کتاب مجموعه مقالات هورکاده، جغرافیادانی که یه دوره گذرش به ایران افتاده و مدت خوبی روی جغرافیای تهران و البرز کار کرده، شروع کار هم قبل از ۵۷ ه ولی تا دهه هفتاد دستکم ادامه داشته و برخی مقالات کلا تحلیل تهران بعد از دهه ۶۰ن. از اون کتابهای معرکهایه که یادت میندازه تو زندگی بعدی حتما حتما باید جغرافیا بخونی، یه جور علم مادره انگار برای حوزههای ما. اینطوریه که تو میتونی معماری بدونی و جامعهشناسی شهری بدونی و شهرسازی بدونی ولی باز اون دید اساسی لازم رو نداشته باشی، و اون دیده رو جغرافیا دونستن بهت میده و تکمیلت میکنه. تو حوزهی بسیار کوچک کاری من دستکم، شاید خیلی بخشهای این حوزهها اینطور نباشه. ولی من با خوندنش همهش یاد این میافتادم که چرا امثال مورتی حوزه خودشون رو یه جایی بین ادبیات و جغرافیا میدونن، چرا اینقد تمرکزشون از فضا میره به سمت جغرافیا نه مثلا به سمت لوفور و فلسفه/علوماجتماعی. انگارکه بنیان فضایی همهی اینها جغرافیا باشه. خلاصه که کار آقای هورکاد هم کمنظیر. توجهش به جزییات شهر و کشوری که نسبت ویژهای هم باهاش نداره، تحلیلهای مثالزدنی از مثلا نقش فلان قضایای شهری در انقلاب ۵۷، کنار هم گذاشتن چیزها و اتفاقات و کامل کردن پازل به سبک سهل و ممتنعی که حسادتت رو برمیانگیزه. یه جا در دو خط یه تحلیلی راجع به اینکه چرا عمده تظاهرات شهری ۵۷ مبدا و مسیر اصلیش خیابون شاهرضا به سمت میدون شهیاد یا برعکس بوده (و هنوز هم بعد ۵ دهه کمابیش همینه) کرد، که من طوری حیرتزده شدم و با همهی دادههای دیگهی این مدتم هم میخوند که دیگه دامن از کف دادم و عین اسب تو خونه یورتمه میرفتم از خوشی مثلا. اینطور.
+رفرنسهاش هم بینهایت جالب و بینهایت مرتبط به موضوع بنظر میرسن و دقیقا همون چیزهایی که من یک ساله دنبالشونم. منتها شکرخدا همه فقط به فرانسه. و توانایی فرانسه خوندن من در حد نیکولاکوچولوئه، نه در حد هورکاد. :))