What do you think?


کارنامه اسلام
کتاب را اول بار در سال ۱۳۴۸ به چاپ رسانید. موضوع این کتاب فرهنگ و تمدن اسلامی است
- GenresHistoryNonfictionIslam
216 pages, Hardcover
First published April 1, 1969
About the author
عبدالحسین زرینکوب
52 books325 followersAbdolhossein Zarinkoob
He was born on March 19, 1923, in Borujerd, Iran, received his PhD from Tehran University in 1955 under the supervision of Badiozzaman Forouzanfar, and held faculty positions at universities such as Oxford University, Sorbonne, and Princeton University, among many others.
Because of his pioneering works on Iranian literature, literary criticism and comparative literature, he is considered the father of modern Persian literature.
He was born on March 19, 1923, in Borujerd, Iran, received his PhD from Tehran University in 1955 under the supervision of Badiozzaman Forouzanfar, and held faculty positions at universities such as Oxford University, Sorbonne, and Princeton University, among many others.
Because of his pioneering works on Iranian literature, literary criticism and comparative literature, he is considered the father of modern Persian literature.
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 15 of 15 reviews
March 28, 2019
تصویری که در این کتاب از اسلام و تمدن اسلامی عرضه می شود، با تصویری که امروزه در رسانه ها می بینیم، بسیار متفاوت است. نویسنده ی کتاب، مرحوم دکترعبدالحسین زرین کوب از مورخین معتبر تاریخ ایران است و «دو قرن سکوت» ایشان و تک نگاری هایشان در مورد مولانا و حافظ، معرف حضور علاقمندان به تاریخ. زرین کوب در این کتاب با نثری روان و به شکلی بسیار موجز و حقّاً کارنامه وار، تاریخ تمدن اسلامی را می کاود و نقاط درخشان آن را نشان می دهد و به هم وصل می کند و حاصل کهکشانی است دل و عقل نواز و الهام بخش هزار بصیرت نو به نو. مطالعه ی این کتاب به عنوان مدخلی بر تاریخ این دوره و شناخت بهتر تمدن جدید از رهاورد تأثیراتی که تمدن اسلامی بر آن گذاشته است، بسیار مفید به نظر می رسد. بعد از این کتاب، می توان به سراغ کتب مفصل تر در این زمینه رفت نظیر تاریخ تمدن اسلام از جرجی زیدان و تاریخ ایران بعد از اسلام از نگارنده ی همین کتاب
...
«جنبه ی نظری موسیقی مخصوصاً نزد کندی، فارابی، اخوان الصفا و ابن سینا مورد توجه شد که در این باب میراث علمی یونان را کمال و غنایی سرشار بخشیدند. مدخل فارابی در موسیقی، معروفترین تصنیفات قرون وسطی در موسیقی نظری است و اگر از تمام کتاب های موسیقی یونانی که باقی مانده است برتر نباشد فروتر نیست. غیر از فارابی کسانی امثال ابن هیثم و عبدالمؤمن ارموی نیز در موسیقی نظری مطالعات مهم کرده اند. اما جالب است که آثار فارابی در این باب در نزد علماء موسیقی اروپا تا اواسط قرن هفدهم میلادی هنوز مورد رجوع بود. در ایجاد بعضی آلات موسیقی و در استعمال علائم برای ضبط، تقدم موسیقیدانان اسلامی قابل ملاحظه است و هنوز در زبان های اروپایی بعضی الفاظ هست که حاکی است از اخذ و اقتباس از موسیقی عهد اسلامی»
March 6, 2016
اصرار ویژهٔ مرحوم زرینکوب در اتصال علم اسلامی به علم غربی را نمیفهمم. و دیگر این که در در بند آخر کتاب از ادای دین (البته نیمهتمام) غربیها به اسلام میگویند (احتمالاً با علم جدید) که آن نیز نافهمیدنی است. آنچه را که ایشان غربزدگی میگویند خیلی شبیه به تعریف مرحوم آل احمد است که از سطحی بودن خالی نیست. در کل کتاب بسیار جالبی است و برخی ادعاهای زرینکوب طوری است که اگر امثال شهید مطهری میگفتند جای تعجب نداشت ولی از نویسندهٔ «دو قرن سکوت» خیلی غافلگیرکننده مینمود. کتابی است که هر مسلمان (مخصوصاً مرعوبان غرب) باید آن را بخواند. هم کوتاه است و هم جامع.
April 10, 2021
کارنامه اسلام
در این نوشتار بنا را گذاشتم تا سنت معرفی کتاب و نقد آن را برهم زنم و توجه شما را به یکی از شخصیت های جالب این اثر جلب کنم. این فرد کسی نیست جز علی بن عباس مجوسی(اهوازی)
دکتر زرین کوب درباره او چنین گفته:
"یک دائره المعارف طبی دیگر که بوسیله مسلمین تالیف شد عبارت بود از کامل الصناعه مجوسی -علی بن عباس اهوازی- که طب ملکی هم خوانده می شد- به نام ملک دیلمی عضدالدوله. اثر مجوسی که در قرون وسطی وی را Haly Abbas می خوانده اند در اروپا شهرت بسیار یافت و نزدیک پنج قرن مرجع مهم طب بود در مدارس اروپا. تاثیر مجوسی در پیشرفت طب بابل ملاحظه بود و توضیحی که از سیستم عروق شهریه کرده بود از جهت تاریخ علم، اهمیت بسیار دارد."
دیگر مورخین در مورد این شخصیت برجسته چنین آورده اند:
مجوسی از بزرگترین پزشکان دولت آل بویه بود و پزشک مخصوص عضدالدوله دیلمی فنا خسرو گردید. فناخسرو به پزشکی علاقهمند بود و بیمارستانی در شیراز و سپس بیمارستان العضدی در بغداد را تأسیس نمود که مجوسی در آن مشفول به کار گردید. بزرگترین اثر وی کتاب مَلِکی است که تقدیم به فناخسرو نمود. این کتاب منظمتر و خلاصه تر از کتاب الحاوی رازی و کاربردی تر از کتاب قانون ابن سینا میباشد که بعد از آن منتشر گردید.
