شما در این کتاب، یاد می گیرید، از چشم اندازی دور به مشاهدۀ ذهن تان بنشینید. وقتی دست از اعتقاد به افکارتان بر می دارید، افکارتان تسلیم می شوند و ذهن تان به احساس آرامش و امنیت بیشتری دست می یابد. در بخش اول کتاب یاد می گیرید چه طور افکارتان را بشناسید و آن ها را مشاهده کنید و چگونه فکرتان را تغییر دهید. در بخش دوم کتاب، به نقش و تأثیر این افکار در زندگیتان پی می برید. وقتی فریب افکارتان را نمی خورید و آن ها را به دقت شناسایی می کنید و می دانید که عملکردشان چیست و قرار است چه کار کنید، موفق می شوید که نفوذ آنها را در زندگی تان کاهش دهید. در بخش سوم کتاب به این موضوع می پردازیم که چه طور می توانید یک فکر را مشاهده کنید، بدون این که درگیر محتوای آن شوید. این کتاب، روش های نوین و خلاقانه ای در اختیار شما قرار می دهد تا در طول سفر روزانۀ ذهن تان، شما را همراهی کند. اگر موافقید، شروع کنید.
Matthew McKay, PhD, is a professor of psychology at the Wright Institute in Berkeley, and author of more than 30 professional psychology and self-help books which have sold a combined total of more than 3 million copies. He is co-founder of independent self-help publisher, New Harbinger Publications. He was the clinical director of Haight Ashbury Psychological Services in San Francisco for twenty five years. He is current director of the Berkeley CBT Clinic. An accomplished novelist and poet, his poetry has appeared in two volumes from Plum Branch Press and in more than sixty literary magazines. His most recent novel, Wawona Hotel, was published by Boaz Press in 2008.
اگر یک لحظه در طولِ روز، زمان داشته باشیم که بی حرکت و آروم در جایی بشینیم و سکوتی پر درد فضا رو پر کرده باشه چیکار میکنیم؟ مسلماً ناخودآگاه افکار زیادی به ذهن ما سرازیر میشه با اینکه ما هیچ رغبتی نداریم در اون لحظه فکر کنیم. افکاری که ناراحت کننده هستند و حتی بما اجازه نمیدن یک لحظه از یک روزِ پر مشغلمون رو در اختیار خودمون داشته باشیم و لااقل دلمون رو به همون یک لحظه موجود خوش کنیم:)
برای فرار از این زندان که سازننده و پردازشگر اون عضوی به نام ذهن ماست، باید توجه داشته باشیم که "افکار فقط فکر هستند نه چیزی بیشتر"در حالت ایده آل شاید یک درصد افکارمون به واقعیت مبدل بشن پس نیازی به نگرانی نیست. و البته حس میکنم باید بعدِ سراغ اومدن هر نوع فکر درست و غلطی به خودمون بگیم خب که چی؟ تَهش چی میشه؟ آخرش به کجا میرسم و از این قبیل سوالهای بی پاسخ. درسته که ذهن انسان به این نوع سوالات نمیتونه پاسخگو باشه اما تا حدِ زیادی از نگرانی ها و دل شوره ها کم میشه. برای اینکه زندگی کنیم باید "رها"شدن رو یاد بگیریم و زیاد فکر کردن و قضاوت کردن رو رها کنیم و در این جهان مثلِ یک تماشاگر و مشاهده گر زندگی کنیم.
خب من همیشه فکر میکردم میکردم کتابهای خودیاری اسم دیگه کتاب های زرده که تو یه قفسه خوش آب و رنگتر گذاشتنش و خوندنشون هیچ دردی از آدم دوا نمیکنه. تا اینکه یکی از روانشناسهایی که در اینستاگرام دنبال میکنم این کتاب رو برای افرادی پیشنهاد داد که درگیر نشخوار ذهنی هستن. کتاب رو خوندم و برای من خیلی مفیدتر از چیزی بود که انتظار داشتم. معرفی کتاب رو از همون صفحه روانشناسی اینجا کپی کردم.
در این کتاب انواع فکر توضیح داده شده است: • افکار مربوط به زمان حال • خاطرات گذشته • قضاوتها • افکار داستانگویانه ( فکرهایی که سعی دارند “چرایی” هر اتفاق را بفهمند) • افکار آیندهنگرانه که منجر به سناریو ساختن دربارهی چیزهاییست که هنوز اتفاق نیوفتاده است! و خود این افکار آیندهنگرانه سه نوع هستند شامل: برنامه ریزی، خیال پردازی و افکار پیشگویانه. بعد از این که در فصل اول کتاب، این افکار توضیح داده میشود، در فصل دوم تاثیری که افکار روی زندگی میگذارند مورد بررسی قرار میگیرد و در فصل سوم تکنیکهایی برای رها شدن از این افکار آموزش داده میشود. برای اطمینان شما از علمی بودن کتاب لازم به توضیح است که نویسندهها و مترجمها همگی روانشناس هستند و مبنای فلسفی کتاب مطابق با رویکردی در روانشناسی به نام “درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد” میباشد.
