What do you think?


باختن از مرگ
باختن از مرگ - در ستایش شکست (4) دربارۀ شکست وجودی، یعنی مرگ ناگزیر انسان و پیامد مهم آن است. همۀ ما بهرغم دستاوردها و ناکامیهای کوچک و بزرگمان، چارهای جز مواجهه با مرگ خود نداریم و چگونگی همین رویارویی نقشی برجسته در ساخت هویت ما و تعریف آن برای خودمان و دیگران ایفا می کند. کاستیکا براداتان در این کتاب، با نگاهی موشکافانه به آراء و زندگی یوکیو میشیما، نویسنده شاعر، نمایشنامهنویس و هنرپیشۀ ژاپنی، به بررسی آخرین و مهمترین دایرۀ شکست میپردازد. به نظر او ما با درک کسانی که اختیار زمان مرگ خود را در دست میگیرند تا زودتر به ثبات و آرامش آرمانی انسانها برسند، میتوانیم با میرایی خود کنار بیاییم و چه بسا روایتی معنادار بسازیم که به زندگیمان ارزش زیستن بدهد.
باختن از مرگ - در ستایش شکست (4) کتاب آخر از مجموعۀ چهارجلدی «در ستایش شکست» است که در سال 2024 جایزۀ پروز در حوزۀ فلسفه را گرفت. این مجموعه بیش از آنکه دربارۀ شکست باشد، دربارۀ پیامدهای ارزشمند آن است. براداتان با شکستن کلیشۀ «شکست پلهای برای موفقیت» و پرهیز از کالاسازی آن، کارکرد شفابخش شکست را توضیح میدهد؛ یعنی شناساندن جایگاه واقعی انسان به خودش و دعوت او به فروتنی نسبت به جهان.
باختن از مرگ - در ستایش شکست (4) کتاب آخر از مجموعۀ چهارجلدی «در ستایش شکست» است که در سال 2024 جایزۀ پروز در حوزۀ فلسفه را گرفت. این مجموعه بیش از آنکه دربارۀ شکست باشد، دربارۀ پیامدهای ارزشمند آن است. براداتان با شکستن کلیشۀ «شکست پلهای برای موفقیت» و پرهیز از کالاسازی آن، کارکرد شفابخش شکست را توضیح میدهد؛ یعنی شناساندن جایگاه واقعی انسان به خودش و دعوت او به فروتنی نسبت به جهان.
136 pages, Unknown Binding
About the author
Costică Brădățan
40 books47 followersCostică Brădățan is a Professor of Humanities in the Honors College at Texas Tech University, USA, and an Honorary Research Professor of Philosophy at University of Queensland, Australia. He is the author or editor of several books, and his work has been translated into many languages, including Dutch, German, Italian, Chinese, Vietnamese, and Farsi. Bradatan writes regularly for such publications as the New York Times, Times Literary Supplement, Aeon, Dissent, and The New Statesman, and serves as the Religion/Comparative Studies Editor for the Los Angeles Review of Books.
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 7 of 7 reviews
May 13, 2026
کتاب "باختن از مرگ" آخرین جلد از چهارگانه جستار "در ستایش شکست" است.
چهارگانهای که روزها منتظرش بودم و بیشتر مشتاق خوندن این جلد بودم.
در این چهارگانه، نویسنده به ابعاد مختلف شکست میپردازه و در "باختن از مرگ" به جنبههایی از مرگ اشاره میشه. به تعبیری، آخرین شکستی که با اون مواجه میشیم و یا حتی شکست در این شکست!
نویسنده برای باز کردن مقولهی مرگ از زندگینامهی افرادی مثل یوکیو میشیما و اوسامو دازای کمک میگیره که بسیار شناخت خوبی از این دو نویسنده ژاپنی به مخاطب میده که به درک بهتر آثارشون منجر میشه. (الان خیلی خیلی بهتر میتونم کتاب "برف بهاری" از میشیما رو درک کنم.)
نویسنده سعی میکنه با عینکهای مختلف به مرگ نگاه کنه و تعابیر متفاوتی از ناموجود بودن/ نیستبودگی/ نابودی ارائه کنه که برخی از این دیدگاهها رو وامدار افراد دیگهست.
براداتان به دیدگاه متفاوت "توماس سَس" در رابطه با خود.کشی نیز اشاره میکنه (که مشابه این دیدگاه رو پیش از این در یکی از آثار ماگدا سابو خوندم و همچنان در خاطرم مونده) که این عمل باید یکی از حقوق اساسی بشر در نظر گرفته شود.
براداتان معتقده که قصه، میتونه زندگی رو نجات بده چون همچنان میل داریم با وجود تمام شکستهای زندگی، ته قصه رو بفهمیم. همچنین در دیدگاه دیگری اشاره میکنه که مرگ ته قصه نیست چون ما هر روز بخشی از زندگیمون ربوده و به دست مرگ تکهتکه میشه. یعنی در واقع هر روز میمیرم.
