Jump to ratings and reviews
Rate this book

کلیدر #1

کلیدر، جلد اول

Rate this book
کلیدر نام اثری از محمود دولت آبادی در ده جلد است. بیشتر درباره ی این اثر را می توانید در لینک زیر مشاهده فرمایید:
http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D...

391 pages, Hardcover

First published January 1, 1978

24 people are currently reading
173 people want to read

About the author

محمود دولت‌آبادی

79 books1,387 followers
Mahmoud Dowlatabadi is an Iranian writer and actor, known for his promotion of social and artistic freedom in contemporary Iran and his realist depictions of rural life, drawn from personal experience.

برنده لوح زرین بیست سال داستان‌نویسی بر کلیه آثار، به همراه امین فقیری ۱۳۷۶
دریافت جایزه یک عمر فعالیت فرهنگی، بدر نخستین دوره جایزه ادبی یلدا به همت انتشارات کاروان و انتشارات اندیشه سازان ۱۳۸۲
برنده جایزه ادبی واو ۱۳۹۰
Award for International Literature at the House of Cultures in Berlin 2009
Nominated Asian Literary Award for the novel Collon Collin 2011
Nominated for Man Booker International prize 2011
برنده جایزه ادبی هوشنگ گلشیری برای یک عمر فعالیت ۲۰۱۲
English translation of Colonel's novel, translated by Tom Petrodill, nominee for the best translation book in America 2013
Winner of the Literary Prize Ian Millski Switzerland 2013
Knight of the Art and Literature of France 2014