بالاخره این کتاب تمام شد! مطالب کتاب ابتدایی هستند و بعضا آنقدر تکرار مکررات میشود که حوصلهی آدم سر میرود، از طرف دیگر همهی تمرینات کتاب به آن میزان که ادعا میکند هم کاربردی و مفید نیستند؛ بهطور کلی ارزش یکبار ورق زدن را دارد!
شما در این کتاب، یاد می گیرید، از چشم اندازی دور به مشاهدۀ ذهن تان بنشینید. وقتی دست از اعتقاد به افکارتان بر می دارید، افکارتان تسلیم می شوند و ذهن تان به احساس آرامش و امنیت بیشتری دست می یابد. در بخش اول کتاب یاد می گیرید چه طور افکارتان را بشناسید و آن ها را مشاهده کنید و چگونه فکرتان را تغییر دهید. در بخش دوم کتاب، به نقش و تأثیر این افکار در زندگیتان پی می برید. وقتی فریب افکارتان را نمی خورید و آن ها را به دقت شناسایی می کنید و می دانید که عملکردشان چیست و قرار است چه کار کنید، موفق می شوید که نفوذ آنها را در زندگی تان کاهش دهید. در بخش سوم کتاب به این موضوع می پردازیم که چه طور می توانید یک فکر را مشاهده کنید، بدون این که درگیر محتوای آن شوید. این کتاب، روش های نوین و خلاقانه ای در اختیار شما قرار می دهد تا در طول سفر روزانۀ ذهن تان، شما را همراهی کند. اگر موافقید، شروع کنید.
ما نمیتوانیم انتخاب کنیم چه افکاری از ذهنمان بگذرند،زیرا نمیتوانیم جلوی ورود افکار به ذهنمان را بگیریم پس باید در رابطهی خود با افکارمان و نتابج برآمده از این رابطه،قدرت و تسلط داشته باشیم.در این کتاب کارآمدی افکار بررسی میشود.آیا باعث پربارتر شدن زندگی شما میشوند یا حس سرزندگی را از بین میبرند؟بخش اول کتاب پنج نوع از افکار را بررسی میکند و به ما یاد میدهد که چطور این افکار را تشخیص دهیم و رصد کنیم.همچنین میآموزیم که چگونه فکر را از سویی به سوی دیگر تغییر دهیم.در بخش دوم کتاب کارکرد و تاثیر افکار را روی خودمان تشخیص میدهیم.وقتی بتوانیم آنها را رصد کنیم غلبهی آنها بر ذهنمان کمتر خواهد شد.در فصل سوم هم میآموزیم که چگونه در فحوای افکار غرق شویم،رصد کنیم و در آخر در برابر اثرات مخرب بعضی از آنها مصون بمانیم. 📝من این کتاب رو خیلی وقت پیش شروع کردم و نصفه رهاش کردم.این چند روز دلگیریهایی از بعضی افراد پیش اومد ولی ترجیح میدادم بیان نشه و رفتار اون افراد فکرم رو خیلی درگیر کرده بود.خلاصه این شد که دوباره سراغ این کتاب رفتم و خیلی راضی بودم.به نظرم ما نمیتونیم رفتار افراد رو کنترل کنیم و تغییر بدیم یا باعث بشیم که ما رو نرنجونن ولی میتونیم انقدر قوی باشیم که این رفتارها برامون بیاهمیت بشند و از زندان ذهن و افکاری که دنیامون رو سرد و تاریک میکنه دور بشیم.اگر جهانی که دوست داشتیم نبود پس وقتش رسیده که دیگر نباید هر چه به ذهنمون رسیده رو باور کنیم... #رهایی_از_زندان_ذهن 📝با این عکس و معرفی محصولات پژال عزیز در مسابقه شرکت مینمایم
واقعا قدر نمیدونیم، ناسپاس و نمکنشناسیم! چندمیلیون کتاب باید نوشته شن تا بفهمیم که مثبتاندیش باشیم، قشنگیای زندگی رو ببینیم، برای تفکرمون حد و مرزی قائل نباشیم، بهپدر و مادرمون احترام بذاریم، روزی سهبار مسواک بزنیم، شیر بخوریم، درسامونو سر وقت بخونیم، بچههای خوبی باشیم... چهقدر؟
این کتاب پنجاه روش برای کنترل افکار مختلف در سه بخش مطرح کرده است،از تمثیل به خوبی برای انتقال مفاهیم استفاده کرده و دائما تمرینات مدیتیشن رو برای آدم مرور میکنه. بر پایه اینکه نفس عمیق بکشید و با اشیا ارتباط برقرار کنید. انواع فکرهایی که به ذهنمون میرسه و نمیتونیم کنترلشون کنیم را به خوبی طبقه بندی کرده و راه حل هایی براش تجویز کرده است. تکنیکهایی هستند که شما را از قلاب ذهن در میارن . هدفش این هست که شکل محرک یعنی اون فکری که داره ما رو اذیت میکنه تغییر بده تا دیگه اون اثر قبل رو نداشته باشه. این کتاب در دسته کتاب هایی هست که با روش اکت یا درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد پیش میرن.