ترجمه کتاب «الملکی»:
اصل کتاب «الملکی» به زبان عربی و دارای ۵۰۰ هزار کلمه بوده و دوبار به لاتین ترجمه شد. اولین ترجمه در قرن یازدهم(سال ۱۰۸۷ میلادی) توسط «کنستانتین افریقی» انجام شد که او بدون ذکر نام اهوازی، کتاب را با نام «پانتگنی» به اسم خود نوشت؛ به همین دلیل بسیاری از عقاید اهوازی به نام اروپاییان ثبت شد. «کنستانتین افریقی» در ترجمه این کتاب همه نشانه هایی را که ممکن است نویسنده اصلی را بشناساند، از میان برد. در قرن دوازدهم(سال ۱۱۲۷ میلادی) «الیاس استفان انطاکی» دوباره این کتاب را از عربی به لاتین با ذکر نام مؤلف علی اهوازی ترجمه کرد.
روش علمی مورد استفاده او در مورد پدیدههای طبیعی در کتاب ملکی شباهت زیادی به روش امروزی مورد استفاده در تحقیقات پزشکی دارد. کتاب ملکی موضوعات مختلفی مانند آناتومی، فیزیولوژی، بیماریهای روانی و علوم اعصاب را پوشش میدهد. او همچنین بر اخلاق در پزشکی و رابطه سالم بین پزشک و بیمار تأکید دارد.
از تاریخ درگذشت مجوسی و شرح حال وی تفصیلی در دست نیست همین قدر میدانیم که تا سال ۳۸۳ ه.ق زنده بودهاست.
وی در کتاب خویش آناتومی اعصاب و فیزیولوژی عصبی را توضیح داد و نخستین کسی بود که بیماریهای روانی مختلفی شامل خودبیمارانگاری، کما، همیپارزی، کما، مننژیت، یادزدودگی، خستگی و اندوه عشق را مورد بحث قرار داد. وی مراقبت از سلامتی را از طریق تغذیه مقدم بر داروها میشمرد.
سید علی مرعشی
در این نوشتار بنا را گذاشتم تا سنت معرفی کتاب و نقد آن را برهم زنم و توجه شما را به یکی از شخصیت های جالب این اثر جلب کنم. این فرد کسی نیست جز علی بن عباس مجوسی(اهوازی)
دکتر زرین کوب درباره او چنین گفته:
"یک دائره المعارف طبی دیگر که بوسیله مسلمین تالیف شد عبارت بود از کامل الصناعه مجوسی -علی بن عباس اهوازی- که طب ملکی هم خوانده می شد- به نام ملک دیلمی عضدالدوله. اثر مجوسی که در قرون وسطی وی را Haly Abbas می خوانده اند در اروپا شهرت بسیار یافت و نزدیک پنج قرن مرجع مهم طب بود در مدارس اروپا. تاثیر مجوسی در پیشرفت طب بابل ملاحظه بود و توضیحی که از سیستم عروق شهریه کرده بود از جهت تاریخ علم، اهمیت بسیار دارد."
دیگر مورخین در مورد این شخصیت برجسته چنین آورده اند:
مجوسی از بزرگترین پزشکان دولت آل بویه بود و پزشک مخصوص عضدالدوله دیلمی فنا خسرو گردید. فناخسرو به پزشکی علاقهمند بود و بیمارستانی در شیراز و سپس بیمارستان العضدی در بغداد را تأسیس نمود که مجوسی در آن مشفول به کار گردید. بزرگترین اثر وی کتاب مَلِکی است که تقدیم به فناخسرو نمود. این کتاب منظمتر و خلاصه تر از کتاب الحاوی رازی و کاربردی تر از کتاب قانون ابن سینا میباشد که بعد از آن منتشر گردید.
ترجمه کتاب «الملکی»:
اصل کتاب «الملکی» به زبان عربی و دارای ۵۰۰ هزار کلمه بوده و دوبار به لاتین ترجمه شد. اولین ترجمه در قرن یازدهم(سال ۱۰۸۷ میلادی) توسط «کنستانتین افریقی» انجام شد که او بدون ذکر نام اهوازی، کتاب را با نام «پانتگنی» به اسم خود نوشت؛ به همین دلیل بسیاری از عقاید اهوازی به نام اروپاییان ثبت شد. «کنستانتین افریقی» در ترجمه این کتاب همه نشانه هایی را که ممکن است نویسنده اصلی را بشناساند، از میان برد. در قرن دوازدهم(سال ۱۱۲۷ میلادی) «الیاس استفان انطاکی» دوباره این کتاب را از عربی به لاتین با ذکر نام مؤلف علی اهوازی ترجمه کرد.
روش علمی مورد استفاده او در مورد پدیدههای طبیعی در کتاب ملکی شباهت زیادی به روش امروزی مورد استفاده در تحقیقات پزشکی دارد. کتاب ملکی موضوعات مختلفی مانند آناتومی، فیزیولوژی، بیماریهای روانی و علوم اعصاب را پوشش میدهد. او همچنین بر اخلاق در پزشکی و رابطه سالم بین پزشک و بیمار تأکید دارد.
از تاریخ درگذشت مجوسی و شرح حال وی تفصیلی در دست نیست همین قدر میدانیم که تا سال ۳۸۳ ه.ق زنده بودهاست.
وی در کتاب خویش آناتومی اعصاب و فیزیولوژی عصبی را توضیح داد و نخستین کسی بود که بیماریهای روانی مختلفی شامل خودبیمارانگاری، کما، همیپارزی، کما، مننژیت، یادزدودگی، خستگی و اندوه عشق را مورد بحث قرار داد. وی مراقبت از سلامتی را از طریق تغذیه مقدم بر داروها میشمرد.
سید علی مرعشی
November 3, 2019
این کتاب استاد زرین کوب به نوعی میتوان گفت در تقابل با کتاب دو قرن سکوت ایشان است
یا پاسخی برای بعضی نکات کتاب دوقرن سکوت
کتاب را دوست داشتم
قلم توانمندی دارند .
