What do you think?


درهی پروانهها
کتاب «درهی پروانهها» نوشته ازهر جرجیس، تصویری از زندگی در عراق پس از جنگ را از زاویهای شخصی و اجتماعی نشان میدهد. داستان در فضایی آمیخته با طنز تلخ و تأملات فلسفی پیش میرود و شخصیتها درگیر بحران هویت، روابط پیچیده خانوادگی و فشارهای اجتماعیاند. جرجیس از خلال زندگی روزمره مردم بغداد و بصره، تأثیر جنگ، اشغال و مهاجرت را بر ذهن و عاطفه افراد بررسی میکند. رمان بیشتر بهجای روایت یک داستان خطی، مجموعهای از تجربهها و گفتوگوهاست که در کنار هم تصویری از جامعهای فرسوده اما زنده را میسازند.
شخصیت اصلی یعنی فاضل، جوانی خیالپرداز و بیانگیزه است که بین مسئولیتهای خانوادگی و میل به رهایی سرگردان مانده؛ او در طول داستان از طریق خاطرات، گفتوگوها و سفرهای کوتاه، با گذشته و هویت خود روبهرو میشود. آشناییاش با لیلا مسیر فکری تازهای برایش باز میکند و گفتوگوهای آن دو درباره عشق، ادبیات و رهایی، شالوده فلسفی رمان را شکل میدهد. مرگ پدر، روابط خانوادگی پرتنش و کمبودهای زندگی در شرایط تحریم و اشغال، پسزمینهای واقعگرایانه به روایت میدهد و طنز نویسنده، تلخی آن را متعادل میکند.
پروانه در عنوان کتاب، نمادی از ناپایداری و گذر و اشارهای به شکنندگی انسان در برابر زمان و شرایط اجتماعی است. بسیاری از صحنهها حول مفهوم «دره» یا «وادی» میچرخد؛ جایی میان واقعیت و خیال، که شخصیتها در آن با ترسها و پشیمانیهایشان روبهرو میشوند. جرجیس از این نمادها برای نشان دادن تضاد میان میل به تعلق و نیاز به رهایی استفاده میکند. رمان از خلال جزئیات کوچک، مثل گفتوگوهای خانوادگی یا ترس از مارمولک، جنبه انسانی و طنزآمیز زندگی را در دل بحرانها برجسته میسازد.
تحولات درونی فاضل و دیگران نه ناگهانی، بلکه تدریجی و گاه مبهماند. «درهی پروانهها» از خلال روایتهای پراکنده و لحظههای روزمره، به پرسشی گستردهتر درباره هویت، معنا و امکان تغییر در جامعهای بحرانزده میرسد.
چاپ ۱۴۰۱
شخصیت اصلی یعنی فاضل، جوانی خیالپرداز و بیانگیزه است که بین مسئولیتهای خانوادگی و میل به رهایی سرگردان مانده؛ او در طول داستان از طریق خاطرات، گفتوگوها و سفرهای کوتاه، با گذشته و هویت خود روبهرو میشود. آشناییاش با لیلا مسیر فکری تازهای برایش باز میکند و گفتوگوهای آن دو درباره عشق، ادبیات و رهایی، شالوده فلسفی رمان را شکل میدهد. مرگ پدر، روابط خانوادگی پرتنش و کمبودهای زندگی در شرایط تحریم و اشغال، پسزمینهای واقعگرایانه به روایت میدهد و طنز نویسنده، تلخی آن را متعادل میکند.
پروانه در عنوان کتاب، نمادی از ناپایداری و گذر و اشارهای به شکنندگی انسان در برابر زمان و شرایط اجتماعی است. بسیاری از صحنهها حول مفهوم «دره» یا «وادی» میچرخد؛ جایی میان واقعیت و خیال، که شخصیتها در آن با ترسها و پشیمانیهایشان روبهرو میشوند. جرجیس از این نمادها برای نشان دادن تضاد میان میل به تعلق و نیاز به رهایی استفاده میکند. رمان از خلال جزئیات کوچک، مثل گفتوگوهای خانوادگی یا ترس از مارمولک، جنبه انسانی و طنزآمیز زندگی را در دل بحرانها برجسته میسازد.
