Jump to ratings and reviews
Rate this book

چشم‌های اینشتین

Rate this book
چشم‌های اینشتین داستان خانواده‌ای است که در سرایدارخانه‌ی مدرسه‌ی دخترانه‌ای در قائمشهر زندگی می‌کنند. شهری که به کارخانه‌ی نساجی و تیم فوتبالش شناخته می‌شود. ثریا، مادر خانواده، در کارخانه‌ی رو به زوال نساجی مشغول به کار است. پیش از او همسرش آقاموسی آنجا کار می‌کرده. این روزها اخبار تعطیلی کارخانه در کوچه‌های شهر دهن به دهن می‌چرخد. تیم فوتبال شهر هم، بازی پشت بازی می‌بازد و پسرها و آقاموسی، مثل باقی تماشاگرهای خسته‌ی تیم، هر هفته دست از پا درازتر ورزشگاه وطنی را با بار سنگین شرم و غصه ترک می‌کنند و برمی‌گردند به اتاق‌های‌شان.
Loading...
Loading...

About the author

ساناز اسدی

3 books9 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
16 (25%)
4 stars
15 (23%)
3 stars
7 (11%)
2 stars
18 (28%)
1 star
7 (11%)
Displaying 1 - 24 of 24 reviews
Profile Image for Fatemeh.
7 reviews24 followers
February 10, 2026
مدتیه دیگه مثل قبل کتاب های نشر چشمه رو با این ایده که خب ناشرش چشمه است نمیگیرم.

خیلی اخیر هم نیست و سالهاست به نظرم میاد وسواس خاصی نداره رو انتخاب کارهایی که میره سمتش و اینی که بتونی یه کار خوب پیدا کنی نیازمند شانس یا معرفیه

این کتاب رو یکی از دوستان که میشه رو حرفش حساب کرد بهم معرفی کرده بود

قرار بود بهم قرض بده که تا اون بیاد بیاره برام من تو کتابفروشی دیدم و دیگه مقاومت در برابر خرید کتاب هم که می‌دونید سخته و خریدمش

چشم های انیشتین به نظر من یک داستان بلند خواندنی و ایرانی بود. داستانی که تو همین روزگاری که زیست کردیم روایت میشه و کاملا برای مخاطب ملموسه. داستان تو تاریخ جاریه و وقایع مختلف از خرداد ۷۶ تا کرونا و بعد از اون رو گاهی در پیش‌زمینه و گاهی هم به طور واضح در روند اصلی داستان حضور دارند.

درگیر شخصیت‌ها میشی و باهاشون انگار این سال‌ها رو طی می کنی. انگار دوست قدیمی‌ای رو بعد سال‌ها دیدی و داری میگی خب این سالها به تو چطور گذشت و اون داره از بالا و پایین زندگی‌ای میگه که عملا تصویر کاملی از سرگذشت این سرزمین، ایرانه.
Profile Image for سـارا.
302 reviews228 followers
June 11, 2026
بعد از مدت‌ها یه داستان ایرانی خوندم که خیلی دوسش داشتم؛ قلبم فشرده شد..
Profile Image for Hanieh.
87 reviews73 followers
May 28, 2026
از وقتی که "سخت پوست" رو خوندم، مطمئن بودم که بعد از این هرچی از ساناز اسدی بخونم فوق‌العاده خواهد بود. بخاطر همین "چشم‌های اینشتین" رو به محض انتشار توی لیست خرید گذاشتم و اخیرا موفق به خریدش شدم.
خوندمش، تقریبا هم یک‌نفس و نفهمیدم اصلا کی تموم شد. و بعد از این، تا مدت‌ها توی ذهنم و تا همیشه توی قلبم باقی خواهد موند.
Profile Image for Fatemeh.
394 reviews68 followers
June 4, 2026
متوجه نمی‌شم چرا انقدر امتیاز این کتاب کمه. من دوسش داشتم و قلبم رو فشرد واقعا‌. 💔
Profile Image for Nasrin.
64 reviews8 followers
June 12, 2026
شهری که ساناز اسدی به من نشان می‌دهد جالب است
شهری که حول کارخانه نساجی و تیم نساجی هویت پیدا کرده
نان و آب و شادی و اندوه و رفت و آمد اآدم های شهر به نساجی وصل است

گرچه بسیاری از وقایع کتاب به خاطره شبیه تر است تا داستان اما این که لابلای همین خاطرات نویسنده چطور یک تراژدی را شکل داده برایم خوشایند است