یا پاسخی برای بعضی نکات کتاب دوقرن سکوت
کتاب را دوست داشتم
قلم توانمندی دارند .
February 6, 2015
این کتاب مکمل دو قرن سکوت میشه
اختلاف فاحشی بین این کتاب و دو قرن سکوت هست که دو کتاب رو متضاد نشون میده. اما اگر به دانش و انصاف استاد توجه کنیم میبینیم که همچین چیزی بعیده
کارنامه اسلام بیشتر اسلام رو در شرایطی تصویر میکنه که تاثیر خودش رو از فرهنگ ایرانی گرفته و در حقیقت موفقیت اصلی فرهنگی اسلام را منوط به تاثیر پذیریش از فرهنگ ایرانی میدونه. رشدوشکوفایی اسلام از زمانی شروع میشه که ایرانیها بر اون غالب میشند. یعنی بعد از دو قرن سکوت
اختلاف فاحشی بین این کتاب و دو قرن سکوت هست که دو کتاب رو متضاد نشون میده. اما اگر به دانش و انصاف استاد توجه کنیم میبینیم که همچین چیزی بعیده
کارنامه اسلام بیشتر اسلام رو در شرایطی تصویر میکنه که تاثیر خودش رو از فرهنگ ایرانی گرفته و در حقیقت موفقیت اصلی فرهنگی اسلام را منوط به تاثیر پذیریش از فرهنگ ایرانی میدونه. رشدوشکوفایی اسلام از زمانی شروع میشه که ایرانیها بر اون غالب میشند. یعنی بعد از دو قرن سکوت
August 19, 2024
اگر از آقای زرینکوب فقط کتاب دو قرن سکوت رو خوندید، حتما این کتاب رو هم بخونید و ببینید بعد از گذشت حدودا ۱۵ سال از کتاب دو قرن سکوت و تحقیقات بیشتر نظرش درباره اسلام چه تغییرات کرده. و در همچنین کتاب بامداد اسلام.
July 11, 2007
دکترعبد الحسین زرین کوب، ادیب، مورخ، اسلام شناس، ایران شناس، محقق و نویسندۀ بزرگ معاصر، در 27 اسفند ماه 1301 شمسی در بروجرد، چشم به جهان گشود.
تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش به پایان برد. سپس در کنار تحصیل در دوره متوسطه به تشویق و ترغیب پدر که مردی متدین بود، اوقات فراغت را صرف فراگیری علوم دینی و حوزه ای نمود و ضمن تحصیل فقه و تفسیر و ادبیات عرب، به شعر عربی هم علاقمند شد. گرچه تا پایان سال پنجم متوسطه در رشته علمی تحصیل می کرد با این حال کمتر کتاب تاریخ و فلسفه و ادبیاتی بود که به زبان فارسی منتشر شده باشد و او آن را مطالعه نکرده باشد.
به دنبال تعطیلی کلاس ششم متوسطه در تنها دبیرستان شهر برای ادامه تحصیل به تهران آمد و رشته ادبی را برگزید و در سال 1319 تحصیلات دبیرستانی را به پایان برد و با وجود آنکه کتابهای سالهای چهارم و پنجم متوسطه ادبی را قبلاً نخوانده بود در میان دانش آموزان رشته ادبی سراسر کشور، رتبه دوم را به دست آورد.
با بازگشایی مجدد دانشگاهها در سال 1320، دکتر عبدالحسین زرین کوب در امتحان ورودی دانشکده حقوق شرکت کرد. با آنکه پس از کسب رتبه اول ،در دانشکده ثبت نام هم کرده بود، اما به الزام پدر، ناچار به ترک تهران شد. در همان ایام، علی اکبر دهخدا که ریاست دانشکده حقوق را به عهده داشت، از اینکه چنین دانشجوی فاضلی را از دست می داد، اظهار تأسف کرده بود.
دکتر زرین کوب پس ازترک دانشکده حقوق به زادگاه خود بازگشت و در خرم آباد و بعد در بروجرد به کار معلمی پرداخت، کاری که به تدریج علاقه جدی بدان پیدا کرد.در دوران معلمی، از تاریخ و جغرافیا و ادبیات فارسی گرفته تا عربی و فلسفه و زبان خارجی و حتی ریاضی و فیزیک و علم الهیات، را تدریس کرد.
سرانجام اشتیاق به تحصیل بار دیگر او را به دانشگاه کشاند.
در سال 1324، پس از آنکه در امتحان ورودی دانشکده علوم معقول و منقول و دانشکده ادبیات حایز رتبه اول شده بود، وارد رشته ادبیات فارسی دانشگاه تهران شد. به هر تقدیر، عبدالحسین زرین کوب در سال 1327 به عنوان دانشجوی رتبه اول از دانشگاه فارغ التحصیل شد و سال بعد وارد دوره دکترای رشته ادبیات دانشگاه تهران گردید و در سال 1334 از رساله دکترای خود با عنوان (نقد الشعر، تاریخ و اصول آن) که زیر نظر بدیع الزمان فروزانفر تألیف شده بود با موفقیت دفاع کرد.
پس از اخذ درجه دکترا، از سوی استاد فروزانفر، برای تدریس در دانشکده علوم معقول و منقول دعوت شد و در سال 1335 یا رتبه دانشیاری، کار خود را دانشگاه تهران آغاز کرد و به تدریس تاریخ اسلام، تاریخ ادیان، تاریخ کلام و مجادلات فرق، تاریخ تصوف اسلامی و تاریخ علوم پرداخت.
دکتر زرین کوب در سال 1330 در کنار عده ایی از فضلای عصر همچون عباس اقبال آشتیانی ،سعید نفیسی، دکتر معین،پرویز ناتل خانلری، غلامحسین صدیقی و عباس زریاب، برای مشارکت در طرح ترجمه مقالات دایرة المعارف اسلام (E1) طبع هلند، دعوت شد.