تحولات درونی فاضل و دیگران نه ناگهانی، بلکه تدریجی و گاه مبهماند. «درهی پروانهها» از خلال روایتهای پراکنده و لحظههای روزمره، به پرسشی گستردهتر درباره هویت، معنا و امکان تغییر در جامعهای بحرانزده میرسد.
چاپ ۱۴۰۱
167 pages, Paperback
Published April 1, 2025
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 1 of 1 review
September 4, 2026
دره ی پروانه ها ، کتابی است از ازهر جرجیس ، نویسنده عراقی . کتاب او داستان زندگی جوانی به نام عزیز را روایت می کند که می کوشد در عراق صدام حسین ، در هنگام جنگ ، تحریم ها و دوران پس از صدام زنده بماند و اگر هم توانست زندگی کند .
جرجیس برای شرح فاجعه زندگی در عراق ، از لحنی طنز آمیز استفاده کرده ، گویی که تنها با طنز می توان به عمق نکبت زندگی رسید . طنزی که نه برای خنداندن، بلکه برای زنده ماندن در برابر هراس و سیاهی به کار گرفته شده .
جرجیس داستان زندگی عزیز از جوانسالی تا میانسالی و چالش های او را روایت می کند ، جوانی فارغ التحصیل رشته تئاتر و علاقه مند به مطالعه ، در کشوری دیکتاتوری ، فقیر و تحریم زده ، از او چه کاری بر می آید ؟ جز این که شاهد لگد مال شدن آرزوهایش و سرگرم کاری بی ارزش باشد ؟
سرنوشت این گونه او را تحقیر می کند ، آرزوهایش را به سخره می گیرد و او را به مسیرهایی میکشاند که هیچگاه در بدترین کابوس هم تصورشان را نمیکرد .
اما این پایان ماجرای عزیز نیست. جرجیس در دل این سرخوردگی و تحقیر، روزنههایی از نور و زیبایی باز می کند و به مخاطب نشان می دهد که چگونه میتوان در میان انبوهِ ویرانیها، در میان درد و رنج و غم و اندوه نشانی از امید یافت.
در نهایت ، جرجیس گویی از خواننده می پرسد که آیا میتوان در کشوری که هر آرزویی را به فنا میدهد، همچنان به زندگی امید داشت؟
دره پروانهها حکایت کسانی است که این پرسش را با پوست و خون خود تجربه کردهاند. این رمان حکایت سرنوشتِ نسلی است که در دلِ نیستی، بودن و در مرگ ، هستی را معنا کردهاند.
جرجیس برای شرح فاجعه زندگی در عراق ، از لحنی طنز آمیز استفاده کرده ، گویی که تنها با طنز می توان به عمق نکبت زندگی رسید . طنزی که نه برای خنداندن، بلکه برای زنده ماندن در برابر هراس و سیاهی به کار گرفته شده .
جرجیس داستان زندگی عزیز از جوانسالی تا میانسالی و چالش های او را روایت می کند ، جوانی فارغ التحصیل رشته تئاتر و علاقه مند به مطالعه ، در کشوری دیکتاتوری ، فقیر و تحریم زده ، از او چه کاری بر می آید ؟ جز این که شاهد لگد مال شدن آرزوهایش و سرگرم کاری بی ارزش باشد ؟
سرنوشت این گونه او را تحقیر می کند ، آرزوهایش را به سخره می گیرد و او را به مسیرهایی میکشاند که هیچگاه در بدترین کابوس هم تصورشان را نمیکرد .
اما این پایان ماجرای عزیز نیست. جرجیس در دل این سرخوردگی و تحقیر، روزنههایی از نور و زیبایی باز می کند و به مخاطب نشان می دهد که چگونه میتوان در میان انبوهِ ویرانیها، در میان درد و رنج و غم و اندوه نشانی از امید یافت.
در نهایت ، جرجیس گویی از خواننده می پرسد که آیا میتوان در کشوری که هر آرزویی را به فنا میدهد، همچنان به زندگی امید داشت؟
دره پروانهها حکایت کسانی است که این پرسش را با پوست و خون خود تجربه کردهاند. این رمان حکایت سرنوشتِ نسلی است که در دلِ نیستی، بودن و در مرگ ، هستی را معنا کردهاند.
Displaying 1 - 1 of 1 review


