بسیاری از افراد دوست دارند که از بحث های اقتصادی که در رسانه ها درمی گیرد سردرآورند. دوست دارند معنای آمار و ارقام اقتصاد کلان را بفهمند و دلالت آن را در زندگی روزمره شان متوجه شوند. تاکنون کتابی که به شکل رضایت بخشی به این افراد در جهت تحقق این هدف یاری رساند وجود نداشت. کتاب های اقتصادی یا بسیار پیچیده و فنی هستند و یا کتاب هایی مقدماتی اند اما معطوف به اقتصاد کشورهای غربی، خصوصاً آمریکا نوشته شده اند و خواننده حتی اگر حوصله کند که فرمول ها و نمودارهای آن را بفهمد ربط آن مطالب را به وضعیت اقتصاد ایران و مباحث روز در نمی یابد.
از سوی دیگر سال هاست که مباحث اقتصاد ایران را از نزدیک دنبال می کنم و طی ۸ سال گذشته بیش از ۳۰۰ سرمقاله و مطلب در روزنامه های اقتصادی و رسانه های عمومی در مورد سیاست های اقتصادی منتشر کرده ام. وبلاگ اقتصادی «دوستدار سقراط» نیز از ۱۰ سال پیش تاکنون در همین جهت فعال بوده است. در این مدت پیوسته با این واقعیت روبرو بوده ام که اگر مبانی اقتصاد به درستی برای افراد تشریح نشود امکان تشخیص صحیح سیاست های اقتصادی غلط از درست را نخواهند داشت و افراد به سادگی فریب سخنان زیبا و یا وعده های فریبنده و مردم پسند را می خورند. تجربه نوشتن در روزنامه ها و رسانه های عمومی به من آموخت تا چگونه با مخاطبان غیراقتصادخوانده باید ارتباط برقرار کرد و چگونه مباحث تخصصی و پیچیده را به زبان ساده بیان نمود.
کمبود یادشده و توانی که در خود سراغ داشتم مرا بر آن داشت تا کتابی تحت عنوان اقتصاد برای همه تدوین کنم. جلد اول آن که به اقتصاد کلان اختصاص یافته اخیراً توسط انتشارات ترمه منتشر شده است. نسخه پیش نویس کتاب را به اساتید معروف اقتصاد کشور عرضه کردم و تأیید آن ها را دریافت کردم. وسواس من موجب شد تا آن را به دکتر صالحی اصفهانی استاد دانشگاه ایلی نوی آمریکا نشان دهم و همین امر زمینه ساز نزدیک به ۵۰ ساعت مباحثات تلفنی و گاه حضوری شد. *فهرست کتاب مقدمه نویسنده مقدمه دکتر هادی صالحی اصفهانی ۱- سیاستهای معطوف به رشد اقتصادی ۲- سیاست پولی ناظر بر نرخ بهره ۳- سیاست پولی ناظر به مهار تورم ۴- سیاست ارزی ۵- سیاستهای ناظر بر کاهش مداخلات دولت ۶- سیاستهای ناظر بر ایجاد رقابت و انحصار زدایی ۷- سیاست مالی ۸- سیاستهای تجاری ۹- سیاستهای معطوف به اشتغال ۱۰- سیاستهای معطوف به تحقق عدالت اجتماعی جمع بندی و نتیجه گیری
خواندن چنین کتابی، دستِ کم سبب می شود تا هر نیرنگی را از هر فریبکاری نپذیرفت و دل به امیدِ دروغین نبست. بارها تجربه اش کرده ایم و درسْ هیچ نیاموخته ایم. باور کنیم یا نه؛ بخواهیم یا نخواهیم، میهنِ ما کشوری است عقب مانده که نفعِ شخصی و مراوداتِ قبیله ای در آن بر همه چیز برتری دارد و از این نگاه کتابِ دکتر سرزعیم آشکارسازیِ رفتار اجتماعی و سیاسی ما نیز هست و چه بسا ترسیمِ دقیقی از منشِ سیاست بازان در ماهی گرفتن از آبِ لجن آلودِ ناآگاهی که سیاست و اجتماع هیچ رقمه جدایی ندارد از اقتصاد پوپولیزم، اصلاح طلبی، رادیکالیسم یا هر پرت و پلای دیگری که بخواهیم نامگذاری اش کنیم و دسته بندی کنیم به کنار. باید بپذیریم که به راهِ درست رفتن هزینه دارد و هر روز که بگذرد این هزینه بیشتر هم می شود. پس دیگر دست بکشیم از شمایلِ مسخره ی ایرانیِ پرافتخار و قهرمان و رستگاری آن جهانی و این لاطائلات! و گمان ِ بیهده نکنیم که ما وزنِ سنگینی داریم در دنیا! همین دور و بر خودمان را که نگاه کنیم می بینیم که از سبب سستی و تعصبِ ما کشورهای همسایه مان چه خوب و به جا استفاده کرده اند(نوش جانشان) و خیلی هم خوشنودند که ما تا گردن در گندآب فروافتاده ایم و حالا کارمان کشیده به چرتکه انداخت برای گذرانِ روزمره. باید بپذیریم از ازل و ابد هیچ نبوده ایم تا اراده کنیم چیزی باشیم. کتابِ اقتصاد برای همه مواجهه ماست با هیچ نبودن تاریخی مان و چه خواندنی ست این سقوطِ هولناکِ هر روزه ی ما
در زمانهای که شبح پوپولیسم، اعم از نوع چپ و راستِ آن ، بر بالای سرِ ایران و جهان میگردد میبایست خود را مجهز کرد، مجهز به اندیشه، تفکر، دانش و نیز تبادل این دانش با دیگر افراد و اطرافیان. یکی از این تجهیزات دانش و سواد اقتصادی است. اقتصادی که امروزه از آن به مثابه یک "علم" یاد میشود و اسلوب و چهارچوبهای خود را دارد. پس برای یادگیری آن نیز باید علمی و آکادمیک جلو رفت.