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
115 (55%)
4 stars
62 (29%)
3 stars
23 (11%)
2 stars
4 (1%)
1 star
5 (2%)
Displaying 1 - 30 of 41 reviews
Profile Image for sAmAnE.
1,373 reviews155 followers
June 9, 2021
کلیدر کتابیه که برای خوندنش خیلی ذوق داشتم، امیدوارم تو جلد دوم جذاب‌تر باشه...😬
Profile Image for Ali Salehi.
265 reviews40 followers
December 17, 2024
دوستان قراره بپردازیم به نخستین جلد از ده جلد مهمترین رمان تاریخ ایران : «کِلیدر» اثر بی نظیر استاد «محمود دولت آبادی»
اثری که مطلقا خوبه و سرگرم میکنه.
شب ساعت یازده بود.کتاب قبلی رو تازه تموم کرده بودم که نگاه انداختم به «کلیدر» گفتم دو سه صفحه میخونم که با قلم دولت آبادی آشنا شم. وقتی داشتم میخوندم پیش خودم میگفتم : چقدر معلومه فرم داره... چقدر داستان داره... چقدر شخصیت داره... چقدر فضا درسته. به خودم اومدم و دیدم صفحه 39ام پایان بند یکم.
فهمیدم خواسته و ناخواسته پا گذاشتم در یک مسیر که با میل خودم کتاب رو دستم گرفتم. حالا باید ببینم «دولت آبادی» فقید کی میخواد من کتاب رو زمین بذارم.
در جلد اول ، رویداد ها کم نیست ولی زیاد و آنچنان پر هیاهو هم نیست.
شخصیت ها (مخصوصا خاندان کلمیشی) عالین. فضای کتاب کاملا معلومه «دولت آبادی» تجربه‌ش کرده. اون حجم از اضطراب ، اون قبایل و روستاها و گوسفندچرونی ها و... همه رو حس کرده و مثل «برگمان» در فیلمسازی منتقل میکنه.
یاد جمله ای از برگمان می افتم که میگه «اگر یه کاپ قهوه خوری توو میزانسن یکی از سکانسای فیلمام باشه ، قبلش من توو اون کاپ یه قهوه خوردم»
بدون شک «کِلیدر» از «محمود دولت آبادی» خوب شروع شد. بعد از یک استراحت کوتاه بریم جلوتر و ببینیم آیا این مسیر رو خوب میرونه یا نه؟ و در نهایت الامر یک نقد کامل از من رو شاهد خواهید بود. اما فعلا بگم شروع خوبه. داستان هست.شخصیت ها هستن.فضا هست.
Profile Image for Amin.
419 reviews442 followers
October 13, 2020
چندی از دوستان پیشتر به من هشدار داده بودند که این اثر گرچه سترگ و جذاب است اما جلد اولش شاید نسبت به جلدهای دیگر خسته کننده و کندخوان باشد. اما تجربه مطالعه همین جلد هم اگر قرار باشد نظر دوستان را درنظر بگیرم بزرگترین انگیزه برای ادامه مطالعه است. یعنی نه تنها برای من این جلد خسته کننده و کند نبود٬ بلکه گیرایی و روایت داستان از بسیاری از آثار دیگر و جذاب دولت آبادی هم بیشتر بود. شاید این گونه بتوانم سخن دوستان بزرگوار کتابخوانم را برای خود تفسیر کنم که در جلد اول مدت زمانی به طول می انجامد که با قلم استاد و البته نحوه مواجهه با اسامی مختلف و فراوان شخصیت ها و همین طور کلمات و اصطلاحات محلی خو بگیریم. به موازات چنین عادتی داستان هم رفته رفته شکل میگیرد و برای من تداعی کننده خلق اثری بزرگ است. از آن منظر عرض میکنم که تلاقی حوادث و توالی آنها که هیچ کدام بر پایه شخصیتی محوری نیستند یا در یک اتفاق درنگ نمیکنند یادآور داستان های بزرگی است که تعادل مناسبی بین شخصیت پردازی و فضاسازی اتفاقات را فراهم می کنند که البته کاری است بس دشوار
Profile Image for Ali Book World.
499 reviews252 followers
January 11, 2024
تجربه‌ی متفاوتی بود.
به عنوان جلد اول از مجموعه‌ای عظیم تالیفیِ معروف واقعا خوب بود.
فکر میکنم سه ستاره خوب باشه برای این جلد، چون برای یک مجموعه‌ی ده جلدی، شروعی خوب و قابل قبول داشت.
Profile Image for Samane Lou.
348 reviews45 followers
April 9, 2024
چه شاهکاری کردن با صوتی کردن این کتاب فوق العاده!
ساز استاد کلهر و صدای آرمان سلطان زاده...انگار که اولین باره دارم کلیدر رو میخونم...خیلی خیلی خیلی چسبید...
همین.
Profile Image for Maedeh.
74 reviews19 followers
May 18, 2024
خیلی وقت بود که مجموعه کلیدر تو لیستم بود ولی هر بار حجم زیادش میترسوندم تا بالاخره دو ماه پیش رفتم سراغش.
هنوز نمیدونم کدوم از موضوعاتی که تو جلد اول بهش پرداخته شد محور اصلی داستانه و قراره تو جلدهای بعدی ادامه پیدا کنه ولی همشون از نظر من جذابن و کشش بسط پیدا کردن دارن.
موردی که خیلی آزارم میده جو زن ستیز حاکم بر داستانه اما برام قابل درکه که نویسنده داره داستانی از ۸۰ سال گذشته ایران را روایت میکنه و زن ستیزی جزء لاینفک افکار مردم در اون سالهاست.
در نهایت اینکه تا الان فقط ده درصد راه رفتم و برای قضاوت زوده.
Profile Image for Shekoofe Hejazi.
43 reviews4 followers
August 15, 2024
هشدار جدی
شما با گوش دادن نسخه رادیو گوشه معتاد این کتاب خواهید شد.
گوش دادن به کتاب صوتی کلیدر شبیه شنیدن صدای فیلم از سالن خونه‌ست وقتی غرق کاراتی و تلویزیون رو روشن گذاشتی.
حقیقتش وقتی کامنتایی که برای این کتاب داده بودن رو میخوندم متعجب میشدم، اکثرا نوشته بودن جلد اول گیرایی نداشت و جذاب نبود. نمیدونم جادوی راوی گری آرمان سلطان زاده بود یا قلم جناب دولت آبادی، به شدت از شنیدن این کتاب لذت بردم و اگر دو روز نمیشنیدم دلم برای کلمیشی‌ها تنگ میشد.
قطعا این نسخه کتاب صوتی رو به کسایی که میخوان کتاب رو شروع کنند یا کسایی که قبلا کتاب رو خوندن، پیشنهاد میکنم.
Profile Image for Aroosha Dehghan.
Author 3 books96 followers
August 6, 2024
« در بستر جوی آیا خون روان نیست؟»
Profile Image for Yas.
662 reviews72 followers
February 14, 2024
▪︎روز رنگی دیگر می‌گیرد هنگام که روزگار تو زیر و زبر شده است.

ماتم. مرگ. بلا...

