دوستانِ گرانقدر، تاریخِ «جهانگشای جوینی» بدونِ فهرستِ اسامی، از 1440 صفحه تشکیل شده است.. درست است که جوینی در بیانِ اخبار، حاکمانِ مغول و به خصوص «چنگیز خان» را بسیار ستایش کرده و موردِ احترام قرار داده است، ولی برخی از اخباری که ارائه نموده، تنها مختص به این کتاب است.. چاره ای نیست مگر آنکه این ستایش کردن ها را تاب بیاوریم و با همین بردباری، رویدادهایِ مربوط به آن دورانِ تلخ را در این کتاب بخوانیم در بسیاری از اخبار، آنطور که مشخص است، برخی از حاکمانِ مغول به خدمت کردن به مردم میپرداختند، یکی از این پادشاهان «اوکتای خان» پسرِ «چنگیز خان» میباشد که در این کتاب از او با نامِ «اوکتای قاآن» یاد شده و اینگونه که «عطاملک جوینی» نوشته، گویا صبح تا شب بالش هایِ طلا و نقره به فقیران و مردمِ گرفتار و درویش ها اهدا میکرده و بسیار مهربان و دادگر بوده است و حتی یکبار در راه پیرمردی فقیر را میبیند که از بغداد آمده بود، «اوکتای قاآن» از او احوالش را جویا میشود، پیرمرد میگوید: ده دختر دارم که از فقر نمیتوانم آنها را شوهر دهم... اوکتای قاآن دستور میدهد تا هزار بالشِ نقره به او بدهند... پیرمرد میگوید: بیشتر از دو بالش را نمیتوانم تا منزل حمل کنم.. بنابراین اوکتای قاآن دستور میدهد تا الاغ به او بدهند و دو مغول او را تا منزلش همراهی کنند تا راهزنان در میانِ راه از او دزدی نکنند در میانِ راه پیرمرد، جان میسپارد... خبر را به اوکتای قاآن میرسانند و او دستور میدهد تا منزلِ پیرمرد را پیدا کنند و بالش هایِ نقره را به دخترانش بدهند و بگویند که پادشاه اینها را صدقه فرستاده است عزیزانم، گویا این پادشاه یعنی «اوکتای قاآن» را به دلیلِ دادگری و مهربانی بسیار، «انوشیروان زمانه» مینامیدند... که البته میدانیم که این بزرگنمایی بیش نبوده است و این مغولِ غارتگر کجا و انوشیروانِ گرانقدر و بزرگوار کجا --------------------------------------------- امیدوارم این ریویو برای شما دوستدارانِ تاریخ، مفید بوده باشه «پیروز باشید و ایرانی»
کتاب را چند سال پیش خواندم و زیاد در خاطرم نمانده؛ ولی یکی از بخشهای جالب کتاب، ذکر جنگهای جلالالدین منکبرنی و چنگیزخان است. نویسنده کتاب یک ایرانیست که دبیر دربار ایلخانی است. وقتی این حوادث را تعریف میکند، هم جلالالدین برایش مرد بزرگیست و هم چنگیزخان. و همین جالب است. اینکه در باور ایرانی آن روز هر دو طرف درگیر قابل ستایشاند. بر خلاف ما که داوری میکنیم که مثلن امیر تیمور خونریز بوده و فلانی نه. اینکه زاویه دید کارمند ایرانی دربار مغول را بخوانیم شاید کمک کند که بفهمیم چطور ایرانیها اسم فرزندانشان را چنگیز و تیمور و دیگر دشمنانشان گذاشتهاند. و اینکه اصلن خونریز و سختکش صفتهای با بار ارزشی مثبت تصور میشدهاند یا منفی؟