کتاب "اقتصاد برای همه" اثری از دکتر سرزعیم، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، است که توانسته پیچیدگی ها و ریاضیات پیشرفته علم اقتصاد را با زبانی ساده، کاربردی و قابل فهم و در عین حال علمی به خواننده ارائه دهد.
جلد 1 این کتاب درباره اقتصاد کلان است که به بررسی متغیرات اقتصادی، کارایی و ساختار اقتصاد در سطح کلان اعم از ملی و جهانی میپردازد.
در جلد 2 نیز با نام "بینش اقتصادی برای همه" به اقتصاد خرد یعنی رفتار نهادها و بنگاه های اقتصادی و رفتار مصرف کننده و تولید کننده میپردازد. هرچند بنابر شماره جلدها شاید چنین نتیجه گیری و برداشت کرد که ابتدا باید اقتصاد کلان را خواند و سپس خرد اما همانطور که خود دکتر سرزعیم نیز اذعان دارند بهتر است ابتدا با جلد2 یعنی اقتصاد خرد شروع کرد که توصیه ای به مراتب درست است.
اگر علاقه مند، کنجکاو و مشتاق به پا گذاشتن به اقیانوس عمیق علم اقتصاد هستید این کتاب شروعی بسیار خوب است.
قطعا مطالعه علمیِ اقتصاد دید، بینش و تحلیل شما را نسبت به مسائل متفاوت تر و عمیق تر خواهد کرد.
مگه میشه در کشوری زندگی کرد که تا این حد سیاستهای اقتصادی روی کیفیت زندگی مردمش اثر بزاره و مردمش انقدر دید سطحی از اقتصاد داشته باشند؟ اقتصاد ازون چیزایی که همه راجبش جرف میرنند و همه فکر میکنن خیلی ازش میدونن اما کافیه این کتابو بخونین تا متوجه کج فهمی و گاها نفهمیدنهای های عوامانه بشیم اگر از مردم ما بپرسن اکثرا از اقتصاد ایران و دلایل ضعف اون انحصار و فساد رو میدونن و اتفاقا شاید پیشنهادشون سیاستهای عدالت محور مثلا کنترل قیمت یا سیاستهای شعاری و ایدئولوژیک مثل داشتن عزم قوی ...اینها باشه که اتفاقا حرف خیلی از سیاستمدارانمون هم همیت مسائل عوام پسندانه است... که هم نادیده گرفتن علت اصلی مشکله هم خیلی از این سیاستها از نظر اقتصادی غلطه این کتابو وقتی میخونم که دلار ۲۳ تومنه و تورم ۴۰ درصد...یعنی تیر ۹۹ کتاب در ۱۰ فصل راجع به مسائل بحث برانگیز اقتصادی مثل نرخ بهره نرخ ارز تورم بیکاری وسیاستهای تجاری صحبت میکنه در فصل اول میفهمیم چطور وضعیت اقتصادی مون رو با شاخص های علمی با وضعیت کشورهای دیگه مقایسه کنیم و در فصلهای ۲،۳و ۴ میفهمیم اتفاقا نباید نرخ بهره و ارز و تورم رو دستوری تعیین کرد شاید مهم ترین حرف کتاب همینه : «قیمت نرخ بهره نرخ ارز و بیمه و سهام نشانه هستند نه مشکل ! نشانه کمیابی ... اما دولت با کنترل و سرکوب قیمتها چنین وانمود میکند که یککالا در جامعه کمیاب نیست درحالی که واقعیت تغییر نمیکند و بازار سیاه قیمت واقعی را ارائه میدهد . نتیجتا تولیدی های دولتی به ورطه ورشکستگی میرسند(به خاطر تورم )و غیردولتیها به دولت وابسته میشوند . دولت دچار کسری بودجه شده و باز هم به استقراض از بانک مرکزی رو می اورد و تورم با یک تاخیر زمانی تشدید میشود. مشکل دیگر ایجاد شده در اثر این تفاوت قیمتی در خارج و داخل افزایش انگیزه برای قاچاق است...» در واقع کتاب میگه به جای این سیاستهای غلط باید همانطور که کسی بخواد کاری شروع کنه نیاز به سرمایه و پول داره برای شروع اقتصاد خوب باید سرمایه داشت که از محل سرمایه گزاران تامین میشه . یعنی باید کاری کرد تا سرمایه دارها سرمایه گزاری کنند حالا یا در دولت و بواسطه دولت (یعنی بودجه عمرانی دولت که از درامد های دولت به دست امده صرف کاری اقتصادی بشه پس هرچه بودجه جاری بیشتر و دولت بزرگتر بودجه عمرانی کمتر) یا در بخش خصوصی (که البته به تنهایی نمیتونه باعث پیشرفت بشه) حالا وقتی امنیت سرمایه گزاری و حقوق مالکیت پایین باشه این باعث میشه کسی سرمایه گزاری نکنه(مثلا مصادره اموال ... مثلا تعیین قیمت دستوری) بعلاوه کتاب میگه برخلاف نظر سیاستمدارها و مجلس ۵-۶ بخصوص کشور باید از سرمایه گذار خارجی بیاد (مثلا کفش نایک بیاد شعبه بزنه تو ایران و کارگر ایرانی استخدام کنه و کفششو هم اینجا بفروشه اینطوری منابع ما استفاده میشه و اون سود میکنه اما درعوض کارگر ما با فناوری اشنا میشه و بیکاری کم میشه یا مسئله پر مناقشه میدان نفتی مشترک ایران و قطر ) که برای کشوری که فرصتهای سرمایه گزاری فراوارن داره اما سرمایه و فناوری کافی نداره بسیار مفیده... «علت افزایش نقدینگی تورم زا انبساط پایه پولی چه در دوران افزایش درامد نفتی و چه در دوره کاهش ان میباشد.نکته جالب توجه آن است که دلیل افزایش نقدینگی در حالت افزایش و کاهش درامد نفت متفاوت است وقتی قیمت نفت در سطح جهان کاهش می یابد و درامد حاصل از صادرات نفت کم میشود چون دولت نمیتواند چندان از هزینه های خود بکاهد دچار کسری بودجه میشود و برای جبران کسری بودجه خود از بانک مرکزی استقراض میکند .