حاصل تلاش 11 ساله ابراهیم اقلیدی و مدیریت نشر مرکز، که نخست به صورت موضوعی و سپس به صورت شب به شب عرضه خواهد شد. کتاب مقدمهای نسبتا مفصل دارد، و برای هرجلد و موضوع نیز مقدمهای جداگانه تدارک دیده شده است که در ابتدای هر کتاب آمده است. ابراهیم اقلیدی که تحقیق و ترجمه این کتاب را بر عهده دارد در مقدمه اثر نوشته که این ترجمه کاملتر از ترجمه «تسوجی» است، و آورده: «کتاب در بردارنده بیش از 280 داستان است که در دل هر کدام از آنها قصه های فرعی فراوانی نیز قرار گرفته است» اما در شش جلد نخست تنها 95 قصه آمده است. اقلیدی دلیل اصلی موضوعی کردن قصهها را چنین توضیح داده است: «در طبقه بندی مضمونی، قصههای همگون یا هم خانواده کنار هم قرار میگیرند و برجستگی و ارزش برخی داستانها که در انبوه پرشمار داستانهای ناهمگون گم بودهاند، بهتر نمایانده میشوند. دو جلد نخست از این مجموعه، «پریانهها» نام دارد، که آغاز داستان هزار ویک شب است، و در آن روایت چگونگی شروع قصه گویی شهرزاد آمده است
Books can be attributed to "Anonymous" for several reasons:
* They are officially published under that name * They are traditional stories not attributed to a specific author * They are religious texts not generally attributed to a specific author
Books whose authorship is merely uncertain should be attributed to Unknown.
امتیاز چاپ ناشر: 0 امتیاز کتاب: 3 امتیاز برآیند: 2.5
صحبتکردن در مورد این کتاب سخته. دو سال همراهش بودم و حالام که در موردش مینویسم به لطف یک ماه انسداد گودریدز و همينقدر گذشتن از پایانش سختتر هم شده ولی چون ندیدم کسی چیزایی که میخوام بگمو بگه باید یه چیزایی رو برای مخاطبای فارسیاش بگم. اولاً که من نسخهی هشتجلدی گوتنبرگ/سمیر رو به عنوان پایه خوندنم و در کنارش نسخههای دوجلدی هرمس و چهارجلدی اصل فرانسوی گالان رو هم مقایسهای میخوندم. برای همینم باید برای مخاطب فارسی یه توضیحی در مورد فرق اینا با هم. کتاب اصلی برای اولین بار توسط گالان به فرانسوی منتشر شده و از قصههای محلی به شکلی منسجم دراومده و بهش توجه شده. نسخهی اصلی چند شب اول رو با نام شب یاد میکنه و از اون به بعد بدون ذکر شمارهی شبها تنها بر اساس قصههاست که بخشبندی شده. به همین شکل هم «هزارویک شب» در واقع استعارهای از طولانیبودن مدت روایته، نه این که واقعاً داستان در ۱۰۰۱ شب روایت بشه. نسخهی گالان در جلد ۲ به «حکايت کنيز بینظير» ختم میشه و در جلد ۳ افزونههای داستان، از جمله علاءالدين و علیبابا و سندباد اومدن. نسخهی هرمس هم همین شیوه رو رعایت کرده و ترجمهی تسوجی از ترجمهی گالان رو که خودش کمی جابهجایی در داستانها داره و بيشتر جلد ۳ گالان رو هم نداره آورده. اما درک عموم ناشرا چنین نیست. نمونهش هم مترجمان انگلیسیزبان که به درخواست مخاطبانشون دنبال «نسخهی کامل هزارویک شب» میگشتن چنین تفسیرش کردن که باید داستانای دیگهای هم باشن که تو نسخهی گالان نبوده که در نتیجه گشتن و از منابع مختلف داستان به الگوی داستانی اصلی افزودن. در مورد نسخهی اصلی من هم وضع به همین منواله. اولاً تفکیک بر اساس داستانها رو رعایت نکرده و ویراستاری به نام موسی فرهنگ در نسخهای که تا جایی که من بررسیدم اولین بار در ۱۳۳۹ در ۷ جلد منتشر کرده علاوهبر داستانای اصلی، کلی داستان عامیانه و غیرعامیانهی قاجاری داره با نثرهای مختلف که منابعش قطعاً در سه نقطه نوشته شدن: مصر، حلب و بيشتری در تبریز. متنها هم از همه نوع هست؛ از روایات کتابهای اخلاقی علمای شیعهی قاجاری تا بازخوانی روایات لُری و روایات اسطورهای از شخصیتهای واقعیای که رد هویت برخیشونو تو دورهی صفویه پیدا کردم. اما کدوم هزارویک شب رو میشه اصلی دونست. در این مدت خیلی درگیر این موضوع بودم و گاهی حتی از افزودن این نوشتهها به متن اصلی حرص میخوردم؛ مخصوصاً بخشهای با نثرهای لفاضانهی منشیانه یا بخشهای با نثر سخيف مشخصاً دوران پاورقینويسیهای دوران پهلوی و افزونههای قاجاری و عثمانی. ولی خوبی هزارویک شب اینه که مخاطبشو تربیت میکنه. منم بعد از مدتها درگیری با این وضعیت به این نتیجه رسیدم که هزارویک شب اصل، کامل و موثق وجود خارجی نداره. هزارویک شب یه داستان مادره که میتونه تا ابد گسترش پیدا کنه و از هر داستانی تغذیه کنه. هزارویک شب مشهوره به دزدِ داستانها. با خودم گفتم ویراستاری که از دزدِ داستانها دزدیده و به داستانش افزوده شاهدزده. اما نظردادن در مورد این کتاب فارغ از این موضوعات هم برام سخته. داستانهاش یکدست نیستن. همهجور داستانی توش هست و برای هر سلیقهای. بعضی شدیداً سخیف و زرد، بعضی چنان عالی و پیچیده و تکنیکی که دلم نمیخواست تموم بشن. خواندن این کتاب اما با هر هدفی واجبه؛ کلاس داستاننويسیئه و آموزش چگونگی روايت يک داستان برای بيستمين بار در يک کتاب بدون آزردن مخاطب، مطالعات زنان، مطالعات عرب، ريشههای افراطگرايی مذهبی و... چاپ کتاب افتضاحه. چند جا وسط جمله ناگهان داستان عوض شد، چند بار اواخر جلد که میرسيد داستان رو سرهمبندی در يک صفحه تموم کردن که حجم مناسب طبع ناشر بشه، پُر از عکسهای بیربط و غلطهای چاپیئه جوری که موقع خوندن جلد اولش به عادت هميشگی اصلاحشون میکردم ولی وقتی ديدم بيشتر وقتم به اصلاحشون میگذره تا خوندن رهاشون کردم. نمیدونم کدوم تصحيح و ترجمهشو میخونيد و توصيهای هم نمیتونم بکنم در اين مورد چون به نظرم کار اقليدی از اساس و منطق اشتباهه، کار مرعشیپور به نظرم لطف نثر رو بر باد میده، نسخهی خالص هرمس شما رو از خيلی از لذات داستانهای افزوده محروم میکنه و البته اعصابتونو هم از برخی جفنگيات افزوده محفوظ میداره. تصميم با خودتونه کدومو بخونيد ولی در خوندنش شک نکنيد.