یه رمان کوتاهِ سرراستِ پرکشش و خواندنی دربارۀ یه عاشقانۀ کم و بیش متفاوت در بستر جنگ ایران و عراق. با یه پایان باز که البته شاید یه کم زیادی باز بود و شخصاً ترجیح میدادم که یه کم بیشتر بسته باشه. با یه کم گویی شاعرانه که مشابهش رو در کارهای دیگۀ سردار صالحی ندیدم، منتها اینجا خیلی مؤثر نشسته. و در کل نقطۀ قوت این کار خلق یه موقعیت بدیع و بِکر بود؛ موقعیتی در دل جنگ که اشخاص اصلی رمان در اون از هر دو طرف جنگ واهمه دارن. میتونه تجربۀ جالبی باشه برای مشتاقان ادبیات جنگ. کم و بیش شبیهه به کارهای قاضی ربیحاوی، منتها با حس و حال دیگری.