اگر به جستار علاقهمندین، این چهارگانه میتونه انتخاب شگفتانگیزی باشه.
چهارگانهای که روزها منتظرش بودم و بیشتر مشتاق خوندن این جلد بودم.
در این چهارگانه، نویسنده به ابعاد مختلف شکست میپردازه و در "باختن از مرگ" به جنبههایی از مرگ اشاره میشه. به تعبیری، آخرین شکستی که با اون مواجه میشیم و یا حتی شکست در این شکست!
نویسنده برای باز کردن مقولهی مرگ از زندگینامهی افرادی مثل یوکیو میشیما و اوسامو دازای کمک میگیره که بسیار شناخت خوبی از این دو نویسنده ژاپنی به مخاطب میده که به درک بهتر آثارشون منجر میشه. (الان خیلی خیلی بهتر میتونم کتاب "برف بهاری" از میشیما رو درک کنم.)
نویسنده سعی میکنه با عینکهای مختلف به مرگ نگاه کنه و تعابیر متفاوتی از ناموجود بودن/ نیستبودگی/ نابودی ارائه کنه که برخی از این دیدگاهها رو وامدار افراد دیگهست.
براداتان به دیدگاه متفاوت "توماس سَس" در رابطه با خود.کشی نیز اشاره میکنه (که مشابه این دیدگاه رو پیش از این در یکی از آثار ماگدا سابو خوندم و همچنان در خاطرم مونده) که این عمل باید یکی از حقوق اساسی بشر در نظر گرفته شود.
براداتان معتقده که قصه، میتونه زندگی رو نجات بده چون همچنان میل داریم با وجود تمام شکستهای زندگی، ته قصه رو بفهمیم. همچنین در دیدگاه دیگری اشاره میکنه که مرگ ته قصه نیست چون ما هر روز بخشی از زندگیمون ربوده و به دست مرگ تکهتکه میشه. یعنی در واقع هر روز میمیرم.
اگر به جستار علاقهمندین، این چهارگانه میتونه انتخاب شگفتانگیزی باشه.
February 17, 2026
هیچ قصهی خوبی نبوده که مقداری شکست در آن نباشد.
September 23, 2026
قاعدتاً به واسطهی علاقهام به موضوع "مرگ"، جلد چهارم برایم عزیزتر از سه جلد دیگر بود. شاید به همین دلیل، بیشتر از هر چیز با بخشهایی که به میرایی، محدودیت انسان و ناتوانیمان در برابر پایان مربوط میشدند ارتباط گرفتم.
در مجموع، ایدهی "شکست" با زیرمجموعههایی مثل بدن (ضعف، بیماری، پیری)، سیاست (آرمانها و پروژههای سیاسی)، اجتماع (جایگاه فرد در جامعه) و در نهایت مرگ (فرجام)، فارغ از آن ایدههای بازاری و انگیزشیای که معمولاً از شکست ارائه میشود، توانست تصویر متفاوتی از آن به من بدهد.
یکی از دلایلی که به نظرم براداتان در به تصویر کشیدن شکست موفق بوده، این است که مسائل را صرفاً به شکل نظری و انتزاعی بیان نکرده؛ بلکه آنها را از خلال روایتها و تجربههای زیستهی آدمهایی از جنس خودمان پیش برده است. آدمهایی که شکست برایشان فقط یک مفهوم فلسفی نیست، بلکه چیزی است که در بدن، زندگی، روابط، آرمانها و در نهایت در مواجهه با مرگ تجربهاش میکنند.
شاید همین وجه انسانی کتاب باعث شد "شکست" در این چهارگانه کمتر شبیه یک مفهوم و بیشتر شبیه بخشی از زندگی به نظر برسد.
در مجموع، ایدهی "شکست" با زیرمجموعههایی مثل بدن (ضعف، بیماری، پیری)، سیاست (آرمانها و پروژههای سیاسی)، اجتماع (جایگاه فرد در جامعه) و در نهایت مرگ (فرجام)، فارغ از آن ایدههای بازاری و انگیزشیای که معمولاً از شکست ارائه میشود، توانست تصویر متفاوتی از آن به من بدهد.
یکی از دلایلی که به نظرم براداتان در به تصویر کشیدن شکست موفق بوده، این است که مسائل را صرفاً به شکل نظری و انتزاعی بیان نکرده؛ بلکه آنها را از خلال روایتها و تجربههای زیستهی آدمهایی از جنس خودمان پیش برده است. آدمهایی که شکست برایشان فقط یک مفهوم فلسفی نیست، بلکه چیزی است که در بدن، زندگی، روابط، آرمانها و در نهایت در مواجهه با مرگ تجربهاش میکنند.
