کتاب حاضر، نقد و تفسیری است که بر سینمای "اینگمار برگمان "(1918) مشهورترین سینماگر جهان صورت گرفته است" .برگمان "با داشتن 45فیلم در کارنامه سینمایی خود، همچنین کسب چهار جایزه جشنواره کن، و اسکار بهترین کارگردانی سینما، از معدود کارگردانان است که به این مهم دست یافته است .سینما از دیدگاه وی "زبان سخن گفتن میان روحهاست ."دل مشغولیها و دغدغههای اصلی و همیشگی برگمان در فیلمهایش، مسئله ایمان و بیایمانی، اندیشیدن به خدا، تردید و شک، وحشت و تنهایی، و امید و نومیدی است .این کتاب حاوی نقد، شرح و تفسیر جنبههای هنری، اعتقادی و فلسفی سینمای برگمان است که عموما در قالب گفت و گو تدوین شده است .ذیل نقد هر یک از فیلمهای وی، تصاویری از آنها به چاپ رسیده است" .لوک گدار"، "سوزان سانتاگ"، "کیومرث وجدانی"، "آدامز سیتنی "و "مسعود فراستی "از جمله منتقدان سینمای برگمان هستند که نوشتههای آنان در کتاب آمده است
در فروردین ۱۳۳۰ در تهران متولد شدم. در دبستان تشویق و سپس در دبیرستان اندیشه در رشته ریاضی تحصیل کردم. از سال آخر دبیرستان (برای دو سال) به عنوان مترجم برای شرکتی (پرس ترانسپورت بار) کار میکردم. زبان فرانسه را در انجمن ایران و فرانسه شروع کردم. در ۱۹ سالگی در امتحان اعزام محصل به خارج قبول شدم و به ایتالیا رفتم و پس از یادگیری ایتالیایی در شهر «پرو جا» به «بولونیا» رفتم و در رشته فلسفه و نمایش در دانشگاه بولونیا درس خواندم. سپس به فرانسه رفتم و در پاریس هنرهای تجسمی خواندم و بعد به دانشگاه پاریس ۸ (ونسان) رفتم جامعه شناسی و اقتصاد سیاسی خواندم. لیسانس هنرهای تجسمی را از «بوزار» (هنرهای زیبا) گرفتم. لیسانس جامعه شناسی و متریز اقتصاد سیاسی را با تز «سرمایه داری پیرامون در کشورهای جهان سوم» گرفتم و در اسفند ۵۷ به ایران آمدم. چند سالی فرانسه درس دادم و از سال ۶۶ در نشریه هفتگی سروش مشغول به کار شدم. نقد نویسی را که از ۱۷ سالگی به طور غیرحرفهای و نامنظم شروع کرده بودم، در سروش ادامه دادم و مرتب نقد سینمایی نوشتم. از سال ۶۹ با مرتضی آوینی آشنا شدم و با نقد فیلم هامون در مجله سوره شروع به کار کردم و تا سال ۷۱ در آنجا نقد نوشتم. در سال ۷۰ و ۷۱ چهار شماره فصلنامه «سوره سینما» را به سردبیری مرتضی درآوردم. پس از آن سردبیر فصلنامهٔ «نقد سینما» شدم و پنج شماره درآوردم و از حوزه هنری بیرون امدم. سالها بعد در سال ۸۲ باز پنج شماره نقد سینما را درآوردم. از سال ۶۹ تا امروز در دانشکدههای سوره، سینما تئاتر، باغ فردوس، کارگاه نقد فیلم حوزه هنری، فرهنگسرای ارسباران و پایداری نقد و تحلیل فیلم درس میدهم. از موسسین انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی بودم و تا سال ۱۳۷۸ در انجمن فعال بودم. در دوره هفدهم هم رئیس انجمن بودم. از سال ۷۲ داور جشنوارههای فجر، کودک، دفاع مقدس، وحدت، رویش و… بودم. اولین برنامه تلویزیونی را در سال سال ۶۹ ساختم (سینمای کمدی) و پس از آن مجموعههای «گفتگو با سینما»، «دست به نقد»، «سینما جشنواره»، «سینما جنگ» را برای تلویزیون ساختم و از سه سال پیش منتقد برنامهٔ هفت شدم. اولین کتابم (ترجمه) «سینمای کمدی و بیان فردی» (کامینسکی) و سپس ترجمه «فانوس خیال» (اینگمار برگمان) را برای انتشارات سروش درآوردم. کتاب «ده فیلم ده نقد» در سال ۷۰ در مجله سوره درآوردم. و بعد «ده فیلم، ده نقد دیگر»، «هیچکاک همیشه استاد». کتابهای دیگرم: نقد چیست، منتقد کیست، اسطوره جان فورد، کارناوال فلینی، افسانه چاپلین، کوروساوا سامورای سینما، جنگ برای صلح (سه جلد)، ۲۵ سال سینمای جنگ و دفاع، سینما قلم، فرهنگ فیلمهای جهان، همیشه استاد (هیچکاک)، دیلکتیک نقد، رویا-پناهگاه (برگمان)، لذت نقد (مجموعه نقدهای ایرانیام) و…
چرا نمیتوانم خدا را در درون بکشم؟ چرا با اینکه نفرینش میکنم و میخواهم از قلبم بیرونش کنم، باز هم در این راه پر درد و رنج رهایم نمیکند؟ چرا؟ با وجود همه ی اینها، مثل واقعیت فریبنده ای میماند که نمیتوانم کنارش بگذارم. من شناخت میخواهم، نه ایمان
مرجع بسیار کاملی از مقالات برای کسی که از فیلمهای برگمان لذت می برد. چند مقاله خوب در مورد فیلم فانی و الکساندر دارد که بسیار مفید است. فکر میکنم بعد از دیدن برگمان لازم است این کتاب را بخوانیم.