آندرس باربا، داستاننویس خوشنام اسپانیایی، به آن نسل از نویسندگان اسپانیاییزبان تعلق دارد که از واقعگرایی صرف به روایت تمثیلوار و فلسفی روی آوردند. کودک و کودکی در آثار داستانی باربا نقشی محوری دارند اما آنچه او تصویر میکند با باورهای متداول فاصلهای معنادار دارد. گمان ما این است که کودکان آسیبپذیر، نیازمند، اخلاقدوست و صادقاند، اما باربا همهی این صفات را فرافکنیِ بزرگسالان برای توجیه نیازها و خواستههای خودشان میداند. جمهوری تابناک قصهی کودکانی است که از کلیشهها سر باز میزنند و متعاقباً به سرنوشتی هولناک گرفتار میآیند. دارودستهای مرموز از بچههای کمسنوسال در حاشیهی شهری بینام حکومت خودمختار خودشان را تشکیل دادهاند. نه کسی میداند از کجا آمدهاند، نه کسی میداند پدر و مادرشان کیست، نه کسی میداند اموراتشان چهطور میگذرد. آنها با هیچکس همکلام نمیشوند، کمکی نمیطلبند و در برابر هر کنکاشی سرسختانه مقاومت میکنند. مقامات، مددکاران و خبرنگاران همه در پی ایناند که از کار آنها سردربیاورند تا سروسامانشان بدهند اما وقتی راه به جایی نمیبرند، عوض حل مسئله، بیرحمانه صورتِ آن را پاک میکنند. از این نویسنده پیشتر رمانک بیدوزوکلک در مجموعهی برج بابل نشر چشمه منتشر شده است
جمهوری تابناک نوشته آندرس باربا امتیاز من ۳.۵ اولین چیزی که با تموم کردم این کتاب به ذهنم رسید این بود که ، آیا این بچه ها برای بیدار کردن آنچه که درون بزرگسالان مدتهاست به خواب رفته است آمده اند؟
کتاب فضای مرموز و گزارش گونه داره اگر دنبال یک کتاب هیجان انگیز هستین احتمالا این کتاب گزینه مناسبی برای شما نیست اگرچه نویسنده سعی کرده فضای داستان وهم آلود ، اضطراب آور و تا حدودی هیجان انگیز باشه . داستان از جایی شروع میشه که ۳۲کودک که با یک زبان خاصی صحبت میکنن که هیچ کس متوجه نمیشه وارد شهر میشن و شب ها غیبشون میزنه و برای ادم بزرگ ها مشکلاتی رو ایجاد میکنن... آیا ساکنین شهر میتونن وجدانشون رو زیر پا بذارن یا نه؟ آیا باید نادیده بگیرن کودکان رو یا نه؟ این کتاب در واقع چیزی بین رؤیا و بیداری برای من بود و حس خیلی عجیبی بهم میداد .حسی بود که نمیدونستم باید تو این داستان از بچه ها متنفر باشم یا از بزرگسالان !
نظر من این هست که یکی از چیزهایی که نویسنده میخواست نشون بده این بود که چی میشه اگر آنچه که انسان ها به عنوان نظم اجتماعی در زندگیشون پذیرفته اند با قدرتی که توان مهار کردن اون رو ندارن زیر پا گذاشته بشه؟ چی میشه اگر آنچه که به عنوان ارزش پذیرفته اند فقط مشتی از توهمات نباشه؟
بنظرم این کتاب نماد های بسیار زیادی هم داشت؛ جنگل ، رود اِره ، فاضلاب ، کودکان ، زبانشان و خیلی چیزهای دیگه و علاوه بر این سوالات زیادی رو در ذهن ایجاد میکرد . در کل میتونم بگم که از خوندن این کتاب لذت برم اگر چه بهتر از این ها هم میتونست باشه😁👌🏻 به عنوان مثال دوست داشتم کتاب دیالوگ های بیشتری داشت چون سبک گزارشنویسی بود دیالوگ های کمتری داشت ولی در کل کتاب خوبی هست که کمتر بهش توجه شده.