Jump to ratings and reviews
Rate this book

حاجی مراد

Rate this book
حاجی مراد نوشته صادق هدایت داستان مردی به نام مراد است که همه‌ی دارایی عمویش به او ارث رسیده بود و چون عمویش در بازار معروف به حاجی بود، این لقب هم با دکّان به او رسیده بود!

او در این شهر، هیچ خویش و قومی نداشت، دو یا سه بار هم جویای حال مادر و خواهرش که در کربلا به گدایی افتاده بودند، شده بود؛ امّا از آن‌ها هیچ خبر و اثری پیدا نکرده بود.

First published January 1, 2008

4 people are currently reading
150 people want to read

About the author

صادق هدایت

145 books38 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
44 (12%)
4 stars
84 (23%)
3 stars
147 (41%)
2 stars
58 (16%)
1 star
21 (5%)
Displaying 1 - 27 of 27 reviews
Profile Image for Peiman E iran.
1,436 reviews1,105 followers
February 5, 2019
‎دوستانِ گرانقدر، داستان در موردِ شخصی است به نامِ <حاجی مراد> که یتیم بوده و مادر و خواهرش در کربلا گدایی میکنند و خودش نیز از عمویش خانه و مغازه ای در بازار، به ارث برده است و با آنکه مکه نرفته، مردمِ محل و کسبه او را حاجی خطاب میکنند... <حاجی مراد> دستِ بزن دارد و به هر بهانه ای زنش را میزند و البته به عرب پرست بودن و حاجی بودنش نیز افتخار میکند
‎عزیزانم، بلایی بر سرِ این به اصطلاح مرد می آید و اتفاقی برایش می افتد که، نه تنها دیگر دست به رویِ زن بلند نمیکند، بلکه آبرویی ندارد که در محل سرش را بالا بگیرد و راه برود.... بهتر است خودتان این داستان را خوانده و از سرانجامِ این موجودِ تازی پرست، آگاه شوید
---------------------------------------------
‎امیدوارم از خواندنِ این داستان، لذت ببرید
‎<پیروز باشید و ایرانی>
Profile Image for Agir(آگِر).
437 reviews715 followers
August 11, 2017
ـ ئایا ئەوە ڕاستە کە بەرامبەر ئەم خاتوونە بێئەدەبیت نواندووە و لە کۆڵان تێتان سرەواندووە؟
!ـ جا چیتان عەرز بکەم بەخوا وامزانی ژنەکەی خۆمە
ـ بە چ بەڵگەیەک؟
!ـ لێواری عەباکەی سپییە

Profile Image for Aryan.
50 reviews68 followers
February 6, 2020
داستان قشنگی بود در مورد حاجی که با زنش همیشه دعوا داشت و ...
Profile Image for Amin.
419 reviews440 followers
March 28, 2023
هدایت لااقل در ابتدای کار به شوک‌های انتهای داستان علاقه‌مند بوده. طلاق پایان کار در اینجا، پایان نفس‌کشیدن در زنده‌بگور یا مرگ خودخواسته در پروین دختر ساسان. چیزی مثل پایان کار

در لابلای داستان دو چیز جلب توجه می‌کنند، یکی نقد اجتماعی یا کریتکایی به سبک نویسندگان مشروطه، که مثلا اندیشه آقاخان کرمانی را به ذهن می‌آورد مثلا آنجا که مشابه وی می‌گوید ملت تمام دارایی را بجای خرج زندگی به پای سفر زیارتی کردند و به خاک سیاه نشستند و به نوعی نقد خرافات و عادت‌های مذهبی را می‌کند.