بعد از دوره نسبتا طولانی رواج نوشته داستان‌ نوبسان زنی که صرفا از نگاه زنانه داستان را روایت می‌کردند قلم بدون جنسیت نویسنده را دوست داشتم
Profile Image for Dorsa Ehya.
156 reviews22 followers
February 27, 2026
این دومین نوولا و سومین اثری بود که از ساناز اسدی خوندم و بین این دو اثر نوولایی، یک داستان کوتاه در شماره‌ی حوالی زیرزمین از او خواندم. هر بار از قلم این نویسنده خیلی لذت می‌برم و مهارتش رو در داستان‌پردازی‌اش بسیار دوست دارم.
شاید به نظر بیاد که ساناز اسدی موضوعاتی رو انتخاب می‌کنه که خلاقانه یا جدید نیستند، دست گذاشتن روی معضلات اجتماعی و فرهنگی جامعه‌ی ایران. اما اتفاقا به نظر من با امضای خودش در نهایت خروجی بسیار منحصر به فردی رو تحویل میده. ساناز متولد ساریه و تمام آثاری که من تا الان ازش خوندم در مازندران می‌گذره چون تسلط خیلی خوبی به بازسازی فضا و حتی فرهنگ مردم داره. از طرفی از ویژگی‌های فرهنگی کوچکی داستانش رو شروع می‌کنه و بسط و گسترش میده که در باطن بسیار مهم و بزرگ و جدی هستن.
این کتاب آخر هم در موقعیت جالب و عجیبی وارد بازار شد، در دورانی که همه از یک ایدئولوژی اجباری خسته‌ایم، داستان این کتاب هم اشاره داره به همین نکته که چطور این ایدئولوژی یک زندگی رو از هم می‌پاشه و انسان‌ها رو نابود می‌کنه.
Profile Image for Saeedeh Safari.
1 review
May 31, 2026
کتاب روایت روانی داره و همه چیز درست و به‌جا روایت شده.
اولین کتابی هست که از ساناز اسدی میخونم و مشتاقم کرد آثارش رو دنبال کنم.
Profile Image for Maryam.Nh.
74 reviews42 followers
May 26, 2026
دوستش داشتم. ساناز اسدی دومین باریه که منو غافلگیر می‌کنه! مثل اثر دیگه‌ش “سخت‌‌پوست” در شمال اتفاق می‌افته و تا دو سوم کتاب، روایت عادی و از زبون پسر کوچیکه‌ی یه خانواده‌ست که سرایدار یک دبیرستان دخترانه هستن. اما یک سوم پایانی کتاب عالی بود و من رو میخکوب کرد. بین نویسنده‌های معاصر ایرانی قلمش رو می‌پسندم. و یه جاهایی از داستان هم ارجاع داشت به سخت‌پوست و شخصیت‌هاش. برای وقت‌هایی که قراره تو یک نشست کتابی رو تموم کرد و چندان هم درگیر نشد،
Profile Image for Naqme.
1 review
July 7, 2026
من این کتاب رو خیلییییی بیشتر از سخت پوست دوست داشتم، شخصیت‌ها آشناتر بودن جوری که کاملا می‌شد حسشون کرد. غم کتاب دقیقا اونجایی که انتظار نداری قشنگ میاد میشینه تو سینه آدم، انگاری تو اونجا بودی، همه‌چی رو دیدی، زندگی کردی.
ساناز اسدی شده نویسنده محبوب جدیدم!
This entire review has been hidden because of spoilers.
Profile Image for دانیال بهزادی.
252 reviews130 followers
June 26, 2026
‫مدّت‌ها بود با خوندن داستانی این‌قدر گریه نکرده بودم. داستان صددرصد قابل لمس بود و سبک روایی نویسنده هم بسیار خوب و حرفه‌ای روش نشسته بود.
Profile Image for Ali Soleimani.
8 reviews1 follower
June 7, 2026
ضمن تشکر از خانم اسدی، بسیار زیبا بود.
غمِ پشت جملات و سبک نوشتار، منو یاد «خورشید رو به غروب» دازای انداخت. شاید هم البته شباهتی نداشته باشن و فقط برای من تداعی بشه این موضوع. ولی زبان بالغ اثر، استفاده از غافل‌گیری، و هم‌چنین غم داستان، ضمن دغدغه‌مندی، باعث شد بسیار لذت ببرم. و البته نویسنده یه گریز هم به کتاب قبلی خودش، «سخت‌پوست» زده بود که جالب بود.
لذت بردم.
Profile Image for Maryam.
8 reviews1 follower
June 7, 2026
از روایت قصه، کارخونه نساجی و حتا تیم فوتبال نساجی خیلی خیلی خوشم اومد.
هنوزم بعضی شب‌ها چشم که میبندم با یاد چشم‌های اینیشتین می‌خوابم.
11 reviews
July 10, 2026
پیمانی هستم دقیقاً همسن پیمان داستان.