او در ایام تحصیل در تهران، چندی نزد حاج شیخ ابوالحسن شعرانی بپرداخت و با مباحث حکمت و فلسفه، آشنایی بیشتر یافت. از همان روزگار با فلسفه های معاصر غربی نیز آشنا شد و بعد به مطالعه در باب تصوف نیز علاقمند گردید. استاد که از قبل با زبانهای عربی، فرانسوی و انگلیسی آشنا شده بود در سالهای جنگ دوم جهانی، با کمک بعضی از صاحب منصبان ایتالیایی و آلمانی که در آن ایام در ایران به سر می بردند، به آموزش این دو زبان پراخت. در سال 1323 نخستین کتاب او به نام (فلسفه، شعر یا تاریخ تطور شعر و شاعری در ایران) در بروجرد منتشر شد، در حالی که در این هنگام، حدود چهار سال یا کمی بیشتر از تاریخ تالیف کتاب می گذشت.
وی که از زمان شروع تحصیلات دانشگاهی به عنوان دبیر در دبیرستانهای تهران به تدریس پرداخته بود. از سال 1328، سردبیری مجله هفتگی مهرگان را نیز عهده دار شد که با وجود وقفه هایی، این همکاری تا پنج سال تداوم یافت. در سال 1335 با رتبه دانشیاری، کار خود را در دانشگاه تهران آغاز و به تدریس تاریخ اسلام، تاریخ ادیان، تاریخ کلام و مجادلات فرق، تاریخ تصوف اسلامی و تاریخ علوم پرداخت.
در همین سال، برای مدت کوتاهی نیز امور مربوط به انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب را به عهده گرفت. پس از دریافت رتبه استادی دانشگاه تهران (1339 ش)، دکتر زرین کوب چندی نیز در دانشسرای عالی تهران ونیز در دانشکده هنرهای دراماتیک تدریس کرد.
مدتی هم در موسسه لغت فرانکلین با مجتبی مینوی به همکاری مشغول شد. در این میان، یکچند سردبیری مجله راهنمای کتاب را پذیرفت (1342 ش)، و فصل خاصی برای ارائه ادبیات معاصر ایران در مجله به وجود آورد. با این حال همکاری وی با نشریات ادواری داخلی به اینجا محدود نمی شود و فعالیت علمی استاد در انتشار مجلاتی همچون سخن، یغما، جهان نو، دانش، علم و زندگی، مهر و فرهنگ ایران زمین، چشمگیر است.
در سالهای 1347 تا سال 1349 در آمریکا به عنوان استاد میهمان در دانشگاههای کالیفرنیا و پرنیستون به تدریس علوم انسانی پرداخت،سپس به دانشگاه تهران انتقال یافت و در دو گروه تاریخ و ادبیات مشغول به کار شد.
فعالیتهاي دكتر عبدالحسين زرين كوب
سفرهای علمی متعدد استاد به اروپا، امریکا، جمهوریهای شوروی(سابق)، هند، پاکستان و کشورهای عربی، در دیدار از کتابخانه ها، موزه ها و موسسات علمی، و تهیه عکس از بعضی نسخه های خطی فارسی و عربی گذشته است. طی همین سفرها وی با جمعی از دانشمندان و نویسندگان بزرگ ایرانی و خارجی آشنائی نزدیک یافت.
دکتر زرین کوب در بسیاری از مجامع و مجالس علمی جهانی شرکت کرده و به عنوان نماینده ایران به ایراد سخنرانی پرداخته است. از این میان پنجمین کنگره اسلامی در بغداد، بیست و ششمین کنگره بین المللی شرقشناسان در دهلی نو، کنگره بین المللی علوم تاریخی در وین، کنگره تاریخ ادیان در ژنو، مجلس بزرگداشت حافظ شیرازی در دوشنبه تاجیکستان، کنگره بزرگداشت نظامی گنجوی در ایتالیا و بعدا در امریکا، مجمع عمومی سردبیران طرح تاریخ تمدن اقوام آسیای مرکزی در پاریس، کنگره بزرگداشت مولوی در مونیخ، کنگره جهانی بزرگداشت خواجوی کرمانی در کرمان، و کنگره همکاریهای اقوام آسیای مرکزی در تهران، تعدادی از این مجالس را شامل می شود.
دکتر زرین کوب در 24شهریور 1378 به دلیل بیماریهای قلب و چشم درگذشت.
آثار دكتر عبدالحسين زرين كوب
با کاروان حله، شعر بى دروغ، شعر بى نقاب، از کوچه رندان، سیرى در شعر فارسى، سر نى، بحر در کوزه، پله پله تا ملاقات خدا، پیر گنجه در جستوجوى ناکجاآباد، از نىنامه (برگزیده مثنوى معنوى)، دو قرن سکوت، تاریخ ایران بعد از اسلام، فتح عرب در ایران (به زبان انگلیسى در تاریخ ایران کمبریج)، تاریخ مردم ایران (دو جلد)، روزگاران ایران، دنباله روزگاران ایران، روزگاران دیگر، ارزش میراث صوفیه، فرار از مدرسه، جستوجو در تصوف ایران، دنباله جستوجو در تصوف ایران، در قلمرو وجدان، شعله طور (درباره زندگى حلاج)، بنیاد شعر فارسى، ادبیات فرانسه در قرون وسطى، ادبیات فرانسه در دوره رنسانس، متافیزیک، شرح قصیده ترسائیه خاقانى، فن شعر ارسطو، ارسطو و فن شعر و ...
تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش به پایان برد. سپس در کنار تحصیل در دوره متوسطه به تشویق و ترغیب پدر که مردی متدین بود، اوقات فراغت را صرف فراگیری علوم دینی و حوزه ای نمود و ضمن تحصیل فقه و تفسیر و ادبیات عرب، به شعر عربی هم علاقمند شد. گرچه تا پایان سال پنجم متوسطه در رشته علمی تحصیل می کرد با این حال کمتر کتاب تاریخ و فلسفه و ادبیاتی بود که به زبان فارسی منتشر شده باشد و او آن را مطالعه نکرده باشد.