وقتی دولت به بانکمرکزی بدهکار شود بانک مرکزی بابت این بدهی دارایی شناسایی میکند و به محض اینکه دارایی شناسایی کرد پایه پولی افزایش می یابد .این کار در زبان عامه چاپ پول بدون پشتوانه خوانده میشود .معنای این حرف اینست که دولت نهایتا پول جدیدی از بانک مرکزی میگیرد و بابت مخارج خود خرج میکند. وقتی پول توسط دولت خرج شده به دس�� مردم می رسد وطبیعیست که در این وضعیت تنها پول اضافه میشود اما کالا و خدمات متناسب با آن افزایش نمی یابد، این شیوه کاهش کسری بودجه موجب تورم میشود و اصطلاحا مالیات تورمی خوانده میشود .در حالت دیگر با افزایش درامد نفت این درامد مازاد ارزی در بازار ارز با افزایش عرضه باعث کاهش قیمت ارز و نتیجتا کاهش درامد دولت منجر میشود .در نتیجه بانک مرکزی به ازای این مازاد ارز تومان چاپ کرده و بهدولت میدهد . به همین دلیل حساب ذخیره ارزی در برنامه سوم توسعه ایجاد شد...» «افزایش نقدینگی در اثر پایه پولی باعث تورم میشود اما حالتی که افزایش در حجم پول از طریق بسط وام و اعتبار بانکی ص��رت میگیرد اگرچه از یک طرف پول جدید ایجاد میشود ولی معادل میزان افزایش در حجم پول بدهی جدید برای بخش خصوصی بوجود می اید .بنابراین دارایی جامعه افزایش نیافته است در نتیجه وام گرفته شده بیشتر از انکه صرف خرید اقلام مصرفی شود صرف سرمایه گزاری و خرید کالاهای سرمایه ای خواهد شد .این امر عرضه را همسو با تقاضا افزایش خواهد داد و تورم بسیار کمتری را در اقتصاد ایجاد میکند .مهمترین شاهد این مدعا مقابسه وضعیت نقدینگی در پیش و پس از انقلاب است رشد نقدینگی چه قبل و چه بعد از انقلاب ۲۵ درصد بوده است اما تورم قبل از انقلاب تک نرخی و رشد اقتصادی ۱۰ درصد بوده است ، در حالی که پس از انقلاب تورم دو رقمی و رشد تک رقمی بوده است دلیل ان هم کوچک شدن بخش خصوصی و بزرگ شدن دولت و ملی کردن های بی رویه ایست که پس از انقلاب انجام شد که الگوی نقدینگی را کاملا تغییر داده است » «رابطه ارز و تورم از سمت تورم به ارز است و نه برعکس .شاهد این مدعا نیز آنکه در طی دهه ۱۳۸۰ به رغم ثبات نرخ ارز نرخ تورم صعودی بوده و تثبیت نرخ ارز نتوانست تورم را مهار کند و همچنین نرخ ارز عامل تورم نبود .در چهارچوب این نگرش تثبیت نرخ ارز در دهه ۸۰ سیاست نادرستی بود چرا که موجب شد نرخ حقیقی ارز (یعنی تفاوت تورم از نرخ اسمی ارز) کاهش یابد و واردات به ایران رشد خیره کننده ای داشته باشد .نخستین پیامد این امر کاهش فرصت های شغلی در داخل بود . چون با تثبیت نرخ ارز و رشد تورم در داخل قدرت رقابت کالاهای تولید شده داخل با محصولات خارجی پیوسته کاهش یافت و محصولات خارجی که نماد ان کالاهای ارزان چینی است جایگزین محصولات تولید داخل میشد.نکته جالب اینکه بر اساس این نگرش جهش نرخ ارز در دهه ۱۳۹۰ قابل انتظار بود زیرا بنابر فرضیه برابری قدرت خرید (اینکه نرخ ارز در دو سمت یک مرز تمایل به یکسان شدن و تعادل بواسطه جریان صادرات و واردات دارد) فشاری طبیعی در جهت اصلاح نرخ ارز وجود داشت وجود درامدهای هنگفت حاصل از صادرات نفت در دهه ۱۳۸۰ اصلاح نرخ ارز را موقتا به عقب می انداخت اما چون سقف خاصی بر درامدهای نفتی وجود داشت اصلاح نرخ ارز نهایتا رخ میداد . نتیجتا وقتی درامدهای ارزی به واسطه تحریم بانک مرکزی کاهش یافت این فشارهای انباشته شده خود را به شکل جهش نرخ ارز نشان داد به عبارت دیگر حتی اگر تحریم هم برقرار نمیشد نهایتا نرخ ارز به ناگزیر تعدیل میشد، چراکه اگر درامد نفتی ایران به سقف خود رسیده و با رشد تورم داخلی و تثبیت نرخ ارز تقاضا برای واردات دائما افزایش میافت و رشد واردات تقاضا برای ارز را افزایش میداد. در گذشته بانک مرکزی تقاضای رو به رشد ارز را با استفاده از درامدهای رو به رشد نفت پاسخ میداد، اما زمانی که تقاضای ارز در مسیر رشد واردات از اندازه ای بیشتر شود بانک مرکزی از تداوم ان سیاست ناتوان میشود در واقع تحریم ها باعث شد این اتفاق زودتر بیفتد » در فصلهای بعدی درباره نقش دولت و نقش نفت در سیاستهای دولت و بطورکلی سیستهای تجاری صحبت میکنه : «شیوه تامین مالی دولت بر ماهیت دولتمردی و سیاستمداری نیز اثر زیادی دارد .