وقتی شروع به خواندن کتاب رهایی از زندان ذهن کردم اولین برداشتم این بود که افکار چیزی جز یک واکنش در بدن انسان نیستند و هیچ کدام از افکار را نباید جدی گرفت و شاید کلا باید سعی کرد که فکر کردن را تعطیل کرد. امری غیر ممکن! با این برداشت به خواندن کتاب ادامه دادم و سطر سطر کتاب را با این ذهنیت برای خودم تفسیر کردم تا اینکه دوست عزیزی با جمله ای کل ذهنیت من را تغییر داد. "بدون تفکر یکی از چهار واکنش اصلی روان انسان ناقص میماند. باید درست فکر کردن را آموخت" کتاب رهایی از زندان ذهن ابتدا سعی دارد انواع افکار را به ما بشناساند. با کمی تامل در افکار میتوان به راحتی ریشه افکار را پیدا کرد. افکار میتواند ناشی از تجربه های گذشته- آرزوهای آینده- ترس- غم- قضاوت و قوانین حک شده در ذهن که ناشی از قوانین حاکم بر جامعه و فرهنگ و آداب و رسوم باشند. در ابتدا برای رهایی از این افکار, نویسنده ما را به توجه به بدن خود و تنش های موجود در آن در زمان حال دعوت میکند. نویسنده بارها و بارها این نکته را یاداوری میکند که این افکار صرفا فقط یک فکر هستند و واقعیت ندارند. ولی باید دقت کرد که این افکار را که موجب تنش جسم نیز میشوند سرکوب نکنیم. با فرار کردن از این افکار فقط آنها را به ناخوداگاه هدایت میکنیم تا در اینده با انرژی مخرب بیشتری دوباره به سوی ما بازگردند. تنها کاری که باید انجام دهیم این است که به این افکار توجه کنیم و نظارهگرشان باشیم ولی تحت تاثیرشان قرار نگیریم و فراموش نکنیم که اینها وا قعیت ندارند. در اصل فرار کردن اولین و اسان ترین راه حل در برابر مواجه شدن با مشکلات است که نه تنها مشکل را حل نمیکند بلکه مشکل بعدی را رغم میزند. باید مشکلات و غم ها را پذیرفت واز تجربه ی ان ترسی نداشت و نظاره گر رویکردشان بود تا اثر ان به بی اثری تبدیل شود.
فکر کردن را متوقف کن و مشکلاتت پایان می یابد - لاءو تزو
. نويسنده سعي ميكنه با يه سري راهكارها به شما ياد بده كه افكارتون رو كنترل كنين كه البته تعداد خيلي زياديش(نه همه ش) يه جورايي سطحي و مشابه هست،در كل با همه ي روش ها ميخواد ياداوري كنه كه افكار فقط فكر هستند،نياز به دسته بندي دارن و نبايد ظرفيت ذهن و انرژي فرد رو هدر بدن. ممكنه براي افرادي كه زيادي با overthinking درگيرن فايده اي داشته باشه خصوصن توي سن هاي پايين تر ؛اما نظر شخصي من اينه كه هرفرد بهتره با تلاش و شناخت خودش به مرحله اي برسه كه بدونه چه افكاري چه مقدار انرژي و زمان ميخوان و اينكه چطوري ميشه مديريت كرد اين موضوع رو.