یکی از بهترین کتاب‌هایی بود که تا بحال خوندم.
شدیدا متعجبم کرد. غمگینم کرد.
قلمش
داستان
توصیفات
وایبش
کارکترها
حتی اسامی
خیلی خیلییی زیبا بودن
و همچنین غم‌انگیز و هراسناک

پیشنهاد میکنم کتاب‌صوتی‌اش با صدای آرمان سلطان‌زاده رو گوش کنید عالیه👌🏻مخصوصا اگر توصیفات بنظرتون زیادن.
Profile Image for Mohi Hajihoseini.
68 reviews34 followers
January 20, 2025
تا اینجا نه میشه شیفته شخصیت‌های این کتاب شد و نه میشه ازشون متنفر بود. همه حق دارند برای کارهایی که می‌کنند و در عین حال سیاهی درونشون رو نمیشه ندیده گرفت. خیلی واقعی بودند برای من.
Profile Image for Mahnaz .
140 reviews15 followers
September 14, 2024
« چه اندوه کهنه ای دل و جانش را به خمودی می خواند، هرچه او گریزان تر، غم و اندوه سمج تر »
خوندن کلیدر مثل قدم به راهی طولانی گذاشتنه ، اولین کتاب کلیدر و خوندم. همین یک جلد به تنهایی غنی از جملاتی زیباست که خود نماینده ادبیات فارسی دلنشینه.
در اولین جلد کتاب حس تردید و اندوه ، اندوه و اندیشه ، خشم و کینه، عشق و نفرت و غریبی همگی به زیبایی موج می زنه. زنانی فراخور عشق و آرامش ، مردانی عاشق و تلاشگر و گاه درمانده.
کتاب صوتی کلیدر مثل یه سریال زیباست که صداها به حق به شخصیت ها میاد و همراه با ساز محلی واقعا لذت بردن از کتاب رو براتون چند برابر میکنه . کلی راوی داره که گل سرسبدشون « آرمان سلطان زاده» « مهبد قناعت پیشه » « مهدی صفری » « شیما درخشش»و.. هست .
Profile Image for Fahimeh Naeini.
68 reviews1 follower
December 31, 2025
چقدر خوشحالم که شروعش کردم
چقدر لذتبخشه خواندنش
به‌نظر من شروع خیلی خوب داشت
کاش میشد هر ده جلو رو تو یک ماه تموم کرد
Profile Image for m.nima Eslamian.
53 reviews23 followers
October 7, 2018
تا به اینجای کار، این جلد فقط ذکر مصیبت بود.
Profile Image for Moony.
49 reviews10 followers
May 10, 2024
به قول ژوله، چقدر تلخ بود. چقدر سخت بود. چقدر تموم کردنش قوی بودن بنیه می‌خواست.(و تازه ده درصد مجموعه رفته:"))
Profile Image for دانیال بهزادی.
245 reviews130 followers
September 23, 2020
‫در ردهٔ یه داستان ایرانی، خیلی خوبه.
‫این که می‌گم در ردهٔ یه داستان ایرانی،‌به این دلیله که گویا برای اکثر نویسندگان ایرا��ی مشتبه شده که باید عقاید و نظریات خودشون رو که گاهی هیچ عقبهٔ عقلی و منطقی‌ای هم نداره، توی داستان بیارن. در صورتی که به نظر من، درست اینه که داستان رو روایت کنی و بذاری خواننده خودش اون چیزی که تو سرته رو بگیره و حالا یا بخواد قبول کنه،‌یا بخواد بهت فحش بده بابت این که چرا چنین چیزی تو سرته اصلاً ((:
Profile Image for Ameneh.
38 reviews14 followers
October 1, 2021
فضاسازی این کتاب، اصلا نمیذاشت نفس بکشم ما بین کلمات. هرچند جزییاتش بسیار زیاد بود.
اواخر این جلد بسیار خوب بود.
جنون نومیدی!
( ولی برام سواله الان نه جلد دیگه راجع به چی صحبت میکنه!؟)
Profile Image for Niloofar Poudine.
6 reviews4 followers
March 27, 2023
خیلی زمان برد تا یک جلد را بخوانم، کتاب درست مثل زندگی کویر نشین ها روندی آرام و بی هیجان داشت.
Profile Image for Amir Jabbari.
162 reviews6 followers
April 12, 2024
از کتاب خوشم اومده، تعدد شخصیت‌ها و ستینگ جالب ایران و خراسان برام جالب بود
Profile Image for Zohreh salimi.
31 reviews7 followers
July 8, 2025
گویش خراسانی جذابی داره .
خود داستان هم با اینکه سالها قبل اتفاق افتاده خیلی ملموسِ و البته خواننده رو با خودش همراه می کنه.
Profile Image for Mobina Hatamabadi.
42 reviews2 followers
May 10, 2025
با اینکه خونده بودم که جلد اول نسبت به بقیه جلد ها کم کشش تره
دوسش داشتم
نمیگم بهترین چیزیه که خوندم
اما
جالب بود
برای منی که سرک کشیدن توی سبک زندگی های مختلف برام جالبه خیلی خیلی خیلی جالب بود دیدن زندگی عشایر
چند صحنه داشت که واقعا شاهمار توصیف شده بود و از گوش دادنشون واقعا مو به تنم سیخ شد
مثل صحنه اخر که یهو شروع به کشتار گوسفند ها میکنن
یا وقتی بیگ محمد رفت سراغ شیرو و ماه درویش
یا صحنه ای که نادعلی رفت توی قبر و گور کن مرد واقعا خشکم زد