در یک کشور غیرنفتی مهمترین مسئله ای که یک دولتمرد با ان روبروست چگونگی ایجاد درامد برای کشور است . این دغدغه اساسی همه سیاستگزاری های دولتمردان را زیر تاثیر قرار میدهد و به ان جهت میبخشد . کشوری که فاقد درامد باداورده نفت است بطور طبیعی سیاست خارجی تنش زا را دنبال نمیکند تا بتواند از جریان سرمایه جهانی و فرصتهای تجاری بهره مند شود. در کشورهای نفتی از جمله ایران دولتمردی عمدتا به معنای توزیع درامد نفت است و تولید ثروت و درامد برای کشوراولویت پایین تری دارد . در چنین حالتی طبیعیست که سیاست خارجی بتواند حالات تنش زا و ستیزه گر با قدرت خارجی داشته باشد . معمولا سیاستمداران ایران سیاستمداران کشورهای دیگر را سست و زبون و بی اراده تصور میکنند و خود را کاملا ممتاز میبینند . در حالی که مسئله کمتر به ویژگیهای شخصی مربوط میشود و عامل مهم در جهت گیری سیاسی وضعیت اقتصادی کشور است» یک مبحث جالب در قسمت سیاستهای تجاری مسئله خودکفاییه که تو سالهای اخیر خیلی بحث شده خودکفایی ! این شعار فریبنده... اینکه هر امضای قراردادی با کشور خارجی به معنای تاراج ثروت کشورهای فقیر و شکل دیگه ای از استعماره ... اما ار اقتصاد چیزی وجود داره به اسم مزیت نسبی !اینکه یک کشور در تولید یک کالا نسبت به کشور دیگه با حاصل جمع مثبت (و نه صفر ) مزیت داره مثلا اگه ایران توانایی تولید دو واحد کار برای تولید سبد و یک واحد کار برای فرش داره (مزیت نسبی داره که سبد رو بهتر و بیشتر میتونه تولید کنه) و توران نیاز به ۳واحد کار برای سبد و ۶ واحد برای فرش( ولی مزیت نسبی داره برای تولید فرش) درابتدا شاید به نظر برسه خودکفایی برای ایران بهتر باشه حالا اگه ایران به جای خودکفایی فقط فرش تولید کنه میتونه کلا ۳تا فرسش با اون سه واحد کار تولید کنه و توران فقط سبد تولید کنه که میشه ۲تا سبد ، جمع تولیدات اول با همون تعداد واحد کار ۴تاست (۲سبد و ۲فرش) و جمع تولیدات حالت دوم ۵تاست (۳فرش و ۲سبده) که میبینیم بهینه است ! از طرفی نمیشه با این استدلال که صنعت داخلی شکست میخوره و عده زیادی بیکار میشن جلوی واردات مخصولات بهتر رو گرفت چون اگه شکست خورده یعنی کشور در اون زمینه مزیت نسبی نداشته و اساسا اون کارخونه و اون صنعت زیان ده هستش ... علت ورشکستکی و بیکاری نه تجارت خارجی که سرمایه گزاری اشتباهه باید گزاشت صنعت کشور به سمتی بره که مزیت نسبی داشته باشه . از طرف دیگه بیشتر مردم مصرف کننده هستند. کالای باکیفیت بیشتر و قیمت کمتر باعث رفاه میشه و مثلا نمیشه به ضرر مردم از ایران خودرو حمایت کرد اما مردم خودروی بی کیفیت سوار شن. همچنین با واردات امکان ایجاد انحصار کمتر میشه چون بازارها به بازارهای جهانی نزدیک میشن پس واردات چیز خوبیه و حتی صادرات تنها به این علت توجیه داره که منابعی برای واردات ایجاد کنه.. دو فصل انتهایی هم درباره اشتغال و عدالت اجتماعیه که بخوبی مثل بقیه فصلها کج فهمیهای عوامانه رو نشون میده بطور کلی امیدوارم روزی کسی بر سرکار باشه که نه ایدئولوژی بلکه علم و سیستم کارشناسی براش مهم باشه و این محقق نمیشه مگه اینکه واسه مردم ما هم همینطور باشه خواندن این کتاب برای تمام مردم از جمله نوجوانان و جوانان واجبه و جاداره این کتاب حتی کتاب درسی دبیرستانها باشه !
کتاب به تشریح مفاهیم اقتصاد کلان به زبان ساده پرداخته است. همچنین کتاب دیگری توسط نویسنده در مورد مباحث اقتصاد خرد نگاشته شده است. با توجه به توصیه نویسنده با اینکه این کتاب زود تر نوشته شده اما کتاب مربوط به اقتصاد خرد- اقتصاد خرد به زبان ساده - می بایست جلوتر از این کتاب خوانده شود.
در کتاب، مفاهیم پایه اقتصاد تشریح داده می شود و متناسب با عنوان "برای همه" نویسنده توانسته مفاهیم را برای مخاطب عام ساده سازی کند. به تجربه موردی نبود که نتوان آن را با یک بار خواندن متوجه نشد. علاوه بر مفاهیم پایه ویژگی که کتاب را خواندنی تر می کند درد دل های نویسنده در مورد موضوعات مختلف اقتصاد ایران است. نویسنده با توجه به درگیر بودن در مباحث اقتصادی کشور درک صحیحی از آنچه اتفاق می افتد دارد. از این رو خواندن نظرات نویسنده جذاب می شود چون از یک طرف مباحثی مطرح می شود که در کشور ما اتفاق افتاده که ما با آنها درگیریم و میان آنها زندگی می کنیم. از طرف دیگر فاصله و حتی خلاف بودن برخی تصمیمات مدیران ارشد کشور و آنچه در صحنه عمل رخ می دهد با آنچه صلاح کشور در مسیر توسعه و تعالی اقتصادی است به تصویر کشیده می شود.
برای بهبود اوضاع باید تلاش کرد. برای بهبود اوضاع باید دست به انتخاب زد. انتخاب باید بر پایه آگاهی باشد. برای آگاهی باید دانش خود را در موارد مختلف افزایش داد و بهترین راه آن مطالعه است. از خواندن کتاب لذت بردم و دیدگاهم نسبت به برخی موارد کاملا عوض شد. در کتابخانه در مکانی در دسترس جهت مراجعات بعدی قرار خواهم داد. کتاب فوق را به همه کسانی که در زمینه اقتصاد فرصت مطالعه نداشته اند توصیه می کنم.
