تموم شدن دیکتاتوری رو با چه جزییاتی میتونید تصور کنید؟
• نقطه شروع مبارزات کجا باید باشه؟کدوم مدل از اقدامات باید برای شروع انتخاب بشن تا مردم بیشتری به این جریان اضافه شن؟
• چطوری میتونیم اعتماد به نفس مردم رو در تقابل با دیکتاتوری بهشون برگردونیم؟ حداقل در حد محدود هم که شده
• مردمی که دست به عدم همکاری و سایر اقدامات خشونت پرهیز میزنن رو چطوری میشه آموزش داد؟
• چطوری ظرفیت و مسئولیت پذیری مردم رو در این زمینه زیاد کنیم؟
• اقدامات کوتاه مدت رو با چه معیار هایی باید تعیین کرد و همچنین اقدامات بلند مدت رو؟
• آیا موسسات مستقلی از حکومت وجود دارند که از دیکتاتوری جون سالم به در برده باشن و بتونن به ما کمک کنن؟
• اصلا کدوم موسسات میتونن کنترل‌های دیکتاتور رو محدود و راه آزادی رو تسهیل کنن؟
• آیا میشه موسساتی که باتوجه به زمان مورد نیاز هست رو ایجاد کرد؟
این کتاب واسه 1993 هستش، اگر اونموقع فضای مجازی در دست بود قطعا توی این لیست میومد، اما امروز ما ناخواسته داریم ازش استفاده میکنیم. یادتون هست حمایت های شما باعث شد خبر شرایط وخیم امید کوکبی در مقیاس بزرگی منتشر بشه و کنترل شرایط از دستشون در بیاد؟
• برای آموزش مشارکت کننده ها به چه منابعی نیاز داریم؟ چه نمادهایی میتونن به تشکیل شدن اون بسیج مردمی کمک کنن؟
• منابع قدرت دیکتاتور رو چطوری میشه از دستش در آورد؟
• اگه به سادگی نمیشه دیکتاتور رو از منابع قدرتش جدا کرد چطوری میشه این منابع رو تضعیف کرد؟
نکته خیلی مهم رعایت انضباط در این مسیره که به سمت خشونت نره.
• چطوری میشه این انضباط رو برقرار کرد؟
• این اندیشه عدم همکاری و اقدامات خشونت پرهیز رو چطوری در جامعه نشر بدیم؟ (قبلا باید اعلامیه میچسبوندن، الان ما فضای مجازی رو داریم)
• نقاط ضعف و قدرت دیکتاتور داخلی خودمون کدوما هستن؟ و...
در متن کتاب سوال های زیادی پرسیده شده. من چندتایی رو گلچین کردم. جواب دادن به این سوالات اگه آسون بود که هیچ اقدامی شکست نمیخورد. روی پاسخ ها فکر کنید. ما باید اون برنامه کلی رو تغییر بدیم جوری‌که متناسب با شرایط جامعه ما باشه. خیلی از ملزومات تهیه یک نقشه راه در کتاب مورد اشاره قرار گرفته که تو نسخه خلاصه نمیشه همشو بیارم وظیفه استراتژیست ها فوق‌العاده سخته. اونا باید دائما در حال تحلیل شرایط باشن و بهترین تصمیمات رو بگیرن. جایی ممکنه سرکوبی اتفاق بیفته و احساسات مردم رو تهییج کنه باید اتاق فکری برای سازماندهی شرایط وجود داشته باشه. یا گاهی ممکنه تظاهرات خیابونی در شرایط خاصی چیزی جز صدمه رو به نیروی های ازادی خواه وارد نکنه، در این مواقع افرادی باید بشن که توان مدیریتیشون بالا باشه تا شرایط رو جمع و جور بکنن و....
چیزی که در جای جای این کتاب به چشممون میخوره اینه که سعی شده به ما انگیزه بده و مارو به این باور برسونه که میشه اون غولی که تو ذهنون ساختیم رو خاک کنیم.
امیدوارم تا اینجا پر از انگیزه شده باشید.
همونطور که این مبارزات جلو میرن و دیکتاتوری رو با مشکلات عمده ای مواجه میکنن، باید به خیلی ازمسائل فک کرد. یکیش مثلا اینکه چطوری میشه نیروی های نظامی، ارتش، پلیس و .... رو با خودمون همراه بکنیم یا از وفاداریشون نسبت به دیکتاتور کم کنیم؟ مگه اینا جزئی از منابع قدرت نبودن؟ مگه هدف جدا کردن منابع قدرت نبود؟
البته این به این معنی نیست که اونا رو تشویق به اقدامات نظامی کنیم.
باید همه رو روشن کرد که انواع مختلفی از روش های خشونت پرهیز وجود داره. هر شخص میتونه اون موردی رو برای شروع انتخاب بکنه که مسیر عادی زندگیش رو مختل نکنه و کمترین دردسر رو براش داشته باشه.