شاید توصیفات کتاب یکم زیاد باشه اما ذات این کتاب همینه نمیدونم حوصله ام میکشید بخونمش یا نه اما اجرای تیم ارمان سلطان زاده واقعا گوشنوازه
به طرز عجیبی از هیچ کدوم از شخصیت ها اونقدر خوشم نمیاد
شاید چون همه شون درست و خاکستری نوشته شدن
فعلا شخصیت مورد علاقه ام اسب ماراله
البته خیلی دلم میخواد دلاور از زندان ازاد شه و بیشتر ازش بشنوم
This entire review has been hidden because of spoilers.
Profile Image for Bahman Bahman.
Author 3 books245 followers
November 14, 2021
اما ... ای گل محمد! به راستی با من بگو چه بر تو گذشته است که این چنین در خود گره خوردی ؟ از چه این اندیشه، وسوسه - همچو زهری که در خون - به جانت دویده و تو را به خود واداشته است؟ از چه به جان آمدی ؟بی تابی از چه؟ خوی کرده ای بهانه می جویی برانگیختگی ات از چیست ؟ از کدام درد ؟ به کدام خواست ؟ با من راست بگوی ای مرد !
Profile Image for Leyla.
14 reviews1 follower
July 29, 2024
دیدار آنچه روان است و میگذرد، آرامشی به خاطر آشفته می‌دهد. گذر آب. هرچه هست، بگذار بگذرد. ثقل ذهن و کلاف روح، انگار باز می‌شود. آب در تو انگار جاری می‌شود و تو انگار در آب. آنچه به دل داری گره می‌گشاید و روان می‌شود. شسته می‌شوی.آب!
256 reviews12 followers
Read
March 8, 2024
به نظر من دولت آبادی خواننده را با زبان می خواهد بترساند یا به ستایش بکشاند. پیرنگ خیلی ساده است و زاویه دید پیچیدگی چندانی ندارد. آدم یاد شاهنامه خوانی می افتد که به گمانم از قصد است. راستش از میان این همه شخصیت و تیپ من قره آت را دوست دارم ولی از تمهیدهای نویسنده برای نشانه پردازی و سمبل خوش ندارم؛ مثلا اب تنی مارال و رام کردن قره آت، کینه توزی زیور و عشق و عاشقی ایلی و روستایی، پستی و رذل بودن دلال ها و نوکیسه ها. همه گویا از تجربه های خود نویسنده گرفته شده اند. توصیف های فراوان که به روده درازی بیشتر می ماند تا پخته کردن شخصیت ها و روند پیشبرد داستان آزارنده است.
به دلیل بیماری مجبور شدم بخشی زیادی از داستان را گوش دهم و شما را بیمناک می کنم که حتی در نسخه صوتی مثلا فاخر سانسور شده است؛ عایشه، گاییدم، به تخمم و... البته شاید بیشتر هم باشد. فراورده های فرهنگی رژیم را به دیده تردید ببینید!
Profile Image for Lili bababee.
27 reviews2 followers
February 19, 2025
بخش های تاثیر گذاری در جلد اول وجود داره که خوندنش نفس آدم رو حبس میکنه ولی به نظرم آخرین بخش از بقیه نفس گیر تر بود... اونجایی که جنون به جون مردهای خانواده می افته .
از خط به خط این کتاب لذت بردنم..امیدوارم تو جلدهای بعدی جذابیت داستان بیشتر بشه
Profile Image for Sina Iravanian.
200 reviews36 followers
January 26, 2021
هنوز در حال خواندن بخش‌های پایانی رمان «تل‌ماسه» بودم که خواندن کلیدر را شروع کردم. ذهنم پر بود از بی‌آبی اغراق آمیز کتاب و عواقبش بر مردم آن سیاره و این که اگر بلایایی که بر سر زمین می‌آوریم ادامه یابد شاید به‌زودی این بی‌آبی اغراق‌آمیز به حقیقت بپیوندد. در کلیدر، محمود دولت‌آبادی با توصیفات فراوان و گیرایش، ما را با بی‌آبی‌ اقلیمی در بخش‌هایی از خراسان که در گذشته به حقیقت پیوسته و هم‌چنان به حقیقت می‌پیوندد آشنا می‌کند. در بخشی از قصه می‌گوید که ایلیاتی‌هایی که در شهر به زندان هستند دسترسی آسان‌تری به آب دارند تا آن‌ها که آزادند.