در زیر برخی از خرده نوشته ها که حین خواندن کتاب در سایت نوشتم را می آورم.
"غرور کاذبی که در میان بسیاری از مردم و مسئولان کشور وجود دارد این تصور را ایجاد کرده است که ایران سرزمین فرصت های بی مانند است و کشور های دیگر این امتیاز را ندارند" "هرگاه یورو در برابر دلار تقویت می شود مسئولان بانک مرکزی اروپا نگران میشوند و به تقویت پول منطقه ای خود افتخار نمیکنند. اساسا یکی از مناقشات تجاری آمریکا و چین در این است که آمریکا مدعی است چین با تضعیف بیش از حد پول ملی خود موجب رشد صادرات به آمریکا شده است
تبلیغات در ایران منجر به این تصویر شده که افزایش قیمت اسمی ارز ضربه به اقتصاد است" "معمولا دولت رانتی به بزرگ شدن بیش از حد میل دارد زیرا مشاغل دولتی ابزاری برای ارائه خدمت به جامعه نیست بلکه ابزاری برای وابسته کردن افراد به حکومت است تا به این شکل انگیزه مخالفت کاهش یابد"
چیزی که از کتاب یادم مونده (چون چند ماه پیش خوندمش و البته تمومش هم نکردم) دشمنی با احمدینژاده، و خوب، وقتی در دولت مورد حمایت اصلاحطلبان و هاشمی رفسنجانی، هردوانه، داری این کتاب را میخونی، هی با خودت میگی که پس کو این اصولی که ازش توی این کتاب دم زده میشه؟ عباس عبدی هم از این کتاب تعریف کرده بود. بیشتر بهنظرم کتابی سیاسی در رد احمدینژاد اومد، تا کتابی نظری، و جاذبهاش برای خیلیها هم بهنظرم همین باشه. ماشالا به توپخونهی اصلاحطلبها.
اقتصاد برای همه در هر دو جلدش نزدیک به بهترین نسخهای بود که از یک کتاب عمومی اقتصاد برای خواننده ایرانی میتوانم تصور کنم. نوشتار خوب، پوشش دادن بخش زیادی از مسائلی که ممکن است ذهن علاقهمند ایرانی را درگیر کرده باشد و جا انداختن آنها با مثالهایی که به عنوان یک ایرانی هرروزه با آنها روبروییم. درک مطالب کتاب را شخصا فقط در دو صفحه در بخش توضیح ارتباط قیمت ارز و تورم سخت یافتم اما در کل کتابی است که خواندن آن را برای داشتن درک بهتری از آنچه ور دنیایمان اتفاق می افتد به همه توصیه میکنم. شاید داشتن تصاویر بیشتر به ارتقا کتاب بتواند کمک شایانی کند.
كتاب با نثر ساده و روان مفاهيم بنيادي اقتصاد را توضيح داده و درباره اهميت هر كدام و نيز كاركرد انها مثال هاي خوبي ارايه مي كند در عين حال از نظر مرجع دهي هماهنند يك كار دانشگاهي مستند است اما بيان شيواي نويسنده كتاب را بيشتر به يك رمان يا داستان تاريخي شبيه كرده و اين نقطه قوت ويژه اين كتاب است گرچه در برخي بخش هاي كوچك مثال هايي ارايه شده كه كمي فهم انخا مشكل است يا به نظر ميرسد به خوبي تشريح نشده است اما براي تغيير نگرش عموم افراد به مفهوم اقتصاد بساير مهم است
مروری اجمالی، روان و ساده بر مفاهیم و موضوعات اقتصادی که مثالهایی از تجارب سالهای گذشته ایران و سایر کشورهای جهان در مسیر رشد و توسعه اقتصادی، این مبانی را ملموستر و درکشان را آسانتر میکند. گاهی مواردی از تقلیلگرایی و نگاه تکبعدی به مسائل در متن کتاب دیده میشود که شناخت پیچیدگی و چندجانبه بودن این مسائل مطالعه جامعتری میطلبد.
این که این کتاب در مورد چیه و چرا باید خونده بشه تو نظرات اومده که منم موافقم. کتاب با کتابهای غیرداستانی که معمولا پرفروش میشن فرق میکنه. تو اون کتابا یه الگویه پر تکرار اینه که پر از مثال و خاطره و روایتهای شخصیان که خوندن کتاب رو راحتتر میکنه. اما این کتاب به کتابهای درسی نزدیکتره و پشت سر هم عناوین و مطالب مختلفی رو توضیح میده و فقط در صورت لزوم مثال میزنه. باید با حوصله خونده بشه.