به دنبال تعطیلی کلاس ششم متوسطه در تنها دبیرستان شهر برای ادامه تحصیل به تهران آمد و رشته ادبی را برگزید و در سال 1319 تحصیلات دبیرستانی را به پایان برد و با وجود آنکه کتابهای سالهای چهارم و پنجم متوسطه ادبی را قبلاً نخوانده بود در میان دانش آموزان رشته ادبی سراسر کشور، رتبه دوم را به دست آورد.
با بازگشایی مجدد دانشگاهها در سال 1320، دکتر عبدالحسین زرین کوب در امتحان ورودی دانشکده حقوق شرکت کرد. با آنکه پس از کسب رتبه اول ،در دانشکده ثبت نام هم کرده بود، اما به الزام پدر، ناچار به ترک تهران شد. در همان ایام، علی اکبر دهخدا که ریاست دانشکده حقوق را به عهده داشت، از اینکه چنین دانشجوی فاضلی را از دست می داد، اظهار تأسف کرده بود.
دکتر زرین کوب پس ازترک دانشکده حقوق به زادگاه خود بازگشت و در خرم آباد و بعد در بروجرد به کار معلمی پرداخت، کاری که به تدریج علاقه جدی بدان پیدا کرد.در دوران معلمی، از تاریخ و جغرافیا و ادبیات فارسی گرفته تا عربی و فلسفه و زبان خارجی و حتی ریاضی و فیزیک و علم الهیات، را تدریس کرد.
سرانجام اشتیاق به تحصیل بار دیگر او را به دانشگاه کشاند.
در سال 1324، پس از آنکه در امتحان ورودی دانشکده علوم معقول و منقول و دانشکده ادبیات حایز رتبه اول شده بود، وارد رشته ادبیات فارسی دانشگاه تهران شد. به هر تقدیر، عبدالحسین زرین کوب در سال 1327 به عنوان دانشجوی رتبه اول از دانشگاه فارغ التحصیل شد و سال بعد وارد دوره دکترای رشته ادبیات دانشگاه تهران گردید و در سال 1334 از رساله دکترای خود با عنوان (نقد الشعر، تاریخ و اصول آن) که زیر نظر بدیع الزمان فروزانفر تألیف شده بود با موفقیت دفاع کرد.
پس از اخذ درجه دکترا، از سوی استاد فروزانفر، برای تدریس در دانشکده علوم معقول و منقول دعوت شد و در سال 1335 یا رتبه دانشیاری، کار خود را دانشگاه تهران آغاز کرد و به تدریس تاریخ اسلام، تاریخ ادیان، تاریخ کلام و مجادلات فرق، تاریخ تصوف اسلامی و تاریخ علوم پرداخت.
دکتر زرین کوب در سال 1330 در کنار عده ایی از فضلای عصر همچون عباس اقبال آشتیانی ،سعید نفیسی، دکتر معین،پرویز ناتل خانلری، غلامحسین صدیقی و عباس زریاب، برای مشارکت در طرح ترجمه مقالات دایرة المعارف اسلام (E1) طبع هلند، دعوت شد.
او در ایام تحصیل در تهران، چندی نزد حاج شیخ ابوالحسن شعرانی بپرداخت و با مباحث حکمت و فلسفه، آشنایی بیشتر یافت. از همان روزگار با فلسفه های معاصر غربی نیز آشنا شد و بعد به مطالعه در باب تصوف نیز علاقمند گردید. استاد که از قبل با زبانهای عربی، فرانسوی و انگلیسی آشنا شده بود در سالهای جنگ دوم جهانی، با کمک بعضی از صاحب منصبان ایتالیایی و آلمانی که در آن ایام در ایران به سر می بردند، به آموزش این دو زبان پراخت. در سال 1323 نخستین کتاب او به نام (فلسفه، شعر یا تاریخ تطور شعر و شاعری در ایران) در بروجرد منتشر شد، در حالی که در این هنگام، حدود چهار سال یا کمی بیشتر از تاریخ تالیف کتاب می گذشت.
وی که از زمان شروع تحصیلات دانشگاهی به عنوان دبیر در دبیرستانهای تهران به تدریس پرداخته بود. از سال 1328، سردبیری مجله هفتگی مهرگان را نیز عهده دار شد که با وجود وقفه هایی، این همکاری تا پنج سال تداوم یافت. در سال 1335 با رتبه دانشیاری، کار خود را در دانشگاه تهران آغاز و به تدریس تاریخ اسلام، تاریخ ادیان، تاریخ کلام و مجادلات فرق، تاریخ تصوف اسلامی و تاریخ علوم پرداخت.
در همین سال، برای مدت کوتاهی نیز امور مربوط به انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب را به عهده گرفت. پس از دریافت رتبه استادی دانشگاه تهران (1339 ش)، دکتر زرین کوب چندی نیز در دانشسرای عالی تهران ونیز در دانشکده هنرهای دراماتیک تدریس کرد.
مدتی هم در موسسه لغت فرانکلین با مجتبی مینوی به همکاری مشغول شد. در این میان، یکچند سردبیری مجله راهنمای کتاب را پذیرفت (1342 ش)، و فصل خاصی برای ارائه ادبیات معاصر ایران در مجله به وجود آورد. با این حال همکاری وی با نشریات ادواری داخلی به اینجا محدود نمی شود و فعالیت علمی استاد در انتشار مجلاتی همچون سخن، یغما، جهان نو، دانش، علم و زندگی، مهر و فرهنگ ایران زمین، چشمگیر است.
در سالهای 1347 تا سال 1349 در آمریکا به عنوان استاد میهمان در دانشگاههای کالیفرنیا و پرنیستون به تدریس علوم انسانی پرداخت،سپس به دانشگاه تهران انتقال یافت و در دو گروه تاریخ و ادبیات مشغول به کار شد.
فعالیتهاي دكتر عبدالحسين زرين كوب
سفرهای علمی متعدد استاد به اروپا، امریکا، جمهوریهای شوروی(سابق)، هند، پاکستان و کشورهای عربی، در دیدار از کتابخانه ها، موزه ها و موسسات علمی، و تهیه عکس از بعضی نسخه های خطی فارسی و عربی گذشته است. طی همین سفرها وی با جمعی از دانشمندان و نویسندگان بزرگ ایرانی و خارجی آشنائی نزدیک یافت.
