جز ماجرای به ساحل نشستن نهنگ و مردم جزیره، باقی حرفهاش پُرگویی بود. ترکیبی از زمان فعلی راوی، روایتی از هزار و یک شب در وصف پیدا کردن مدینه النحاس، و یادآوری های راوی از کودکی هاش در شهری ساحلی در جنوب. ربطی هم به «سالگردان در مدینه النحاس» پیدا نکردم.