کافی شاپ. سیگار آتش زدن به نشانه ی عاصی بودن. استفاده از فیلم های هالیوودی و شخصیت هایشان برای توصیف آدمها. اشاره به مارک لباس. جملات طولانی و پیرایش نشده. حتمنِ حتمنِ حتمن، دست کم یک چند ضلعی عشقی. دیالوگ های شدیدن تصنعی و شبیه به دیالوگ ها در سریال های صدا و سیما ("الاغ"، "لعنتی"، ") و بعضی فیلم های سینمایی. خونه ای که توش موش هست و مال یه آدم بیکار و متعلق به طبقات پایین اجتماعه، ولی توش مثلن کاناپه هم داره. شروع رمان، کاملن درگیر نکننده و خسته کننده. دیدن خاب های پیچیده و ارائه ی تفاسیر فرویدی در لابلای خطوط.
موارد بالا رو توی ده ها رمان معاصر فارسی دیدم و به نظرم همه شون از این ناشی میشن که نویسنده سعی میکنه از چیزی، از دنیایی، که نمیشناسدش و بلدش نیست بنویسه. در حالی که مثلن اگه از دنیای امن و امان فیلم دیدن و خرید کردن و کافی شاپ رفتن بنویسه، شاید بیشتر از ته دل باشه و بر دل هم بنشینه.
داستان درباره ی زنیست که به تازگی از پرورشگاه به خواسته ی خودش بیرون اومده تا زندگی جدیدی تجربه کنه. اتفاقی با مردی آشنا میشه که بهش پیشنهادی میده برای پولدار شدن و ماجرای این پیشنهاد روند داستانه. . . زاویه دید داستان چند اول شخص هست. با گردش بین چند شخصیت روایت بیان میشه و در مورد هر شخصیت گریز کوتاهی به گذشته هاشون هم میشه. از نظر من به این تعداد زاویه دید نیاز نبود یا حداقل زاویه دید سعید رو خیلی اضافی دیدم خصوصا که بطور کل اون بخش از داستان انگار متعلق به یه داستان دیگه بود اونقدر که شخصیت از نوع روایت و بستر جدا شده بود. حتی نثر انگار مربوط به یه داستان کوتاه دراماتیک شده بود. ترجیحم این بود زاویه دید مریم رو بیشتر داشت . قشنگ ترین شخصیت مریم بود اگرچه هیچکدوم از شخصیت ها فرصت رشد کافی پیدا نکرده بودند و به محض شناخت و اخت شدن خواننده ، بخش بسته می شد و به اپیزود بعدی میرفت. به غیر از سعید من یکی از نقاط قوت کتاب رو نثر مخصوص به هر کدوم از شخصیت ها میدونم. نثر متناسب با نوع شخصیت تغییر میکرد. از سیامک تا شیوا و مریم کاملا لحن عوض میشد و این حقیقتا نکته ای مثبت هست که نویسنده بتونه شخصیت ها رو از هم تفکیک کنه. چیز دیگه ای که خیلی دوست داشتم توصیف ها بود. در عین کوتاهی جملات برای من قابل لمس بود. توصیف سرما برف شهرک دریا. پایان داستان رو هم من دوست داشتم. اگرچه داستان خیلی سلیقه ای هست و توی نقدها خوندم خیلی به مذاق ها خوش نیومده بود نقاط قوت داستان رو بیشتر از منفی هاش دیدم و از خوندنش راضی هستم. طرح جلد و اسم داستان هم تناسب خوبی با موضوع داشت.