دیگری نقد یک جنبه از شخصیت اجتماعی و عادت به تفاخر یا بزرگ‌بینی سنتی یا مذهبی است. چیزی که به نظرم در نکته ظریفی مثل صدای کفش حاجی‌آقا متبلور است. ابتدای داستان می‌گوید "هر قدمی که برمی‌داشت کفش‌های نوی او غژغژ میکرد" اما در انتها و رسوایی پیش‌آمده "کوشش می‌کرد پایش را آهسته‌تر روی زمین بگذارد تا صدای غژغژ کفش خودش را خفه بکند"
Profile Image for Mostafa.
435 reviews52 followers
January 13, 2022
3.3 stars
حاجی مراد، نقد یک جامعه سنتی مبتی بر رفتارهای غیر عقلانیست، رفتارهایی که به زَعم نظر هدایت فقط از مذهب و تفکر غیر عقلانی ناشی از آن برمی خیزد
حاجی مراد و مادرش به وصیت پدرش گوش می دهند و تمام اموالِ!!! خود را می فروشند تا به کربلا برای زیارت بروند و وقتی که تمام ثروت پدر به خاطر این سفر ( مذهبی) تمام می شود مادر آنجا به ( گدایی یا به قول همسر حاجی مراد به هرزگی) فلاکت می افتد.... تنها چیزی که حاکمیت دارد در جامعه سنتی ایران، خِرد گریزی و جهل و نادانیست.... او لقب حاجی را از عمویش با مغازه به ارث می برد و بعد از ازدواج با همسرش شهربانو ( که نام همسرش و ارتباطش با کربلا نیاز به توضیح ندارد) یک زندگی مردسالارانه را سپری می کند... شهربانو ( نماد ایران زمین) حاجی مراد( نماد اسلام) را همواره به باد تمسخر می گیرد و این نیش و کنایه ها باعث می شود که حاجی هم هیچ تمایلی به ماندن در خانه نداشته باشد، گویی ایران( شهربانو) و اسلام( حاجی مراد) هیچ سنخیتی با هم ندارند و از سر خبط و خطاست که کنار یکدیگر زندگی می کنند... هدایت در انتها به تناقض رفتاری مذهبیون اشاره می کند که چگونه حاجی مراد مادر خودش را در کربلا رها کرده و خونِ غیرتش به جوش نیامده ولی در باب بیرون رفتن همسرش از منزل این چنین حساسیت دارد... لحظه شلاق خوردن حاجی مراد به دلیل تعرضِ کلامی به زن غریبه و تاکید نویسنده بر عبای حاجی مراد در انتهای داستان، جالب توجه و حاکی از میزان پذیرش افکار یا دین وارداتی بدون توجه به اخلاقیات و روحیاتِ حاکم بر جوامع است
115 reviews11 followers
January 3, 2016
آه از دست حاجی مردهای این روزا، آه..
Profile Image for Sara.
1,802 reviews562 followers
December 17, 2024
وا!
نمیتونم نتیجه بگیرم که حاجی دروغی در بطن فرهنگی بی‌شعور تربیت شده بود یا اختلال شخصیت داشت.
آذر ۱۴۰۳
Profile Image for JJ Khodadadi.
451 reviews129 followers
April 24, 2020
حاجی دروغی که فکر میکنه خانمی که چادر لبه سفید داره زن خودشه و بدون اجازه اون اومده بازار غیرتی میشه و نه تنها شروع به بد و بیراه گفتن بهش میکنه بلکه سیلی هم توی صورت اون زن میزنه و ادامه ماجرا
داستان کوتاهی از صادق هدایت
Profile Image for nazanin.
226 reviews17 followers
May 17, 2025
حاجی مراد بدون مادر و پدر بزرگ میشه در دل فرهنگ بی فرهنگمون، نمیدونم بخاطر اینه که شخصیت زن ستیز و بی شعوری داره یا همون چند سالی که پیش خانوادش بوده از بن بیشعور بودن.
Profile Image for Fereshteh.B.
6 reviews6 followers
March 22, 2017
بيا برو حاجي دروغي
از زبان زن حاجي:)
Profile Image for Farhad.
379 reviews91 followers
February 3, 2010
خلق داستان های با خط سیر مستقیم و بدون فراز و نشیب از هنرهای هدایت است به نحوی که به کسالت نمی افتد. حاجی مراد از شخصیت های ناتوان هدایت است و در مقابل زنش به صورت نسبی اثیری به شمار می آید. در مورد نسبی بودن اثیریت پیشتر سخن گفتیم اما نکته برجسته حاجی مراد در هدف متعالی هدایت است: مبارزه با اندیشه های سیاهی که مردان را ناتوان و زنان را اثیری می کنند.
Profile Image for Saeed Sheidi.
10 reviews
April 28, 2020
یک داستان كاملا ايرانى مطابق فرهنگ و رسوم ایرانی. حاجی مراد نمونه بارز يك مرد ایرانی با ‌خلقيات مردسالار نادرستی است که کم و بیش در ایران قدیم دیده می‌شده است و تا حدودى تا به امروز در برخى نواحى ايران ادامه دارد.
Profile Image for Ryan Zandi.
138 reviews7 followers
November 11, 2022
در داستان حاجی مراد، مرد سالاری آن زمان و پایمال شدن حقوق انسانی زن به خوبی به تصویر کشیده شده است. برای حاجی مراد، کتک زدن زنش عادی شده و به اشتباه فکر می‌کند که زنش را در کوچه دیده و به همین دلیل زنی غریبه را مستحق کتک زدن می‌بیند و در آخر هم به خاطر اشتباه خودش زنش را طلاق می‌دهد تا خودش را بی‌تقصیر و زنش را گناهکار جلوه دهد. همه‌ی این موارد نمود‌های پایمال شدن حقوق زنان هستند، همچنین ریاکاری و تزویر با حاجی قلابی بودن و خشمش از بیان این مسئله بسیار مشهود است.
This entire review has been hidden because of spoilers.
Profile Image for delaram.
106 reviews85 followers
December 20, 2022
هدایت در نمایش و نکوهش جامعه‌ی مردسالار اسلامی خبره‌ست. در اینجا هم با نمونه‌ی دیگر از زندگی در ایران اسلامی مواجه می‌شویم که در چند واژه‌ی «کتک»، «غیرت»، «آبرو» خلاصه شده، واژه‌هایی که نفس زن را در خود حبس کرده، حق زیستن و آزادی را از او می‌ربایند.