پیداست که در شهر – در زندانش هم – دم دست، آب بیشتری هست تا بیابان‌های جوین،‌ دهنه‌شور و جلگه ماروس.

در بخشی از داستان، دولت‌آبادی از زبان کلمیشی خطاب به پسرش در مورد کوچ اجباری کردها به آن بخش از خراسان و ماندگاریشان می‌گوید:

تو خیال می‌کنی چرا ما در این‌جا ماندگار شده‌ایم؟ ما را، یا تبعید کرده‌اند، یا برای جنگ با افغان‌ها، ترکمن‌ها و تاتارها به این سر مملکت کشانده‌اند. ما همیشه شمشیر و سپر این سرزمین بوده‌ایم. سینه‌ی ما آشنای گلوله بوده، اما تا همان وقتی به کار بوده‌ایم که جانمان را بدهیم و خونمان را نثار کنیم. بعدش که حکومت سوار می‌شده، دیگر ما فراموش می‌شده‌ایم و باز باید به جنگ با خودمان و مشکل‌هامان بر می‌گشته‌ایم. کار امروز و دیروز نیست. ما در رکاب نادر شمشیر زده‌ایم، همپایش تا هندوستان اسب تازانده‌ایم. چه می‌دانم، چند صد سال پیش که شاه عباس ما را از جا کند و به این‌جاها کشاند یکیش هم برای این بود که با سینه‌ی مردهای ما جلوی تاتارها بارویی بکشد. از دم توپهای عثمانی ما را برداشت آورد دم لبه‌ی شمشیر تاتارها جا داد. همیشه جان‌فدا بوده‌ایم ما. شمشیرِ حمله همیشه اول سینه‌ی ما را می‌شکافته. اما بار که بار می‌شده هرکس می‌رفته می‌نشسته بالای تخت خودش و ما می‌مانده‌ایم با این چهارتا بز و بیابان‌های بی‌بار، ابرهای خشک و ارباب‌هایی که هر کدامشان مثل یک افعی روی زمین‌های چپاولی خودشان چمبر زده‌اند تا به قیمت خون پدرشان بابت علفچر و آبگاه از ما اجاره بگیرند. اما تو که هنوز جوانی و خامی نمی‌خواهی به گوش بگیری که ما همیشه بار شکم این مملکت بوده‌ایم. آذوقه! خورده شده‌ایم. همان چُفُلکی که زمستان‌ها جلوی بز می‌ریزند تا از تنگسالی بیرونش کنند. چُفُلک! هروقت تنگسالی بوده، ما را به آخور ریخته‌اند...
*‌ چُفُلک:‌ غلاف پنبه که در زمستان خوراک گوسفندان شود.

دولت‌آبادی توصیفات فراوان و زیبایی دارد. مثلاً توصیف زیر وقتی مارال سوار بر اسبش در بیابان می‌رفت:

در هر قدم یک جو از روز بریده و به دور افتاده می‌شد. خورشید یک مژه بالاتر می‌خزید و گرما یک پَر سنگین‌تر می‌شد.