اصلیترین نکتهٔ منفی کتاب اینه که کتاب بعضی جاها براساس غیر واقعیات استدلال کرده یا چیزهایی رو بدیهی گرفته که درست نیستن. مثلا:«انسانها همواره نسبت به پرداخت مالیات اکراه دارند، چون با پرداخت مالیات، بخشی از درآمد یا ثروت خود را از دست میدهند.» واقعا این طوریه؟ فکر کنم تو این جمله حتی اگه به جای «همواره» از «عموما» هم استفاده کنیم درست نمیشه. من خودم با رضایت مالیاتم رو میدم و خیلیهای دیگه رو هم این طوری سراغ دارم. یا یه مستند میدیدم در مورد شادی تو کشورهای دانمارک و فنلاند. اونجا هم با افرادی مصاحبه شده بود که از عوایدی که مالیات براشون داشت راضی بودن. مبنای این ادعا چیه؟
این کتاب خیلی عالیه و همانطور که در عنوانش ادعا کرده است واقعا زبان ساده ای دارد و تا جای ممکن از بکار بردن فرمول و نمودارهای پیچیده بدون اینکه اشکالی در بیان مفاهیم ایجاد شود اجتناب شده و فهم کتاب برای عموم مردم اگر با تمرکز مطالعه کنند آسان خواهد بود. بیان مثال های خوب از اقتصاد ایران و درگیر کردن مخاطب با موضوعاتی که در جامعه آنها را مستقیما لمس می کند علاوه بر اینکه تا پایان، کشش لازم را برای ادامه حفظ می کند در بسیاری از موارد به فرد نشان می دهد چقدر تا کنون برداشت سطحی و غیرعلمی و بدون عمق از موضوعات جاری داشته و برای کسانی که پیش از این با علم اقتصاد آشنا نبوده اند یک پنجره و دید جدید به روی اکثر رخدادهای مرتبط با جامعه و اقتصاد می گشاید. آن عده از افرادی که با اقتصاد آشنایی دارند نیز باید این کتاب را بخوانند چون آنچه در این کتاب می خوانید به هیچ کدام از کتاب های آکادمیک اقتصاد کلان شباهت ندارد و تفاوت هایی دارد که نه تنها یک بار، بلکه مطالعه ی چندباره ی آن را نیز توجیه می کند. در مجموع به همه ی افراد پیشنهاد می کنم این کتاب را بخوانید و بدانید "قطعا" به دردتان می خورد. برای مسؤلین و مالکین کسب و کارها و شرکتها هم مطالعه ی این کتاب و در کل آشنایی با اصول اولیه اقتصاد واجب است
شرایط الان کشور و اخباری که هرطور شده به ما میرسه و نقدهای مردم و صحبتها نیاز همگانی به یک سطح پایه از دانش اقتصاد رو نشون میده برای اینکه بتونیم درست-تر نقد کنیم، نگاه کلنگرانهتری داشته باشیم، تحتتاثیر احساساتی که مثل اخبار روش های موذیانه و متعددی داره برای نفوذ در ما قرار نگیریم و اگر ممکن بود نگرش دیگران رو تصحیح کنیم یا باز هم اگر ممکنتر بود تغییری ایجاد کنیم یا هم اینکه به سادگی از پازلی که در جریانه لذت ببریم. جلد اول کتاب آقای سرزعیم، اقتصاد برای همه، رئوس مسائلی که در سیاستگذاری اقتصادی در سطح کلان مطرح میشه رو، به زبانی که فهمش برای کسایی که سر و کاری با رشتهاقتصاد ندارن، توضیح میده. مثل سیاست پولی و ارزی، سیاست تجاری، سیاست مالی، تحقق عدالت اجتماعی، اشتغال و غیره. در هر فصل تعاریفی ارائه میشه، زنجیره ارتباطی عوامل مختلف و تاثیر مثبت/منفیشون در تجربه جهانی و ایران گفته میشه و اشکالاتی که هرکدوم داشتن و تبعات کوتاه مدت و بلند مدت تصمیمات هم نشون داده میشه (کتاب سال ۹۳ نوشته شده و الان که ۹۷یم یکسری از این تبعات اظهرمنالشمس دور و برمون داره دیده میشه!) و نهایتا یک پازل، یک دستگاه که یک عالمه چرخدنده داره رو نشون میده که حرکت یک چرخدنده ریز میتونه بقیهرو هم متأثر کنه و خراب بودن همون چرخدنده ریز ماشین رو معیوب میکنه! بخشی که برام خیلی جالب بود پیشفرضها و توجیهات پشت اقدامات یکسری از سیاستگزاری ها، تاثیر دیدی که نسبت به کشورهای خارجی رو اقتصاد میذاره و باورهای عمومی مردم و اقتصاد رفتاری بود! که مثلا چرا ما انتظار داریم دولت همه مشکلات رو حل کنه؟ چرا علاقه سیاستمدارها به محبوبیت میتونه در آیندهای که الان معلوم نیست و انگار پشت کوههه و منتظر طلوع کنه تاثیر میذاره؟ چطور تعریفی که ما از عدالت داریم تو ذهنمون چندان درست نیست و در عمل اثر عکس میذاره و ما نیاز به ویرایش دیکشنریهای ذهنمون داریم؟ و کلی «چرا»ی دیگه که پیشنهاد میکنم کتاب رو بخونید که به جوابها برسید یا هم، چه بهتر، که کتابهای بیشتری رو بخونید که اطلاعات دقیقتر و تخصصیتری رو بدست بیارید!
به طور کلی، با خواندن این کتاب به نکات اقتصادی زیر پی بردم: الف- مسئولین ما یک بار یا دو سه بار یک سیاست اقتصادی اشتباه را در پی نمی گیرند. آنها بارها و بارها اشتباهاتی خاص را از انجام داده اند و هم اکنون هم می دهند. این مسئله تامل برانگیز و ناراحت کننده است. ب- ما به دلیل عملکرد بد رسانه های ملی مان که تلاش می کنند مشکلات خودمان را بپوشانند و از طرف دیگر بر مشکلات جوامع دیگر مثل آمریکا تاکید کنند، باور نمی کنیم که بسیاری از مردم آنها هم مشکلات زیادی دارند. اقتصاد مدرن تنها نمی سازد؛ بلکه قربانی های زیادی هم می گیرد. مشکلاتی نظیر ورشکستگی بانک ها در همه جای دنیا اتفاق افتاده یا می تواند بیفتد، اما شاید مسائلی که مسبب این مشکلات می شود در ایران با دیگر جوامع متفاوت باشد. ج- بسیاری از آنچه که فکر می کنیم به نفع خود ما و جامعه ی ماست در عمل تیشه به ریشه اقتصاد و جامعه ما می زند. سوخت و دیگر منابع ارزان، دریافت یارانه برای همه، ثابت نگه داشتن نرخ ارز در حالی که تورم زیاد است، و ... اگرچه در نگاه اول شاید به نفع ما به نظر برسد، اما با خواندن کتاب می توان پی برد که همه ی این مسائل در درازمدت به ضرر ما یا نسل های آینده ماست. "درازمدت" آن چیزی است که بشر در دنیای امروز کمتر در نظر می گیرد. شاید بسیاری از سیاست مداران بفهمند نفع دراز مدت جامعه در چیست، اما با علاقه ی فراوانی که به محبوبیت کوتاه مدت خود دارند، نمی خواهند خود را قربانی طعنه و نفرین مردمی کنند که می پندارند اعمال این سیاست های مفید در دراز مدت به ضرر آنهاست. د- دلایل بسیاری برای این مطلب وجود دارد که با انزوا نمی توان پیشرفت کرد. البته من نمی دانم ما چگونه می توانیم عمل کنیم که بدون کنار گذاشتن آرمان های دینی مان، با دنیا سرشاخ نشویم.