همیشه به نظرم می‌آمد روایت این نسل ویژه با همه اتفاقات خاصی که برایش افتاد، نیاز به ثبت دارد.
وقتی که این کتاب را خواندم انگار که
بخشی از این نیاز براورده شده، نفس راحتی کشیدم.

در چشمهای انیشتن حس درونی آدمها در این بازه تاریخی به خوبی ثبت شده است. داستان به جای اینکه درگیر روایت جزییات اتفاقهای تاریخی این نسل باشد، بیشتر راوی تاثیر آن اتفاقها بر آدمهایش است.
بدون زیاده گویی همه شخصیت‌ها آشنا می‌شوند و خواننده به اعماق وجودشان دست پیدا می‌کند و حس‌های مشترک جمعی این نسل را درک می‌کند.
امید و سرخوردگی‌هایشان آشناست. خشم و عصیان‌شان... بردها و باختهایشان... خوشی‌های کوچک و غمهای بزرگشان.. عشقهای فرو خورده و احساس‌های گناه تحمیل شده‌ بهشان... و ناکامی در جوانی‌شان... استعدادهای به باد رفته‌شان...
ساختار روایی ساده و روان انتخاب شده توسط نویسنده تمامی در خدمت روایت واقع‌گرایانه کتاب است.
با اینکه نمادهای خوبی مثل خانه‌ای که خانه نیست، کارخانه ای که رو‌ به ازمهلال می‌رود و سیل ویرانگری که می‌آید تا بشورد و... وجود دارد اما چیزی از روایت واقعی زندگی کم نمی‌کند و گل درشتی را به چشم نمی‌زند.
از نمکهای زیبای «چشمهای انیشتن»، تلاقی آن با رمان قبلی ساناز اسدی «سخت پوست» است. جایی که راوی آن دقیقا وارد صحنه فصل ابتدایی رمان سخت پوست می‌شود. مرده‌ها بر اثر سیل از شیب قبرستانی که درخت انجیر روی آن است بیرون زده‌اند و شخصی که به دنبال جسد پدرش است جلوی ماشین راوی خشکش می‌زند.
توصیف صحنه های کلیدی بی نظیر است. گویی خواننده در صحنه وجود دارد و همه هیجان‌ها اضطراب ها، استیصال و خشمها بر اون نیز جاری می‌شود.
مثل صحنه بی نظیر تفتیش مدیر در خانه، صحنه خیابانی بعد از برد تیم نساجی و...
داستان با همه واقعیت‌های تلخش، امید دارد.
اما امیدش هم امید واقعی است نه یک امید واهی و هیجانی.
با فصل برد تیم اکثراً بازنده و با شور و هیجان تمام می‌شود. بردی که دائمی نیست...با بازگشت تمام می‌شود. بازگشتی که بعدش مبهم است...بازگشتی در قبرستان...
با بوی نان محلی روی قبر...

پیمان علی نیا
تیرماه ۰۵
Profile Image for Samaneh.
1 review
July 13, 2026
«چشم‌های انیشتن» را خیلی دوست داشتم. برای من که کودکی و نوجوانی‌ام را در ساری گذرانده‌ام و پدرم در کارخانه نساجی کار می‌کرد، فضای کتاب بسیار آشنا و ملموس بود؛ طوری که هنگام خواندن، حس می‌کردم دوباره به همان سال‌ها برگشته‌ام.
به نظرم یکی از قوت‌های کتاب، نشان دادن پیوند شهر، کارخانه نساجی و تیم فوتبال است. نساجی فقط یک کارخانه نبود، بخشی از هویت و اقتصاد شهر بود؛ همان‌طور که تیم فوتبال هم نماد غرور و امید مردم به شمار می‌ره..
کتاب همچنین فضای مدرسه آن سال‌ها را خوب تصویر می‌کند؛ فضایی پر از ترس، سخت‌گیری و محدودیت که گاه شور و جسارت نوجوانی را زیر فشار می‌برد. و تاثیرات منفی که روی آن خانواده گذاشت، در کنار این‌ها، امیدی را که با دوم خرداد ۱۳۷۶ در دل مردم شکل گرفت، به‌خوبی روایت می‌کند و بعد نشان می‌دهد چگونه با تعطیلی کارخانه، ناامنی شغلی، آن امیدها به سرخوردگی بدل شدند.