دکتر زرین کوب در بسیاری از مجامع و مجالس علمی جهانی شرکت کرده و به عنوان نماینده ایران به ایراد سخنرانی پرداخته است. از این میان پنجمین کنگره اسلامی در بغداد، بیست و ششمین کنگره بین المللی شرقشناسان در دهلی نو، کنگره بین المللی علوم تاریخی در وین، کنگره تاریخ ادیان در ژنو، مجلس بزرگداشت حافظ شیرازی در دوشنبه تاجیکستان، کنگره بزرگداشت نظامی گنجوی در ایتالیا و بعدا در امریکا، مجمع عمومی سردبیران طرح تاریخ تمدن اقوام آسیای مرکزی در پاریس، کنگره بزرگداشت مولوی در مونیخ، کنگره جهانی بزرگداشت خواجوی کرمانی در کرمان، و کنگره همکاریهای اقوام آسیای مرکزی در تهران، تعدادی از این مجالس را شامل می شود.
دکتر زرین کوب در 24شهریور 1378 به دلیل بیماریهای قلب و چشم درگذشت.
آثار دكتر عبدالحسين زرين كوب
با کاروان حله، شعر بى دروغ، شعر بى نقاب، از کوچه رندان، سیرى در شعر فارسى، سر نى، بحر در کوزه، پله پله تا ملاقات خدا، پیر گنجه در جستوجوى ناکجاآباد، از نىنامه (برگزیده مثنوى معنوى)، دو قرن سکوت، تاریخ ایران بعد از اسلام، فتح عرب در ایران (به زبان انگلیسى در تاریخ ایران کمبریج)، تاریخ مردم ایران (دو جلد)، روزگاران ایران، دنباله روزگاران ایران، روزگاران دیگر، ارزش میراث صوفیه، فرار از مدرسه، جستوجو در تصوف ایران، دنباله جستوجو در تصوف ایران، در قلمرو وجدان، شعله طور (درباره زندگى حلاج)، بنیاد شعر فارسى، ادبیات فرانسه در قرون وسطى، ادبیات فرانسه در دوره رنسانس، متافیزیک، شرح قصیده ترسائیه خاقانى، فن شعر ارسطو، ارسطو و فن شعر و ...
October 5, 2024
همان طور که نویسنده در مقدمه کتاب ذکر کرده است نحوه نگرش به فرهنگ گذشته اسلام به گونه ای است که خود مسلمین بدان می نگریسته اند:
"طرز بیانی که من دراین کتاب به کار برده ام شاید در نظر اول در نزد برخی از خوانندگان تا اندازه ای حماسه آمیز جلوه کند. اما این پندار درست نیست. نویسنده فقط خواسته است با همان چشمی به فرهنگ گذشته اسلام بنگرد که خود مسلمین گذشته بدان می نگریسته اند. شیوه بیانی عاری از هیجان و خالی از همدردی که محققان اروپایی درین مسایل دارند به آنها هرگز امکان آن را نخواهد داد تا در ارزیابی آنچه مسلمانان به فرهنگ دنیا داده اند به درستی داوری کنند. کدام مورخ می تواند بدون همدلی واقعی، با آنچه موضوع تحقیق اوست ارتباط و تفاهم درست بیابد؟ بدون شک دنیای اسلام در تمدن و فرهنگ امروزی جهان ـ که شاید بیش از آنکه غربی باشد بورژوایی است ـ آن اندازه سهم و تاثیر واقعی داشته است که بر شمردن آن نیازی به حماسه سرایی نداشته باشد".
به رغم خلاصه بودن مطالب قلم زیبای نویسنده و عمیق بودن نسبی تحلیل ها خواندن کتاب را برای آشنایی اولیه در این زمینه مناسب می نماید.
فهرست کتاب:
سیری اجمالی از آغاز تاکنون
، تسامح، مادر تمدن انسانی اسلام،
مقام رفیع دانش در اسلام،
فرهنگ و تمدن انسانی و جهانی اسلام،
تمدن اسلامی، منشای یک فرهنگ عظیم انسانی،
معجزه فرهنگ اسلامی، کتابها و کتابخانه ها، مدارس و دانشگاهها،
نهضت علمی مسلمانان،
علم طب و بیمارستانها،
داروسازی و علوم طبیعی،
نجوم و ریاضیات،
فیزیک و شیمی و فنون صناعت،
جغرافیا و جهانگردی،
تاریخنویسی،
ملل و نحل،
عقاید و مذاهب،
فلسفه و کلام و حکمت،
روش تربیتی اسلامی،
اوضاع سیاسی و اجتماعی و اداری،
هنرهای زیبا،
عرفان اسلامی،
ادب اسلامی،
اسلام: فرهنگ جامع، اسلام و فرهنگ غرب.
"طرز بیانی که من دراین کتاب به کار برده ام شاید در نظر اول در نزد برخی از خوانندگان تا اندازه ای حماسه آمیز جلوه کند. اما این پندار درست نیست. نویسنده فقط خواسته است با همان چشمی به فرهنگ گذشته اسلام بنگرد که خود مسلمین گذشته بدان می نگریسته اند. شیوه بیانی عاری از هیجان و خالی از همدردی که محققان اروپایی درین مسایل دارند به آنها هرگز امکان آن را نخواهد داد تا در ارزیابی آنچه مسلمانان به فرهنگ دنیا داده اند به درستی داوری کنند. کدام مورخ می تواند بدون همدلی واقعی، با آنچه موضوع تحقیق اوست ارتباط و تفاهم درست بیابد؟ بدون شک دنیای اسلام در تمدن و فرهنگ امروزی جهان ـ که شاید بیش از آنکه غربی باشد بورژوایی است ـ آن اندازه سهم و تاثیر واقعی داشته است که بر شمردن آن نیازی به حماسه سرایی نداشته باشد".