36 reviews
February 23, 2025
کلیدر را خواندم و لذت بردم و آرزو کردم همینطور ادامه می‌داشت و تمام نمی‌شد و گل‌محمدها نامیرا بودند و داستانشان هم با خودشان ادامه می‌یافت و دولت‌آبادی هم می‌نوشت و ما هم می‌خواندیم و لذت می‌بردیم و مثل همیشه تاریخ، و مثل رعیت‌های داستان، مثل مردم روستای خرسف، مثل مردم قلعه چمن فقط از شجاعت آنها لذت می‌بردیم و وقتی ب��مان تشر می‌زدند که آخر مگر سیب‌زمینی هستید که هرچه بالادستی‌ها بر سرتان می‌آورند نفستان در نمی‌آید، سر به زیر می‌انداختیم و مثل ماه‌درویش نفسمان در نمی‌آمد و خیلی زور که می‌زدیم، مثل قدیر فحش بالا و پایین‌ مردان حکومت را می‌دادیم و در نهان دل‌مان آرزو می‌کردیم روزی مانند او به کاری گمارده شویم و نان چربی در سفره‌مان ببینیم. چقدر تلخ است که یک حرف را هزار بار به آدم بگویند و آدم هم بداند که حق است، اما جراتش را نداشته باشد که تایید کند یا اگر تایید کرد، طبق آن عمل کند. اینجور وقت‌هاست که خدا خیلی به درد می‌خورد. واگذارشان می‌کنیم به خدا و خیال خودمان را راحت می‌کنیم به این‌که در آن دنیا و سر پل صراط، پای‌شان بلغزد و بیفتند در چاه ویلی که بعید می‌دانم خیلی با آن‌چه ما با آن دست‌به‌گریبانیم فرق کند. اما چه می‌شود کرد؟! اگر روزنه امیدی هم باشد، همین حرف‌هاست که اگر این‌ها هم نباشد، یعنی رسما مرده‌ایم. اگر توان اعتراض نداریم، لااقل در قصه‌هایمان بگوییم که یک نفر بود که اعتراض کرد و چنین و چنان شد. حالا اگر آن قهرمان، واقعی باشد که چه بهتر! یعنی واقعا یک نفر بوده که اعتراض کرده؟‍! یک نفر بوده که حرف زده؟! نفسش بالا آمده؟! توانسته بپرسد چرا؟! باورش سخت است، اما ظاهرا حقیقت دارد! گل‌محمدی بوده و برادرانی داشته و خان‌عمویی و همه‌شان شیرپاک‌خورده بوده‌اند و جگر داشته‌اند و توانسته‌اند یک‌جایی بلند شوند و سرشان را بالا بگیرند و بگویند این‌طور که نمی‌شود! آخر ما هم آدمیم! ما هم حق داریم! ما هم حالی‌مان می‌شود! شاید اگر بخوانیم برای خودمان و در گوش کودکان‌مان، فردا روزی،‌خدا را چه دیدی، یک نفر از میان خود ما و شاید حتی من یا تو بلند شد و شد گل‌محمد و دیگری هم توانست بشود ستار و به جرات قدم‌های گل‌محمد، ستارها هم به راه افتادند و حداقل اگر هم نتوانستیم حق‌مان را بگیریم، حرفش را زدیم و به خودمان بدهکار نماندیم.