ارزش کتاب برای من این است که این تاریخ را نه با شعار، بلکه از دل زندگی یک خانواده روایت می‌کند، خانواده‌ای که می‌توانست خانواده بسیاری از ما باشد. همین نگاه انسانی و صادقانه، «چشم‌های انیشتن» را برایم به اثری ماندگار تبدیل کرد.
1 review
June 11, 2026
چشمم که به اسم #ساناز_اسدی افتاد یاد کتاب قبلی‌اش و خاطره خوبی که از قلمش داشتم افتادم... این بار با #چشم_های_اینیشتین به وقتهای آزاد من پا گذاشت و چه خوب که خواندمش...
داستان روان، قلمی بی سکته و مفاهیمی ریز، عمیق و قابل توجه...
راوی کتاب پسری دبستانی است که وقایع را عمیقتر از سنش می بیند. با خانواده اش سرایدار یک مدرسه هستند و زندگی برایشان فقط طی کردن و پذیرفتن است. تا وقتی که یک نفر از بیرون تمام قواعد را به هم زد، با به هم خوردن ریتم زندگی هرکدام از پوسته مطیع خود بیرون آمدند و ترکها پدیدار شد...
خواندن کتاب زمان زیادی از شما نمی گیرد اما قلم جذاب ساناز اسدی لذت زیادی به شما می دهد...
Profile Image for Negin.
9 reviews
June 21, 2026
این کتاب برای من یه کتاب روان و خوش‌خوان بود
به خصوص که بعد از (چندماه فاصله..) اومدم سراغ کتاب و تقریبا دو روزه تموم شد
از اون کتابهاییه که نه اون‌قدر هیجان‌زده‌ات میکنه که بگی فوق‌العاده بود،نه اونقدر کسل‌کننده که بخوای نصفه ولش کنی..
نقطه قوتش بیشتر توی فضاسازی و روایت روانشه. یعنی موقع خوندن معمولاً آدم اذیت نمی‌شه و داستان راحت جلو می‌ره، ولی لزوماً یه اثر تکان‌دهنده هم نیست
Profile Image for Sajjad Reyhani.
115 reviews
March 29, 2026
علی رغم اینکه با فضای داستان تقریبا هیچ پیشینه مشترکی ندارم ولی به طرز عجیبی دست روی جاهای عمیقی از عواطفم می‌گذاشت، به خاطر اوضاع و احوال این روزهای مملکت هم همینجوریش رقیق بودم. نتیجه‌ش این شد که با خوندن هر صفحه‌ش اشک ریختم.
هرچند که بیشتر خاطره‌نویسی بود و کمتر داستان.
1 review
July 21, 2026
بسیار کتاب خواندنی و نوستالژیک
و درگیر کننده
و بسیار قشنگ بخش رو به افول این شهر رو به تصویر کشید
دوره رو به زوال نساجی و تاثیرش روی جامعه کارگری این شهر
شخضیت ها عالی به تصویر کشیده شده بودن انگاری که دوستت باشن.
Profile Image for Khosro.
17 reviews
February 6, 2026
کپی کتاب قبل منتها حتی طراوت آن را هم ندارد.
Profile Image for Babak Khalaj.
16 reviews
February 6, 2026
داستان کوتاه مجله را جای نوولا جا زده است. به همین خونسردی.
Profile Image for Maryam.Shahi.
3 reviews
February 10, 2026
داستان خوش آب و رنگ و بی سکته ای است اما یک چیز مهم کم دارد: خلاقیت داستانی. بیشتر به خاطره‌نویسی شبیه شده. تا داستانی محکم.
Profile Image for Parvaneh.
158 reviews
February 19, 2026
متوسط. تقریبا هرچه می‌خوانم این روزها همین است. کم‌رمق و بدون جاه‌طلبی.
Profile Image for Mehdi Yazdanikhorram.
102 reviews37 followers
March 29, 2026
معمولی. خیلی معمولی...
ادبیات کم‌خواه را دوست ندارم. توقع‌ام از اسدی بیشتر بود.
Profile Image for Maziyar Fakoori.
37 reviews
June 14, 2026
تمام متن برپایه‌ی نوستالژی بنا شده است. اگر مثل من اهلش نبتشید شیرینی آن کان‌تان را بیش از حد شیرین می‌کند و پس می‌زنید
Displaying 1 - 24 of 24 reviews