به رغم خلاصه بودن مطالب قلم زیبای نویسنده و عمیق بودن نسبی تحلیل ها خواندن کتاب را برای آشنایی اولیه در این زمینه مناسب می نماید.
فهرست کتاب:
سیری اجمالی از آغاز تاکنون
، تسامح، مادر تمدن انسانی اسلام،
مقام رفیع دانش در اسلام،
فرهنگ و تمدن انسانی و جهانی اسلام،
تمدن اسلامی، منشای یک فرهنگ عظیم انسانی،
معجزه فرهنگ اسلامی، کتابها و کتابخانه ها، مدارس و دانشگاهها،
نهضت علمی مسلمانان،
علم طب و بیمارستانها،
داروسازی و علوم طبیعی،
نجوم و ریاضیات،
فیزیک و شیمی و فنون صناعت،
جغرافیا و جهانگردی،
تاریخنویسی،
ملل و نحل،
عقاید و مذاهب،
فلسفه و کلام و حکمت،
روش تربیتی اسلامی،
اوضاع سیاسی و اجتماعی و اداری،
هنرهای زیبا،
عرفان اسلامی،
ادب اسلامی،
اسلام: فرهنگ جامع، اسلام و فرهنگ غرب.
April 24, 2020
کارنامهی اسلام را نمیتوان تحقیقی مستقل دانست. هر چند زرینکوب در مقدمهی کوتاهی که بر چاپ دوم کتاب نوشته به مستشرقین تاخته است، اما عملاً کار خودش بر اساس نوشتههای آنها شکل گرفته. ارجاعات کتاب اصلاً کم نیست اما ارجاع به منابع دست اول در آن نادر است. به نظر میرسد که نوشتههای محققین به فرانسه و انگلیسی و آلمانی را به دقت خوانده است اما به منابع اصلی جز در حد نگاهی گذرا کاری نداشته است.
داوری در باب دستآوردهای تمدن اسلامی و کارنامه صادر کردن برایش، نیاز به نگاهی جامعتر و کوششی مضاعف دارد. نگاه زرینکوب به «غرب» محدود شده است؛ مدام از تأثیرپذیری جهان اسلام از یونان و تأثیرگذاریاش بر اروپا سخن میگوید اما حتی از ایران چندان حرفی به میان نمیآورد، از هند و دیگر ملل که تقریباً هیچ.
زرینکوب، هم میخواسته «شوق و هیجان تازهای برای اخذ و توسعهی دانش امروزی» ایجاد کند که خوانندگان «بیهوده در آنچه فقط مربوط به گذشته است در دام غرور و آفتهای آن گرفتار نشوند» (مقدمه) و هم اسلحهای برای اسلام دستوپا کند که به مقابلهی با غرب برخیزد که؛«اگر دنیای اسلام میخواهد در این معرکهی مخفی هم ... پیروزی یابد، چارهای جز آن ندارد که در ٬٬نوع اسلحه٬٬ی خویش تجدید نظر کند، و بر اساس علم و فرهنگ گذشتهی خویش -نه آنچه کورکورانه از غرب گرفته است- بنای علم و فرهنگ تازهای بگذارد» (۱۹ و ۲۰). راهی که برای رسیدن به این اهداف در پیش گرفته، ساختن تصویری کلی است از تسامح در تمدن اسلامی و نشان دادن پذیرش دانشهای خارجی و تکمیل و ترکیب و توسعهی آنها، تا گذشتهپرستان را معتدل کند و مرور سریع نام دانشمندان مسلمان و کتابها و دستاوردها و بعضاً نشان دادن تأثیرگذاریشان بر جهان غرب، تا به خودکمبینان تلنگری بزند که فکر نکنند همه چیز جای دیگری است.
به نظر من اما زرینکوب در رسیدن به اهدافش ناکام بوده است. در لابهلای کتابش ایدههای درخشانی میتوان پیدا کرد. اما او توجه نداشته که برای به ثمر رساندن این ایدهها نمیتوان صرفاً بر آثار تحقیقی تکیه کرد. در این موضوعات گاهی باید چرخ را از نو اختراع کرد. باید منابع دست اول را کاوید، هم منابعی که محققین پیشین دیدهاند، هم منابعی که از چشمشان جامانده یا به آنها دسترسی نداشتهاند. اگر محققی به مستشرقین بدبین است و میخواهد «با همان چشمی به فرهنگ گذشتهی اسلامی بنگرد که خود مسلمین گذشته بدان مینگریستهاند» (مقدمه) کارش سختتر هم میشود، طبیعتاً نمیتواند نگاه مسلمینِ گذشته را بفهمد اما کتابهایشان را نخواند. کارنامهی اسلام انگار به تعجیل نوشته شده، انگار هنوز خام است. برای ۵۰ سال پیش شاید کار زرینکوب بد نبوده اما امروز دیگر کهنه شده است. اینکه هنوز این کتاب منبع میشود، حتی انگار در دروس تخصصی دانشگاهی، یا به کردی و روسی ترجمهاش میکنند، ناراحتکننده است. نمیدانم در این موضوع، که بسیار هم کلی است اثر بهتری داریم یا نه. اگر نداریم و دستمان خالی است و باید به این کتاب اکتفا کنیم، چطور بگویم؛ جای تأسف است.
داوری در باب دستآوردهای تمدن اسلامی و کارنامه صادر کردن برایش، نیاز به نگاهی جامعتر و کوششی مضاعف دارد. نگاه زرینکوب به «غرب» محدود شده است؛ مدام از تأثیرپذیری جهان اسلام از یونان و تأثیرگذاریاش بر اروپا سخن میگوید اما حتی از ایران چندان حرفی به میان نمیآورد، از هند و دیگر ملل که تقریباً هیچ.