پی‌نوشت:
۱. آقای دولت‌آبادی! دستتان را از دور می‌بوسم.
۲. ترانه فولکلور «ننه گل‌ممد» درد دل مادر گل‌محمد است.
۳. کتاب صوتی کلیدر را از دست ندهید.
Profile Image for Maytea.
12 reviews
November 1, 2025
درباره جلد اول کلیدر:
سر در نمیارم تأکید یه سری‌ها به اینکه میگن کلیدر بزرگترین رمانه و سه هزار تا صفحه داره و... چیه من حتی اگه تازه هم کتابخوان میشدم باز برام نه اهمیتی داشت و نه جذابیتی که کلیدر رو بخاطر تعداد جلداش بخونم. اصلا مگه نمیشه تمام آثار هر نویسنده‌ای رو یک کتاب چند جلدی در نظر گرفت ؟ مطعمنم همینه. مثلاً پروست درباره کل آثار داستایوفسکی گفت « تاریخ یک جنایت» ، به آثار همینگوی هم میشه گفت تقدیر مرد، درباره ویرجینیا وولف هم میشه گفت سکوت زمان و... کوتاه سخن کنم ، هر نویسنده قبل یا در هنگام نگارش قطعاً به مخاطبانی فکر می‌کنه که داره اثر رو برای اون ها هم مینویسه. و صدای درونش تحت تاثیر اونها هم هست. فکر میکنم کلیدر برای مخاطبایی نوشته شد که در زندان هستند و عطش شنیدن قصه دارن اونم نقالانه. یه زندان که وسط جزیره‌س با زندانی‌هایی که بین‌شون کمترین زمان تا آزادی‌ پنج سال هست; مخاطبینی که تنها کتاب موجود که در دسترس‌شون هست کلیدره.
واقعاً مشکلی با توصیفات ندارم. اوکی. قشنگه. اما برای مثال: «تاریک است شب ، شب تاریک است . چیز بودن او در چیز نبودن اوست . شب است و بیابان و مرد ، مرد است و بیابان و شب» و از این دست ساختارها و جملات خام که چی؟ یا تمام توصیفاتی که برای برج و بارویی کهنه به کار رفته وقتی مترادف هم هستند و حذف‌شون ضروری هست ، و یا توصیف فلان کاراکتر زن( که انگار چیزی جز پستان و نوک پستان نیست) و استفاده از همون توصیف درباره یه کاراکتر دیگه ( حتی مثلا یه جا درباره توصیف زانوی اسب هم از همون چیزی که برای کاراکتر زن استفاده شد استفاده میشه ؛ آیینه‌ی زانو) و...
مونولوگ کاراکترها، هیچ فرقی با شیوه روایت دانای کل نداره. یعنی فقط کافیه گیومه رو برداری تا بجای اون شخصیت ، همچنان خود راوی روده درازی کنه. بین کلمات شب و بیابان انگار رقابته! خیلی خیلی تکرار شدند.
جناب دولت‌آبادی محتوا و ایده خوبی داشت. جلد اول اما من چیزی جز چاپلوسیِ کلمات ندیدم.
1 review1 follower
August 31, 2021
کلیدر قصه ی جذاب پر تفصیلی هست که شاید همه کس از این همه تفصیل و توضیح لذت نبرند ولی برای من واقعا جذابه از یک طرف توانایی نویسنده در توصیف هر لحظه و‌هر لغت که ساعتها و صفحه ها میتواند فقط راجع به یک‌ کلمه شرح ارائه دهد ،و از طرفی جذاب نگه داشتن موضوع با وجود آن همه توضبح و تفصیل برای رسیدن به اصل حرف! و اتفافا متعجبم از نظر دوستان مبنی بر کسالت بار بودن قصه ،به نظرم کسانی که هشدار دادند شاید کلیدر کند و خسته کننده باشد احتمالا با فضای روستایی قصه های دولت آبادی غریبه اند ، به دوستان‌جوانتری که تابحال اثری از دولت آبادی نخواندند توصیه میکنم با کلیدر شروع نکنید و حداقل جای خالی سلوچ را قبل از کلیدر مطالعه کرده باشند! ولی برای دوستان خراسانی بالای سی سال بدلیل اینکه احتمالا بعضی عبارات و‌اصطلاحات و‌ضرب المثل ها را (هرچند بسیار کم ولی) شنیده باشند این فضا زیاد غریب نیست و کم وبیش میتوان به قصه مسلط شد و دشواری لغات ناآشنا آسیبی به فهم اصل نخواهد زد !
Profile Image for Helia.
140 reviews12 followers
February 12, 2024
بیشتر از دو سه ماه از وقتی که جلد اول کلیدر رو از کتابخونه دانشگاه گرفتم میگذره و بالاخره تموم شد...حقیقتا این کتاب از اول منو مجذوب فضاسازی ها و توصیفات خیلی دقیق و واقعیش کرد. انگار واقعا زندگی توی کویر رو داری تجربه میکنی...شخصیت ها کامل خلق شده ان و توی ذهن میمونن...گفتگوهای درونی و توصیف جزئیات زیاده و خیلی کش میاد داستان. من این ویژگی رو دوست دارم. ولی همین ویژگی هم باعث میشه از اون مدل کتابایی نباشه که بتونی یه سره بشینی پاش بخونیش...فقط یه سری تایما که وقت و ذهن آزاد داری میتونی ادامش بدی...برای شروع مجموعه این جلد خیلی خوب بود و دلم میخواد جلدای بعدی جذاب تر و پرکشش تر باشن.
Displaying 1 - 30 of 41 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.