شما فرض کنید نیروی های آزادی‌خواه بتونن باعث بشن نیروی های نظامی هم به جریان عدم همکاری اضافه بشن. میدونید چه بازوی قدرت مهمی از رژیم گرفته میشه؟ با توجه به نارضایتی که همین الان هم وجود داره، این کار غیرمحتمل نیست.
البته باید توجه داشت این عدم همکاری در بین نیروهای نظامی میتونه جریمه های سنگینی براشون داشته باشه. ولی شما فکر کن کسی در پست خودش بد کار بکنه، نامه ها رو از قصد گم کنه، در تحویل اونا تاخیر بندازه و یا دیتای غلطی به مافوقش بده، این طوری اون نظم رو مختل بکنه و ... کم کمک‌کننده نیستن این اقدامات.
تو این کتاب تقریبا برای خیلی از پست ها و شغل ها یه سری نکات مطرح شده که چطوری در این مسیر مفید واقع بشن. مخلص کلام اینکه باید نشست و فکر کرد چطور نیروی های آزادی خواه میتونن تمام اقشار رو با خودشون همراه کنن و اون وفاداری به رژیم رو هر روز کمرنگتر بکنن
یکی از منابع قدرت اگه یادتون باشه همین نیروی انسانی بود. این سلسله مبارزات اگه به صورت درست جلو بره میبینیم که هر روز افراد بیشتری جذب میشن و تراز نیروی انسانی ما در مقابل حرف بیشتر میشه.
دم دستترین سلاح دیکتاتور استفاده از زور، بازداشت ها و.... هستش.
اگه شرایط بحرانی بشه ممکنه حتی نیروهای پلیس هم دلسرد بشن و گارد رژیم به یکباره باز بشه.
رشد موسسات مستقل در کنار این مبارزه طلبی ها با گزینش کردن بهترین مبارزات مقاومتی تدریجا سلطه دیکتاتور رو کاهش میده و با باز شدن فضا ترس مردم هم میریزه.
در کتاب مرحله به مرحله تا فروپاشی دیکتاتوری توضیح داده شده , این بحث به صورت بسیار دقیق تر با جزییات بیشتر در کتاب موجوده، لذا بهتون توصیه می‌کنیم حتما نسخه فارسی کتاب رو که در پایان این نوشته بهش لینک داده شده، بخونید.
البته هر تلاشی از این نوع قرار نیست به پیروزی منجر بشه، همونطور که همه جنگها به پیروزی یک طرف نرسیده ولی باز هم تلاش بهتر از انفعال و رای دادن به نوچه‌های دیکتاتور هست.
دوستان یه نگاه به دور و برتون بندازید، افراد مبارز زیادی وجود دارند که یا اتمیزه شدن و به صورت انفرادی در حال مبارزه هستن یا گروه‌های کوچکی تشکیل دادن و بدون اینکه واسه "گام بعدی" نقشه بچینن، درحال کوبیدن آبن.
البته این موضوع رو هم منکر نشیم که انگاری ما برای برنامه های گروهی و پیاده سازی استراتژی ها تربیت نشدیم. نشدیم درست، ولی از امروز شروع کنیم و این واقعیت رو تغییر بدیم.
بعضی ها هم هستن به برنامه ریزی های بلند مدت اعتقاد ندارن و امروز رو فقط بولد میکنن، اینا ازهمین الان شکست خورده اند.
یه عده دیگه هم ناامید شدن و فکر میکنن دیگه مهار دیکتاتوری خارج از عهده اوناست و در حال مماشاتن.
در وهله اول باید خودمون رو قوی کنیم و بعد با دست پر بریم سراغ این افراد و به اونا هم جهت بدیم. باور کنید خیلی ها جذب و همراهتون میشن اگه بتونید منطقی براشون استدلال کنید و مجابشون کنید که با این روش ها میشه به هدف رسید.
Profile Image for Mahshid Naderi.
199 reviews26 followers
January 20, 2020
این کتاب رو با ترجمه جادی خوندم. از اونجایی که مترجم بابت ترجمه این کتاب سود مادی نمیبره، پس همین که زحمت ترجمه رو کشیده و کمک کرده افراد بیشتری بتونن کتاب رو بخونن کافیه و اصلا نقد این ترجمه کار درستی نیست فقط میشه بابت هدفی که از ترجمه کتاب داشتن تحسینشون کرد.
