یکی از کژ اندیشی های بزرگ در بررسی پدیده جایگاه نهاد روحانیت شیعه، یکی دانستن آن با روحانیت دیگر دین ها است . نخست باید بدانیم که همه دین ها روحانیت ویژه خود را ندارند و دیگر اینکه روحانیت هر دینی با دین دیگر همانند نیست. دیانت بهایی چیزی همانند «آخوند» و یا « ملا» یعنی کسی که از راه دین نان بخورد نمی شناسد و از آن گذشته جنبش بابی در بنیان خود روحانی ستیز بوده است. همچنین در دین مندایی هم روحانیان اگرچه به کارهای دینی همچون غسل تعمید و مانند آن می پردازند، ولی این کار را داوطلبانه انجام می دهند و برای آن پولی دریافت نمی کنند ودرآمدشان از کارهایی چون میناکاری بوده است. ولی روحانیت شیعه حتا در همسنجی با نهادی مانند روحانیت کاتولیک هم سرافکنده از میدان بیرون می آید. امروزه، کشیشیان و پاپ های کاتولیک خود نیز می پذیرند که تاریخشان سرشار از تبهکاری، انسان ستیزی، جنایت، دشمنی با دانش و پیشرفت بوده است و آنان خود نیز می پذیرند که انسان ها را به بهانه های واهی زنده زنده سوزانده اند و دانشمندان را به دار آویخته اند و زندگی را چه بر همکیشان خویش و چه به دگرکیشان، تلخ و تباه کرده اند. ..."