دوستانِ خردگرا، در بینِ اشعارِ عراقی میتونیم ابیاتی دلنشین بیابیم، ولی افسوس که از این هنر و طبعِ شاعری بارها و بارها در راهِ ستایشِ عرب هایِ نجس و بی بُته، استفاده کرده، احتملاً در آن مدت که در بیابان هایِ عربستان زندگی میکرده، خردِ خویش رو به مانندِ دیگر عرب پرستان از دست داده و رو به موهومات آورده دوستانِ گرامی، متاسفانه اعتقاد به خرافات و موهومات در برخی از شعرایِ ما، موجبِ آن شده بود که همیشه خویش رو ضعیف و نیازمند میدونستن
چون درد نداری، ای دلِ سرگردان رفتن ببر طبیب بیفایده دان
درمان طلبد کسی که دردی دارد چون نیست تو را درد، چه جویی درمان؟
به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند که برون در چه کردی؟ که درون خانه آیی؟ به قمار خانه رفتم، همه پاکباز دیدم چو به صومعه رسیدم همه زاهد ریایی در دیر میزدم من، که یکی ز در در آمد که : درآ، درآ، عراقی، که تو خاص از آن مایی