خواندن چنین کتابی، دستِ کم سبب می شود تا هر نیرنگی را از هر فریبکاری نپذیرفت و دل به امیدِ دروغین نبست. بارها تجربه اش کرده ایم و درسْ هیچ نیاموخته ایم. باور کنیم یا نه؛ بخواهیم یا نخواهیم، میهنِ ما کشوری است عقب مانده که نفعِ شخصی و مراوداتِ قبیله ای در آن بر همه چیز برتری دارد و از این نگاه کتابِ دکتر سرزعیم آشکارسازیِ رفتار اجتماعی و سیاسی ما نیز هست و چه بسا ترسیمِ دقیقی از منشِ سیاست بازان در ماهی گرفتن از آبِ لجن آلودِ ناآگاهی که سیاست و اجتماع هیچ رقمه جدایی ندارد از اقتصاد
پوپولیزم، اصلاح طلبی، رادیکالیسم یا هر پرت و پلای دیگری که بخواهیم نامگذاری اش کنیم و دسته بندی کنیم به کنار. باید بپذیریم که به راهِ درست رفتن هزینه دارد و هر روز که بگذرد این هزینه بیشتر هم می شود. پس دیگر دست بکشیم از شمایلِ مسخره ی ایرانیِ پرافتخار و قهرمان و رستگاری آن جهانی و این لاطائلات! و گمان ِ بیهده نکنیم که ما وزنِ سنگینی داریم در دنیا! همین دور و بر خودمان را که نگاه کنیم می بینیم که از سبب سستی و تعصبِ ما کشورهای همسایه مان چه خوب و به جا استفاده کرده اند(نوش جانشان) و خیلی هم خوشنودند که ما تا گردن در گندآب فروافتاده ایم و حالا کارمان کشیده به چرتکه انداخت برای گذرانِ روزمره. باید بپذیریم از ازل و ابد هیچ نبوده ایم تا اراده کنیم چیزی باشیم. کتابِ اقتصاد برای همه مواجهه ماست با هیچ نبودن تاریخی مان و چه خواندنی ست این سقوطِ هولناکِ هر روزه ی ما
نهم بهمن 1399 خورشیدی