"دشت تشنه" داستان مبارزه و مقاومت انسان در برابر خشكسالي، فرسايش خاك، جانوران وحشي و عوامل طبيعي ديگر است. "جيمي" و "كي ويت" دو نوجوان سفيد و سياه در اين داستان، حاضر به ترك سرزمين خود (دشت تشنه) نيستند. اين دو براي ادامه زندگي در آن ديار ماجراهايي ميآفرينند و داستان براساس آن به پيش ميرود.