اما شاید پی بردن به نکاتی غیر از آنچه در بالا گفتم مهم تر باشد. نکاتی در مورد انسان دنیای مدرن که با خواندن این کتاب بیشتر روی آنها تامل کردم. نکاتی که به مذاق خیلی از آدم ها خوش نمی آید و غیرعلمی به نظر می رسد: الف- همانطور که خداوند در قرآن فرموده " وتلك الأيام نداولها بين الناس"، چنین نیست که همه ی غم ها و فشارها و ناراحتی ها روی ما باشد و همه ی خوشی ها بر روی کسانی که به هیچ چیز اعتقاد و ایمان ندارند. با خواندن کتاب می فهمیم که مشکلات برای همه و در هر کشوری پیش می آید. اگرچه این حرف به این معنی نیست که نباید به دنبال حل مشکلات و خشکاندن ریشه آن رفت، اما بدین معنی است که روزگار چنین نیست که عده ای از ابتدا تا انتها هیچ سختی نبینند ولی عده ای همواره در سختی باشند. سختی و آسانی بین مردم و ملت ها می چرخد و در نهایت آنچه مهم است عملکرد ماست. ب- با خواندن کتاب با خود می گفتم آیا "اقتصاد برای همه" است یا "همه برای اقتصاد"یم؟ تا چه حدی و به چه قیمتی به عنوان انسان دنیای مدرن باید به دنبال اقتصاد برویم؟ آیا اقتصاد و رفاه غایت ماست یا ابزار ماست؟ آیا اقتصاد ابزار ماست یا ما ابزاری در جهت پیشرفت اقتصاد شده ایم؟ ج- اقتصاد امروز هم همانند دیگر علوم امروزی، اتصالی به آسمان ندارد. طبق احادیث، صدقه دادن خود گشایش در روزی می آورد . یا عبادت خدا در سحرگاه کسب روزی را آسان می کند. این احادیث شاید با مبانی اقتصادی امروز جور درنیاید. من فکر می کنم لین مسئله نه تنها نباید مانع ما برای بررسی این احادیث شود، بلکه باید بیشتر در مورد این احادیث بیندیشیم. لزومی ندارد ما در همه ی جنبه های زندگی همسو با علم امروز فکر کنیم، همانطور که نباید آنچه از نظر علم امروز درست می آید را هم کاملاً کنار بگذاریم و از آن چشم پوشی کنیم. د- خداوند به ما وعده داده که رزقمان را تامین می کند و ما عبودیت او را انجام دهیم. رزق ما در گرو تلاش است، اما این چنین نیست که حتماً دویدن دنبال رزق از آرام رفتن در پی آن سود بیشتری برایمان داشته باشد. این مطلب هم تناسبی با علم اقتصاد امروز ندارد. ه- شاید آنچه که بیشتر در جامعه امروز گم شده است پول، تصمیم گیری درست مسئولین، شغل، روابط تجاری، ... نباشد. شاید آنچه که امروز گم کرده ایم "حق" باشد. لزوماً توجیه اقتصادی، توجیه الهی نمی آورد.
جزو کتابهایی هست که باید اول به مثلا مملکت دارهای این سزرمین داد تا بخونن و بعد به تک تک ایرانیها تا درک درستی از مسایل اقتصادی داشته باشند .فقط در آخر کتاب یه سوال یا نکته به نظرم باقی میمونه (مخصوصا تو بحث عدالت )که برفرض همه این موارد که در کتاب به عنوان نکاتی که در اقتصاد باید رعایت کرد انجام بشه (چیزی که تو دوره احمدی نژاد شروع شد و تا الان که دوره رییسی هست ادامه داره )چرا باز هیچ اتفاق مثبتی برای کلیت جامعه و اقتصادش بوجود نیومده و به نظر هم بوجود نمیاد حتی اگه به گفته کتاب تو دوره زمانی که بخواهد این تحولات مثبت انجام بشه و بخشی از مردم هم در این دوره تحت فشار قرار بگیرن و حتی نابود بشن
کتاب تلاشی قابل تقدیر برای ساده سازی مفاهیم پیچیده ی اقتصادی و ارائه آن به زبانی ساده است. نویسنده با بیانی روان و مثالهای ملموس، میکوشد مخاطب غیرمتخصص را با اصول پایه های اقتصاد مانند عرضه و تقاضا، تورم، و نقش دولت در بازار آشنا کند. این ویژگی، کتاب را به منبعی مفید برای کسانی تبدیل میکند که نخستین گامها را در یادگیری اقتصاد برمیدارند.
با این حال، کتاب از نظر عمق تحلیل و پوشش جزئیاتِ برخی موضوعات، کاستی هایی دارد. مثالها و توضیحات در بعضی بخش ها ساده انگارانه به نظر میرسند و از پرداختن به پیچیدگیهای واقعی اقتصاد ایران یا مسائل روز جهانی اقتصاد غافل میشوند. همچنین ارائه انواع و اقسام جداول و آمار و ارقام ها، سادگی خوانپن کتاب رو مخصوصا در نیمه ی اول کتاب کم میکند. همچنین، ساختار کتاب در فصل های میانی تا حدی پراکنده است و ممکن است برای خوانندگانی که به دنبال درکی نظاممند هستند، گاهی سردرگمی ایجاد کند.
بطور کلی، این اثر به عنوان «دروازه ورود» به دنیای اقتصاد برای عموم مناسب است، اما به دلیل سطحی بودن نسبی محتوا و نپرداختن به چالشهای پیشرفته تر، نمیتواند انتظارات خوانندگان جدی تر یا آشنا با مبانی اقتصاد را برآورده کند.