زرینکوب، هم میخواسته «شوق و هیجان تازهای برای اخذ و توسعهی دانش امروزی» ایجاد کند که خوانندگان «بیهوده در آنچه فقط مربوط به گذشته است در دام غرور و آفتهای آن گرفتار نشوند» (مقدمه) و هم اسلحهای برای اسلام دستوپا کند که به مقابلهی با غرب برخیزد که؛«اگر دنیای اسلام میخواهد در این معرکهی مخفی هم ... پیروزی یابد، چارهای جز آن ندارد که در ٬٬نوع اسلحه٬٬ی خویش تجدید نظر کند، و بر اساس علم و فرهنگ گذشتهی خویش -نه آنچه کورکورانه از غرب گرفته است- بنای علم و فرهنگ تازهای بگذارد» (۱۹ و ۲۰). راهی که برای رسیدن به این اهداف در پیش گرفته، ساختن تصویری کلی است از تسامح در تمدن اسلامی و نشان دادن پذیرش دانشهای خارجی و تکمیل و ترکیب و توسعهی آنها، تا گذشتهپرستان را معتدل کند و مرور سریع نام دانشمندان مسلمان و کتابها و دستاوردها و بعضاً نشان دادن تأثیرگذاریشان بر جهان غرب، تا به خودکمبینان تلنگری بزند که فکر نکنند همه چیز جای دیگری است.
به نظر من اما زرینکوب در رسیدن به اهدافش ناکام بوده است. در لابهلای کتابش ایدههای درخشانی میتوان پیدا کرد. اما او توجه نداشته که برای به ثمر رساندن این ایدهها نمیتوان صرفاً بر آثار تحقیقی تکیه کرد. در این موضوعات گاهی باید چرخ را از نو اختراع کرد. باید منابع دست اول را کاوید، هم منابعی که محققین پیشین دیدهاند، هم منابعی که از چشمشان جامانده یا به آنها دسترسی نداشتهاند. اگر محققی به مستشرقین بدبین است و میخواهد «با همان چشمی به فرهنگ گذشتهی اسلامی بنگرد که خود مسلمین گذشته بدان مینگریستهاند» (مقدمه) کارش سختتر هم میشود، طبیعتاً نمیتواند نگاه مسلمینِ گذشته را بفهمد اما کتابهایشان را نخواند. کارنامهی اسلام انگار به تعجیل نوشته شده، انگار هنوز خام است. برای ۵۰ سال پیش شاید کار زرینکوب بد نبوده اما امروز دیگر کهنه شده است. اینکه هنوز این کتاب منبع میشود، حتی انگار در دروس تخصصی دانشگاهی، یا به کردی و روسی ترجمهاش میکنند، ناراحتکننده است. نمیدانم در این موضوع، که بسیار هم کلی است اثر بهتری داریم یا نه. اگر نداریم و دستمان خالی است و باید به این کتاب اکتفا کنیم، چطور بگویم؛ جای تأسف است.
August 23, 2008
1- سيرى اجمالى از آغاز تاكنون
2- تسامح، مادر تمدن انسانى اسلام
3- مقام رفيع دانش در اسلام
4- فرهنگ و تمدن انسانى و جهانى اسلام
5- تمدن اسلامى، منشا يك فرهنگ عظيم انسانى
6- معجزه فرهنگ اسلامى
7- كتابها و كتابخانهها
8- مدارس و دانشگاهها
9- نهضت علمى مسلمانان
10- علم طب و بيمارستانها
11- داروسازى و علوم طبيعى
12- نجوم و رياضيات
13- فيزيك و شيمى و فنون صناعت
14- جغرافيا و جهانگردى
15- تاريخنويسى
16- ملل و نحل
17- عقايد و مذاهب
18- فسلفه و كلام و حكمت
19- روش تربيتى اسلامى
20- اوضاع سياسى و اجتماعى و ادارى
21- هنرهاى زيبا
22- عرفان اسلامى
23- ادب اسلامى
24- اسلام: فرهنگ جامع
25- اسلام و فرهنگ غرب
يادداشتها
2- تسامح، مادر تمدن انسانى اسلام
3- مقام رفيع دانش در اسلام
4- فرهنگ و تمدن انسانى و جهانى اسلام
5- تمدن اسلامى، منشا يك فرهنگ عظيم انسانى
6- معجزه فرهنگ اسلامى
7- كتابها و كتابخانهها
8- مدارس و دانشگاهها
9- نهضت علمى مسلمانان
10- علم طب و بيمارستانها
11- داروسازى و علوم طبيعى
12- نجوم و رياضيات
13- فيزيك و شيمى و فنون صناعت
14- جغرافيا و جهانگردى
15- تاريخنويسى
16- ملل و نحل
17- عقايد و مذاهب
18- فسلفه و كلام و حكمت
19- روش تربيتى اسلامى
20- اوضاع سياسى و اجتماعى و ادارى
21- هنرهاى زيبا
22- عرفان اسلامى
23- ادب اسلامى
24- اسلام: فرهنگ جامع
25- اسلام و فرهنگ غرب
يادداشتها
January 5, 2008
ba inke baraie pas kardane "tarikh eslam" khoondamesh,vali ketabe ghashangi bood be khosoos ke nevisandash -zarinkoob- ghabele etemade va mamoolan harfash ro ba tahghigh mizane!
vali shadidan man ro be yade tarif moalem adabiatemoon az "hamase" mindaze ke har melati say mikonan tooie hama3 hameye eftekharate gahan ro be khodeshoon nesbat bedan!!
vali shadidan man ro be yade tarif moalem adabiatemoon az "hamase" mindaze ke har melati say mikonan tooie hama3 hameye eftekharate gahan ro be khodeshoon nesbat bedan!!
September 16, 2008
فقط برای پاس کردن "تاریخ اسلام" خوندمش ! متنش ادبیه و بعضی از قسمتاش رو اصلا نفهمیدم
May 3, 2010
در حد تیم ملی زبان قشنگی دارد
خوبست همگان یکبار بخوانند
به ویژه اینکه در این کتاب پخته تر شده است
خوبست همگان یکبار بخوانند
به ویژه اینکه در این کتاب پخته تر شده است
November 1, 2014
نظرات استاد زرین کوب در این کتاب با کتاب دو قرن سکوت کاملن متفاوته. هیچ وقت راز این تفاوتو نفهمیدم.
Displaying 1 - 15 of 15 reviews













