Jump to ratings and reviews
Rate this book

از همان راهی که آمدی برگرد

Rate this book

105 pages, Paperback

Published January 1, 2014

11 people want to read

About the author

فرشته نوبخت

6 books5 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
1 (3%)
4 stars
3 (11%)
3 stars
9 (33%)
2 stars
5 (18%)
1 star
9 (33%)
Displaying 1 - 6 of 6 reviews
Profile Image for Tahmineh Baradaran.
567 reviews137 followers
April 4, 2023
مثلا"فقط برای سنگین شدن چشمها پیش ازخواب..
Profile Image for Behzad.
653 reviews122 followers
Read
September 24, 2016
کافی شاپ.
سیگار آتش زدن به نشانه ی عاصی بودن.
استفاده از فیلم های هالیوودی و شخصیت هایشان برای توصیف آدمها.
اشاره به مارک لباس.
جملات طولانی و پیرایش نشده.
حتمنِ حتمنِ حتمن، دست کم یک چند ضلعی عشقی.
دیالوگ های شدیدن تصنعی و شبیه به دیالوگ ها در سریال های صدا و سیما ("الاغ"، "لعنتی"، ") و بعضی فیلم های سینمایی.
خونه ای که توش موش هست و مال یه آدم بیکار و متعلق به طبقات پایین اجتماعه، ولی توش مثلن کاناپه هم داره.
شروع رمان، کاملن درگیر نکننده و خسته کننده.
دیدن خاب های پیچیده و ارائه ی تفاسیر فرویدی در لابلای خطوط.

موارد بالا رو توی ده ها رمان معاصر فارسی دیدم و به نظرم همه شون از این ناشی میشن که نویسنده سعی میکنه از چیزی، از دنیایی، که نمیشناسدش و بلدش نیست بنویسه.
در حالی که مثلن اگه از دنیای امن و امان فیلم دیدن و خرید کردن و کافی شاپ رفتن بنویسه، شاید بیشتر از ته دل باشه و بر دل هم بنشینه.
Profile Image for Monir.
22 reviews15 followers
August 28, 2018
داستان درباره ی زنیست که به تازگی از پرورشگاه به خواسته ی خودش بیرون اومده تا زندگی جدیدی تجربه کنه. اتفاقی با مردی آشنا میشه که بهش پیشنهادی میده برای پولدار شدن و ماجرای این پیشنهاد روند داستانه.
.
‌‌.
زاویه دید داستان چند اول شخص هست. با گردش بین چند شخصیت روایت بیان میشه و در مورد هر شخصیت گریز کوتاهی به گذشته هاشون هم میشه. از نظر من به این تعداد زاویه دید نیاز نبود یا حداقل زاویه دید سعید رو خیلی اضافی دیدم خصوصا که بطور کل اون بخش از داستان انگار متعلق به یه داستان دیگه بود اونقدر که شخصیت از نوع روایت و بستر جدا شده بود‌. حتی نثر انگار مربوط به یه داستان کوتاه دراماتیک شده بود. ترجیحم این بود زاویه دید مریم رو بیشتر داشت . قشنگ ترین شخصیت مریم بود اگرچه هیچکدوم از شخصیت ها فرصت رشد کافی پیدا نکرده بودند و به محض شناخت و اخت شدن خواننده ، بخش بسته می شد و به اپیزود بعدی میرفت.
به غیر از سعید من یکی از نقاط قوت کتاب رو نثر مخصوص به هر کدوم از شخصیت ها میدونم. نثر متناسب با نوع شخصیت تغییر میکرد. از سیامک تا شیوا و مریم کاملا لحن عوض میشد و این حقیقتا نکته ای مثبت هست که نویسنده بتونه شخصیت ها رو از هم تفکیک کنه.
چیز دیگه ای که خیلی دوست داشتم توصیف ها بود. در عین کوتاهی جملات برای من قابل لمس بود. توصیف سرما برف شهرک دریا.
پایان داستان رو هم من دوست داشتم. اگرچه داستان خیلی سلیقه ای هست و توی نقدها خوندم خیلی به مذاق ها خوش نیومده بود نقاط قوت داستان رو بیشتر از منفی هاش دیدم و از خوندنش راضی هستم.
طرح جلد و اسم داستان هم تناسب خوبی با موضوع داشت.
5 reviews2 followers
January 15, 2018
قرار بوده روشنفکرانه باشه ولی در نیومده........بیشتر شبیه اداهای بورژوآمابانه شده
Profile Image for Sayna.
116 reviews6 followers
January 11, 2023
بی سر و ته، مثل بقیه کتابای قفسه ی آبی.
Displaying 1 - 6 of 6 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.