این کتاب خوب دکتر علی سرزعیم را به چند دلیل توصیه میکنم که بخوانید: ۱- متن ساده و روان کتاب که میتوانید به سرعت آن را بخوانید و در کنار آن با تحلیلی علمی و نه کلیشهای از اقتصاد همراه باشید، خواننده را پشیمان نمیکند. ۲- نویسنده به خوبی مکانیزمهای اقتصادی را توضیح میدهد و در نمودارهایی که پیشتر در درس تحلیل سیستمها دیدهایم، آنها را نشان میدهد. ۳- اعداد مربوط به اقتصاد ایران در کتاب به خوبی بیان شدهاند و حس خواندن یک کتاب ایرانی پیرامون اقتصاد را به ما میدهد. البته در بعضی از قسمتها نویسنده نتوانسته است به خوبی جداول را جانمایی کند و در پایان فصل با چند جدول مواجه میشویم. ۴- کیفیت کتاب صعودی است و فصلهای آخر بهتر هستند. در تمامی کتاب میتوان نقش افرادی همچون دکتر نیلی و مشایخی و البته صالحی اصفهانی را در کتاب دید و به نظرم تا زمانی که دکتر نیلی کتابی حول اقتصاد ایران- در این حجم و برای خواننده عادی- ننوشتهاند، این کتاب را میتوان قابل توجه ترین اثر در حوزه اقتصاد کلان ایران دانست.
از بهترین کتبی که تاکنون خواندم. خواندنش را برای هر شهروندی که مثل من فکر میکرد واردات بده، نرخ بهره بالا بده، و زمینهی بیشتری برای پذیرش شعارهای عوامفریبانهی اقتصادی داشتم، بهخصوص افرادی که کار حزبی، سیاسی، مدیریتی، اداری و قانونگذاری میکنند واجب میدونم. همچنین اگر دغدغه اینو دارید که اقتصاد آیندهی ایران باید چه شکلی باشه، بازم توصیهاش میکنم. این کتاب علاوه بر توضیح سادهی مفاهیمی مانند رشد اقتصادی، تولید ناخالص، و... اینهارو به زبان ساده به هم ارتباط میده و بهطور اختصاصی اقتصاد ایران رو در هر مبحث تحلیل میکنه.
خوندن این کتاب رو به همه دوستان و عاقمندان به مسائل اقتصادی توصیه میکنم. کتاب همانطور که در ابتدا و انتهای آن نیز آورده است هدفش آشنایی خاطبان با مسائل و مفاهیم اولیه اقتصادی است که به مردم قدرت تحلیل مسائل عمومی و روز اقتصادی را میده. کتاب تا حدودی در این امر موفقه و البته چون یک کتاب ظرفیت کمی دارد برخی مسائل رو به جلد دوم محول میکنه. به نظر من اکنون در جامعه سیاست زده ما، بیش از هر چیز مردم به روشنگری اقتصادی نیازمندند.
کتاب "اقتصاد برای همه" برای من که از اقتصاد و علوم انسانی سررشته ای نداشتم بسیار مفید بود و من با استفاده از آن توانستم با مفاهیم اولیه اقتصاد آشنا بشوم. کتاب مفاهیمی را پوشش میداد که اغلب ما آنها را در سخنرانیها و ... شنیده ایم، اما از معنی آنها اطلاعی و یا درک صحیحی نداشتیم. اکیدا به افرادی که قصد درک مسائل اقتصادی دارند توصیه میکنم این کتاب را مطالعه کنند. تنها ایرادی که به این کتاب میتوان وارد کرد عدم رعایت نکات ویراستاری بود که میتوان در مقابل نثر ساده کتاب از آن چشم پوشی کرد.
کتاب خوش خوانی بود من که ازش خوشم اومد تونسته بود مفاهیم اقتصاد کلان را به خوبی واسه شخصی که آشنایی بسیار مختصری با علم اقتصاد داره مرور کنه ولی ممکنه واسه کسی که هیچ آشنایی با مفاهیم اقتصاد نداشته باشه ممکنه یکم سخت باشه که اون هم با دقیق شدن تو مطالب کتاب می تونه مفاهیم و یاد بگیره و متوجه بشه. در هر صورت کتاب رو برای عموم پیشنهاد می کنم.
جلد اقتصاد خرد رو دوست تر داشتم. نگاه اقتصاد کلان بیشتر بر مسائل ایران بود و کمتر بر تئوری های اقتصاد کلان میپرداخت. شاید تسمیه ی این جلد غم نامه ی اقتصاد کلان ایران باشه. در کل این کتاب واقعا ارزش خوانده شدن دارد. آقای سرزعیم هم بسیار انسان میانه رو و اصطلاحا سلیم النفسی هست.
کتاب مفیدیست در زمینه اقتصاد که همه ما بنوعی با اون سر و کار داریم. مخصوصا با خواندن این کتاب بسیاری از وعده های پوچ مسئولین و سیاستهای غلط واضح و روشن میشه
علاقه من به دانش اقتصاد با این کتاب شعله ور شد. واقعاً قابل توصیه و لازم برای همه. با این کتاب دلیل بسیاری از نابسامانی های اقتصادی ایران رو درک خواهید کرد.
اغلب اوقات در بحث های خودمان صحبت از نرخ رشد اقتصادی و قدرت خرید می کنیم و آنرا به سیاست های نادرست دولتمردان نسبت میدهیم در حالیکه درست فکر میکنیم اما به این نیاندیشیدیم که این مردم و ملت هستند که شاکله سیاسی حکومت و دولت را تشکیل میدهند پس تا زمانیکه از سیاست های پولی، مال، اقتصادی و بازار کار و ... چیزی ندانیم طبیعی است حرف پوپولیست ها را باور میکنیم و معیار درستی برای قضاوت نداریم این کتاب فوق العاده سرنخ ها را به شما خواهد داد و پنجره جدیدی از علم اقتصاد به روی شما باز خواهد کرد که کمترین تاثیر آن فهم سیاست های دولت در بهبود اوضاع است