یکی از معدود کتاب های کاربردی برای تغییر نگرش. کتابی موجز و بسیار کاربردی. بسیاری از کتاب های انگیزشی بازار فقط نقش مسکن دارند. برای تغییر ذهن باید تمرین های عملی انجام دهید و کمی به خود سختی بدهید. مشاهده ذهن کاریست که این کتاب به روش ساده توضیح داده است. کتاب های بسیار پیچیده تر از این خوانده ام و مطالب برایم چندان تازگی نداشت اما از کوتاه و کاربردی بودن کتاب لذت بردم. کتابی که بی دلیل سعی نکرده قصه پردازی کند و آسمان. ریسمان را برای تلقین دیدگاه خود به خواننده ببافد. بسیاری از کتاب های این چنینی زیاده گویی می کنند. البته مردم هم کتاب هایی که مانند مسکن باشند را به کتاب هایی که برای تغییر ذهن نیاز به تمرین دارند ترجیح می دهند به همین دلیل است که فایده ای هم نمی برند. با راحت طلبی نمی توانید ذهنتان را تغییر دهید. با اراده قوی و دانش می توان ذهن را تغییر داد.
بنظرم این کتاب بیشتر در حالتی میتواند مفید باشد که افکار منفی یا مزاحم زیادی انسان را به خودش درگیر کند، یا اگر فوبیایی نسبت به مسئلهای داشته باشیم، راهکارهای عملی برای مقابله با این شرایط ارائه میدهد. در حالت عادی تمرکز اصلی کتاب براین موضوع است که باید بتوانیم افکارمان را کنترل و از اثرات مخربشان جلوگیری کنیم.
من نسخه ى اصليه كتاب رو نخوندم،بنابراين نميدونم خود نويسنده مختصر توضيح دادن يا توى ترجمه از كتاب كاسته شده،به نظرم تمرين ها احتياج به توضيحات و مثال هاي بيشتري داشت.
This is a lovely book about our belief system and how faulty it can get, also it's a workbook so you can try thing out and see if they work for you, sometimes really helped me to challenge my facts. Although it couldn't help me to cope with the fact that no one really cares about me, it was a fun read and deserves a place on your nightstand.
This is a lovely book about our belief system and how faulty it can get, also it's a workbook so you can try thing out and see if they work for you, sometimes really helped me to challenge my facts. Although it couldn't help me to cope with the fact that no one really cares about me, it was a fun read and deserves a place on your nightstand.
موضوعش برام جالب بود ولی خیلی نتونستم با متن کتاب و مثال ها و خصوصاً تمرین های ارتباط برقرار کنم. یه کتابی با همین مضمون هم خانم امیرزاده(نویسنده ی نهنگ) معرفی کرده بودن کتاب از حال بد به حال خوب (شناخت درمانی) که اونم درباره همین موضوعاته که افکار چه تاثیری روی احساسات ما دارن و چطور میشه مدیریتش کرد البته اون خیلی کتاب حجیمی هست. ولی به نظر جالب میاد در همین زمینه
کتاب جالبیه و فکر میکنم اگه تمریناشو مداوم انجام بدیم خیلی کمک کننده باشه، حتی شاید لازم باشه وقتی درگیری فکری داریم برگردیم و نگاهی به کتاب بندازیم تا یادمون بیاد خیلی کتاب مختصریه و باعث میشه تو کوتاه ترین زمان راهکارهای مفیدی یاد بگیرین که از زندان ذهنتون رها بشین مشابه چندتا از راهکاراشو من از روانکاوم یاد گرفته بودم، به نظرم کتاب مفیدیه و پیشنهاد میدم
کتاب مختصر و تقریبا مفیدی بود. بحث کلیش این بود که یک فکر به تنهایی یک فکره و حقیقت نداره و به خودی خود نمیتونه مضر یا سودمند باشه؛ وظیفهی ما فقط نظاره کردن افکاره بدون هیچ قضاوتی و جدی گرفتن اونها.
Great overview of the differences between you and your thoughts. By reading and doing the exercises provided, you get to truly understand the impacts of your thoughts and being. Highly recommended and a book I’ll go back to frequently.
An interesting read about different types of thoughts and how to acknowledge them. A great read for anyone interested in improving their meditation techniques as the book goes into further detail about labeling thoughts, acknowledging them, and allowing them to pass.
This book really helped me to get out my thoughts and enjoy more of my life i really suggest this book to people that get sad so much or have so many negative thoughts 🙃
It’s the best book and it’s completely for trying to better than thinking and fixing mind about life. Someone or many things, after I red i fell free because I should practice and fix my mind
کتابی عالی و کاربردی برای تمرین مایندفولنس که هم به درد درمانگران میخورد هم مراجعین. مایندفولنس یک مهارت است و این یعنی برای به دست اوردنش نیاز به تمرین و تکرار و مداومت دارد.