کتاب از ده فصل تشکیل شده. این کتاب بیشتر به معرفی روش های غیر خشونت امیز برای مبارزه با دیکتاتوری معروفه، اما این روش ها فقط توی فصل دهم به صورت تیتروار معرفی شدن. نه فصل دیگه که من اونها رو خیلی مفید دیدم در مورد مسائلی هستند که ما به صورت روزانه باهاشون دست و پنجه نرم میکنیم. انتخابات توی نظامهای دیکتاتوری چطوری هست و اصلا باید توی انتخابات شرکت کرد یا نه، روش های اعتراض به رفتارهای سیستم دیکتاتوری چیه، چرا روش غیر خشونت آمیز بهتر از روش خشونت آمیز هست، قبل از اعتراض چه کارهایی باید کرد تا دچار دیکتاتور جدید نشد ... و خیلی مسائل دیگه که مسائل ساده، ابتدایی و مقدمه مبارزه با دیکتاتوری هستن اما اکثرمون ازشون اطلاع نداریم.
نظر آقای جین شارپ این هست که راه رسیدن به دموکراسی راه سخت و باریکی هست. با یک لغزش ممکنه سرنوشت اعتراضات عوض شه و دیکتاتور جدید رشد کنه، یا کودتای نظامی انجام شه، یا با دولتهای خارجی وارد جنگ شیم.
به طور کلی خوندن این کتاب رو برای همه جوامع استبداد زده توصیه میکنم. قرار نیست بعد از خوندن این کتاب همه سردمدار و رهبر مبارزات علیه دیکتاتوری بشیم، بلکه صرفا اصول اولیه و پایه ای اعتراض به دیکتاتور رو یاد میگیریم.
Profile Image for Med.
61 reviews12 followers
April 21, 2018
ازون کتابا که قبل ریختن به خیابان در سال 88 ، نفری یکی باید بخونه
Profile Image for Mehdi  mousavian .
14 reviews1 follower
February 20, 2018
کتابِ از دیکتات��ری تا دموکراسی 《جین شارپ》 برای بررسی حرکت‌های اعتراضی در کشور‌های متفاوت، و گذارِ ترجیحا کم‌هزینه به دموکراسی نوشته‌ شده‌است‌. این کتاب در ستایش قهرمان‌های انقلاب و اصلاحات نیست اما الگوهای متفاوت رفتارهای مبارزه‌ای را بررسی می‌کند.
هم‌چنین از شرق تا غرب، به ابتکار عمل‌ و شعار‌های مبارزان دموکراسی می‌پردازد و خشونت را تقبیح می‌کند و عامل به سرانجام نرسیدن یا تضعیفِ جنبش‌های مدنی می‌داند.
کتاب سعی دارد این باور را در مخاطب تقویت کند که دیکتاتور‌ها رفتنی هستند و حتی ممکن است قله‌ی به ظاهر فتح نشدنی دیکتاتوری در طی چند روز فرو بریزد. البته قبل از هر حرکت اعتراضی، داشتن روحیه‌ی شجاعت، دوری از یأس و ترس برای معترضان را پیش‌‌زمینه‌ی حرکت اعتراضی می‌داند اما می‌گوید: باتوجه به شرایط متفاوت باید هزینه‌های متفاوتی داد.
شاید نقطه‌ی ضعف کتاب در عدم بررسی روحیه‌ی متفاوت دیکتاتور‌هاست. چیزی که در بررسی دیکتاتور‌ها و ایدئولوژی‌های‌‌شان نمایان است؛ شباهت‌های آن‌هاست اما به عقیده‌ی من عاملی که بینش بهتری برای مبارزه به انسان می‌دهد تشخیص و شناخت تفاوت‌های دیکتاتور‌های تاریخ و مردمِ تحت سلطه‌ی آن‌هاست.
جهان سوم وجود دارد اما رفتارزنی مردمِ هرکدام از این کشور‌ها متفاوت است و نمی‌توان دیکتاتور حاکم در کره‌شمالی را با دیکتاتورهای حاکم در کشور‌های آفریقا یکی دانست.
بلوکِ شرق، اسم واحدی برای کشور‌های پیمان ورشو بود با ایدئولوژی یکسان اما در همین کشور‌ها دیکتاتور‌های متفاوت و مردمی متفاوت از یک‌دیگر با پیشینه‌های متفاوت زندگی می‌کردند.
به‌هرحال این کتاب بیش‌تر حرکت‌های مبارزاتی کشور‌های جهان را بدون ذکر جزئیات بررسی کرده و اشاره‌ای هرچند کوتاه به عوامل شکست برخی از این انقلاب‌ها را نظیر ایران دارد.
هیچ‌کس حتی خود من باور ندارد که کتابی وجود دارد که با خواندن آن به وسیله‌ی همه‌ی مردم اوضاع بهتر خواهد شد اما اگر این کتاب هم وجود داشت اطمینان دارم که مردم ایران حوصله‌ی خواندن آن را نداشتند.

مهدی موسویان
Displaying 1 - 5 of 5 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.