عرفان نظرآهاری نویسنده و شاعر کودکان و نوجوانان، سال ۱۳۵۳ در تهران زاده شد. او کارشناس ادبیات انگلیسی است. مدرک دکترای خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی دریافت کرده و هم اکنون دانشجوی دوره دکترای تاریخ فلسفه است. نظرآهاری درسال ۲۰۰۱ برگزیده نخست کنگره شعر زنان شد و «پشت کوچه های ابر» اثر این نویسنده به عنوان برگزیده جشنواره کتاب کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان انتخاب شد. نظرآهاری هم اکنون به تدریس در دانشگاه ها و مراکز علمی و آموزشی مشغول است.
قلب تو كبوتر است بال هايت از نسيم قلب من سياه و سخت قلب من شبيه ... بگذريم *** دور قلب من كشيده اند يك رديف سيم خاردار پس تو احتيلط كن جلو نيا، برو كنار *** توي اين جهان گنده، هيچ كس با دلم رفيق نيست فكر مي كني چاره ي دلي كه جوجه تيغي است، چيست؟ *** مثل يك گلوله جمع مي شود جوجه تيغي دلم نيش مي زند به روح نازكم تيغ هاي تيز مشكلم *** راستي تو جوجه تيغي دل مرا توي قلب خود راه مي دهي؟ او گرسنه است و گمشده تو به او پناه مي دهي؟ *** باورت نمي شود ولي جوجه تيغي دلم زود رام مي شود تو فقط سلام كن تيغ هاي تند وتيز او با سلام تو تمام مي شود
یک قاشق چای خوری عشق.. قد کف دست آسمان را با چند پر بال کبوتر،هم میزنم در ظرف قلبم... امشب برای او خورشت صبح خواهم پخت... من این غذا را می گذارم روی اجاق داغ خورشید... اما کسی هرگز نخواهد دید😔 قل میزند قلبم... یعنی خورشت صبح آماده است.. میچینم آنرا توی سفره این سفره ساده ست... در انتظارش مینشینم بعد از هزاران سال شاید... 《مهمان من امشب بیاید》😔
قلب من دوباره تند تند می زند مثل این که باز هم خدا روی قالی دلم ، قدم گذاشته در میان رشته های نازک دلم نقش یک درخت و یک پرنده کاشته قلب من چقدر قیمتی است چون که قالی ظریف و دست باف او ست این پرنده ای که لای تار و پود آن نشسته است هدهد است می پرد به سوی قله های قاف دوست
نظرآهاری حقیقتا ساده و زیبا می نویسد. اما شنیدن دکلمه شعر واقعا یک چیز دیگر است که به زیبایی تمام توسط بهناز قاسمی زاده اجرا شده بود. آنقدر زیبا که دلم می خواهد بارها و بارها به آن گوش کنم... . دانلود کتاب صوتی
"نهنگ دوست"
دوستی به من یک نهنگ هدیه داد یک نهنگ غول پیکر عجیب یک نهنگ مهربان ساده ی نجیب یک نهنگ را ولی کجا می شود نگاه داشت توی حوض و تنگ که نمی شود نهنگ را گذاشت هیچ جا نداشتم آخرش نهنگ را توی قلب خود گذاشتم جا نبود تنگ قلب کوچکم شکست زیر رقص باله های آن نهنگ مست سال هاست تنگ قلب من شکسته است و این یادگاری قشنگ دوست است هیچ کس باورش نمی شود ولی به جای قلب توی سینه ام نهنگ دوست است!
زیر این گنبد گرد و کور و کبود آدمی زاد، هرگز دانش آموز خوبی نبود! شعری که تو جلد کتاب نوشته شده بود رو من 5-6 سال پیش حفظ بودم و هیچ وقت نمیدونستم شاعرش کیه... حالا بعد اینهمه سال درس وقتی شعرو معنی ک برام میداد رو فراموش کرده بود جایی ک انتظارشو نداشتم باش رو ب رو شدم! حس خوبی بود! کتاب صمیمی بود، شعرها جدید و اشنا بود! خوبی کتابای خانم نظرآهاری کوچیک بودنشونه و اینکه ی اقیانوسو تو ی لیوان جا میدن!!!!!
دلم را سپردم به بنگاه دنیا و هی آگهی دادم اینجا و آنجا و هر روز برای دلم مشتری آمد و رفت و هی این و آن سرسری آمد و رفت * ولی هیچ کس واقعاً اتاق دلم را تماشا نکرد دلم، قفل بود کسی قفلِ قلب مرا وا نکرد * یکی گفت: چرا این اتاق پر از دود و آه است یکی گفت: چه دیوارهایش سیاه است! یکی گفت: چرا نور اینجا کم است و آن دیگری گفت: و انگار هر آجرش فقط از غم و غصه و ماتم است! * و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری و من تازه آن وقت گفتم: خدایا تو قلب مرا می خری؟ * و فردای آن روز خدا آمد و توی قلبم نشست و در را به روی همه پشت خود بست و من روی در آن نوشتم: ببخشید، دیگر برای شما جا نداریم از این پس به جزاو کسی را نداریم
بوی اسب میدهی/ بوی شيهه، بوی دشت/ بوی آن سوار را / او كه رفت و هيچ وقت برنگشت/ شيهه میكشد دلت/ باد میشود/ میوزد چهار نعل/ سنگ و صخره زير پای تو/ شاد میشود/ میدود چهار نعل/ يال زخمیات/ شبيه آبشار/ روی شانههای كوه ريخته/ وای از آن خيال زخمیات/ تا كجای آسمان گريخته/ روی كوههای پرغرور/ روی خاك درههای دور/ ردپای وحشی تو مانده است/ رفتهای و دستخط خونی تو را/ هيچ كس به جز خدا نخوانده است.
مجموعه روایتهایی کوتاه و شاعرانه و عارفانه درباره سرشت و سرنوشت آدمی بر زمین. با نثری بی نظیر و ناب. لینک خرید کتاب در طاقچه https://taaghche.com/book/71545