فک میکنم انسان هرچقدر هم بیهمهچیز و پست و حقیر باشد و تمدنش چیزی جز جنگ و خونریزی و کشتار نباشد و حرامزاهتر از او موجودی در دنیا نباشد، با این همه هنوز میتواند به یک چیز بنازد و آن زبان است
نکته بسیار زیبایی لابلای خطوط این کتاب پیدا کردم که باعث شد از اینکه اینقدر انسانها را فحش دادم کمی احساس پشیمانی کنم. و آن احترامی است که زبانهای مختلف در ایران داشتهاند. یک نمونه اینکه در زمان باستان، پارسها از کلمهی «روز» استفاده کردهاند و کوردها از کلمهی «روژ» و تا به امروز هردو زبان سعی نکردهاند کلماتشان را بر دیگری تحمیل کنند. در واقع به طور مسالمتآمیزی زبانهای مختلف در کنار هم پذیرفته شدهاند. بخاطر همین است که صفویه با تمام تلاشش نتوانست زبان پارسی را از عنوان زبان رسمی ایران براندازد. زیرا زبان صفوی زبان شمشیر و زور بود، زبانی که تمامیتخواه بود و همه را میخواست مانند خود کند.
در مجموع کتاب خوبی بود، هر چند که بعضی جاهاش به نظر من ابتدایی اومد. من قبلا در این زمینه مطالعاتی داشتم و بخش اول برام خیلی ابتدایی بود به خاطر همین بیشترش رو گذری خوندم اما اگر کسی صفر کیلومتر باشه احتمالا ازش لذت زیادی میبره. بخش دوم هم همینطور بود اما من خیلی ازش لذت بردم و به شدت برام جذاب بود چون میتونستم آوانوشتهای نوشتههای قدیمی رو بخونم و با گویش کنونیمون مقایسه کنم. سیر تحولی واژهها هم بسیار جذاب بود. در نهایت، بخش پایانی که به تاریخچهی زبان و شاخههای امروزی زبان پارسی میپرداخت برای من از همهی کتاب سودمندتر بود.