امیرحسین پسر نوجوانیه که یه چراغ جادو پیدا می کنه. از غول چراغ جادو می خواد که یک شبه پولدارش کنه اما غول بهش نشون می ده که اگر بخواد یک شبه پولدار بشه، عاقبت خوبی نداره. بعد غول امیرحسین رو به سرزمینی می بره که اونجا گنجی پنهانه. و اونجا امیرحسین می فهمه که برای رسیدن به گنج واقعی باید زحمت بکشه!
+ کتاب خوبیه چون کلا کتاب نوجوان تخیلی کم داریم، اما این قدر پیام مستقیم به نظرم زیاد جالب نیست.
http://sarbook.com/product/342240/ امیرحسین به اتفاق خانواده اش برای تعطیلات نوروزی به مشهد سفر کرده بودند. در بازگشت به تهران وی از پدرش خواهش می کند که برای سوغاتی او هلی کوپتری که از دور کنترل می شود را برایش خریداری کند اما پدر می گوید که خانه کوچک آنها مناسب این اسباب بازی ها نیست و برای همسایه ها مزاحمت ایجاد می شود اما امیرحسین روی حرف خودش پافشاری می کرد. آن ها کنار جوی آبی می ایستند تا استراحتی کرده و ناهار بخورند. از آنجایی که امیرحسین برای هلی کوپتر با پدرش قهر است کمی دورتر از خانواده مشغول به بازی می شود که چیزی را پیدا می کند که خیلی شبیه به چراغ جادوست.
میر حسین و چراغ جادو داستان پسری 14 ساله است که چراغی جادویی پیدا می کند و بعد از مدتی به وجود بچه غولی در آن پی می برد. امیر حسین می خواهد بدون هیچ تلاشی به آرزوهای خود برسد اما بچه غول با رفتار و عمل خود به او نشان می دهد که خواسته اش منطقی نیست و برای رسیدن به آرزوها باید تلاش کرد.
امیرحسین یک چراغ جادو پیدا میکند که غول درون آن نمیتواند در لحظه آرزوها را به طور تمام و کمال محقق کند در عوض با توصیه ها و کمک هایش به داد او میرسد تا روش درست کارها را پیدا کند برخی جاها خیلی مستقیم پیام میداد! ولی در کل بنظرم برای نوجوان حدود 12 تا 15 سال مناسب است