شاید همین وجه انسانی کتاب باعث شد "شکست" در این چهارگانه کمتر شبیه یک مفهوم و بیشتر شبیه بخشی از زندگی به نظر برسد.
June 22, 2026
از این مجموعه جلد اول (باختن به بدن) و این کتاب که جلد چهارمه خوندم و به نظرم نویسنده یه سری داستان ردیف کرده و یه سری نتیجهی بی.ربط ازشون گرفته تا نظر خودشو به خواننده تحمیل کنه. بعضی جاها انقدر گنگ و حوصله سربر میشد که دلم نمیخواست ادامه بدم اما بالاخره تمومش کردم و حتی پایانبندی خوبی هم نداشت!
دو امتیاز میدم چون توی متن یه سری نکات قابل تامل گفته شده و ترجمه نسبتا خوب بود.
دو امتیاز میدم چون توی متن یه سری نکات قابل تامل گفته شده و ترجمه نسبتا خوب بود.
July 20, 2026
چندین بار بود که با جلدهای مختلف این اثر چهار جلدی براداتان مواجه شده بودم. عنوانهای جذاب، خلاصه متنهای پشت جلد و حتی نیمنگاهی به صفحات اولیه من رو ترغیب به خریدن و خوندنشون کرده بود. اما در این چهارجلد که با محوریت شکستهای گوناگون بدنی، اجتماعی، سیاسی و زیستی تقسیم شده، باختن به مرگ گزینهای بود که شاید بیشترین احساس نزدیکی رو بهش داشتم.
روایت براداتان از مرگ، همان شکست نهایی از زندگی، بسیار خواندنی است. براداتان سراغ دازای، میشیما، سنکا میرود و از خودکشی آنها میگوید. اما خودکشی موضوع اصلی کتاب نیست. براداتان خودکشی را شکست نهایی زندگی آنها نمیداند. بلکه معتقد است شکستهای متعدد موجود در زندگی آدمهای یادشده آنها به انجام خودکشی وادار کرده است. و بدون تبلیغ این عمل، از این خودکشی به عنوان نوعی پیروزی برای آنها یاد میکند. اتفاقی که با شجاعت، جسارت و موفقیت آنها در آخرین گام زندگی پر از شکست آنها، پرونده زندگیشان را به کلی میبندد.
براداتان در این اثر فلسفی قصههای زیادی برای تعریف کردن دارد. قصههایی که کتاب را برای علاقهمندان و یادکنندگان دائم مرگ و کسانی که شاید از زندگی خسته و آزرده هستند قابل لمس کرده و آشنایی تازه و صمیمانهای با مرگ برای از یادبرندگانش به ارمغان آورده. اگر مرگ، خودکشی و پایان زندگی برایتان یک دغدغه وجودی است، حتما باختن از مرگ به شما در درک دقیقتر این دغدغه کمک خواهد کرد.
روایت براداتان از مرگ، همان شکست نهایی از زندگی، بسیار خواندنی است. براداتان سراغ دازای، میشیما، سنکا میرود و از خودکشی آنها میگوید. اما خودکشی موضوع اصلی کتاب نیست. براداتان خودکشی را شکست نهایی زندگی آنها نمیداند. بلکه معتقد است شکستهای متعدد موجود در زندگی آدمهای یادشده آنها به انجام خودکشی وادار کرده است. و بدون تبلیغ این عمل، از این خودکشی به عنوان نوعی پیروزی برای آنها یاد میکند. اتفاقی که با شجاعت، جسارت و موفقیت آنها در آخرین گام زندگی پر از شکست آنها، پرونده زندگیشان را به کلی میبندد.
براداتان در این اثر فلسفی قصههای زیادی برای تعریف کردن دارد. قصههایی که کتاب را برای علاقهمندان و یادکنندگان دائم مرگ و کسانی که شاید از زندگی خسته و آزرده هستند قابل لمس کرده و آشنایی تازه و صمیمانهای با مرگ برای از یادبرندگانش به ارمغان آورده. اگر مرگ، خودکشی و پایان زندگی برایتان یک دغدغه وجودی است، حتما باختن از مرگ به شما در درک دقیقتر این دغدغه کمک خواهد کرد.
August 10, 2026
کتاب بسیار خوبی بود. این کتاب مرگ رو در برابر زندگی قرار نمیده؛ اونو تبدیل به جزئی از زندگی میکنه و آدمهایی رو به مخاطبش معرفی میکنه که برای مردن زندگی کردهاند. این دریچه و نگاه تازه، در کنار ترجمهی خیلی خوب کتاب واقعاً «باختن از مرگ» رو تبدیل به کتابی جذاب و خواندنی کرده.
July 29, 2026
کتاب هرچند سرنخهای جالبی درباره مرگ و ترس از آن میدهد، اما ناگهان در سطح گزارشهای جذاب روزنامهای نزول میکند.
Displaying 1 - 7 of 7 reviews