هدایت توانسته در یک قصه‌ی کوتاه مفاهیمی را که جامعه‌ی اسلامی به عنوان ابزار از آن‌ها استفاده می‌کند به سخره گیرد، به سر تا پای این تفکرات بخندد و چند تف ناقابل هم بیندازد.
Profile Image for Amir Salar Pourhasan.
93 reviews16 followers
January 13, 2022
یک طنز کوتاه که البته در زیر خودش اشاره به سلطه مرد بر زن بخصوص در گذشته داره. طوری که زن باید اجازه میگیره بره بیرون از مردش وگرنه آبروی مردش میره. اونم آبرو هایی که دروغی رقم خورده از رو ریا و خود نمایی.
از طرفی تا این حد جهل که از روی حاشیه سفید کنار چادر یک زن، مطمئن بگه این زنه منه فارغ ازین که 1000 تا زن دیگه هم میتونن همچنین چادری داشته باشن و طبق این استدلال غلط اینچنین معرکه گیری میکنه!
10 reviews
April 27, 2019
داستانی کوتاه از صادق هدایت با سبکی روان و عامیانه و ساده،داستان در مورد یتیمی به نام مرلد است که بعد از مرگ پدرش بنا به وصیت پدرش دارایی را طلا میکنند و به کربلا میرن بعد از اتمام پول به گدایی میوفتن خواهر و مادرش گدایی میکند و مراد به تنهایی خودش به عمویش که کاسب سرشناسی است میمیرد و دکان و لقب حاجی به مراد به ارث میگذارد حاجی زن میگیره ولی بچه دار نمیشه زنش هم مرتب به حاجی کنایه میزنه و حاجی هم مرتب اونو میزنه حاجی هم یه زنو تو کوچه با زنش اشتباهی میگیره و بعد یه دعوا طولانی میفهمه که زنش نیست آژان ها حاجی رو شلاق میزنن و حاجی هم زنشو طلاق میده
Profile Image for Shahrzad Ghazi.
94 reviews
February 29, 2024
حرفهای زنش را بیاد آورد: "برو برو، حاجی دروغی! تو حاجی هستی؟ پس چرا خواهر و مادرت در کربلا از گدائی هرزه شدند؟ من را بگو که وقتی مشهدی حسین صراف از من خواستگاری کرد زنش نشدم و آمدم زن تو بی‌قابلیت شدم! حاجی دروغی!" چند بار لب خودش را گزید و بنظرش آمد اگر در این موقع زنش را میدید میخواست شکم او را پاره بکند...
عدم شناخت مرد از زنش باعث‌میشه کار حاجی به شلاق و جریمه در انزاع عمومی بشه...
Profile Image for Ælshunīv.
107 reviews1 follower
September 15, 2021
پاریس ۴ تیرماه ۱۳۵۹

اتمسفر حاجی مراد منو یاد یه فیلم ایرانی انداخت که اسمشو یادم نمیاد... آدم را یاد بازار سرپوشیده ها می اندازد
Profile Image for Mohsen Zarei.
95 reviews
October 15, 2022
انصافا بایستی اشاره کرد که همچنان در ادبیات ایران نثر شسته و رفته ی صادق هدایت بی نظیربوده هر چند که از جهات دیگه شاید امروزه حرف چندانی نشه از دل داستان های هدایت استخراج کرد.
Profile Image for Zeinab.
147 reviews14 followers
February 6, 2023
بامزه و دلنشین بود، مثه همیشه.
Profile Image for Narges Shegeft.
297 reviews4 followers
October 7, 2023
مردسالاری دینی جامعه‌ی اون زمان (شاید حتا هنوز) در این داستان به وضوح به تصویر کشیده شد، طوری که حتا حاجی مراد (مرد در جامعه مردسالار) بخاطر اشتباه خودش باز هم زنش رو مقصر میدونه!
Profile Image for Amin369.
248 reviews
March 11, 2024
داستانشو دوست نداشتم. حرفی نمیشه دربارش زد.
کنار هم بمونیم.
38 reviews
October 19, 2025
چقدر روان آدمیزاد رو خوب میشناسه
درسته نقدی بر جامعه ی مردسالار و اسلامی بود
ولی آخر داستان برای حاجی دروغی هم خوشحال شدم!
اقلا شلاق آدمش کرد و تغییرش داد
Displaying 1 - 27 of 27 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.